دوشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۵

واکنش بورس به توافق احتمالی

واکنش بورس به توافق احتمالی

شرکت‌هایی که «ماده اولیه را از داخل تأمین می‌کنند، داخل تولید می‌کنند، و داخل می‌فروشند» (مانند دارو، غذا، زراعت، سیمان، بانک، شوینده) و همچنین شرکت‌هایی که صادرات آنها از طریق مرزهای زمینی (عراق، افغانستان، پاکستان، ترکیه و کشورهای CIS) انجام می‌شود و به محاصره دریایی وابسته نیستند، با استقبال بی‌سابقه‌ای مواجه شده‌اند.

به گزارش سرمایه فردا، در حالی که ساعت از نیمه شب گذشته است و معامله‌گران تازه از هیاهوی یک روز پرنوسان بورس فارغ شده‌اند، تحلیلگران ارشد بازار به دو جبهه متفاوت اما مرتبط نگاه می‌کنند: از یک سو، «تحولات سیاسی و سفر رمزآلود ریس ارتش پاکستان به تهران» و از سوی دیگر، «جهش تاریخی شاخص بورس و ورود پول ریسک‌پذیر» است. بازار سرمایه به وضوح در حال قیمت‌گذاری یک «توافق سیاسی» است، اما سوال اینجاست که این خوش‌بینی مبتنی بر واقعیت است یا صرفاً یک موج هیجانی زودگذر؟ و مهم‌تر از آن، آیا همه سهامداران از این موج سود خواهند برد یا تنها گروه‌های خاصی (دارو، غذا، زراعت، سیمان و بانک) برندگان واقعی خواهند بود؟ این گزارش به تحلیل ابعاد سیاسی و اقتصادی این روزهای پرتنش می‌پردازد.

سفر آسمونی؛ کلید گشایش یا مقدمه‌ای برای تشدید تنش؟

مهم‌ترین رویداد سیاسی روزهای اخیر، ریس ارتش پاکستان به تهران و دیدارهای سطح بالای او با مقامات ایرانی بود. منابع خبری از پیشرفت در مذاکرات غیرمستقیم خبر می‌دهند. سخنگوی وزارت خارجه ایران اعلام کرده است که «یادداشت‌های تفاهم جدیدی در حال نهایی شدن است و در هفته گذشته، نظرات دو طرف به یکدیگر نزدیکتر شده است.» مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز تأیید کرده که «پیشرفت‌هایی در مذاکرات حاصل شده، اما هنوز به نتیجه نهایی نرسیده‌ایم.» با این حال، در سوی مقابل، تحلیلگران بدبین این سفر را شبیه به «سفر خالد الشیخ (نماینده ویژه سابق آمریکا) در فروردین ۱۴۰۴» می‌دانند که پس از آن، حملات هوایی گسترده‌ای به تأسیسات هسته‌ای ایران انجام شد

آنها معتقدند در آتش‌بس دو ماهه قصد دارند  «نقاط ضعف و ساختار دفاعی ایران را شناسایی کند» و اطلاعات را برای حملات آینده (که احتمالاً در شهریور ماه رخ خواهد داد) تخلیه نماید. نورالدین دقیق، خبرنگار ارشد الجزیره، نیز گزارش داده است که نتیجه این دو تفسیر متضاد، یک «فضای دوگانه» در بازار ایجاد کرده است: خوش‌بینان در حال خریدن سهام (به امید توافق) و بدبینان در حال فروش (به دلیل ترس از جنگ).

