به گزارش سرمایه فردا، «ذرات آشوب» از آن نمایشهایی است که انگار برای همین روزها ساخته شده؛ تئاتری که تماشایش برای هر کسی که دل در گرو تاریخ، جنوب و مفهوم وطن دارد، میتواند تجربهای عمیق و بهموقع باشد. ابراهیم پشتکوهی این بار دوباره سراغ نمایشی رفته که ریشه در یکی از مهمترین فصلهای فراموششده تاریخ ایران دارد؛ روایتی نمایشی از هرمز، خلیج فارس و مقاومت مردمانی که قرنها اجازه ندادند خاکشان بیدفاع بماند. قصه «ذرات آشوب» به اشغال هرمز توسط پرتغالیها در سال ۱۵۰۷ بازمیگردد؛ زمانی که آلفونسو د آلبوکرک، دریانورد مشهور پرتغالی، در دوران شاه اسماعیل صفوی به جزیره حمله کرد و با ساخت قلعه هرمز، نبض تجارت خلیج فارس را به دست گرفت. از آن زمان، هرمز به یکی از مهمترین نقاط استراتژیک منطقه تبدیل شد و بیش از یک قرن در اشغال پرتغال باقی ماند؛ اشغالی که موازنه قدرت و تجارت میان شرق و غرب را تغییر داد.
اما این پایان ماجرا نبود. در سال ۱۶۲۲، امامقلی خان با همراهی ناوگان کمپانی هند شرقی بریتانیا موفق شد پس از محاصرهای سنگین، هرمز را بازپس بگیرد؛ رخدادی تاریخی که بعدها دهم اردیبهشت را به نام «روز ملی خلیج فارس» در تقویم ایران ثبت کرد. حالا و در روزهایی که دوباره نام خلیج فارس و تنگه هرمز در متن بحرانها و تنشهای منطقهای قرار گرفته، پشتکوهی احساس کرده «ذرات آشوب» بیش از همیشه باید روی صحنه باشد. نمایشی که فقط روایت یک واقعه تاریخی نیست؛ یادآوری حافظه جمعی مردمانی است که از جنوب تا شمال این سرزمین، سالها کنار هم ایستادهاند تا اجازه ندهند حتی وجبی از خاک ایران در اختیار بیگانه بماند. «ذرات آشوب» در کنار قصه رازآلود و فرم اجراییاش، ادای دینی است به جنوب؛ به تاریخ هرمز، به خلیج فارس و به مفهوم «وطن»؛ مفهومی که شاید امروز دوباره بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم دربارهاش حرف بزنیم. در ادامه، گفتوگوی ابراهیم پشتکوهی را درباره اجرای دوباره این نمایش، وضعیت امروز تئاتر و ضرورت زنده ماندن هنر در روزهای سخت میخوانید.
پشتکوهی در ابتدای این گفتوگو در پاسخ به چرایی اجرای مجدد «ذرات آشوب» و تفاوتهای آن با دورههای گذشته، بر جهانشمول بودن مفهوم این اثر تاکید میکند: «این نمایش قابلیت اجرا در همه دورانها را دارد اما در روزهایی که اکنون در آن به سر میبریم، شاید ضرورت اجرای آن بیشتر از هر زمان دیگری احساس شود. پس از اجرا در تهران، حضور در جشنواره بغداد و سپس اجرا در بندرعباس، قصد ما از ابتدا این بود که این نمایش در کل ایران بچرخد و در صورت مساعد بودن شرایط بیرونی، اجراهای خارج از کشور را نیز ادامه دهیم.»
او درباره تغییرات محسوس این دوره از اجراها به ترکیب بازیگران اشاره میکند و میگوید:«تقریبا تمام بازیگران ما تغییر کردهاند. در این دوره، ما تماما با بازیگران تئاتر کار میکنیم؛ کسانی که هم وقت کافی برای تمرین دارند و هم عشق بیشتری برای ایستادن روی صحنه. شیوه کاری من به گونهای است که زمان تمریناتم با بسیاری از دوستان متفاوت است؛ ما روزانه هفت تا هشت ساعت تمرین میکنیم. بنابراین، آدمهایی با این میزان از تعهد و ویژگیهای حرفهای بیشتر به کار من میآیند و عزیزانی که اکنون در خدمتشان هستیم، دقیقا همین شرایط را دارند.»
