بورس در تیرماه؛ از قدرتِ پول تا معادله‌ی بزرگ‌ها و کوچک‌ها

بورس در تیرماه؛ از قدرتِ پول تا معادله‌ی بزرگ‌ها و کوچک‌ها

چشم‌اندازِ سودآوریِ مناسب، تنها درِ بازِ بن‌بستِ بزرگ‌ها هستند و در سویِ دیگر، صنایعِ کوچک و متوسطِ بنیادی، مانند دارویی، نیروگاهی، غذایی و حمل‌ونقل، موردِ توجهِ سرمایه‌گذاران قرار گرفته‌اند

به گزارش سرمایه فردا، بورسِ تهران، این روزها، نمایشگرِ یک تغییرِ ظریف اما مهم است. تغییر از هیجانِ خردادماه به آرامشِ محتاطانه‌ی تیرماه. در حالی که ارزشِ معاملات، بالاتر از میانگینِ یک‌ماهه باقی مانده و نشان از پویاییِ بازار دارد، اما مومنتوم، فروکش کرده است. در این فضای جدید، «انتخابِ سهام» حرفِ اول را می‌زند و جریانِ پول، دیگر به تنهایی، تعیین‌کننده نیست. در یک سویِ میدان، پالایشی‌ها، با چشم‌اندازِ سودآوریِ مناسب، تنها درِ بازِ بن‌بستِ بزرگ‌ها هستند و در سویِ دیگر، صنایعِ کوچک و متوسطِ بنیادی، مانند دارویی، نیروگاهی، غذایی و حمل‌ونقل، موردِ توجهِ سرمایه‌گذاران قرار گرفته‌اند. بانک‌ها، درگیرِ مداخلاتِ دولتی و عدمِ تقسیمِ سود، پتروشیمی‌ها با بدبینیِ بازار، و فولادی‌ها با زخمِ قطعیِ برق و گاز، همگی در حاشیه‌اند. اما در میانِ این معادله‌ی پیچیده، یک نکته‌ی کلیدی خودنمایی می‌کند: بازار، همچنان خوب است، اما برایِ سود کردن در آن، باید با دقت، سهامِ بنیادی را انتخاب کرد و از انتظارِ رشدهایِ شارپِ خردادماه، دست برداشت.

 بازار در تیرماه؛ متعادل اما مثبت

معاملاتِ امروزِ بورس، نشان داد که علی‌رغمِ حاکم شدنِ هیجان‌هایِ منفی، بازارِ سرمایه، کماکان اوضاعِ خوبی دارد. ارزشِ معاملات، با رقمِ ۳۴ همتی، بالاتر از میانگینِ یک‌ماهه‌ی اخیر قرار گرفته است و این یعنی نباید از بازار ترسید. با این حال، توجه به این نکته ضروری است که مومنتومِ بازار در تیرماه، به شدت کاهش یافته است. در واقع، این روزها، انتخابِ سهام و صنایع، مهم‌تر از جریانِ پول شده است.

✓· در صنایعِ بزرگ، پالایشی‌ها به دلیلِ انتظارِ سودِ خوب در سالِ ۱۴۰۵، همچنان موردِ توجه هستند.

✓· در صنایعِ کوچک و متوسط، شاهدِ چرخشِ سرمایه به سمتِ گزینه‌هایِ بنیادی در گروه‌هایِ دارویی، نیروگاهی، غذایی و حمل‌ونقل هستیم.

✓· در بانکی‌ها نیز فضایی مشابه حاکم است؛ در حالی که ونوین خریدارِ خوبی دارد و فشارِ فروشِ آن توسطِ خودِ بازار هضم می‌شود، برخی گزینه‌هایِ معروف‌ترِ بانکی، معاملاتِ حمایتی را تجربه می‌کنند.

در کل، بورس فعلاً خوب است و باید از همین سهامِ بنیادی، چه بزرگ و چه کوچک، سبدِ خود را چید. البته داشتنِ انتظاری مشابهِ خردادماه که مومنتومِ بورس بسیار بالا بود، انتظاری درست و منطقی نیست.

