اقتصاد ایران در یک شرایط حساس قرار دارد. کسری بودجه مزمن، ناتوانی در صادرات نفت به دلیل محاصره، و ناتوانی در تأمین ۶۰ درصد بودجه از محل مالیات، دست به دست هم دادهاند تا فشار بر نرخ ارز افزایش یابد.
به گزارش سرمایه فردا، اقتصاد ایران امروز روی لبه تیغ حرکت میکند. بودجه سال ۱۴۰۵ بر دو ستون فروش نفت و مالیات استوار شده است، اما هر دو ستون لرزاناند. فروش نفت به دلیل محاصره دریایی به حداقل رسیده و مسیرهای جایگزین زمینی پاسخگوی حجم صادرات نیست. مالیات هم به دلیل فشار حداکثری بر تولیدکنندگان و نبود زیرساختهای مناسب، امکان تحقق ۶۰ درصدی سهم خود را ندارد. نتیجه، کسری بودجه تشدید شده و تورم نقطهبهنقطه به بالای ۷۸ درصد رسیده است. نرخ بهره بانکی با جهش به بالای ۴۰ درصد، شکاف ۴۰ درصدی با تورم ایجاد کرده و خلق نقدینگی ۴۵ تا ۵۰ درصدی، آتش تورم را شعلهورتر کرده است. در این گزارش، سناریوهای محتمل برای قیمت دلار در شرایط تداوم جنگ و احتمال توافق را بررسی میکنیم. نتیجه: در هر دو سناریو، روند صعودی دلار محتملتر است.
منابع تأمین مالی بودجه ۱۴۰۵ عمدتاً بر دو محور استوار است: فروش نفت و مالیات. سهم فروش نفت حدود ۴۰ درصد و سهم مالیات حدود ۶۰ درصد بودجه تعیین شده است. اما واقعیت میدانی چیز دیگری نشان میدهد. در بخش مالیات، دو مشکل اساسی وجود دارد. اول اینکه زیرساخت لازم برای حصول و تأمین منابع مالیاتی وجود ندارد. دوم اینکه اقتصاد دیگر کشش ندارد. فشارها بر تولیدکنندگان و مردم در حداکثر سطح خود قرار دارد. مالیات بر حقوق کارمندان دولت و ارگانهای دولتی از قبل هم بوده و رقم قابل توجهی نیست. بنابراین بعید است بتوان ۶۰ درصد بودجه را از محل مالیات تأمین کرد.
در بخش فروش نفت، وضعیت بحرانیتر است. با توجه به محاصره اقتصادی و تنگه هرمز که عملاً بسته شده، صادرات نفت ایران به حداقل ممکن رسیده است. حمل و نقل دریایی در کل جهان اولویت اول برای صادرات نفت است (به دلایل هزینه و زیرساخت). مسیرهای جایگزین زمینی تا حدی میتوانند پوشش بدهند، اما بسیار ناچیز هستند و در کوتاهمدت نمیتوانند بخش قابل توجهی از صادرات نفت را جبران کنند.
قبل از جنگ، ریسک اصلی صادرات نفت، «بازگشت منافع» بود. با استفاده از ترفندهایی مثل رمزارزها و ناوگان سایه، نفت صادر میشد و منابع برمیگشت. اما امروز، اساساً نمیتوان نفت را به صورت فیزیکی و در بازار نقدی صادر کرد. این یعنی یک فشار مضاعف بر بودجه.
نتیجه، تشدید کسری بودجه است. قبل از جنگ هم با بحرانهای مختلف (ناترازی انرژی، گاز، بنزین، برق) مواجه بودیم. متأسفانه در شرایط فعلی، این ناترازیها تشدید شده و اگر شرایط باقی بماند، ادامهدار خواهد بود.
تورم نقطهبهنقطه به بالای ۷۸ درصد رسیده است. رقمی عجیب و غریب. نرخ بهره بانکی هم به بالای ۴۰ درصد افزایش یافته است. اختلاف ۴۰ درصدی بین نرخ بهره و تورم وجود دارد (یعنی نرخ بهره واقعی عمیقاً منفی است). طبیعتاً در چنین شرایطی، انتظار میرود که نرخ بهره افزایشی باشد.
از سوی دیگر، خلق نقدینگی در اردیبهشت ماه امسال نسبت به سال گذشته حدود ۴۵ تا ۵۰ درصد بوده است. همه اینها وقتی در کنار هم قرار میگیرند، نشان میدهند اگر شرایط فعلی باقی بماند، با یک «افزایش شدید قیمت دلار» مواجه خواهیم شد. تا زمانی که منابع لازم نباشد یا ریسک برطرف نشود، هیچ کس نمیتواند جلوی این افزایش را بگیرد.
