برآورد تحلیلگران این است که احتمال کاهش نرخ بهره در ادامه کمتر شده است. همین موضوع روی طلا و نقره نیز تأثیر منفی گذاشته است.
به گزارش ، بازارهای ارزی ایران همچنان روند نزولی را تجربه میکنند. سکه بهار آزادی به محدوده ۱۷۹ میلیون تومان وارد شده و همچنان با حباب منفی معامله میشود. طلا نیز زیر ۱۸ میلیون تومان، در حوالی ۱۷ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان خرید و فروش میشود و باز هم حباب منفی دارد.
دلار و تتر نیز هر دو در محدوده ۱۷۰ هزار تومان معامله میشوند. نکته مهم اینجاست که این ارزها عملاً به سقف قیمتی خود در دوران پیش از جنگ بازگشتهاند، اما این بار این سطح، نه به عنوان سقف، بلکه به عنوان کف عمل میکند.
کفی که ممکن است شکسته شود
این کف، کف بعد از اخبار مذاکرات است. اگر مذاکرات جدیتر شود و اخبار بهتر از این هم برسد، ممکن است این کف پایینتر بیاید و نرخها باز هم کاهش یابند. اما نکته قابل تأمل اینکه قیمت فعلی طلا و سکه بسیار پایینتر از دوران پیش از جنگ است. صندوقهای طلا نیز همین سرنوشت را داشتهاند و افت قابل توجهی را تجربه کردهاند.
انس جهانی؛ بیتحرک در ۴۵۰۰ دلار
بخشی از این افت به انس جهانی طلا برمیگردد. انس طلا در محدوده ۴۵۰۰ دلار تثبیت شده و چندان تکان نمیخورد. از سوی دیگر، دادههای اقتصادی آمریکا تصویر متناقضی ارائه میدهند: دادههای تورم جذاب نبودند، اما دادههای بازار کار نشاندهنده وضعیت مناسب اشتغال هستند. برآورد تحلیلگران این است که احتمال کاهش نرخ بهره در ادامه کمتر شده است. همین موضوع روی طلا و نقره نیز تأثیر منفی گذاشته است.
اسرائیل همچنان بازیگر ناشناس
در جبهه اخبار سیاسی، چند رویداد مهم رخ داده است. وزیر خزانهداری آمریکا تعدادی تحریم جدید اعمال کرده است. از سوی دیگر، برخی منابع از توافق خوب با ایران خبر داده بودند، اما محسن رضایی در توییتی هشدار داد که برای سومین بار ممکن است رئیسجمهور آمریکا به دیپلماسی خیانت کند. وزیر جنگ آمریکا نیز تأکید کرد محاصره دریایی ایران ادامه دارد. در مقابل، قرارگاه خاتمالانبیا اعلام کرد مدیریت تنگه هرمز همچنان با اقتدار در دست نیروهای مسلح ایران است.
این ابهامات، فضای ذهنی فعالان اقتصادی را کمی پیچیده کرده است. اما به نظر میرسد فعالان اقتصادی داخلی به این نتیجه رسیدهاند که قابل اتکاترین موضع، همان موضع جیدی ونس است؛ مقایسه با چند هفته پیش نشان میدهد که ما واقعاً در آتشبس هستیم.
تحلیل جریان اخبار نشان میدهد جریان نزدیک به نتانیاهو در کاخ سفید دست پایینتری دارد نسبت به جریانهای دیگر (مانند جریان تاکر کارلسون). به نظر میرسد دست بالاتر را افرادی مثل ونس دارند و حرفشان بیشتر مورد اقبال است. اما همچنان یک بازیگر ناشناس به نام «اسرائیل» وجود دارد که ممکن است هر اتفاقی را رقم بزند.