به گزارش سرمایه فردا، شیر خشک در ایران به کالایی دوگانه بدل شده است؛ از یک سو غذای حیاتی نوزادان و از سوی دیگر ماده اولیه صنایع غذایی. همین دوگانگی، آن را به نقطهای حساس در زنجیره تأمین کشور تبدیل کرده است. هر اختلال در تخصیص ارز یا واردات مواد اولیه، نهتنها سفره خانوادهها را خالی میکند، بلکه چرخه تولید صنعتی را نیز مختل میسازد. بحران اخیر نشان میدهد که شیر خشک دیگر صرفاً یک کالای مصرفی نیست، بلکه شاخصی برای سنجش کارآمدی سیاستهای ارزی، توان تولید داخلی و میزان توجه دولت به امنیت غذایی به شمار میرود. این وضعیت، بیش از هر زمان دیگری ضرورت بازنگری در اولویتبندی منابع و حمایت جدی از تولید داخلی را برجسته کرده است.
شیر خشک تنها یک کالای حیاتی برای تغذیه نوزادان نیست، بلکه در صنایع غذایی دیگر نیز کاربرد گستردهای دارد. بخش مهمی از تولید شیرینی، شکلات و برخی فرآوردههای لبنی وابسته به شیر خشک است. این وابستگی سبب شده در ایران، بخشی از ارز تخصیصیافته و مواد اولیه وارداتی به جای تأمین نیاز نوزادان، در چرخه تولید صنعتی مصرف شود. همین موضوع یکی از دلایل اصلی کمبود شیر خشک در بازار مصرف خانوارها به شمار میرود.
در برخی دورهها، افزایش تقاضا از سوی صنایع شیرینی و شکلات باعث شده موجودی شیر خشک در بازار خردهفروشی کاهش یابد و خانوادهها با چالش جدی در تأمین این محصول مواجه شوند. این وضعیت بهویژه در ماههای پاییز و زمستان که مصرف شیرینی و شکلات افزایش مییابد، شدت بیشتری پیدا میکند.
دولت برای مدیریت این بحران، سیاست عرضه کنترلشده شیر خشک را در پیش گرفته و فروش آن را با استفاده از کد ملی خانوادهها ساماندهی کرده است. به این ترتیب، هر خانواده تنها مقدار مشخصی شیر خشک میتواند از داروخانهها یا مراکز توزیع تهیه کند. با وجود این اقدام، کمبود محسوس همچنان ادامه دارد و بسیاری از خانوادهها گزارش دادهاند که در برخی روزها امکان دسترسی به شیر خشک وجود ندارد یا باید برای تهیه آن به چندین مرکز مراجعه کنند.
این شرایط نشان میدهد که تخصیص ناکافی ارز، مصرف موازی شیر خشک در صنایع غذایی و نبود مدیریت دقیق در توزیع، همگی دست به دست هم دادهاند تا بحران شیر خشک در ایران به یک مسئله چندوجهی تبدیل شود. از یک سو، صنایع شیرینی و شکلات به دلیل نیاز به مواد اولیه تولید، سهمی از شیر خشک وارداتی را مصرف میکنند و از سوی دیگر، خانوادهها برای تأمین نیاز نوزادان خود با محدودیت و کمبود مواجه هستند.
کالاهای اساسی همچون دارو، محصولات کشاورزی، تجهیزات پزشکی و مواد اولیه شیر خشک کودک در ایران با ارز ترجیحی تأمین میشوند. با این حال، کسری بودجه دولت در سال ۱۴۰۴ موجب شد سهم ارزی این کالاها در قانون بودجه نسبت به سالهای گذشته کاهش یابد. این کاهش تخصیص ارز پیامدهای جدی برای بخشهای مختلف از جمله صنعت دامپروری و تولید شیر خشک کودک به همراه داشته و بحرانهایی در تأمین نهادههای دامی و کاهش تولید محصولات حیاتی ایجاد کرده است.
بر اساس آمار رسمی، از ابتدای سال جاری تا پنجم آذرماه حدود ۳۷ میلیون دلار ارز برای واردات شیر خشک اختصاص یافته که نسبت به سال گذشته رشد ۶۸ درصدی را نشان میدهد. علاوه بر این، بانک مرکزی در قالب سرفصل دیگری حدود ۳۰۳ میلیون دلار ارز برای واردات مواد اولیه غذا، شیر خشک و مکملها تأمین کرده که بیانگر رشد ۳۵ درصدی نسبت به دوره مشابه سال قبل است. با وجود این افزایش ظاهری در تخصیص ارز، تولیدکنندگان شیر خشک کودک از کاهش محسوس تولید در ماههای مهر و آبان خبر دادهاند.
