مونا موسوی: بازار سهام ایران این روزها نفسها را در سینه حبس کرده است. شاخص کل بورس تهران بعد از ماهها تلاش، خودش را به بالای کانال حساس چهار میلیون واحدی رسانده که هم امیدوارکننده است و هم ترسناک. رد شدن از این خط قرمز روانی جان تازهای به رگهای معاملات داده، اما اینکه این مسیر ادامهدار باشد یا نه، بستگی به دو چیز دارد؛ پول واقعی که وارد بازار شود و خبرهایی که همچنان سهامداران را امیدوار نگه دارد. رقمهای روی تابلوی معاملاتی میگوید بورس فعلاً در مسیر احیای تدریجی گام برمیدارد، اما از همین جا، سه راه متفاوت پیش روست.
راه نخست
پول حقیقی وارد شود و شاخص از مقاومت سقف قبلی عبور کند؛ این یعنی موج جدیدی از خوشبینی روانه تالار شیشهای میشود؛ حتی سهامهایی که تا حالا غبار رکود رویشان نشسته، جان میگیرند و به مدار رشد برمیگردند.
راه دوم
بازار در نزدیکی این مقاومت نفَس بیندازد و چند روزی استراحت کند. در این سناریو، بدون اینکه قیمتها اصلاح کند، بازار در زمانی نوسانی شود تا برای صعود بعدی انرژی بگیرد.
راه سوم
ترسناکترین گزینه است. فشار فروش در سقف سنگین میشود و شاخص عقبنشینی میکند؛ آن هم اگر ورود پول ناگهان کم شود یا یک ریسک بیرونی ناگهان علم کند.
بورس تهران هنوز برده متغیرهایی مثل نرخ دلار، سیاستهای پولی، لایحه بودجه و مهمتر از همه، بازیهای سیاسی است. چیزی که این روزها بیش از هر چیز بازار را لرزانده، التهاب سیاست خارجی و اوضاع آشفته سیاستهای اقتصاد کلان کشور است.اقتصاد ایران در بهار ۱۴۰۵ حسابی مبهم شدهاست. هرچند تورم از ۷۳ درصد گذشته و افزایش قیمت خوراکیها نسبت به سال قبل که بیش از دو برابر شده سیگنال تورمی و رشدی برای بورس هستند. اما ریال هم روزبهروز آب میرود؛ هر دلار آمریکا حالا نزدیک ۱۷۵ هزار تومان قیمت دارد، یعنی ارزش ریال نسبت به پارسال نصف شده ولی سهام این موضوع را جبران نکردهاست.
شاید پیشبینیها در کلیت رشد اقتصادی خوب نباشد، اما جاماندگی بازارها در رشد بعدی موثر هستند. موسسه اکونومیست اینتلجنس یونیت میگوید اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۶ نزدیک ۹.۲ درصد کوچک میشود. از طرفی محاصره دریایی آمریکا صادرات نفت را عملاً قطع کرده و روی شرکتهای صادرکننده نیز تأثیر میگذارد و سودآوری برخی شرکتهای بورسی کم میشود اما در مقابل صنعت دارو، غذا، بانکداری، حملونقل و ... شرایط بهتری دارند.
در چنین اقتصادی، بورس به تحولات سیاسی چشم دوخته است. ایران و آمریکا این چند وقت پای میز مذاکرات غیرمستقیم نشستهاند تا یک تفاهمنامه بنویسند، اما راه زیادی تا توافق نهایی ماندهاست. هرچند دو طرف در خیلی از موضوعات به توافق رسیدهاند، اما هنوز پای امضای توافقنامه در میان نیست.دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، صراحتاً گفته تا امضای توافق نهایی، محاصره دریایی ایران ادامه دارد و طرفین باید حوصله کنند تا توافق درست شکل بگیرد. بنابراین چشمانداز بورس عمیقاً دوپهلو است.
از یک طرف، رشد شاخص در هفتههای اخیر و عبور از چهار میلیون واحد، نشانهای از خوشبینی نسبی سهامداران است. سید علی مدنیزاده، وزیر اقتصاد، هم خوشبین است و میگوید «دولت برنامههایی برای ثبات ارز و مهار تورم دارد.» اما از طرف دیگر، واقعیتهای تلخ اقتصادی یعنی انقباض اقتصاد، محاصره بنادر و قطع درآمد نفت روایتی کاملاً متفاوت میسازد و سرمایهگذاران را مردد نگه میدارد.
