به گزارش سرمایه فردا، میانگین قیمت هر گالن بنزین معمولی در آمریکا روز سهشنبه به ۴.۱۸ دلار رسید. آخرین بار چنین رقمی چهار سال پیش، پس از شروع جنگ روسیه در اوکراین، دیده شده بود. وقتی جنگ ایران در اواخر فوریه آغاز شد، قیمت هر گالن ۲.۹۸ دلار بود. از آن زمان تاکنون، قیمتها حدود ۴۰ درصد افزایش یافته است. و بدتر از همه، هیچ توافق صلحی در چشمانداز نیست. آمریکاییها در حالی خود را برای تابستان (فصل پرتردد سفرهای جادهای) آماده میکنند که صورتحساب بنزین ماهانه آنها ۴۰ درصد سنگینتر از سال قبل شده است. گزارشی از جهش قیمت بنزین در آمریکا و اروپا و تأثیر آن بر تورم و رکود اقتصادی.
برای بسیاری از آمریکاییها، تابستان یعنی سفر جادهای، تعطیلات خانوادگی و پر کردن باک ماشین در میانراه. اما تابستان ۲۰۲۶، قرار است متفاوت باشد. بسیار متفاوت و بسیار تلختر. میانگین قیمت هر گالن بنزین معمولی (معادل ۳.۷۸ لیتر) به ۴.۱۸ دلار رسیده است. در برخی ایالتها مثل کالیفرنیا، این رقم به ۵.۵ دلار هم رسیده است. این بالاترین قیمت از زمان شروع جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲ است. اما تفاوت بزرگ اینجاست که جنگ اوکراین در نهایت با یک آتشبس ناپایدار تمام شد و قیمتها کاهش یافت. اما جنگ ایران، نه تنها پایانش معلوم نیست، بلکه هر روز پیچیدهتر و گستردهتر میشود. تنگه هرمز بسته شده است، قیمت نفت از مرز ۱۱۰ دلار عبور کرده، و پالایشگاههای آمریکا نیز با کمبود نفت خام ارزان مواجه هستند. نتیجه، بنزینی که همچنان گرانتر میشود. وزارت انرژی آمریکا پیشبینی کرده که قیمت بنزین تا اواسط تابستان (جولای ۲۰۲۶) به ۵ دلار در هر گالن نیز برسد. چنین رقمی رکورد تاریخی قیمت بنزین در آمریکا را خواهد شکست. رکوردی که متعلق به ژوئن ۲۰۲۲ است (۵.۰۲ دلار). حالا سؤال اینجاست: آیا آمریکاییها توانایی پرداخت چنین قیمتهایی را دارند؟ و تأثیر آن بر اقتصاد آمریکا چه خواهد بود؟ پاسخ، کوتاه و تلخ است: رکود.
برای درک عمق فاجعه، بیایید اعداد را مرور کنیم. در اواخر فوریه ۲۰۲۶ (یعنی درست قبل از شروع جنگ رمضان)، میانگین قیمت هر گالن بنزین در آمریکا ۲.۹۸ دلار بود. امروز، فقط چهار ماه بعد، به ۴.۱۸ دلار رسیده است. یعنی ۴۰ درصد گرانتر. برای یک خانواده آمریکایی که ماهانه ۱۵۰ گالن بنزین مصرف میکند (میانگین کشوری)، صورتحساب ماهانه از حدود ۴۵۰ دلار به ۶۳۰ دلار افزایش یافته است. افزایش ۱۸۰ دلاری در ماه، یعنی ۲,۱۶۰ دلار در سال. این رقم برای خانوادهای با درآمد متوسط (حدود ۷۰,۰۰۰ دلار در سال)، حدود ۳ درصد از درآمد ناخالص را میبلعد. سه دلیلی که این جهش را رقم زدهاند، عبارتند از: افزایش قیمت نفت خام، اختلال در زنجیره تأمین پالایشگاهها، و افزایش حاشیه سود پالایشگاهها.
قیمت نفت خام از ۷۰ دلار به بیش از ۱۱۰ دلار رسیده است (افزایش ۵۷ درصدی). نفت خام حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد قیمت بنزین را تشکیل میدهد. بنابراین، افزایش ۵۷ درصدی قیمت نفت، یعنی حدود ۲۸ تا ۳۴ درصد افزایش در قیمت بنزین. اما قیمت بنزین ۴۰ درصد افزایش یافته است، یعنی حدود ۵ تا ۱۰ درصد مابقی به دو عامل دیگر مربوط میشود. اختلال در زنجیره تأمین، برخی پالایشگاههای آمریکا که نفت خام خود را از خاورمیانه تأمین میکردند، حالا یا تعطیل شدهاند یا با ظرفیت پایین کار میکنند. پالایشگاههایی که سوئیچ به نفت خام داخلی (نفت شیل آمریکا) زدهاند، هزینه تولید بالاتری دارند. افزایش حاشیه سود پالایشگاهها، شرکتهای پالایشگاهی نیز از فرصت استفاده کرده و حاشیه سود خود را افزایش دادهاند. بر اساس گزارش رویترز، حاشیه سود پالایش نفت خام به بنزین در آمریکا از ۱۵ دلار به ۲۵ دلار در هر بشکه رسیده است. یعنی پالایشگاهها ۱۰ دلار بیشتر از قبل سود میبرند. این افزایش سود، به قیمت بنزین اضافه شده است. نتیجه نهایی، بنزینی که هر روز گرانتر میشود و هیچ نشانهای از کاهش نیست. مگر اینکه جنگ تمام شود و تنگه هرمز باز گردد. اما فعلاً که خبری نیست.
