جامعه

ناگفته‌های زندگی کیهان کلهر

آرتین توکلی: سال‌هاست که در گوشه‌وکنار جهان، کیهان کلهر و کمانچه‌اش را می‌شناسند. او بی‌گمان جهانی‌ترین موسیقی‌دان ایران است؛ هنرمندی که با چندین نامزدی «گرمی» و یک بار فتح این قله‌ موسیقی، جایگاهی استثنایی در میان موزیسین‌های شرقی برای خود ساخته است. با این ‌همه، آنچه کلهر را فراتر از جوایز و اعتبار بین‌المللی، از دیگران متمایز می‌کند، توانایی غریب او در نفوذ به قلب‌ها و گوش‌های مخاطبان است. نوای شاعرانه و سحرانگیز کمانچه‌اش، روح شنونده را به تسخیر درمی‌آورد؛ گویی بی‌آنکه کلامی بر زبان براند، پیوندی شگفت‌انگیز میان موسیقی و روح انسان برقرار می‌کند و فارغ از ملیت، دل از مخاطبانش در سراسر جهان می‌رباید. چنان‌که زنده‌یاد بهرام بیضایی به زیبایی تعبیر کرده بود: «کمانچه، کلهر را می‌نوازد و کلهر، کمانچه را.» این نوازنده شهیر ایرانی که به کم‌گویی و دوری از هیاهو شهره است، در بزنگاه‌های مهم، بارها پژواک صدا و دغدغه‌های جامعه ایران بوده و امروز، بیش از هر زمان دیگری، به‌عنوان سفیر فرهنگی ایران در جهان شناخته می‌شود.

سوم ژوئن ۲۰۲۶، سالن تئاتر اورفیوم در شهر ونکوور کانادا، میزبان اجرای مشترک کیهان کلهر و ارکستر سمفونیک ونکوور بود. در نگاه نخست، شاید همنشینی سازهای کلاسیک غربی و آوای روح‌نواز کمانچه شرقی، غریب بنماید؛ اما آنان‌که با جهان هنری کلهر زیسته‌اند، می‌دانند که او با بداهه‌نوازی‌های بی‌بدیل و ملودی‌های آشنایش، هم بر دل‌ها چنگ می‌زند و هم پلی استوار از جنس احساس میان دو جهانِ غرب و شرق می‌سازد. در این کنسرت مشترک، رهبری ارکستر سمفونیک ونکوور بر عهده ترور ویلسون (Trevor Wilson)، آهنگساز و رهبر ارکستر کانادایی بود. این نخستین همکاری ویلسون با هنرمندی چون کلهر به‌شمار می‌رود؛ تجربه‌ای که بهانه‌ گفت‌وگوی ما شد. ویلسون در این مصاحبه‌ اختصاصی، از همکاری با کیهان کلهر، نگاهش به موسیقی و فرهنگ ایران و چالش‌های این اجرای مشترک می‌گوید.

  پیش از آنکه به اجرای مشترک ارکستر سمفونیک ونکوور و کیهان کلهر بپردازیم، دوست داریم کمی بیشتر با شما و جهان فکری‌تان آشنا شویم. چه چیزی شما را به رهبری ارکستر کشاند و در جهان موسیقی، کدام اصل یا جوهره، چراغ راه شماست و بیش از هر چیز برایتان اهمیت دارد؟

پاسخ دادن به این پرسش، چندان آسان نیست. با این حال، اگر بخواهم از عمیق‌ترین معنای موسیقی برای خودم بگویم، آن را دریچه‌ای به جهانی سرشار از تجربه‌های ناب عاطفی می‌دانم؛ تجربه‌هایی که در هیچ کجای زندگی عادی یافت نمی‌شوند. درست در همین‌جاست که موسیقی برای من جان می‌گیرد و معنا پیدا می‌کند. یادم می‌آید در نوجوانی، وقتی برای نخستین ‌بار مجذوب جهان باشکوه موسیقی کلاسیک غربی شدم، با وسواسی خاص به آن گوش می‌دادم؛ می‌خواستم به آثار نزدیک‌تر شوم، آنها را بهتر بفهمم و تا جای ممکن، از درون تجربه‌شان کنم. همین کشش عمیق، سرانجام مرا به سمت رهبری ارکستر کشاند. بی‌شک، یکی از بزرگترین موهبت‌هایی که نصیب یک موزیسین می‌شود، این است که بتواند عشقی را که به موسیقی در دل دارد، با مخاطبانش سهیم شود؛ تا موسیقی، فراتر از چند نت ساده، پلی باشد به سوی اشتراک تجربه و احساس.