در چنین فضایی، بورس بیش از آنکه از روی بنیادهای اقتصادی حرکت کند، اسیر انتظارات و بدترینهاست. رد شدن از چهار میلیون واحد از نظر روانی مهم است و میتواند بخشی از اعتماد از دست رفته ماههای اخیر را برگرداند، اما برای ادامه راه، بازار نیاز به نشانههای عینی از بهبود فضای سیاسی و گشایش اقتصادی دارد.
مهمترین متغیری که مسیر آینده را تعیین میکند، دو چیز است؛ ماندگاری پول حقیقی در بازار و از آن مهمتر مشخص شدن مذاکرات سیاسی در روزهای پیش رو است. در شرایط فعلی، یک شوک سیاسی منفی کافی است تا امید تازه شکلگرفته در بازار را یکشبه نابود کند و سناریوی سوم همان عقبنشینی شاخص را روی زمین اجرا کند.
آمارهای غیررسمی حاکی از آن است که سرمایه بسیاری از حقیقیهای حاضر در بازار نسبت به سال ۱۳۹۹ – یعنی اوج حباب بورس – کمتر از نصف شدهاست. آن روزها که شاخص کل برای اولین بار از مرز دو میلیون واحد عبور میکرد، موجی از امید واهی بازار را فرا گرفت و میلیونها خانواده ایرانی برای اولین بار پولهای پسانداز خود را روانه تالار کردند. اما آنچه بعد از آن رخ داد، تبدیل به کابوسی برای سهامداران خرد شد.
در چهار سال گذشته، اگرچه شاخص کل نام خود را از حدود دو میلیون به چهار میلیون واحد رسانده، اما این افزایش ریالی آن هم در شرایطی که تورم افسارگسیخته ادامه داشته، نه تنها سود واقعی برای سهامداران خلق نکرده، بلکه قدرت خرید سرمایه آنها را به شدت کاهش داده است. بسیاری از سهامدارانی که در اوج سال ۱۳۹۹ وارد بازار شدند، امروز با زیانی بین ۵۰ تا ۷۰ درصدی مواجه هستند.
این شکاف عمیق بین شاخص کل و پرتفوی واقعی سهامداران خرد، به یک مانع جدی برای بازگشت اعتماد به بازار سرمایه تبدیل شده است. هر بار که بورس جان میگیرد و صحبت از صعود میشود، خاطره تلخ سال ۱۳۹۹ و متعاقب آن سقوط ۴۰ درصدی شاخص در بهار ۱۴۰۰، در ذهن سهامداران خرد تداعی میشود. از این رو تا زمانی که سهامداران خرد که ستون فقرات بورس را تشکیل میدهند احساس نکنند سرمایه از دست رفته آنها بازگشته است، نمیتوان روی ورود جدی نقدینگی حقیقی به بازار حساب کرد. تجربه نشان داده هر موج صعودی در یک سال گذشته، عمدتاً توسط نهادها و حقوقیها هدایت شده و حقیقیها یا غایب بودهاند یا در دام نوسانگیری گرفتار شدهاند.
برداشت شن و ماسه از رودخانهها، محل زادآوری طبیعی ماهیان را تخریب و تلفات گستردهای…
اتصال اینترنت نشان میدهد که دولت به این نتیجه رسیده که «محدودیتهای شدید اینترنتی» نه…
خیلی نسبت به سلامتی خود حساس هستند به ویژه برای خوراکیهای که مسمومیت شدیدی دارند،…
پزشکیان ابلاغ کرد؛ دیوان عدالت متوقف! این دو مخالف از اعضای رسمی ستاد ساماندهی فضای…
ممنوعیت واردات باعث افزایش قیمت و کاهش کیفیت برخی لوازم خانگی داخلی شده و حالا…
عواملی که بر پاسخ گلوکز تأثیر میگذارند عبارتند از: پختن پاستا به صورت نیمپز هضم…