اگر توافق سیاسی حاصل شود، چه اتفاقی میافتد؟ در کوتاهمدت، احتمالاً اثرات هیجانی منفی بر دلار دیده میشود. ممکن است قیمت دلار اصلاح کند یا برای مدتی ثبات داشته باشد. اما در میانمدت و بلندمدت، من همچنان انتظار صعودی برای دلار دارم.
دلیل اول: کسری بودجه و ناترازیها همچنان پابرجاست. بحرانهایی که در اثر جنگ ایجاد شده (هزینههای نظامی، خسارت به صنایع مادر مثل فولاد، پتروشیمی، پالایشی، دارویی و غیره) نیاز به سرمایهگذاری دارد. حتی اگر منابع بلوکه شده ایران (تخمین زده میشود بین ۱۰۰ تا ۱۱۰ میلیارد دلار در خارج از کشور) هم آزاد شود، این منابع صرف هزینههای جاری و رفع ناترازیها میشود. عدم بالانس و تعادل در اقتصاد همچنان وجود دارد.
دلیل دوم: حتی در شرایط غیر جنگ، اقتصاد ایران یک اقتصاد تورمی است. ما به مرور افزایش قیمت دلار را خواهیم داشت. بنابراین در سناریوی توافق هم، روند صعودی دلار در بلندمدت محتملتر است. البته ابعاد توافق، نحوه رفع تحریمها، امکان صادرات مجدد نفت و حصول منابع، باید جداگانه بررسی شود که چه تأثیری بر سرعت رشد دلار خواهد داشت. اما جهت حرکت، صعودی است.
در سناریوی تداوم جنگ، وضعیت بسیار مبهم است. جنگ ذاتاً یک «ایونت» (رخداد) است که بر اساس تصمیمات لحظهای طرفین تغییر میکند. چه کسی برنده میشود؟ آیا آمریکا شکست میخورد؟ ایران؟ سناریوهای مختلفی قابل تصور است. نمیتوان با قطعیت گفت چه اتفاقی میافتد.
اما بر اساس تجربه دو ماه جنگ (اسفند و فروردین)، ابتدا قیمت دلار یک پیک صعودی را تجربه کرد، سپس اصلاح کرد. هرچند من تردید دارم که آن اصلاح، کشف قیمت واقعی بوده باشد. بازار در آن شرایط «پیش واکنش» نشان میدهد و ممکن است قیمت واقعی دلار چیز دیگری باشد.
با این حال، در سناریوی تداوم جنگ، «چشمانداز مبهم» حاکم است. نمیتوان پیشبینی دقیقی از تأثیرات بعد از جنگ بر قیمت دلار داشت. اما نکته کلیدی: «افزایش قیمت دلار احتمالش بسیار بسیار بالاتر است.» چه در سناریوی تداوم جنگ، چه در سناریوی توافق، جهت حرکت دلار صعودی است. فقط سرعت و شدت این صعود متفاوت خواهد بود.
اقتصاد ایران در یک شرایط حساس قرار دارد. کسری بودجه مزمن، ناتوانی در صادرات نفت به دلیل محاصره، و ناتوانی در تأمین ۶۰ درصد بودجه از محل مالیات، دست به دست هم دادهاند تا فشار بر نرخ ارز افزایش یابد. تورم نقطهبهنقطه بالای ۷۸ درصد، نرخ بهره واقعی عمیقاً منفی، و خلق نقدینگی ۴۵-۵۰ درصدی، همگی سیگنال صعودی بودن دلار را میدهند.
در سناریوی توافق، احتمال اصلاح موقت و هیجانی قیمت دلار وجود دارد، اما در میانمدت و بلندمدت، به دلیل کسری بودجه، نیاز به سرمایهگذاری برای بازسازی خسارتها، و ماهیت تورمی اقتصاد ایران، روند صعودی دلار ادامه خواهد یافت. در سناریوی تداوم جنگ، چشمانداز مبهمتر است، اما احتمال افزایش قیمت دلار بسیار بالا است.
سرمایهگذاران و فعالان اقتصادی باید خود را برای سناریوی افزایش قیمت دلار آماده کنند. تنها عاملی که میتواند جلوی این روند را بگیرد، «رفع کامل محاصره دریایی و بازگشت به شرایط عادی صادرات نفت» به همراه «مدیریت دقیق کسری بودجه و کنترل نقدینگی» است. اما تحقق همزمان همه این عوامل، بسیار دور از انتظار به نظر میرسد. پس بهتر است انتظارات خود را با واقعیت تطبیق دهیم.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا