به گزارش سرمایه فردا، تصور کنید در یکی از پیامرسانها یا کانالهای تلگرامی، پیشنهادی میبینید: «اختلاف قیمت فلان محصول ایرانخودرو بین کارخانه و بازار آزاد به ۵۰ میلیون تومان رسیده است.» چه اتفاقی در ذهن شما میافتد؟ بدون اینکه متوجه شوید، چشمانتان روی عدد ۵۰ میلیون تومان قفل میکند. ذهنتان شروع میکند به محاسبه اینکه با این پول چه کارهایی میتوانید انجام دهید. این دقیقاً همان نقطهای است که «سوگیری توجه به بازده» فعال میشود. محمود مرادی، تحلیلگر اقتصاد رفتاری، به خوبی این پدیده را توصیف کرده است: جذابیت سود باعث میشود ریسکها کمتر به چشم بیایند.
رفتار شناختهشده در اقتصاد رفتاری: به این پدیده در ادبیات علمی «بایاس توجه به بازده» (Return Attention Bias) میگویند. مطالعات نشان داده است که وقتی سود بالقوه یک معامله از آستانهای حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد بالاتر از میانگین بازار عبور میکند، فعالیت بخشهایی از مغز که مسئول ارزیابی ریسک هستند کاهش مییابد. به عبارت سادهتر، مغز ما برای سودهای بزرگ، «عینک رزرنگی» به چشم میزند.
در بازارهایی مثل خودرو، اختلاف قیمت بین نرخ کارخانه و بازار آزاد گاهی به ۳۰ تا ۱۰۰ درصد هم میرسد. این سودها «واضح و قابلمحاسبه» هستند. شما میتوانید بنشینید، قیمت پایه کارخانه را با قیمت پایانه فروش در بازار مقایسه کنید و عدد دقیق سود را به دست آورید.
نقد سود و درصد تغییر در نگاه اول: این رقم آنقدر جذاب است که هر سرمایهگذاری را وسوسه میکند. حتی اگر هزینههای جانبی (مانند مالیات، بیمه، شمارهگذاری، حمل) را حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد سود (۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان) در نظر بگیریم، باز هم سود خالص حدود ۲۱۰ تا ۲۲۰ میلیون تومان (۳۵ درصد) باقی میماند. در مقایسه با سود بانکی سالانه (حدود ۲۳ درصد) یا بازدهی صندوقهای درآمد ثابت (۲۵ تا ۳۰ درصد)، این رقم بسیار بالاتر است.
اما همین جا است که «خطای دید» رخ میدهد. ذهن ما روی عدد سود (۲۵۰ میلیون تومان) متمرکز میشود و متغیرهایی که در حاشیه میمانند را نادیده میگیرد.
۱. عدم قطعیت در زمان تحویل (مهمترین ریسک): در بسیاری از طرحهای فروش خودروسازان، زمان تحویل میتواند از ۶ ماه تا ۲ سال متغیر باشد. در این فاصله، چه اتفاقاتی ممکن است بیفتد؟
– کاهش قیمت بازار آزاد: تجربه سالهای اخیر نشان داده است که قیمت بازار آزاد خودرو میتواند در یک بازه ششماهه بین ۲۰ تا ۵۰ درصد کاهش پیدا کند (مثل اتفاقی که در نیمه دوم ۱۴۰۳ افتاد).
– تورم و کاهش ارزش پول: اگر پول شما به مدت یک سال در یک طرح خودرو بلوکه شود، در حالی که نرخ تورم سالانه حدود ۳۵ تا ۴۰ درصد است، ارزش واقعی پول شما حداقل ۳۰ درصد کاهش مییابد.
نقد سود و درصد تغییر با در نظر گرفتن ریسک زمان:
اگر سرمایه شما به مدت یک سال در طرح بلوکه شود و در همین مدت بازار خودرو ۳۰ درصد سقوط کند، سود شما به صفر میرسد یا حتی به ضرر تبدیل میشود. فرمول با عدد فرضی ساده:
(قیمت بازار یک سال بعد = ۸۵۰ میلیون × ۰.۷ = ۵۹۵ میلیون تومان) → عملاً بدون سود.
۲. ریسکهای کلان؛ شرایط سیاسی و اقتصادی: واردات خودرو، توافقات بینالمللی، تغییر نرخ ارز، و حتی یک خبر سیاسی میتواند قیمت بازار خودرو را طی یک هفته ۱۰ تا ۲۰ درصد جابهجا کند. این ریسکها غیرقابل پیشبینی هستند اما کاملاً واقعی میباشند.
۳. محدودیتهای تولید؛ زنجیره تأمین و وضعیت انرژی: قطع برق و گاز صنایع در زمستان، کمبود قطعات یدکی، مشکلات تأمین مواد اولیه، و تحریمها میتوانند زمان تحویل را از یک سال به دو سال هم برسانند. در این حالت، هزینه فرصت سرمایهگذاری شما دو برابر میشود.