نوازندگی کیهان کلهر، لایه‌هایی از غم و شاعرانگی شرقی را در خود دارد که با فرم‌های رایج موسیقی غربی متفاوت است. به‌عنوان یک موسیقی‌دان غیرایرانی، وقتی برای اولین بار کمانچه‌نوازی او را با آن فضای خاص و پراحساس شنیدید، چه احساسی داشتید؟
در حقیقت، بخش قابل‌‌توجهی از این موسیقی آمیخته با اندوه است و فضایی مالیخولیایی و حسرت‌انگیز را در دل خود دارد. اما در برخی لحظات، هیجان و ضرباهنگ پرشتابی نیز در آن دیده می‌شود. من فکر می‌کنم عواطف انسانی اساساً جهانی‌اند و سبک‌های مختلف موسیقی، تنها زبان‌هایی‌اند برای بیان همین تجربه‌های مشترک. شاید موسیقی کلهر با آنچه معمولاً در کنسرت‌های غربی می‌شنویم تفاوت داشته باشد، اما در عین حال به‌شکل شگفت‌انگیزی گیراست و می‌تواند با هر شنونده‌ای – چه ایرانی و چه غیرایرانی – ارتباط برقرار کند. کمانچه‌نوازی او، افکار و احساساتی را در ما بیدار می‌کند که بازتابی از عمق وجود همه‌ ماست. به‌ جرئت می‌توانم بگویم که کمانچه، نامِ دیگرِ کلهر است؛ او با این ساز، نه فقط موسیقی که جادو خلق می‌کند و همه ما را مجذوب نوازندگی‌اش می‌سازد.

رابطه‌ هنری میان شما و کیهان کلهر در طول تمرین‌ها و اجرا چگونه شکل گرفت و این تجربه‌ مشترک، چه تصویری از شخصیت هنری و انسانیِ او در ذهن شما ترسیم کرد؟
به باور من، کلهر هنرمندی پرشور و در عین حال به‌طرز چشمگیری متواضع و فروتن است. او واقعا مرا تحت‌تأثیر خود قرار داد و در تمام مراحل تمرین رفتاری سرشار از احترام داشت. کیهان، همزمان تصویری بسیار روشن و دقیق از آنچه می‌خواست، ارائه می‌داد؛ یعنی ایده‌هایی مشخص و جذاب برای نحوه نواختن موسیقی‌اش داشت. انرژی و تمرکزی که در کمانچه‌نوازی او جریان داشت، بی‌درنگ به دیگر نوازندگان نیز منتقل می‌شد و کار کردن و نواختن در کنار او، بی‌تردید برای همه ما امتیاز و افتخاری بزرگ بود.

  تلاقی دنیای بداهه‌پردازانه و آزاد کیهان کلهر با ساختار دقیق و ازپیش‌تعیین‌شده‌ ارکستر سمفونیک، پیوندی جالب و جذاب به نظر می‌رسد. با توجه به این تفاوت رویکرد، آیا در جریان تمرین‌ها با چالش یا اختلاف‌نظری روبه‌رو نشدید؟
به نکته‌ مهمی اشاره کردید. یکی از چالش‌هایی که در طول تمرین‌ها با آن روبه‌رو بودیم، این بود که موسیقی کلهر از نوازندگان می‌خواست با نوعی آزادی و رهایی در اجرا همراه شوند؛ آزادی‌ای که معمولاً نوازندگان ارکستر سمفونیک کمتر با آن خو گرفته‌اند. منظورم همان چیزی‌ است که شما به آن می‌گویید بداهه‌نوازی. کیهان کلهر به ‌شدت اهل بداهه‌نوازی است؛ او می‌خواهد در لحظه، خود را به‌تمامی در موسیقی غرق کند و هنگام اجرا، فارغ از هرآنچه در جهان بیرون می‌گذرد، بنوازد و مخاطب را مسحور کند. همین ویژگی، چالش‌های ما را بیشتر و کارمان را سخت‌تر می‌کرد.

نوازندگان ارکستر می‌بایست به نت‌های روی پارتیتور نه به‌عنوان قاعده‌ای سخت و قطعی، که به‌عنوان راهنمایی برای حرکت نگاه کنند و در عوض، به شهود و خلاقیت درونی خود برای پیش بردن فراز و فرودها و کنترل سرعت اجرا تکیه کنند. آن‌ها بیشتر با نت‌های دقیق و ازپیش‌تعیین‌شده جلو می‌روند، ولی در ابتدای قطعه «شهر خاموش» (Silent City)، از همه نوازندگان خواسته شد آزادانه بداهه‌نوازی کنند؛ این امری است که ما به ندرت در ارکستر سمفونیک انجامش می‌دهیم. با این حال، نوازندگان ما فوق‌العاده منعطف بودند و با اشتیاق این چالش را پذیرفتند. در جریان اجرا نیز، نوازندگان برای خلق دنیای رؤیایی و شاعرانه‌ای که کلهر در ذهن داشت، نهایت حساسیت و ظرافت را به خرج دادند.

