به گزارش سرمایه فردا، حدیث ملاحسینی: روزگاری بود که یک لبخند ساده و بیریای کودکانه آغازگر یک دوستی ارزشمند بود. دوستیای که میتوانست حتی برای یک عمر دوام داشته باشد اما با ورود به دنیای بزرگسالی و جدیتر و بغرنجتر شدن هرچه بیشتر مسئولیتهای زندگی، شوربختانه بسیاری از خوشیها و لذتهای ریز و درشت زندگی قربانی میشوند. یکی از این لذتها بدون شک لذت دوستی و معاشرت با افراد جدید و متفاوتی است که هر یک میتوانند تجربیات متنوع و نابی را در زندگیمان رقم بزنند. حالا در عوض با سختتر شدن دوستیابی در دوره بزرگسالی، جامعه افراد با بحرانی مواجه شدهاند که از آن به عنوان «بحران دوستی» یاد میشود. بحرانی که میتواند تبعات روانی و اجتماعی متعددی را به همراه خود داشته باشد.
بحران دوستی در بزرگسالی مسئلهای انسانی است که تقریبا در جوامع و فرهنگهای مختلف وجود دارد و جامعه ایران هم از این قاعده مستثنا نیست. تحقیقات متعددی که در خارج از کشور انجام شده حاکی از این است که افراد از حدود ۳۰سالگی به طور طبیعی حلقههای دوستی خود را محدود میکنند. این تغییر رویه صرفا به دلیل کمبود زمان آزاد نیست، بلکه به این علت است که با افزایش سن معیارهای انتخاب دوست دقیقتر میشود و اشخاص به سمت روابط معنادارتر گرایش پیدا میکنند. علاوه بر این، ورود به دهه سوم زندگی با انباشت مسئولیتهای کاری، خانوادگی و تعهدات مالی همراه است که زمان و انرژی عاطفی برای معاشرت و ایجاد دوستیهای جدید را به شدت کاهش میدهد. از طرف دیگر، «جفری هال» استاد علوم ارتباطات دانشگاه کانزاس طی پژوهشی نشان داد که برای شکلگیری یک دوستی معمولی حدود ۵۰ ساعت تعامل و برای ایجاد یک دوستی صمیمی حدود ۲۰۰ ساعت زمان لازم است. این ارقام میتوانند دلسرد کننده باشند. چرا که در دنیای بزرگسالی با مشغلهها و دغدغههای بیپایانش صرف چنین زمانی امر چندان آسانی نیست و اما مسئله مهم دیگری که در این میان نقش بسیار مهمی بازی میکند و کم و بیش در همه جای دنیا از جمله ایران هم صدق میکند، این است که از یک سنی به بعد، فرد کمتر در ساختارها و فضاهایی قرار میگیرد که میتوانند امکانهای دوستی را برایش فراهم کنند.
محیطهایی مانند مدرسه، دانشگاه و خوابگاههای دانشجویی به دلیل ایجاد بستری برای نزدیکی مکانی افراد و تعاملات مکرر باعث میشوند که دوستیهای صمیمیتری شکل بگیرند. اما در دوره بزرگسالی افراد بیشتر اوقات خود را در محیطهایی مثل محیط کار صرف میکنند که فاقد چنین ویژگیهایی هستند و بنابراین، همکاران معمولا در حد همکار باقی میمانند.
«مشغلههایم خیلی زیاد است. الان پیدا کردن دوست جدید و رفاقت کردن واقعا جزو اولویتهایم نیست. آنقدر کارهای واجبتر دارم که توان وقت گذاشتن برای آدمها را ندارم»؛ اینها گفتههای «نسیم» مادر دو دختر ده ساله و شش ساله است که به «هفتصبح» میگوید. او که در دوران مجردی روابط دوستی گستردهای داشته، از زمانی که ازدواج کرده و قدم در دنیای مادری گذاشته، به گفته خودش کاملا وقف خانواده شده است: «وقتی از صبح با بچه و شوهر سر و کله بزنی و فشار زندگی را با تمام وجودت احساس کنی دیگر حس و حالی نمیماند که بخواهی برای یک دوست وقت بگذاری.»
نسیم معاشرت با تعداد کمی از دوستان قدیمیاش را ترجیح میدهد. چرا که آنها با اخلاقیات و خط قرمزهایش کاملا آشنا هستند و لازم نیست مراحل اولیه شناخت را که برایش چالشبرانگیز است طی کند. از طرف دیگر، گوش کردن به درد دلهای دوستانش انرژی روانی زیادی از او میگیرد و مانع از آن میشود که وارد دوستیهای جدید بشود: «من با همه گرفتاریهایی که دارم مگر چقدر مغزم میکشد که به دغدغه دوستان جدید هم گوش کنم؟! پس همین دوستان قدیمی برایم بس هستند.»