روی صحنه بردن یک نمایش در شرایط ملتهب اقتصادی امروز، برای هر گروهی یک ریسک بزرگ محسوب میشود. وقتی از پشتکوهی درباره این ریسک اقتصادی میپرسیم، با نگاهی عمیقتر به ماهیت زندگی امروز پاسخ میدهد: «امروزه اصلا زیستن ما به خودی خود یک ریسک است و هیچ چیز ثابت و تضمینشدهای وجود ندارد. اما باید باور کنیم که تئاتر یک «ضرورت اجتماعی» است، نه صرفا یک تفنن و سرگرمی که فقط در شرایط صلح و آرامش مطلق به آن پرداخته شود. اتفاقا در شرایط سخت است که این ضرورت بیشتر به چشم میآید. بهرغم تمام ریسکهای اقتصادی، برای ما بسیار مهم است که در شرایطی که جامعه نیاز دارد، تئاتر حضور زنده و پویایی داشته باشد.»
در نمایشهای ابراهیم پشتکوهی، موسیقی همواره جایگاهی فراتر از یک افکت صوتی یا ملودی پسزمینه دارد. او درباره کارکرد موسیقی در «ذرات آشوب» و نگاه کلیاش به این هنر میگوید: «اگر به کارهای من رجوع کنید، میبینید که موسیقی همیشه یکی از شخصیتهای مهم تئاترهای من بوده است. تئاتر، به قول بزرگان، خانه همه هنرهاست. در کنار بازیگر که در رأس قرار دارد و عناصری چون صحنه و لباس، موسیقی برای من همواره یکی از ارکان مهم بوده است. در «ذرات آشوب» نیز حضور موسیقی بسیار پررنگ است و به عنوان یکی از ستونها و شخصیتهای مهم نمایش عمل میکند.» او با رد این نگاه که موسیقی تنها ابزاری برای جذب گیشه است، تاکید میکند: «هیچگاه موسیقی برای من وسیلهای برای جذب مخاطب یا ایجاد جاذبههای شنیداری سطحی نبوده است. تئاتر هنری است برای دیدن، شنیدن و درگیر کردن تمام حواس انسان و بخش شنیداری آن باید با اصالت و به عنوان یک راوی یا کاراکتر در خدمت اثر باشد.»
یکی از چالشهای بزرگ ماههای اخیر برای گروههای نمایشی، محدودیتهای اینترنت و اختلال در فضای مجازی بوده است. پشتکوهی با ابراز تاسف از این وضعیت، تاثیر آن را بر ریزش مخاطب بسیار جدی میداند: «این موضوع تاثیر خیلی زیادی روی اطلاعرسانی و ارتباط ما با مخاطب گذاشته است. بخش جوان و پویای جامعه ما، مهمترین ابزار ارتباطیشان همین فضای مجازی شبکههای اجتماعی است. با این محدودیتها، ما به شدت دچار مشکل اطلاعرسانی شدهایم و واقعا گاهی نمیدانیم چگونه باید با مخاطب خود ارتباط برقرار کنیم.» او ادامه میدهد: «امیدوارم شرایط زودتر به حالت نرمال برگردد. امروزه بستن اینترنت کار عبثی است، چرا که اینترنت به یکی از ضرورتهای اصلی زیست مردم تبدیل شده است. از آنجا که ما در کشورمان ساز و کار درست و سیستماتیکی برای تبلیغات شهری و تلویزیونی تئاتر نداریم، فضای مجازی مهمترین ابزار ما بود. قطعا این شرایط باعث ریزش مخاطب میشود و ما بخش زیادی از مخاطبان جوان خود را که اصلیترین تماشاگران تئاتر هستند، متاسفانه از دست دادهایم.»
در ماههای گذشته، به دلیل تعطیلیهای مکرر و شرایط خاص جامعه، گروههای تئاتری آسیبهای فراوانی دیدند. پشتکوهی در پاسخ به این سوال که آیا در این مدت حمایت خاصی از سوی دولت یا دستاندرکاران صورت گرفته است پاسخ میدهد: «تا جایی که من اطلاع دارم، هیچ حمایت ویژهای از این ماجرا نشده و اصلا فکری به حال آن نکردهاند.» او با مقایسه ساختار تئاتر ایران با سایر کشورها ادامه میدهد: «نمیخواهم راه دور بروم یا از کشورهای اروپایی با اقتصادهای بسیار قوی مثال بزنم.