پاسخ در ساختار ذهن ما نهفته است. سودها معمولاً «عددی ثابت و قطعی» هستند: قیمت کارخانه مشخص است، قیمت بازار امروز مشخص است، اختلاف آنها یک عدد شفاف به دست میدهد. اما ریسکها «پراکنده و سناریومحور» هستند. شما باید برای هر ریسک یک سناریو تعریف کنید و به هر سناریو یک احتمال بدهید. ذهن انسان، که ذاتاً تنبل است، مسیر سادهتر (محاسبه سود قطعی) را انتخاب میکند و مسیر پیچیدهتر (محاسبه ریسکهای احتمالی) را نادیده میگیرد.
تحلیل درصدی خطای ذهن: مطالعات در اقتصاد رفتاری نشان میدهد که وزن ذهنی «سود بالقوه» حدود ۳ تا ۵ برابر وزن ذهنی «ریسک بالقوه» در لحظه تصمیمگیری است. یعنی وقتی شما یک سود ۵۰ درصدی میبینید، ذهنتان ریسک را چیزی حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد تخمین میزند، در حالی که ریسک واقعی ممکن است ۳۰ تا ۴۰ درصد باشد.
برای روشن شدن موضوع، یک محصول فرضی از ایرانخودرو را در نظر میگیریم: زمان تحویل تخمینی ۶ ماه ۱۲-۱۸ ماه
هزینههای جانبی (مالیات، بیمه، شمارهگذاری)
تورم سالانه (کاهش ارزش پول) ۲۰٪ در ۶ ماه ۴۰٪ در ۱۲-۱۸ ماه
ریسک افت بازار خودرو ۵-۱۰٪ ۲۰-۳۰٪
نتیجه: سود ظاهری ۴۱.۷ درصدی در بهترین حالت به ۳۳ درصد و در بدترین حالت به صفر یا منفی ۸ درصد تبدیل میشود.
—
بخش پنجم: سؤال کلیدی؛ اگر همه چیز طبق انتظار پیش نرفت، چه؟
محمود مرادی در پایان تحلیل خود یک سؤال طلایی مطرح میکند که شاید بد نباشد قبل از هر تصمیم اقتصادی از خود بپرسیم:
«اگر همه چیز طبق انتظار پیش نرفت، آیا هنوز با این انتخاب راحت هستم؟»
این سؤال به زبان ساده یعنی: اگر زمان تحویل دو سال شد، راضی هستی؟ اگر قیمت بازار آزاد ۲۰ درصد ریخت، باز هم سود کردی؟ اگر پولت به خاطر تورم ۴۰ درصد ارزش خریدش را از دست داد، ضرر نمیکنی؟
توصیه نهایی: این تحلیلها نه برای رد کردن تصمیم است، نه برای تأیید آن. فقط یک یادآوری ساده است: هر تصمیم اقتصادی، ترکیبی از بازده و ریسک است. ندیدن هر کدام، تصویر را ناقص میکند. قبل از ورود به هر معاملهای، یک کاغذ بردارید و در یک ستون «بهترین سناریو» و در ستون دیگر «بدترین سناریو» را بنویسید. اگر با بدترین سناریو هم راحت بودید، وارد شوید. اگر نه، شاید بهتر باشد صبر کنید تا خطای دید شما برطرف شود.
جمعبندی نهایی: سود قابلمحاسبه است، ریسک نیاز به تخیل دارد
نوع متغیر ویژگی مثال در بازار خودرو تأثیر بر تصمیم
سودها واضح، قابلمحاسبه، عددی ثابت اختلاف قیمت کارخانه و بازار جذب کننده و وسوسهانگیز ریسکها پراکنده، سناریومحور، وابسته به زمان عدم قطعیت تحویل، تورم، افت بازار، مشکلات تولید پنهان و اغلب نادیده گرفته میشود
توصیه به سرمایهگذاران:
ذهن خود را مدیریت کنید. سودهای بزرگ را ببینید، اما ریسکها را با همان دقت بررسی کنید. و همیشه قبل از تصمیم، بدترین سناریوی ممکن را تصور کنید. اگر از آن عبور کردید، آن وقت است که میتوانید با آرامش خاطر وارد معامله شوید.
در قلب تهران، در 19 اردیبهشت سال ۱۳۵۶، دختری با چشمانی پر از شور و کنجکاوی…
دو ملیپوش جوان تیم بوکس هنگام بازگشت به خوابگاه با متلکپرانی و حمله چند فرد…
جنگ اخیر نشان داده تجارت جهانی تا چه اندازه به چند گذرگاه محدود دریایی وابسته…
قیمت هر انس طلا در محدوده ۴۶۰۰ دلار قرار گرفته و نوسانات روزانه به شدت…
محدوده ۱۹۰ تومان برای تتر یک خط قرمز روانی و تکنیکال است. تا زمانی که…