«محمد» نیز مرد ۴۴ سالهای است که چند سالی است وقت گذراندن با خود و خلوتگزینی را به رفت و آمد با دوستان ترجیح میدهد. از نظر او به دلیل شرایط نابسامان اجتماعی و اقتصادی حاکم بر جامعه امروز رفاقت کردن و صمیمی شدن با آدمهای جدید بسیار سخت شده است: «از زمانی که وضعیت اقتصادی رو به وخامت رفته تعداد آدمهایی که به اسم رفاقت میخواهند کلاه آدم را بردارند خیلی افزایش پیدا کرده. واقعیت این است که افراد در مسائل مالی خیلی خرابکاری میکنند.» محمد معتقد است که آدمها معمولا بیشترین ضربه را از نزدیکترین اشخاص زندگیشان میخورند و این مسئله درمورد دوستان هم صادق است. در نتیجه با بیشتر شدن تجربه زندگی بایستی که با احتیاط به آدمها اعتماد کرد: «در گذشته با افراد ظرف مدت کوتاهی خیلی صمیمی میشدم. اما الان طرف مقابل باید در برههها و حوزههای مختلف امتحانش را پس بدهد تا وارد حریم خصوصیام بشود.»
حدود ۳ سال است که بر روی نوشتن رساله دکترا متمرکز است. دوره کارشناسی و کارشناسی ارشدش از فعالان دانشجویی بوده که از طریق گعدهها و حلقههای مطالعاتی دوستان صمیمی زیادی پیدا کرده بود. «سورن» ۳۲ ساله به رغم علاقهای که به ارتباط گرفتن با آدمهای جدید دارد، اما براساس آنچه به «هفت صبح » میگوید، به دلیل نبود فضای مناسب این امکان را ندارد؛ «بیشتر دوستیهایم در دانشگاه شکل میگرفت و من بعد از فارغالتحصیل شدن طبعا دیگر در آن فضا قرار نداشتم. در دوره دانشجویی بهخاطر فراغ بالی که داشتیم با بچههای دانشگاه زیاد وقت میگذراندیم، به پارک و سینما و… میرفتیم و ساعتها گفتوگو میکردیم. در نتیجه تجارب مشترکی شکل میگرفت و میتوانستیم به شناخت عمیقی از هم برسیم.»
سورن اندک روابط جدیدی که این روزها تجربه میکند را یک سری روابط سطحی و گذرا میداند که به دلیل مشغلههای درسی، شغلی و حتی اختلاف در مواضع سیاسی و نگرشهای فرهنگی امکان ریشه دواندن ندارند و صرفا در حد همکاری هستند.
با نیمنگاهی به موضوع بحران دوستی در سطح جهانی، متوجه میشویم که این مسئله یک دغدغه جدی و قابل توجه برای بسیاری از کسانیست که مرز ۳۰ سالگی را پشت سر گذاشتهاند. به طوری که سایتهای تبادل نظری خارجی همچون «Quora» و «Reddit» میزبان سوالات زیادی از جانب کاربران متعدد با مضمون این که چرا پس از ۳۰ سالگی دیگر نمیتوانند دوستان جدیدی پیدا کنند، هستند. سوالاتی که گاهی با همدردی یا ارائه راهکارهایی از طرف سایر کاربران همسن و سال و با شرایط مشابه همراه است. این کاربران به مسائلی همچون احساس انزوا، نبود صمیمیت و نیاز مبرم به آن، دوری از دوستان نزدیک به دلیل مهاجرت و خلأ حضور آنان اشاره کردهاند که باعث شده است به فکر یافتن دوستان جدید باشند.
همچنین با یک جستوجوی ساده میبینیم که انبوهی از وبلاگها و وبسایتها هستند که افراد در آن تجربیات خود را درباره یافتن دوست جدید در دوران میانسالی به اشتراک گذاشتهاند. به عنوان مثال، «امیلی» زنی است که در میانه دهه ۳۰ زندگیاش تصمیم گرفت که فعالانه برای ساختن روابط جدید تلاش کند و باورهای محدود کنندهاش را درباره این مسئله کنار بگذارد. او در گفتوگویی غیر رسمی و دوستانه در فضای مجازی با خبرنگار«هفت صبح» از دلیل وارد شدنش در اپلیکیشنهای دوستیابی برای آشنایی با افراد جدید میگوید. همچنین با حضور در جشنوارهها، فضاهای کار اشتراکی، کلاسهای ورزشی و کافهها روابط جدیدی را ایجاد کرد و دوستان جدیدش را به یکدیگر معرفی نمود و شبکهای از روابط ساخت.
یوتیوب یکی دیگر از پلتفرمهاییست که ما به وفور شاهد آن هستیم که افراد درباره مسئله دوستیابی در آن به تولید محتوا میپردازند. «لیندا» زن جوان یوتیوبری است که معتقد است با افزایش سن، آدمها به دلیل ترس از رد شدن، بیش از حد فکر کردن و سنجیدن جوانب درباره پیشقدم شدن در دوستی از برقراری ارتباط طفره میروند. بنابراین، با دیدن این محتویات متوجه میشویم که این مسئله جهانی، مسئلهای حائز اهمیت در جهان معاصر و افراد میانسال است.
