به گزارش سرمایه فردا، مرد ایرانی با همدستی یک قاچاق بر، افغانها را در چاهی زندانی کرده و در ازای 400 میلیون تومان هر کدام از آنها را آزاد میکرد.
چند روز قبل زن جوانی پای در اداره آگاهی گذاشت و از ربوده شدن همسرش خبر داد. این زن جوان در اولین گزارش خود از فقدان همسرش به کارآگاهان پلیس آگاهی گفت:
«مدتی قبل شوهرم به نام مراد برای کاری به افغانستان رفت و قرار بود که قاچاقی چند روز قبل به ایران برگردد. اما دیگر از او خبری نداشتم تا اینکه روز گذشته مردی با تلفن همراهم تماس گرفت و مدعی شد همسرم نزد آنهاست و در ازای آزادی مراد 400 میلیون تومان خواست. با اینکه شوهرم غیر قانونی به ایران آمده بود و میدانم که شکایتم باعث میشود او از کشور بیرون شود اما نگرانش هستم و میترسم برای او اتفاقی رخ دهد.»
گزارش آدمربایی 400 میلیون تومانی به بازپرس احسان شکیب نژاد اعلام شد و بازپرس جنایی دستور تحقیقات در این خصوص را صادر کرد. در گام اول کارآگاهان اداره یازدهم اداره آگاهی آموزشهای لازم را به زن جوان داده تا در صورت تماس آدمربایان، با آنها قرار صوری گذاشته و آنها را به محل قرار بکشاند. زن جوان طبق آموزشهایی که دیده بود با شخص آدمربا قرار گذاشت و زمانی که آدمربا برای دریافت پول به محل قرار آمد توسط ماموران پلیس دستگیر شد.
مرد جوان ابتدا منکر آدمربایی بود اما در ادامه تحقیقات مدعی شد که علاوه بر مراد، 7 مرد افغان دیگر نیز گروگان او و همدستش بودهاند. با اعتراف مرد جوان، پس از هماهنگی با بازپرس شعبه دهم دادسرای امور جنایی پایتخت، کارآگاهان پلیس راهی سولهای که مردان افغان در آن زندانی شده بودند، رفته و 8 مرد افغان را که به صورت غیر مجاز به ایران آمده بودند، آزاد کرده و به کشورشان بازگرداندند.
پژمان، 30 ساله، کارگر و نگهبان گاراژی در پایتخت، رابط قاچاقبر و گروگانها بوده و با خانواده گروگانها تماس گرفته و درخواست پول برای آزادی آنها را اعلام میکرد.
گروگانها را کجا نگهداری میکردید؟
داخل سولهای در جنوب تهران. البته داخل چاهی 10 متری و تقریبا بزرگ. روی چاه را در آهنی گذاشته بودیم و در را قفل کرده بودیم که آنها موفق به فرار نشوند.
از ماجرای گروگانگیری بگو؟
همدستم قاچاق بر است و آنها را به تهران منتقل میکرد. سوله محلی بود که آنها از ماشینهای قاچاق پیاده میشدند و در حقیقت ترمینالی برایشان محسوب میشد تا از آنجا به خانههایشان یا محلهای کارشان بروند اما ما دیگر اجازه خروج به آنها نمیدادیم و در چاه آنها را زندانی میکردیم.
و برای آزادی چه مقدار پول میگرفتید؟
برای هر افغانی 400 میلیون تومان دریافت میکردیم.
چه شد وارد این کار شدی؟
من قبلا راننده خودروی اینترنتی بودم. مرد قاچاقبر یک بار به عنوان مسافر سوار بر خودروام شد و شروع به صحبت کرد. او پیشنهاد داد که میتوانم درآمد خوبی داشته باشم و رابط او با خانواده افغانهای گروگان باشم. من هم وسوسه شدم و پیشنهاد او را قبول کردم.
و احتمال نمیدادی این ماجرا لو برود؟
از آنجایی که آنها قاچاقی وارد ایران شده بودند شکایت آنها برای خودشان دردسر میشد و به همین دلیل شکایتی صورت نمیگرفت. بنابراین گزارش رسیدگی به این پرونده تا تکمیل تحقیقات در جریان روال قضایی قرار دارد.
دست و دلبازی مهوش هم بازیش وقتی 400 تومان از دستمزدش را از سرکوچه تا…
دو سناریو برای آینده سیاست ایران قابل پیشبینی است از یک سو ائتلاف های جدید…
سامورایی، روکو و برادرانش، اسلحه بزرگ، زیر آفتاب سوزان، دسته سیسیلیها، دایره سرخ، استخر و…
پس از آغاز تیراندازی، خیابانهای اطراف کاخ سفید به سرعت بسته شد و نیروهای پلیس،…
ترکیه با توسعه کریدورهای زمینی توانست جایگاه خود را بهعنوان هاب جدید لجستیک منطقه تقویت…