 معادله‌ی بزرگ‌ها؛ پالایشی‌ها، تنها درِ باز

در صنایعِ بزرگ، شرایطی جالب و پیچیده به وجود آمده است:

∆· پتروشیمی‌ها: علی‌رغمِ شفاف‌سازی‌هایِ حماسی، بازار کماکان به آن‌ها بدبین است و مشکلاتِ خاصِ خودشان را دارند.

∆· فلزاتِ اساسی: با رهبریِ فملی، نسبتِ پی‌برِ آینده‌نگرِ نسبتاً بالایی در مقایسه با سایرِ صنایع دارند که دلیلی برایِ احتیاط شده است.

∆· بانک‌ها: به شدت تحتِ مداخله‌ی خودشان و وزارتِ اقتصاد هستند و تابلویِ آن‌ها، غوطه‌ور از سهام است. عدمِ تقسیمِ سود نیز، دلیلی دیگر برایِ کاهشِ جذابیتِ آن‌هاست.

∆· معدنی‌ها: فعلاً مشکلاتِ خاصِ خودشان را دارند و توجهِ خاصی را جلب نمی‌کنند، هرچند که اگر قرار باشد کشور واردِ رشدِ اقتصادی شود، این گروه می‌تواند ارزش‌افزوده‌ی خوبی ایجاد کند.

∆· فولادی‌ها: یا زخمی هستند، یا درگیرِ قطعیِ برق و گاز. علی‌رغمِ اینکه چشم‌اندازِ خوبی دارند، هنوز بازار نسبت به آن‌ها مطمئن نشده است.

در این بن‌بستِ بزرگ‌ها، تنها درِ باز، پالایشی‌ها هستند. اتفاقاتی که در ماه‌هایِ اخیر رخ داده، به نفعِ آن‌ها تمام شده است و با چشم‌اندازِ سودآوریِ خوب، پی‌برِ بالایی ندارند. به همین دلیل، بسیاری از کسانی که دنبالِ خریدِ سهامِ بزرگ هستند، به درگاهِ پالایشی‌ها می‌رسند. البته ریسک‌هایی مانند کاهشِ کرک‌اسپرد، تغییرِ فرمول و کاهشِ تأمینِ میعانات، موضوعاتی است که باید در نظر داشت، اما در هر صورت، پالایشی‌ها، بهترین گزینه در میانِ بزرگانِ بازار هستند.

 قدرتِ پول؛ در دستانِ بازار، نه نهادها

برخی از سرمایه‌گذاران، تمایل دارند خریدهایِ خودشان را دلیلی برایِ رشدِ قیمتِ برخی سهم‌ها بیان کنند. حتی بعضاً دیده می‌شود که همین بهانه‌ی پالایشی‌ها را، بهانه‌ای برایِ خریدِ نمادهایِ هلدینگیِ دیگر عنوان می‌کنند.

واقعیت این است که در سمتِ خرید، قدرت در دستانِ بازار است و نه یک نهاد یا صندوقِ خاص. اگر سرمایه‌گذاران به بورس اقبال پیدا کنند و از جامعه، پول واردِ بورس شود، نمادهایِ خوب رشد خواهند کرد و اگر نه، هیچ. در سمتِ فروش نیز، به دلیلِ حجمِ بالایِ سهامِ موجود در هلدینگ‌ها و ابزارهایِ حمایتیِ خصولتی، قدرت در دستانِ دولت است.

لذا، توجه به داستانِ جریانِ پولِ فلان نهاد و فلان صندوق، نمی‌تواند یک استراتژیِ به‌دردبخور برایِ سرمایه‌گذاری باشد. آنچه اهمیت دارد، تحلیلِ بنیادیِ سهام و توجه به روندهایِ کلانِ بازار است.

 تب‌وتابِ خرداد، تکرار نمی‌شود

دیروز، وقتی دلار کمی هیجانی شد، بسیاری فکر کردند همان حال‌وهوایِ چند ماهِ پیش حاکم است که بازارِ سهام، بازدهیِ بالایی می‌دهد و بعد بلافاصله، بازارِ طلا و دلار واردِ روند می‌شوند. اما واقعیت، چیزِ دیگری است.

