فاطمه برزویی: اردیبهشت، ماه شکوفایی و طراوت، در پانزدهمین روز خود زادروز یکی از متفاوتترین و بحثبرانگیزترین چهرههای سینمای معاصر ایران را در تقویم ثبت کرده است؛ مانی حقیقی. فیلمساز، نویسنده و بازیگری که در 15 اردیبهشت 1348 در تهران به دنیا آمد و حالا که سالها از آن روز میگذرد، نامش با آثاری گره خورده که هر کدام به نوعی معادلات معمول سینمای بدنه و حتی هنر و تجربه ایران را بر هم زدهاند. نوشتن از مانی حقیقی، نوشتن از یک مسیر خطی و قابل پیشبینی نیست و مرور کارنامه هنرمندی است که از دل کلمات، فلسفه و قابهای سنگین یک میراث خانوادگی بیرون آمده تا صدای مستقل خود را پیدا کند.
برای درک جهانبینی مانی حقیقی، پیش از هر چیز باید به خاستگاه او نگاه کرد. او فرزند لیلی گلستان، مترجم و گالریدار برجسته و نعمت حقیقی، فیلمبردار افسانهای و ملقب به «شاعر تصویر» سینمای ایران است. از سوی دیگر، او نوه ابراهیم گلستان، یکی از پایهگذاران داستاننویسی مدرن و سینمای روشنفکری ایران و فخری گلستان است. داییاش کاوه گلستان، عکاس و مستندساز و پسر داییاش پیکو (ریویل) نیز در فضاهای هنری حضور داشتهاند.
خواهرش صنم حقیقی نیز اگرچه در حوزه حقوق نفت و گاز فعالیت میکند، اما در مجموع، مانی در اتمسفری نفس کشیده که هنر، ادبیات و روشنفکری جریان جاری در رگهای روزمرگیشان بوده است. حضور او در سینما، با چنین پشتوانهای، از همان دوران کودکی رقم خورد. در سال 1353، زمانی که تنها ۵ سال داشت، در فیلم نمادین و پرکنایه «اسرار گنج دره جنی» ساخته پدربزرگش، ابراهیم گلستان، مقابل دوربین رفت. تجربهای زودهنگام در کنار نامهایی مانند پرویز صیاد و مری آپیک که شاید در آن زمان برای یک کودک تنها یک بازی کودکانه بود، اما بذر سینما را در ناخودآگاه او کاشت.
نکتهای که مانی حقیقی را از بسیاری از همنسلانش در سینمای ایران متمایز میکند، مسیر تحصیلی اوست. او پس از اتمام دوران دبیرستان در کالج اپلبی انتاریو در کانادا، به جای ورود مستقیم به مدرسههای سینمایی، به سراغ علوم انسانی رفت. حقیقی در سال 1991 کارشناسی فلسفه خود را از دانشگاه مکگیل دریافت کرد، در سال 1997 با مدرک کارشناسی ارشد فلسفه از دانشگاه گولف فارغالتحصیل شد و در نهایت در سال 2000 مدرک کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی خود را از دانشگاه ترنت گرفت.
این پسزمینه غلیظ آکادمیک در حوزه فلسفه، به وضوح در سینمای او رسوب کرده است. او جهان را از دریچه مفاهیمی چون اگزیستانسیالیسم، پوچی (ابزورد)، جبر و اختیار و پیچیدگیهای اخلاقی مینگرد. وقتی او در سال 1381 نخستین فیلم بلند خود، «آبادان»، را نوشت و کارگردانی کرد، مشخص بود که سینمای ایران با کارگردانی روبهروست که دغدغههای فرمال و محتواییاش از جنس فیلمفارسیهای مدرن یا ملودرامهای اشکانگیز معمول نیست.
