رفتن به محتوای اصلی
دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵

دلیل عقب‌نشینی آمریکا از جنگ

۱۴۰۵-۰۵-۱۲ ۰۱:۵۳ modir 0
اشتراک‌گذاری:
جنگی که در خاورمیانه شعله‌ور شده، تنها به خاک و خون محدود نمانده است. این بار، زیرساخت‌های حیاتی انرژی هدف قرار گرفته و زنجیره‌ تأمین اسید سولفوریک، ماده‌ای که قلب صنایع معدنی و کشاورزی جهان است، در آستانه‌ی فروپاشی قرار گرفته است. در سوی دیگر، آمریکا با انبوهی از بدهی‌های ۴۰ تریلیون دلاری و کسری بودجه‌ی سالانه‌ ۲ تریلیون دلاری، دیگر توان مالی ادامه‌ی جنگ را ندارد و بازارها این حقیقت تلخ را به‌خوبی درک کرده‌اند. گزارشی از دو بحران هم‌زمان که امنیت غذایی و ثبات مالی جهان را تهدید می‌کنند.

به گزارش سرمایه فردا، در کنار افزایش قیمت سوخت و بالا رفتن هزینه تولید و حمل‌ونقل، اسید سولفوریک به شدت افت داشته است. این ماده‌ی شیمیایی حیاتی، نقشی فراتر از یک کالای صنعتی معمولی ایفا می‌کند. این ماده برای فرآوری سنگ معدن و تولید فلزات ضروری است و زنجیره‌ تأمین آن، پیش از آغاز درگیری‌های اخیر در خاورمیانه، دست‌خوش کمبود شده بود. قیمت اسید سولفوریک پیش از جنگ، حدود ۵۰۰ درصد افزایش یافته بود؛ رکوردی که نشان از شکنندگی این بازار داشت.

اکنون، جنگ ایران و حملات به زیرساخت‌های انرژی، این کمبود را به بحرانی تمام‌عیار تبدیل کرده است. خاورمیانه با در اختیار داشتن حدود ۲۴ درصد از تولید جهانی گوگرد، یکی از مهم‌ترین تأمین‌کنندگان مواد اولیه‌ی تولید اسید سولفوریک محسوب می‌شود. اما تولیدکنندگان معمولاً تنها به اندازه‌ی چند هفته تا دو ماه ذخایر این ماده را در انبارهای خود نگهداری می‌کنند؛ یعنی هرگونه اختلال در تولید، ظرف چند هفته، بازار جهانی را با شوک بی‌سابقه‌ای مواجه خواهد کرد.

فلزاتی که بدون اسید سولفوریک متوقف می‌شوند

توقف تولید اسید سولفوریک، به معنای توقف تولید بسیاری از فلزات اساسی است. آمارها نشان می‌دهد که:

· حدود ۲۰ درصد از تولید جهانی مس به اسید سولفوریک وابسته است.

· حدود ۵۰ درصد از تولید جهانی اورانیوم بدون این ماده غیرممکن می‌شود.

· حدود ۳۰ درصد از تولید جهانی نیکل نیز در گرو تأمین اسید سولفوریک است.

این یعنی هرگونه کاهش عرضه، مستقیماً به کاهش تولید فلزات راهبردی منجر می‌شود؛ فلزاتی که ستون‌های اقتصاد مدرن و صنایع دفاعی و انرژی هستند.

اما صنعت معدن، تنها مصرف‌کننده‌ اسید سولفوریک نیست. حدود ۶۰ درصد از کل اسید سولفوریک تولیدی جهان، برای تولید کودهای فسفاته استفاده می‌شود. کاهش عرضه‌ی این ماده، به معنای کاهش تولید کود، افت محصولات کشاورزی و در نهایت تهدیدی جدی برای امنیت غذایی میلیون‌ها نفر در سراسر جهان است.

کشورهایی مانند روسیه، قزاقستان و ترکیه برای حمایت از صنایع داخلی خود، صادرات گوگرد را محدود کرده‌اند. این تصمیم که در ظاهر برای تأمین نیاز داخلی اتخاذ شده، عملاً فشار بر بازاری را که از قبل با کمبود روبه‌رو بود، چند برابر کرده است.

زخمی که دیر التیام می‌یابد

نکته‌ی هشداردهنده‌تر این است که حتی در صورت بازگشایی تنگه هرمز و پایان درگیری‌ها، این کمبودها به‌سرعت برطرف نخواهند شد. تخریب زیرساخت‌های حیاتی انرژی، زخمی عمیق بر پیکره‌ تولید منطقه وارد کرده است که ماه‌ها زمان خواهد برد تا التیام یابد. پیش‌بینی کارشناسان حاکی از آن است که کمبود اسید سولفوریک و پیامدهای آن، برای مدتی طولانی گریبان‌گیر بازارهای جهانی خواهد ماند.