· نرخِ رشدِ نقدینگی نسبت به ابتدایِ سال، در حالِ کاهش است.
· فعالیت‌هایِ اقتصادی در حالِ افزایش است.
· پول در بازارهایِ سرمایه‌گذاری کم شده است.

بنابراین، رفتارهایِ هیجانی در خرید و فروش، نمی‌تواند عملکردِ چند ماهِ پیش را داشته باشد. بازار، واردِ فازِ جدیدی شده است که در آن، انتخابِ هوشمندانه‌ی سهام، بر سوار شدن بر موج‌هایِ هیجانی، اولویت دارد.

 روزهایِ قرمز، اما بدونِ خروجِ سرمایه

بازارِ هفته گذشته، با رویکردی اصلاحی، در پیِ بازگشت به سطوحِ قیمتیِ منطقی بود. علی‌رغمِ تمرکز بر معاملاتِ رو به پایین، ثبتِ ارزشِ معاملاتِ ۲۲.۶ همتی، نشان‌دهنده‌ی پویایی و تداومِ جریانِ معاملات در بازار است. ثبتِ ورودِ ۵۳ میلیارد تومانیِ نقدینگی، علیرغمِ اینکه رقمِ کوچکی است، نشان از تلاشِ بازار برایِ عبور از فشارِ فروش دارد و تأکید می‌کند که هنوز با خروجِ سرمایه‌هایِ بزرگ یا عقب‌نشینیِ خریداران مواجه نیستیم. انجامِ اصلاحات با حجمِ معاملاتِ مطلوب، از سلامتِ روندِ پیشِ رو حکایت دارد و می‌تواند بسترِ لازم برایِ صعودهایِ آتی را فراهم سازد.

بورسِ تهران، در هفته گذشته اخیر، در حالِ گذار از یک دوره‌ی هیجانی به یک دوره‌ی منطقی‌تر و مبتنی بر تحلیل است. در این فضایِ جدید، انتخابِ سهامِ بنیادی، صرف‌نظر از اندازه‌ی شرکت‌ها، کلیدِ موفقیت است.

در حالی که پالایشی‌ها، به عنوانِ بهترین گزینه در میانِ بزرگانِ بازار، موردِ توجه قرار گرفته‌اند، صنایعِ کوچک و متوسطِ بنیادی نیز می‌توانند فرصت‌هایِ خوبی برایِ سرمایه‌گذاری باشند. از سوی دیگر، باید از انتظارِ رشدهایِ شارپ و هیجانیِ خردادماه دست برداشت و با نگاهیِ محتاطانه و منطقی، به آینده‌ی بازار نگاه کرد.

شجاعت گزارش‌ها در برابر زیرآب‌زنی بازار؛ اصلاحِ موقت یا آغازِ یک فصل جدید؟

بازارِ سرمایه، این روزها، نمایشگرِ تقابلِ دو جریانِ متفاوت است: از یک سو، گزارش‌هایِ ماهانه‌ی شرکت‌ها که با اعداد و ارقامِ خود، سیلی از ارزندگی را به گوشِ فروشندگان می‌زنند و از سوی دیگر، زمزمه‌هایِ زیرآب‌زنی که در گوشِ سیاسیون خوانده می‌شود که «بازار خطرناک است». اما واقعیت، چیزی فراتر از این تقابل است. بازارِ امروز، با واکنشی مثبت به منفیِ ابتدایِ روز، نشان داد که همچنان از پشتوانه‌ی محکمی برخوردار است و گزارش‌ها، این شجاعتِ خرید را به سرمایه‌گذاران هدیه می‌دهند. در این میان، اصلاحِ اخیر، نه یک تهدید، که یک فرصتِ طلایی برایِ بازچینشِ سبدِ سهام و ورود به صنایعِ ارزنده محسوب می‌شود. اصلاحی که اگرچه ممکن است چند هفته ادامه یابد، اما می‌تواند بسترِ یک رالیِ منطقی و پایدار را برایِ ماه‌هایِ آینده فراهم کند. آنچه امروز اهمیت دارد، تکیه بر اعداد و ارقام است، نه احساسات؛ تکیه بر گزارش‌ها، نه شایعات.