پس از «آبادان»، حقیقی با فیلم «کارگران مشغول کارند» (1384) قدم بلندی برداشت. فیلمی بر اساس ایدهای از عباس کیارستمی که رگههای پررنگی از طنز ابزورد در آن دیده میشد و داستان تلاش بیهوده چند مرد برای هل دادن یک صخره بزرگ به ته دره را روایت میکرد. این فیلم برای او سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه بخش سینمای بینالملل بیست و چهارمین جشنواره فیلم فجر و همچنین جایزه فیلم آسیایی را به ارمغان آورد.
در سال 1386، او با چرخشی آشکار به سراغ یک ملودرام روانشناختی رفت؛ «کنعان». فیلمی با اقتباس از داستانی از آلیس مونرو که با حضور بازیگرانی چون ترانه علیدوستی، محمدرضا فروتن و بهرام رادان، به یکی از محبوبترین فیلمهای آن سال تبدیل شد و دیپلم افتخار بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر کسب کرد.
اما شاید یکی از تکاندهندهترین آثار او، «پذیرایی ساده» (1390) باشد. فیلمی که حقیقی در آن علاوه بر نویسندگی و کارگردانی، در کنار ترانه علیدوستی به ایفای نقش پرداخت. داستان زن و مردی که با صندوقی پر از پول در مناطق کوهستانی و فقیرنشین میگردند و پولها را با شرطهایی تحقیرآمیز و عجیب بین مردم توزیع میکنند. این ایده رادیکال، که به شدت وامدار نگاه فلسفی او به ذات انسان و مرزهای اخلاق در مواجهه با پول است، جوایز بینالمللی مهمی از جمله جایزه نتپک جشنواره فیلم برلین و جایزه بخش مسابقه آدم خاص جشنواره ورشو را برای او به همراه داشت.
دهه نود خورشیدی، دوران جسارتهای فرمی مانی حقیقی بود. او در سال 1394 فیلم عجیب، غریب و متفاوت «اژدها وارد میشود!» را ساخت. یک اثر پستمدرن که مرزهای مستند و داستان، واقعیت و خیال را به بازی گرفت. این فیلم هم در ایران تحسین شد و هم نامزد بهترین فیلم شصت و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین. در همان سال، او برای اثبات توانمندیاش در شناخت نبض گیشه، کمدی پرفروش «50 کیلو آلبالو» را ساخت که نشان میداد حقیقی میتواند در صورت تمایل، قواعد بازی در سینمای تجاری را نیز به بهترین شکل اجرا کند. سپس نوبت به «خوک» (1396) رسید؛ یک کمدی سیاه و گزنده درباره یک قاتل سریالی که کارگردانان سینما را میکشد و کارگردانی به نام حسن (با بازی حسن معجونی) که از اینکه قاتل به سراغ او نمیآید، دچار بحران هویت و حسادت شده است! «خوک» آمفورای طلایی بهترین فیلم را از هفتمین دوره جشنواره فیلم گرولاند صید کرد و در جشنوارههای معتبری چون برلین نیز حضور داشت.
آخرین ساخته اکرانشده او، «تفریق» (1398)، که پس از کشوقوسهای فراوان سرانجام به شکلی غیررسمی در سال 1402 در دسترس مخاطبان قرار گرفت، بار دیگر بازگشت او به سینمای دلهرهآور، رازآلود و بررسی تمثیلی مفهوم همزاد و هویت بود.
مانی حقیقی فقط یک کارگردان مؤلف نیست؛ او یکی از نویسندگان سینمای ایران نیز به شمار میرود. همکاری درخشان او با اصغر فرهادی در نگارش فیلمنامه «چهارشنبهسوری» (1384)، نشان از تسلط او بر دیالوگنویسی و درک عمیقش از تنشهای پنهان طبقه متوسط شهری دارد؛ اثری که نامزدی سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه را برای او به همراه داشت. قلم او، چه زمانی که برای خودش مینویسد و چه زمانی که با دیگران (مانند داریوش مهرجویی یا اصغر فرهادی) همکاری میکند، ویژگیهای منحصربهفردی دارد که از جمله آنها میتوان به ریتم تند دیالوگها، طعنههای روشنفکرانه و پرهیز از سانتیمانتالیسم اشاره کرد.