آمریکا دیگر توان مالی جنگ را ندارد؛ پیامی که بازار به‌خوبی شنیده است

اوراق خزانه‌داری، دیگر پناهگاه امن نیست

در شرایط عادی، وقتی بحرانی رخ می‌دهد، سرمایه‌گذاران برای حفظ سرمایه‌ خود به سمت اوراق قرضه، به‌ویژه اوراق خزانه‌داری آمریکا می‌روند. این دارایی‌ها همواره به عنوان امن‌ترین گزینه‌ سرمایه‌گذاری در جهان شناخته می‌شوند. اما این بار، شرایط کاملاً متفاوت است.

سرمایه‌گذاران دیگر با اطمینان خاطر به اوراق قرضه آمریکا نگاه نمی‌کنند. آنها به اعدادی خیره شده‌اند که تصویری هشداردهنده از سلامت مالی بزرگترین اقتصاد جهان ترسیم می‌کنند.

۴۰ تریلیون دلار بدهی؛ رقمی که از ذهن فراتر می‌رود

وضعیت مالی آمریکا در یک نگاه:

· ۴۰ تریلیون دلار بدهی ملی؛ رقمی که هر روز در حال افزایش است.

· حدود ۱۲۰ تریلیون دلار تعهدات بدون پشتوانه‌ی مالی که آینده‌ی نسل‌های بعدی را گروگان گرفته است.

· کسری بودجه‌ی سالانه‌ی ۲ تریلیون دلاری که هیچ نشانه‌ای از کاهش ندارد.

· رشد سالانه‌ی حدود ۸ درصدی انتشار بدهی از سال ۲۰۰۰ تاکنون؛ روندی که هر چه پیش می‌رویم، سریع‌تر می‌شود.

· نزدیک شدن بازده اوراق ۱۰ ساله به ۵ درصد؛ زنگ خطری که هزینه‌ی تأمین مالی را به شدت افزایش داده است.

رکوردشکنی در بدهی؛ فراتر از جنگ جهانی دوم

نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی آمریکا، اکنون از اوج آن در دوران جنگ جهانی دوم نیز فراتر رفته است. در چنین شرایطی، ورود به یک جنگ بزرگ با این انتظار که سایر کشورهای جهان همچنان هزینه‌های آن را از طریق خرید اوراق قرضه تأمین کنند، چندان واقع‌بینانه به نظر نمی‌رسد. بازارها به‌خوبی این حقیقت را درک کرده‌اند که آمریکا توان مالی ادامه‌ی جنگ را ندارد و این درک، اعتماد به دارایی‌های دلاری را به شدت تضعیف کرده است.

بازار، از آمریکا ناامید شده است

نشانه‌های ناامیدی بازار از آمریکا، روزبه‌روز آشکارتر می‌شود. حرکت سرمایه‌ها به سمت طلا، بیت‌کوین و سایر دارایی‌های امن، نشانه‌ی روشنی از کاهش اعتماد به دلار و اوراق خزانه‌داری است. بیش از پیش این تصور در بازارها شکل گرفته که آمریکا در حال از دست دادن این نبرد است؛ نبردی که نه در میدان جنگ، که در ترازنامه‌های مالی و بدهی‌های سرسام‌آور، در حال رقم خوردن است.

جهان امروز، هم‌زمان با دو بحران بی‌سابقه دست‌وپنجه نرم می‌کند. از یک سو، کمبود اسید سولفوریک ناشی از جنگ در خاورمیانه، زنجیره‌ تأمین فلزات راهبردی و کودهای کشاورزی را تهدید می‌کند و امنیت غذایی میلیون‌ها نفر را به مخاطره انداخته است. از سوی دیگر، بحران مالی آمریکا با بدهی‌های ۴۰ تریلیون دلاری و کسری بودجه‌ی غیرقابل‌کنترل، اعتماد بازارها به دلار و اوراق خزانه‌داری را به شدت خدشه‌دار کرده است.

این دو بحران، اگرچه در ظاهر مستقل به نظر می‌رسند، اما در عمق خود به هم گره خورده‌اند. تضعیف اقتصاد آمریکا، توانایی این کشور برای مدیریت بحران‌های جهانی را کاهش می‌دهد و تشدید بحران‌های ژئوپلیتیکی، فشار بیشتری بر اقتصاد آمریکا و متحدانش وارد می‌کند. جهانی که در آن هم ماده‌ی اولیه‌ی کود و فلزات کمیاب می‌شود و هم پشتوانه‌ی مالی قدرتمندی برای مدیریت بحران‌ها وجود ندارد، جهانی خواهد بود که در آن، امنیت غذایی و ثبات مالی، به کالاهایی نایاب تبدیل خواهند شد.

دیدگاه خود را بنویسید