گروهی  معتقدند که «شجاعتِ خرید» را گزارش‌هایِ کدال شارژ کرده است. این صفوفِ خرید و این جریانِ پول، به خوبی در چهره‌ی شرکت‌ها و صفوفِ خرید و فروش، قابلِ مشاهده است.

 سیاست؛ بهانه‌ای برایِ اصلاح، نه پایانِ کار

اخبارِ سیاسی، در روزهایِ اخیر، به واسطه‌ی تحولاتِ رخ‌داده در قیمت‌ها، اثرگذاریِ بیشتری در بازار پیدا کرده‌اند. همان‌طور که در مقاطعِ قبل نیز بیان شد، باید از آن دوره‌ی خوش‌بینیِ ناشی از توافق، کمی فاصله گرفت و خود را برایِ یک دوره‌ی ۶۰ روزه‌ی پرتنش و پرزدوخورد آماده کرد. تجربه‌ی روزهایِ خاصِ برجام، پیشِ رویِ ماست.

اما نکته‌ی مهم این است که داستانِ سیاست برایِ بازارِ سرمایه، حکمِ بهانه‌ای برایِ اصلاح و ریزش را دارد، نه پایانِ کار. بازار، هرچه بتواند در قیمت‌هایِ معقول و منطقی، ایستگاه‌به‌ایستگاه، افرادِ قدیمی را پیاده کرده و افرادِ جدید را سوار کند، قابلیتِ جذاب‌تر ماندن و حرکتِ مداوم را در چهره‌ی خود خواهد داشت. درست شبیهِ رفتارِ این دو روز.

 تیرماه؛ متفاوت از بهار، اما نه بدتر

در چند روزِ گذشته، سعی کردیم با چند واقعیت مواجه باشیم و آن را شفاف و روشن بیان کنیم. این واقعیت‌ها عبارتند از:

· در دوره‌ی تابستان، سرعتِ رشدِ بهار و شیداییِ آن دوران را نداریم.
· اتفاقاتِ سیاسی، به خوش‌بینیِ دوره‌ی بهار نیست و با چالش‌هایی مواجه می‌شویم.
· شرایط برایِ سهم‌ها و گروه‌ها در مقطعِ بهار با تابستان متفاوت است و قطعاً روشی که در بهار موردِ توجه بود، ممکن است در تابستان کاراییِ نداشته باشد.
· تیرماه، فصلِ خاصِ خبرها و گزارش‌هاست که کار را متفاوت کرده است.

 از صنعت‌محوری به سهم‌محوری؛ انتخابِ هوشمندانه

نوشتیم که از صنعت‌محوری به سمتِ سهم‌محوری حرکت کنید و با کمکِ گزارش‌ها به انتخابِ سهم بپردازید. سهمی که ممکن است همین انتخابِ شما، سببِ بازدهیِ بیشتر از متوسطِ بازار شود. حالا یک نکته‌ی مهم را نیز به این موارد اضافه می‌کنیم: بالِ رشدِ بازار، دو بالِ جریانِ سیاسی و جریانِ بنیادی است. نقدینگی نیز در دلِ جریانِ بنیادی طبقه‌بندی می‌شود و البته چشم به رویدادها و خبرهایِ سیاسی دارد.

گزارش‌هایِ منتشرشده، این سیگنالِ مهم را صادر می‌کنند که برخلافِ دیدگاهِ بسیاری از کسانی که این روزها در بازار فعال نیستند، تورم، کم‌کم خود را در صورت‌هایِ مالیِ شرکت‌ها نشان داده و کیکِ فروشِ آن‌ها را بزرگتر و خوشمزه‌تر کرده است. اگر این موضوع در حاشیه‌ی سود، مشکلی ایجاد نکند، قطعاً سودآوریِ متفاوتی را در سه‌ماهه‌ی اول رقم خواهد زد.