در همین کشور روسیه، گروههای تئاتری به شکل «کمپانی» اداره میشوند. من در آنجا مهمان یک گروه بودم و کارگردان میگفت ۷۰ درصد حقوق ما را شهرداری پرداخت میکند و تنها ۳۰درصد آن باید از طریق بلیتفروشی تامین شود. اما در کشور ما، شهرداریها و نهادهایی مانند وزارت ارشاد از زیر بار مسئولیت اجتماعی خود شانه خالی کردهاند.» پشتکوهی پیامدهای این عدم حمایت را ویرانگر میداند: «نتیجه این میشود که آثار شاخص با رویکردهای درست اجتماعی، جای خود را به کمدیهای سخیف میدهند که فقط میخواهند به هر قیمتی مخاطب جذب کنند؛ یا تئاتر مجبور میشود برای فروش، به سمت استفاده از چهرههای غیرتئاتری (سلبریتیها) برود. تئاتر در دنیا سلبریتیمحور نیست؛
خاستگاه تئاتر، کار گروهی است. وقتی این حمایت وجود نداشته باشد، روح جمعی تئاتر آسیب میبیند. ما سالهاست این حرفها را میزنیم. هنرمندان تئاتر جزو مظلومترین اقشار این مملکت هستند. وقتی اتفاقی میافتد، اولین جایی که تعطیل میشود تئاتر است، بدون اینکه کسی بپرسد این افرادی که تمام زیست و درآمدشان از این راه است، چگونه باید زندگی کنند. با این رویه، استعدادهای درخشان و هنرمندان مستقلی که نمیخواهند جذب سیستمهای سرمایهداری شوند، زیر چرخدندههای اقتصاد خرد میشوند.»
در پایان، ابراهیم پشتکوهی از تمام کسانی که هنوز این اثر را ندیدهاند، دعوت میکند تا به تماشای آن بنشینند. او راز جذابیت «ذرات آشوب» را در هسته مرکزی آن، یعنی «ایران»، میداند: «این نمایش، تئاتری است برای هر ایرانی با هر دیدگاهی. در این اثر، کلمهای وجود دارد که فارغ از همه اختلافها، میتواند ایدهها، افکار و آدمهای مختلف را گرد هم بیاورد؛ کلمهای به نام «وطن». «ذرات آشوب» برای هر کسی که عاشق این سرزمین و شکوفایی و بالندگی آن است، حرفهای زیادی برای گفتن دارد.» او در تشریح بستر تاریخی نمایش توضیح میدهد: «جدا از جذابیتهای فرمی و قصه رازآلود آن، ما در این نمایش به بخش مهمی از تاریخ پرداختهایم. داستان ما کاملا مستند نیست، اما بر اساس یک رویداد واقعی تاریخی بنا شده است: حضور ۱۱۵ ساله پرتغالیها در هرمز و گامبرون (بندرعباس قدیم). این بخش مغفولمانده از تاریخ ما، در این نمایش با ارزشهای بصری و دراماتیک گره خورده و میتواند برای مخاطب امروز، همانطور که برای مخاطبان خارجی جذاب بود، بسیار گیرا و تماشایی باشد.»
هزینههای حمل وسایل، بستهبندی، طبقات و خدمات جانبی در کنار هم، رقم نهایی جابهجایی را…
مراجعه به کارواش نسبت به سال گذشته کاهش یافته است اما خودروهای لوکس با بدنه…
گرانی خانه، احساس تعلق به شهر و محله را در میان مردم نابود کرده است…
بازیگری که فیلمهای کلاه مخملی، پیراهن سفید، دستمال ابریشم یزدی و ابروهایی که بالا میرفتند؛…
ممنوعیت واردات باعث افزایش قیمت و کاهش کیفیت برخی لوازم خانگی داخلی شده و حالا…
عواملی که بر پاسخ گلوکز تأثیر میگذارند عبارتند از: پختن پاستا به صورت نیمپز هضم…