بخش مهم دیگری از کارنامه هنری مانی حقیقی را حضور او مقابل دوربین تشکیل میدهد. فیزیک خاص، لحن بیان و میمیک صورت او باعث شده تا معمولاً برای نقشهایی انتخاب شود که نیازمند نوعی خونسردی، اقتدار و گاه رگههایی از خودشیفتگیِ طبقاتی است. بازی او در نقش دوست عصبی و مستأصل در شاهکار اصغر فرهادی، «درباره الی…» (1387)، یکی از درخشانترین حضورهای اوست. اما او در سینمای کمدی نیز به عنوان بازیگر خوش درخشید. حضور متفاوت و کمدیاش در «ورود آقایان ممنوع» (1389) ساخته رامبد جوان، نشان داد که او چه درک دقیقی از زمانبندی کمدی دارد. او در فیلمهای پرشماری مانند «آسمان محبوب» (1388)، «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» (1392)، «من» (1394)، «نگار» (1395)، «مارموز» (1396)، «سرخپوست» (1397)، «ما همه با هم هستیم» (1397) و «کشتارگاه» (1398) به عنوان بازیگر حضور داشته است.
علاوه بر تمام اینها، نباید از تلاشهای او در ثبت تاریخ سینمای ایران غافل شد. حقیقی در سال 1385 مستند تحسینشده «مهرجویی؛ کارنامه چهل ساله» را کارگردانی کرد و در سال 1386 نیز مستند «هامونبازها» را ساخت که نشاندهنده ارادت و شناخت عمیق او از سینمای داریوش مهرجویی است. او همچنین کتاب «مهرجویی: کارنامه چهلساله» را در سال 1392 (نشر مرکز) منتشر کرد که منبعی ارزشمند برای سینمادوستان محسوب میشود. در مقام تهیهکننده نیز، او تولید فیلمهای ساختارشکنی چون «پذیرایی ساده»، «اژدها وارد میشود!» و «خوک» را بر عهده داشته تا استقلال عمل بیشتری در خلق جهانهای نامتعارف خود داشته باشد.
کارنامه کاری مانی حقیقی، مجموعهای از ریسکپذیریها، تجربههای نو و تلاش برای عبور از مرزهای امن است. او چه زمانی که در نقش یک بازیگر در قالب یک کاراکتر فرو میرود، چه زمانی که با قلمش ساختارهای روایی را مهندسی میکند و چه زمانی که پشت دوربین، جهان دیوانهوار فیلمهایش را رهبری میکند، همواره یک دغدغه مشخص دارد: وادار کردن مخاطب به اندیشیدن. به مناسبت زادروز این هنرمند چندوجهی در نیمه اردیبهشت، تنها میتوان ابراز امیدواری کرد که دوربین سینمای او همچنان روشن بماند تا باز هم شاهد روایتهایی باشیم که ذهن ما را به چالش میکشند و سینمای ایران را از رکود و تکرار نجات میدهند.
انتخاب نیونگو برای ایفای نقش شخصیتی که در اسطورههای هومر «زیباترین زن جهان» توصیف شده،…
بازار مسکن ایران در رکود عمیق تولید و کمبود عرضه گرفتار است، اما آگهیهای جعلی…
در سالی که جنگ و ناآرامی و گرانی با هم آمدند، سینما میان ممیزی، بلیت…
استیبلکوینها با رشد انفجاری، نظام بانکی سنتی و شبکههای پرداخت جهانی را وارد مرحلهای تازه…
گزارشهای تازه نشان میدهد سهم کاربران آیفون در ترافیک اینترنت ایران به شکل ناگهانی افزایش…
هزینههای حمل وسایل، بستهبندی، طبقات و خدمات جانبی در کنار هم، رقم نهایی جابهجایی را…