  بازتاب این اجرای مشترک در میان مخاطبان چگونه بود و این همنشینی فرهنگی، چه حال‌وهوایی در سالن ایجاد کرد؟
تماشاگران با اشتیاقی وصف‌ناپذیر، حضور یافته بودند و اجرای برنامه برای چنین جمع گرم و پذیرایی، لذتی بی‌اندازه به همراه داشت. از سوی حضار،  عشق و تحسین فراوانی نسبت به کلهر و موسیقی او سرازیر شد همچنین به‌وضوح قدردانی ویژه‌ای نیز از نوازندگان ارکستر سمفونیک ونکوور دیده می‌شد؛ قدردانی‌ای که عمیقاً از آن سپاسگزارم.

این همکاری، چه دستاوردی برای درک شخصی شما از موسیقی و فرهنگ ایرانی به همراه داشت؟ 
تجربه موسیقی ایرانی از طریق همکاری با کیهان کلهر، بی‌شک پنجره‌ای نو به روی من گشود و من از هر لحظه آن، نهایت لذت را بردم. پیش از این، از طریق گروه «جاده ابریشم» (Silk Road Ensemble)، تا حدودی با آثار کلهر آشنایی داشتم، اما درگیرشدنِ مستقیم با موسیقی او در این سطح، تأثیری عمیق و ماندگار بر من گذاشت. دیدن این‌که جامعه ایرانی تا چه اندازه این سبک موسیقی را ارج می‌نهد و این موسیقی با چه قدرتی بر آنان اثر می‌گذارد و با آنها سخن می‌گوید، بسیار دلگرم‌کننده بود. در کنسرت‌ها، ما همواره می‌کوشیم مردم را از طریق یک تجربه عاطفی مشترک و عمیق گرد هم آوریم، و این کنسرت، این آرزوی دیرینه را بیش از هر زمان دیگری برای من محقق کرد.

  فکر می‌کنید این نوع همکاری‌ها چقدر در معرفی موسیقی ایران مؤثرند و با توجه به تجربیات‌تان در همکاری‌های بین‌المللی، آشنایی غرب با موسیقی ایرانی را چطور ارزیابی می‌کنید؟
این‌گونه همکاری‌های بین‌المللی، فرصتی عالی برای آشنایی عمیق‌تر و درک بهتر مردم غیرایرانی با زیبایی‌های موسیقی ایرانی فراهم می‌کنند. من هم واقعا مشتاقم که شاهد همکاری‌های بیشتری با موسیقی‌دانان ایرانی باشم. موسیقی ایرانی بی‌نظیر است؛ این یک سنت موسیقایی شگفت‌انگیز است که به گمانم مخاطبان غربی هم به‌سرعت شیفته‌ آن خواهند شد و ارتباط عمیقی با آن برقرار خواهند کرد.

دوستان و اعضای خانواده‌ام که در این کنسرت حضور داشتند، پیش از اجرا با کلهر آشنایی چندانی نداشتند؛ در واقع، آنها هیچ تصوری از موسیقی ایرانی و کمانچه‌نوازی کلهر نداشتند، اما پس از اجرا به من گفتند که این کنسرت یکی از بهترین تجربه‌های موسیقایی‌شان بوده. این خود گواهی است بر قدرت و گیرایی موسیقی ایرانی که می‌تواند فراتر از مرزها و تفاوت‌های فرهنگی، با مخاطبش ارتباط برقرار کند.

modir

Recent Posts

جریان زاینده‌رود مشروط شد

خشک‌شدن تدریجی زاینده‌رود و مدیریت مقطعی آب، تنوع زیستی، حیات رودخانه، تالاب گاوخونی و امنیت…

15 دقیقه ago

اثر دلار بر قیمت خودرو ؛ کنترل بازار دست دلالان

دلالان با مدیریت عرضه و ایجاد انتظارات تورمی، اجازه نمی‌دهند کاهش قیمت دلار به خودرو…

2 ساعت ago

مواد ضروری برای بدن کدامند؟

حدود ۲۸ گرم تخمه آفتابگردان یا بادام‌تقریبا نیمی از میزان توصیه شده روزانه ویتامین E…

2 ساعت ago

هزینه تماشای فوتبال در هتل رایگان با لاکچری

تماشای فوتبال در هتل اسپینال درواقع با هزینه پنهان  5 میلیون تومانی است که تنها…

3 ساعت ago

بررسی اندیشه شهید بهشتی

شهید بهشتی نظر امام را درباره موسیقی تغییر داد / مجاهدین از سال 53 برنامه…

10 ساعت ago

قتل به خاطر فحاشی

سینا با یکی از همسایه‌های خود که همسن خودش هم بود درگیر شده بود که…

10 ساعت ago