بررسی وضعیت تولید نشان میدهد که تنها ۱۶ درصد از ارز مورد نیاز این صنعت تأمین شده است. تولیدکنندگان شیر خشک کودک برآورد کردهاند که برای پوشش کامل نیاز بازار به حدود ۲۵۰ میلیون دلار ارز نیاز است. در شرایط فعلی، دو کارخانه از پنج واحد تولیدی کشور به دلیل کمبود مواد اولیه تعطیل شدهاند و این مسئله ظرفیت تولید ملی را به شدت کاهش داده است.
بخش قابل توجهی از ارز تخصیصیافته در سرفصل مواد اولیه غذا و مکملها صرف واردات کالاهایی غیر از شیر خشک نوزاد شده است. این موضوع سبب شده تولیدکنندگان شیر خشک کودک با کمبود شدید مواد اولیه مواجه شوند و نتوانند نیاز بازار را تأمین کنند. پیامد مستقیم این وضعیت کاهش تولید و پیشبینی افت عرضه در حدود یک میلیون قوطی شیر خشک کودک در ماههای آینده است.
کاهش سهم ارزی کالاهای اساسی در بودجه ۱۴۰۴ و تخصیص ناکافی ارز به مواد اولیه شیر خشک کودک، بحران جدی در این صنعت ایجاد کرده است. این بحران نه تنها امنیت غذایی نوزادان را تهدید میکند، بلکه نشاندهنده ضعف در سیاستگذاری ارزی و اولویتبندی نیازهای حیاتی کشور است. ادامه این روند میتواند پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گستردهای به همراه داشته باشد و ضرورت بازنگری فوری در سیاستهای تخصیص ارز و حمایت از تولید داخلی شیر خشک کودک را برجسته میسازد.
ظرفیت تولید شیر خشک کودک در ایران به طور معمول ماهانه بین شش تا هفت و نیم میلیون قوطی برآورد میشود؛ رقمی که در شرایط عادی میتواند نیاز بازار داخلی را تا حد زیادی پوشش دهد. با این حال، در مهرماه سال جاری به دلیل کمبود جدی مواد اولیه و تعطیلی دو کارخانه از مجموع پنج واحد فعال، تولید به حدود چهار و نیم میلیون قوطی سقوط کرد. این کاهش چشمگیر نه تنها نشاندهنده ضعف در تأمین مواد اولیه است، بلکه بازتابی از فشارهای ناشی از تخصیص ناکافی ارز و مشکلات واردات محسوب میشود.
تحلیل این وضعیت نشان میدهد که وابستگی تولید شیر خشک به واردات مواد اولیه، آن را به شدت آسیبپذیر کرده است. هرگونه اختلال در تخصیص ارز یا محدودیت در واردات، بلافاصله ظرفیت تولید را کاهش داده و بازار مصرف را با کمبود مواجه میسازد. تعطیلی بخشی از واحدهای تولیدی نیز بیانگر شکنندگی ساختار این صنعت است؛ به گونهای که کوچکترین تغییر در سیاستهای ارزی یا تأمین نهادهها میتواند تولید را به شدت تحت تأثیر قرار دهد.
افت تولید شیر خشک در مهرماه را باید نه یک اتفاق مقطعی، بلکه نشانهای از بحران ساختاری در زنجیره تأمین این کالای حیاتی دانست. ادامه این روند میتواند پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گستردهای داشته باشد و ضرورت بازنگری فوری در سیاستهای ارزی، حمایت از تولید داخلی و مدیریت واردات مواد اولیه را بیش از پیش برجسته میکند.
بنابراین این وضعیت بیانگر ضرورت بازنگری در سیاستهای ارزی و توزیعی کشور است. اگرچه دولت با ابزارهایی مانند کنترل عرضه از طریق کد ملی تلاش کرده بحران را مدیریت کند، اما بدون افزایش واقعی واردات و تخصیص ارز کافی به تولیدکنندگان شیر خشک کودک، این مشکل همچنان پابرجا خواهد ماند و میتواند پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گستردهای برای خانوادهها و سلامت نوزادان به همراه داشته باشد.
نسل زِد، متولدین ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲، امروز بیش از هر نسل دیگری در کانون بحثهای…
مدیرعامل سازمان مدیریت پسماند شهرداری تهران از آغاز مرحله نخست جذب پاکبانان ایرانی و استقرار…
چگونه کاهش ارزش ریال و رکود، معیشت مردم را تحت فشار گذاشته و چرا امروزه…
بحران زباله در ایران نه از نبود قانون و برنامه، بلکه از نبود شجاعت در…
حریق طولانیمدت در جنگلهای الیت مازندران نه تنها طبیعت هیرکانی را زخمی کرد، بلکه ضعف…
در هفتههای اخیر، سیاست خارجی ایران تصویری چندلایه و گاه متناقض از خود نشان داده…