جالب اینجاست که آمریکاییها اگرچه از گرانی بنزین شاکی هستند، اما هنوز نسبت به اروپاییها وضعیت بهتری دارند. با تبدیل قیمت فعلی بنزین در آمریکا به یورو (با نرخ ۱.۱ دلار به ازای هر یورو)، هر لیتر بنزین در آمریکا حدود ۰.۹۴ یورو قیمت دارد (چون هر گالن ۳.۷۸ لیتر است). در آلمان، قیمت هر لیتر بنزین بیش از ۲ یورو است. یعنی بیش از دو برابر آمریکا. در فرانسه، حدود ۱.۹ یورو. در بریتانیا، حدود ۱.۷ پوند (معادل ۲ یورو). چرا اروپا اینقدر گرانتر است؟ دو دلیل اصلی دارد.
دلیل اول، مالیات بالای سوخت در اروپا است. در آلمان، حدود ۶۵ درصد قیمت بنزین را مالیات و عوارض تشکیل میدهد. در آمریکا، این رقم حدود ۲۰ درصد است. به همین دلیل، هرگونه افزایش قیمت نفت خام، در اروپا چند برابر خود را نشان میدهد. دلیل دوم، وابستگی اروپا به واردات نفت از خاورمیانه است. اروپا حدود ۳۰ درصد نفت خود را از خلیج فارس تأمین میکند. با بسته شدن تنگه هرمز، این واردات قطع شده و اروپا مجبور است نفت را با قیمت بالاتر از آمریکا و آفریقا تأمین کند. نتیجه، بنزین ۲ یورویی در آلمان. اگر قیمت نفت به ۱۵۰ دلار برسد (که در سناریوی بدبینانه محتمل است)، قیمت بنزین در اروپا میتواند به ۳ یورو در هر لیتر نیز برسد. چنین رقمی برای اقتصاد اروپا که از قبل با رکود دست و پنجه نرم میکند، فاجعهبار خواهد بود. پیشبینی میشود که تورم در اروپا در سال ۲۰۲۶ به ۸ تا ۱۰ درصد برسد و رشد اقتصادی به صفر نزدیک شود. یعنی همان «رکود تورمی» که اقتصاددانان از آن میترسند. آمریکا نیز از این قاعده مستثنی نیست. تورم در آمریکا پیشبینی میشود به ۶ تا ۷ درصد برسد (در حالی که فدرال رزرو هدف بلندمدت ۲ درصد را دنبال میکند). فدرال رزرو مجبور است نرخ بهره را بالا نگه دارد (یا حتی افزایش دهد) تا تورم را کنترل کند. اما نرخ بهره بالا، رشد اقتصادی را متوقف میکند. آمریکا در سال ۲۰۲۶ نیز در آستانه رکود قرار دارد. پیشبینی صندوق بینالمللی پول (IMF) این است که اقتصاد آمریکا در سال ۲۰۲۶ تنها ۰.۵ درصد رشد خواهد کرد. این رقم در سال ۲۰۲۵ حدود ۲.۵ درصد بود. یعنی کاهش ۸۰ درصدی.
با قیمت ۴.۱۸ دلاری بنزین، آمریکاییها دارند عادتهای مصرف خود را تغییر میدهند. بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، مصرف بنزین در ماه آوریل نسبت به مدت مشابه سال قبل ۳ درصد کاهش یافته است. این شاید رقم زیادی به نظر نرسد، اما از آنجا که جمعیت آمریکا سالانه حدود ۰.۵ درصد رشد میکند، کاهش ۳ درصدی مصرف یعنی کاهش سرانه حدود ۳.۵ درصدی. این یعنی آمریکاییها یا کمتر رانندگی میکنند، یا خودروهای کممصرفتر میخرند، یا از حملونقل عمومی استفاده میکنند.