بازار سرمایه؛ جهش شاخص، ورود پول ریسک‌پذیر و پایان سه عامل بازدارنده

در روز دوم خرداد، شاخص کل بورس تهران با رشد ۱.۸۷ درصدی (حدود ۴۵ هزار واحد) به حدود ۲ میلیون و ۳۵۰ هزار واحد رسید. شاخص هم‌وزن نیز با رشد ۰.۱۷ درصدی همراه بود. نکته مهم، «بازگشایی برخی نمادها با دامنه نوسان بالای ۲۰ درصد» بود. برای مثال، دالبر با ۳۴ درصد، سنی (سیمانی) با ۳۲ درصد، قزر (زراعت) با ۳۱ درصد و سه خزر (سرمایه‌گذاری) با ۲۷ درصد بازگشایی شدند. این بازگشایی‌های با دامنه بالا، یک «سیگنال قوی» به بازار ارسال کرد که سازمان بورس قصد دارد نقدینگی را به سرعت وارد بازار کند. حجم معاملات سهام و حق تقدم به حدود ۱۰ همت رسید که از این میزان، حدود ۴.۵ همت ورود پول حقیقی بود. صندوق‌های اهرمی نیز با ۴۳۰ میلیارد تومان ارزش معاملات و ۷۹ میلیارد تومان ورود پول، رکورد زدند. صندوق‌های درآمد ثابت (فیکس) نیز علی‌رغم بازدهی پایین، پذیرای ۸۰۰ میلیارد تومان پول جدید بودند (سرمایه‌گذارانی که از ترس ریسک، نقدینگی خود را به پناهگاه امن فیکس هدایت کرده‌اند).

صندوق‌های طلا اما با ۲۷۰ میلیارد تومان خروج پول و صندوق‌های نقره با ۶۴ میلیارد تومان خروج پول مواجه شدند (نشان‌دهنده چرخش سرمایه از طلا و نقره به سمت سهام). تحلیلگران معتقدند «سه عاملی که سال‌ها بازار سرمایه را سرکوب می‌کرد، اکنون از بین رفته است. نخست، فاصله نرخ دلار توافقی و آزاد به حداقل رسیده است. دوم، سیاست انقباضی بانک مرکزی به دلیل تورم بالای ۵۰ درصد، عملاً بی‌اثر شده است (نرخ بهره واقعی منفی). سوم، دولت نیز دیگر با وضع مالیات‌های سنگین و قوانین دستوری، شرکت‌ها را اذیت نمی‌کند.» بنابراین، تنها عاملی که می‌تواند بازار را متوقف کند، «ریسک‌های بین‌المللی» (جنگ، تحریم، محاصره) است. و این همان نقطه‌ای است که سرمایه‌گذاران خرد و نهادی را به سمت «صنایع کم‌ریسک و داخلی‌ساز» سوق داده است.

برندگان واقعی؛ پول ریسک‌پذیر به دنبال گروه‌های امن

در روزهای اخیر، شاهد یک «مهاجرت هوشمندانه» سرمایه از صنایع پرریسک (فولاد، پتروشیمی، پالایشی) به سمت صنایع کم‌ریسک و داخلی‌ساز هستیم. شرکت‌هایی که «ماده اولیه را از داخل تأمین می‌کنند، داخل تولید می‌کنند، و داخل می‌فروشند» (مانند دارو، غذا، زراعت، سیمان، بانک، شوینده) و همچنین شرکت‌هایی که صادرات آنها از طریق مرزهای زمینی (عراق، افغانستان، پاکستان، ترکیه و کشورهای CIS) انجام می‌شود و به محاصره دریایی وابسته نیستند، با استقبال بی‌سابقه‌ای مواجه شده‌اند. برخی از این سهام (مانند سیمانی‌ها و زراعتی‌ها) حتی با دامنه نوسان مثبت ۳۰ درصد (به دلیل بازگشایی با دامنه بالا) معامله شده‌اند. اما نکته جالب، «سرریز نقدینگی» به سایر صنایع (حتی صنایع پرریسک) است. وقتی پول ریسک‌پذیر زیادی در بازار وجود داشته باشد و عرضه سهام گروه‌های امن محدود باشد، سرمایه‌گذاران ناچار می‌شوند به سراغ سایر سهام (حتی با ریسک بالا) بروند. همین موضوع باعث شده است که نمادهایی مانند «ملی مس»، «بانک ملت»، «شفنا» (شیشه و قند)، «بندر» (سیمان بندرعباس) و «ابتکار» در صف‌های خرید سنگین قرار گیرند. تحلیلگران نسبت به «خرید هر سهمی» هشدار می‌دهند و توصیه می‌کنند به جای دنبال کردن هیجانات، بر روی گروه‌های بنیادی و کم‌ریسک (دارو، سیمان، زراعت، بانک) تمرکز کنید. همچنین، آنها استفاده از «مدیریت دارایی حرفه‌ای» را برای سرمایه‌های بالاتر از یک حد مشخص، بسیار ضروری می‌دانند، زیرا «این فضا، فضای ساده‌ای نیست» و تصمیم‌گیری احساسی می‌تواند سرمایه را نابود کند. موفق باشید.

دیدگاهتان را بنویسید