به گزارش سرمایه فردا، نسل زِد این روزها موضوع اصلی بسیاری از محافل اجتماعی و رسانهای است. منتقدان میگویند این نسل بیش از حد حساس است، شبزندهداری را به سبک زندگی تبدیل کرده، برنامهریزی منظم ندارد و آستانه تحملش پایین است. حتی برخی آنها را به ناتوانی در برقراری ارتباط مؤثر و مدیریت یک گفتوگوی ساده متهم میکنند. با این حال، یک ویژگی بارز در میان جوانان این نسل دیده میشود: آنها در برابر این اتهامات با قدرت ظاهر میشوند و نقش وکیل مدافع خود را ایفا میکنند. پرسش اصلی اینجاست که اگر بخشی از این انتقادات واقعیت داشته باشد، چه پیامدی برای جامعه خواهد داشت؟
دانیل اِی. کاکس، مدیر مرکز نظرسنجی زندگی آمریکایی در مؤسسه امریکن انترپرایز، در گزارشی تازه تأکید کرده است که ارزشهای اخلاقی نسل زِد در حال بیاعتبار کردن نهادهای اجتماعی پیشین هستند. او معتقد است والدین این نسل با سرمایهگذاری بیش از حد عاطفی و مالی روی فرزندان، به اخلاق جمعی ضربه زدهاند و نتیجه آن نسلی است که بیش از هر زمان دیگری متهم به «انزوای اخلاقی» است.
پژوهشها نشان میدهد فردگرایی در نسل زِد به محور اصلی زندگی تبدیل شده است. جوانان امروز هر پدیدهای را با پرسش «چه ارزشی برای من دارد؟» میسنجند. نهادهایی مانند مدرسه، دانشگاه، کلیسا یا خانواده تنها زمانی معنا دارند که به تحقق اهداف فردی کمک کنند. روابط نیز از این قاعده مستثنا نیستند؛ موج فرهنگی «قطع تماس» در میان جوانان گسترش یافته و بسیاری از آنها روابطی را که ارزش افزودهای برایشان ندارد، به سرعت پایان میدهند.
این نسل خود را بیش از هر نسل دیگری «خاص» و «بالای میانگین» میداند؛ نه به دلیل خودشیفتگی، بلکه بهدلیل شیوه جدید فرزندپروری. خانوادههای کوچکتر و تمرکز والدین بر فرزندان باعث شده کودکان از ابتدا بیاموزند که نیازهایشان در مرکز توجه قرار دارد؛ نگرشی که بعدها به جهانبینی نسلی آنها تبدیل شده است.
فردگرایی در نسل زِد پیام ضمنی دیگری نیز دارد: «دنیا سخت است، خودت را تقویت کن.» همین منطق سبب شده توصیههای مربوط به تغذیه سالم، ورزش، خودسازی و تمرکز بر فرد در فضای مجازی محبوب شوند. اما در این میان، شبکهسازی اجتماعی و دوستیهای بلندمدت کمرنگ شدهاند. جوانان به دنبال طراحی نسخه اختصاصی خود از سبک زندگی هستند و الگوهای سنتی را کنار میگذارند. این روند باعث شده مفهوم «راه درست زندگی» نسبی و متکثر شود.
در حوزه آزادی بیان، دادهها نشان میدهد زنان نسل زِد بیش از سایر گروهها معتقدند فرد باید بتواند خود را بیان کند حتی اگر این بیان برای دیگران آزارنده باشد. در کنار این، کاهش مصرف نوشیدنیهای الکلی در میان جوانان این نسل نهتنها ناشی از سبک زندگی، بلکه ریشه اخلاقی دارد؛ تعداد کسانی که نوشیدن الکل را «از نظر اخلاقی اشتباه» میدانند، دو برابر نسلهای پیشین است.
در زمینه معنویت نیز تغییرات چشمگیر است. برخلاف تصور بازگشت به دین، آنچه در حال رشد است نسخهای فردی و زیباییشناسانه از معنویت است. استفاده از اپلیکیشنهای دعا و مدیتیشن افزایش یافته، اما این فعالیتها بیشتر با هدف سلامت فردی انجام میشوند و کمتر به مشارکت اجتماعی یا دینی منجر میشوند. شکاف نسلی در این حوزه آشکار است؛ تنها ۴۶ درصد زنان جوان هنگام دعا برای دیگران دعا میکنند، در حالی که این رقم در میان زنان سالمند ۷۲ درصد است.
پیامدهای سیاسی فردگرایی نیز قابل توجهاند. نسل زِد بیش از هر نسل دیگری خود را مستقل میداند و به احزاب بیاعتماد است. پژوهشگران این روند را موتور پوپولیسم مینامند و هشدار میدهند که کاهش اعتماد به نهادها و تمرکز بر فرد، ساختن ائتلافهای سیاسی را دشوارتر کرده است. بسیاری از جوانان مرد این نسل از هر دو حزب اصلی آمریکا ناراضیاند و این نشانهای از رشد بیگانگی سیاسی در میان نسل جدید است.