 ارزندگیِ پنهان؛ فرصتی برایِ خرید

جمع‌بندیِ بعدی این است که بسیاری از صنایع، از دارو و زراعت بگیر تا غذایی، معدنی، برقی و برخی تک‌سهم‌ها، با ۱۰ درصد اصلاحِ قیمت، دوباره با این پی‌به‌ای و این سودها، جذاب می‌شوند. بازاری که با ۱۰ درصد اصلاح، دوباره جذاب می‌شود، به هیچ وجه، رنگ و بویی از حباب و غیرمنطقی بودن ندارد. گزارش‌ها که می‌رسند، ابعادِ جدیدتری روشن می‌شود. همین امروز، نگاهی به دلقما داشته باشید! مشتی نمونه، خروار است.

می‌توان بیش از ۱۵۰ سهم را در بازار لیست کرد که با اندک اصلاحِ قیمت، دوباره در شرایطِ جذابی برایِ خرید قرار می‌گیرند. اگر تحولاتِ سیاسی، این بهانه را برایِ ریزش به ما بدهد، باید از فرصت استفاده کرد و اگر هم این اتفاق رخ نداد، بحث حولِ یک محور می‌چرخد: ارزندگی.

 زمان‌بندیِ بازار؛ از هفته‌ی آرام تا دهه‌ی سومِ تیر

اگر بخواهیم برنامه‌ی زمانیِ بازار را در کنارِ سایر تحولات و رویدادها قرار دهیم، به این شکل خواهد بود که احتمالاً به واسطه‌ی تعطیلاتِ پیشِ رو، این هفته و هفته‌ی بعد را خیلی سرحال و مثبت سپری نمی‌کنیم و بیشترِ وقتِ بازار، صرفِ حجم‌خوردن و اصلاحِ قیمت‌ها می‌شود. اما از دهه‌ی سومِ تیر، شاهدِ آغازِ مرحله‌ی جدیدی خواهیم بود که باید خود را برایِ آن آماده کنیم. انتشارِ گزارش‌هایِ سه‌ماهه، مجامع و گزارش‌هایِ ماهانه در هفته‌ی اولِ مرداد، مهم‌ترین رویدادهایی است که پیشِ رویِ ما قرار می‌گیرد. این رویداد را دست‌کم نگیرید؛ اثر و انرژیِ گزارش‌ها در بازار، کم نیست.

 اصلاح؛ شربتی شیرین‌تر از عسل

بعد از یک دوره‌ی رشدِ قوی در بازار، اصلاحاتِ این‌چنینی را شربتی شیرین‌تر از عسل برایِ بازار می‌دانیم که می‌تواند آن را در فضایِ فعلی در محدوده‌ی منطقیِ خود قرار دهد و شرایط را به سمتِ یک رالیِ منطقی پیش ببرد که جریاناتِ پولیِ بیشتری در آن درگیر می‌شود.

بر این عقیده‌ایم که اصلاحِ اخیرِ قیمت‌ها، حتی اگر ادامه‌دار باشد و چند هفته به طول انجامد، فرصتیِ خوب برایِ اصلاحِ پورتفوی مبتنی بر گزارش‌ها و شرایطِ بنیادی است و قابلیت‌هایِ قوی برایِ مقاطعِ پیشِ رو را ایجاد می‌کند.

 به صف‌ها دل نبندید؛ به ارزندگی دل ببندید

این که صرفاً بازار، صفِ خرید یا صفِ فروش پیش می‌رود، به واسطه‌ی دامنه‌ی نوسانِ محدود است و سهامداران نباید دنباله‌رویِ این سناریو باشند. بهتر است صرفاً با تصورِ مثبتِ یک بستر از تحولاتِ سیاسی و همچنین با کمک از تحولاتِ بنیادی و چشم‌اندازِ آتیِ سود و فروشِ شرکت‌ها، تصمیم‌گیری کنید که قطعاً این روش، بازدهیِ منطقی و خوبی را رقم خواهد زد.