برخی تحلیلگران معتقدند که قیمت ۴.۱۸ دلاری بنزین، یک «نقطه عطف روانی» است. بالاتر از این رقم، مصرفکنندگان رفتار خود را به شدت تغییر میدهند. به عنوان مثال، فروش خودروهای برقی و هیبریدی در سه ماهه اول ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل ۳۰ درصد افزایش یافته است. تویوتا پریوس، هیوندای آیونیک و تسلا مدل ۳، پرفروشترین خودروها در کالیفرنیا هستند (ایالتی که قیمت بنزین به ۵.۵ دلار رسیده). همچنین، استفاده از حملونقل عمومی در شهرهای بزرگ مثل نیویورک، شیکاگو و لس آنجلس ۱۵ درصد افزایش یافته است. اما با وجود این تغییرات، فشار تورمی ناشی از گرانی بنزین به سایر بخشها نیز سرایت کرده است. قیمت بلیت هواپیما (به دلیل گرانی سوخت جت) ۲۰ درصد افزایش یافته، قیمت مواد غذایی (به دلیل گرانی حملونقل) ۱۰ درصد بالا رفته، و قیمت خدمات (به دلیل افزایش هزینه انرژی) ۵ تا ۸ درصد رشد داشته است. تورم در آمریکا دیگر فقط «بنزینی» نیست؛ «همهجانبه» شده است.
قیمت بنزین در آمریکا از زمان شروع جنگ با ایران، ۴۰ درصد افزایش یافته و به ۴.۱۸ دلار در هر گالن رسیده است. در برخی ایالتها، این رقم به ۵.۵ دلار هم رسیده است. در اروپا، اوضاع بدتر است. قیمت بنزین در آلمان به بیش از ۲ یورو در هر لیتر رسیده است (حدود دو برابر آمریکا). دلیل اصلی این جهش، بسته شدن تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت خام است. همچنین، اختلال در زنجیره تأمین پالایشگاهها و افزایش حاشیه سود پالایشگاهها نیز به گرانی دامن زده است. حالا آمریکاییها در حال تغییر عادتهای مصرف خود هستند. آنها کمتر رانندگی میکنند، خودروهای برقی میخرند و از حملونقل عمومی استفاده میکنند. اما این تغییرات، نمیتواند جلوی تورم همهجانبه را بگیرد. تورم در آمریکا پیشبینی میشود به ۶ تا ۷ درصد برسد و رشد اقتصادی به ۰.۵ درصد کاهش یابد. یعنی همان «رکود تورمی» که بدترین کابوس اقتصاددانان است.
شاید بزرگترین درس این بحران، این باشد که «جنگ در خاورمیانه، هرگز فقط به خاورمیانه محدود نمیشود.» بمبهایی که در تنگه هرمز فرود میآیند، تورم را در پمپ بنزینهای اوهایو و خیابانهای هامبورگ احساس میکنند. جهان چنان به هم پیوسته است که هیچ کشوری نمیتواند در برابر شوکهای انرژی مصون بماند. حتی آمریکا با تمام قدرت نظامی و اقتصادیاش. شاید وقت آن رسیده که سیاستمداران به جای جنگ، به فکر صلح باشند. صلحی که نه فقط جان انسانها را نجات میدهد، بلکه کیف پول آنها را نیز از سقوط نجات میدهد. اما به نظر میرسد که هنوز نه واشنگتن آماده صلح است، نه تهران. و نه اروپا. تا آن روز، بنزین گرانتر میشود. تابستان ۲۰۲۶، تابستانی خواهد بود با ماشینهای کمتر در جادهها، با سفرهای کمتر، و با صورتحسابهای سنگینتر. همانطور که یک راننده تاکسی در نیویورک به خبرنگار CNN گفت: «من دیگر برای تفریح رانندگی نمیکنم. فقط برای کار. و حتی برای کار هم دارد صرفه اقتصادی خود را از دست میدهد.» این روایت تلخ یک شهروند آمریکایی است. روایتی که در کشورهای دیگر، فقط بدتر خواهد بود. شاید این جنگ، بالاخره همان چیزی باشد که جهان را مجبور کند به سمت انرژیهای تجدیدپذیر حرکت کند. اما تا آن روز، طعم تلخ بنزین ۴.۱۸ دلاری را باید تحمل کنیم. چه بخواهیم چه نخواهیم.
فقر تغذیهای، استرس مزمن، افت کیفیت آموزش و نابرابری منطقهای از مهمترین عوامل تضعیف ظرفیت…
تفاوت قیمت طلا در پلتفرمهای آنلاین با نرخ رسمی اتحادیه، گاهی به ۲۰ تا ۳۰…
افزایش کمسابقه قیمت شیرینی و حساسیت بیشتر نسبت به مصرف قند و چربی، مهمانها را…
دلار ۱۸۰ هزار تومانی یک «زنگ خطری» برای سکوت در مقابل نوسانات بازار است. اگر…
قیمت گندم به بالاترین سطح از ژوئن ۲۰۲۴ رسیده است. جهش ۴.۱ درصدی در یک…
بانک جهانی در جدیدترین گزارش خود، یک چشمانداز دوگانه را ترسیم کرده است. سال ۲۰۲۶،…