در مجموع، گزارشها تصویری از نسلی ارائه میدهند که نیاز فردی بر همهچیز سایه انداخته است؛ از روابط شخصی تا اخلاق جمعی، از معنویت تا سیاست. نسلی که در جهانی پیچیده و پرریسک، محوریت خود را سپر دفاعی قرار داده و به جای اعتماد به نهادهای بیرونی، اخلاق، هویت و معنویت را برای خود و توسط خود میسازد. این نسل نهتنها شیوه زیستن، بلکه معنای بودن در جامعه را بازتعریف کرده است؛ تغییری که پیامدهای آن میتواند آینده جامعه جهانی را بهطور بنیادین دگرگون کند.
اگر در بخش نخست روایت نسل زِد بیشتر بر فردگرایی و فاصله گرفتن از نهادهای سنتی تأکید شد، در ادامه باید به وجه دیگری از این نسل پرداخت؛ وجهی که کمتر دیده میشود اما به همان اندازه تعیینکننده است: جستوجوی معنا در جهانی بیثبات.
نسل زِد برخلاف تصور رایج، تنها به دنبال لذتهای فردی یا آزادی بیحد نیست. دادههای تازه نشان میدهد بسیاری از جوانان این نسل در حال بازتعریف «مسئولیت اجتماعی» به شیوهای نو هستند. آنها به جای پیوستن به ساختارهای رسمی، ترجیح میدهند در قالب جنبشهای کوچک، کمپینهای آنلاین یا فعالیتهای داوطلبانه محلی، اثرگذاری خود را نشان دهند. این تغییر نشان میدهد که گرچه اعتماد به نهادهای بزرگ کاهش یافته، اما میل به مشارکت اجتماعی خاموش نشده است؛ بلکه مسیرهای تازهای برای بروز پیدا کرده است.
از سوی دیگر، نسل زِد بیش از هر نسل دیگری با بحرانهای جهانی مانند تغییرات اقلیمی، نابرابری اقتصادی و بیثباتی سیاسی روبهروست. همین مواجهه مستقیم باعث شده بسیاری از آنان به «اخلاق زیستمحیطی» و «مصرف مسئولانه» گرایش پیدا کنند. کاهش مصرف الکل، توجه به تغذیه سالم، و حتی انتخاب سبک زندگی مینیمالیستی، بخشی از همین واکنش است؛ واکنشی که نشان میدهد فردگرایی این نسل همیشه به معنای بیتفاوتی نیست، بلکه گاه به شکل تازهای از مسئولیت فردی برای جهان اطراف تبدیل میشود.
در حوزه فرهنگ نیز نسل زِد به دنبال ترکیب سنت و نوآوری است. آنها ممکن است نهادهای سنتی را کنار بگذارند، اما عناصر فرهنگی و معنوی را در قالبهای جدید بازآفرینی میکنند؛ از موسیقی و هنر دیجیتال گرفته تا مدیتیشن و دعا در فضای آنلاین. این بازآفرینی فرهنگی نشان میدهد که نسل زِد در حال ساختن «زبان اخلاقی» تازهای است که نه کاملاً فردی و نه کاملاً جمعی است، بلکه چیزی میان این دو.
در نهایت، اگرچه نسل زِد بهعنوان «نسل من» شناخته میشود، اما شواهد نشان میدهد این نسل در حال آزمون و خطا برای یافتن تعادلی میان فردیت و جمعیت است. آنها شاید نهادهای سنتی را بیاعتبار بدانند، اما در عین حال به دنبال راههایی تازه برای بازسازی پیوندهای اجتماعی هستند. این تلاش، هرچند پراکنده و غیررسمی، میتواند در آینده به شکلگیری الگوهای نوین اخلاقی و اجتماعی منجر شود؛ الگوهایی که جامعه جهانی را وارد مرحلهای تازه از تحول فرهنگی خواهد کرد.
پروندهای که با شکایت یک مرد جوان از سرقت گوشیاش در شب آغاز شد، پس…
ستاره حیدری و مرضیه آلبوغیش، دو دختر آبادانی، در فاصلهای کمتر از دو ماه در…
کمبود شیر خشک در ایران تنها به معنای دشواری خانوادهها در تأمین غذای نوزادان نیست؛…
مدیرعامل سازمان مدیریت پسماند شهرداری تهران از آغاز مرحله نخست جذب پاکبانان ایرانی و استقرار…
چگونه کاهش ارزش ریال و رکود، معیشت مردم را تحت فشار گذاشته و چرا امروزه…
بحران زباله در ایران نه از نبود قانون و برنامه، بلکه از نبود شجاعت در…