تأکید می‌کنیم: منفی‌هایِ فعلی و اصلاحِ قیمت‌ها، فرصتیِ خوب برایِ خرید در بازار است. نه به صفِ فروشِ دیروز دل ببندید و ناراحت باشید، و نه به مثبت‌هایِ امروز دلخوش. آنچه باید برایِ همه مهم باشد، جریانِ ارزندگی و خط‌کشِ بنیادیِ شرکت‌هاست که ماندگار است و تضمین‌کننده‌ی بازدهی در بازار می‌شود.

 زیرآب‌زنیِ بازار؛ توهمی بیش نیست؟

در بخشِ دوم، به موضوعِ زیرآب‌زنیِ بازار می‌پردازیم. برخی از اهالیِ بازار، در گوشِ سیاسیون زمزمه می‌کنند که «بازار خطرناک است» و «ال می‌شود و بل می‌شود و مراقب باشید». حالا یا گوینده، درکی از بازار ندارد، یا مغرضانه به ماجرا نگاه می‌کند.

بهترین راه برایِ محک‌زدنِ فضایِ فعلی، تکیه بر آمار و ارقام است، نه احساس. این که شما احساس می‌کنید بازار چنین شرایطی را دارد، به نظر، احساسِ شماست. این که رشدِ قیمت در بازارِ سرمایه را ممکن است منتهی به بحران ببینید، اما رشدِ قیمتِ ماشین، مسکن و ارزاق را روندی طبیعی بدانید، عجیب است. این که در همین چند روز، ارزشِ دلاریِ بازار دوباره به مقاطعِ قبل برگشته و بازدهیِ دلاریِ خاصی نداشته، نشان از منطقی بودنِ قیمت‌هاست.

 سال ۹۹ تکرار نمی‌شود

بازار از دیدِ ما، به هیچ وجه شبیهِ سال ۹۹ نخواهد شد. در آن دوران، پی‌به‌ایِ متوسطِ بازار بالای ۲۵ بود، اما امروز این عدد، زیر ۸ است و از دیدِ ما، فورواردِ آن زیر ۷ خواهد بود. ابزارهایِ مختلفی وجود دارد که می‌توان از عدمِ تکرارِ آن شرایط مطمئن شد:

· تجربه‌ای که کسب شده و جایِ زخمی که مردم فراموش نکردند.
· ابزارهایِ سمتِ عرضه، صندوق‌ها و ابزارهایِ غیرمستقیم، نسبت به آن زمان توسعه‌یافته‌تر عمل کرده و قوی‌تر پیش می‌روند.

 نقدینگی را در مسیرِ درست هدایت کنیم

به جایِ این که خوشحال باشید که جریانِ پول می‌تواند در مسیرِ درستِ اقتصاد قرار گیرد، این‌طور نگاه به بازار، عجیب است. به جایِ این که این نقدینگی را در مسیرِ درستی هدایت کنید، مدام در فکرِ توهماتِ برخی هستید که در گوشِ شما خوانده‌اند که «این پول خطرناک است».

به این فکر کنید که این مردم را که برایِ حفظِ پس‌اندازهایِ خود به هر دری می‌زنند، با راه‌هایِ برد-برد و جذاب، به سمتِ بازارِ سرمایه بیاورید و آن‌ها را سهام‌دار کنید. این چرخی است که کلِ دنیا اختراع کرده و بر مسیرِ آن حرکت می‌کند. سال ۹۹، ما از خدا باران می‌خواستیم و سیل آمد و توانِ هدایت و مدیریتِ این سیل را نداشتیم. امروز به جایِ این که دعایِ باران بخوانید، آرزویِ خشکسالی می‌کنید که مبادا آن سال تکرار شود. کمی عاقل‌تر باشید.

به جایِ فکر کردن به سناریوهایِ منفی، به این موضوع فکر کنید که چطور می‌شود از دلِ این جوّ خوبی که ایجاد شده، مسیرِ درستی برایِ اقتصاد و بازارِ سرمایه ترسیم کرد. نقشِ سازمانِ بورس و اهالی و بزرگانِ بازار در این موضوع، بسیار برجسته است که متأسفانه طیِ این مدت، همه سکوت کرده‌اند و صدایِ برخی دیگر، بلندتر است.

دیدگاهتان را بنویسید