اما طبعا بخشی از این چالشها به جنبههای روانی افرادی که وارد دهه سوم و بعد از آن میشوند بر میگردد. عاطفه محمدی روانشناس، بر این باور است که افراد با پشت سر گذاشتن دوره نوجوانی و اوایل جوانی به یک پختگی روانی و هویت مستقل دست پیدا میکنند که باعث میشود به سمت روابطی نروند که بر مدار هیجان و احساسات زودگذر است. وی در گفتوگو با «هفتصبح» مدعی میشود که همین مسئله باعث میشود فرد دایره ارتباطیاش را محدود کند و صرفا با کسانی رفاقت کند و وقت بگذراند که دوستیهای پایدار و دیرینهای را با آنان داشته است: «افراد در این مقطع از زندگی دیگر چندان به دنبال این نیستند که خود را در معرض موقعیتهای جدید قرار بدهند و چیزهای تازهای را تجربه کنند. بلکه بیشتر تمایل دارند که کمتر ریسک بکنند تا کمتر دچار مشکل بشوند.»
این روانشناس درباره مسئله عدم اعتماد به افراد جدید برای برقراری رابطه دوستانه و ایجاد صمیمیت میگوید: «گاهی اشخاص یک سری الگوهای ثابت در دوستیهایشان داشتهاند که منجر به طرد شدگی، شکست یا از دست دادن رابطهشان شده است. گاهی هم در گذشته بیش از حد به دیگران اعتماد کردهاند که باعث شده از آنان سوءاستفاده بشود. به همین دلیل در انتخاب دوستان جدید دست به عصاتر و محتاطتر میشوند و روابطشان را چندان گسترش نمیدهند. آنها ترجیح میدهند با دوستانی وقت بگذرانند که میتوانند رویشان حساب باز کنند و امتحانشان را همه جوره پس دادهاند.»
محمدی به این نکته اشاره میکند که عدهای از افراد با وارد شدن به زندگی مشترک همه انرژی و وقتشان را صرفا وقف خانواده میکنند که چنین مسئلهای میتواند در دراز مدت آسیبزا باشد و آنها را از نظر روحی و روانی تحت فشار قرار دهد: «برخی اشخاص با ورود به زندگی متاهلی و مسئولیتهای آن همه تمرکز و توانشان را صرف رابطه عاطفی و فرزندانشان میکنند؛ به شکلی که دیگر اصلا به فکر خودشان نیستند و هویت فردیشان را به نوعی گم میکنند. این افراد رفته رفته یک زندگی تک بعدی را تجربه میکنند و معمولا هم از یک جایی به بعد کم میآورند. چون میبینند که همه چیز فقط زندگی مشترک و بچهداری نیست و این خلأ میتواند باعث آزارشان بشود.»
از نظر او، با در پیش گرفتن این زندگی تک بعدی و محدود کردن حلقه دوستان، افراد در معرض مشکلاتی همچون افسردگی، اضطراب و حملات عصبی قرار میگیرند. بنابراین، داشتن دایرهای از دوستان قابل اعتماد امری ضروری و مهم است: «اگر دایره ارتباطی بزرگ باشد، روزی که فرد با همسرش دچار مشکل میشود میتواند با یکی از دوستانش در این باره صحبت کند، برونریزی داشته باشد و فضای ذهنیاش را تغییر دهد. ولی آن آدم تک بعدی که تمام تمرکزش روی زندگی مشترکش است، نمیتواند این مسائل را تاب بیاورد و دچار نشخوار فکری و فرسودگی روانی میشود.»
کوچکتر شدن حلقه دوستان علاوه بر مسائلی همچون اضطراب، افسردگی و کاهش اعتماد به نفس باعث مشکلات روانی و جسمانی عدیده دیگری هم میشوند. مطالعات گسترده نشان میدهند که انزوا و نبود حمایت اجتماعی میتواند باعث بروز بیماریهای قلبی و عروقی، ضعف سیستم ایمنی، افزایش خطر زوال عقل و اختلالات شناختی بشود. همچنین این مسئله در دراز مدت بر کیفیت زندگی افراد تاثیر میگذارد و احساس رضایت از زندگی را کاهش میدهد و حتی خطر مرگ زودرس را تا بیش از ۶۰ درصد افزایش میدهد. در آخر، برای برون رفت از این مشکل میتوان در فعالیتهای گروهی که با علایق فردی آدمها همخوان است شرکت کرد، از منطقه امن بیرون آمد و کمی ریسکپذیرتر شد و همچنین از امکانات فضای مجازی و اپلیکیشنهای دوستیابی استفادهای هوشمندانه کرد.
با وجود تعیین سقف دو میلیارد یورویی، دولت با محدودیتهای ارزی و ثبت سفارش، واردات…
مهار نشتی سد لار، تکمیل خط انتقال طالقان و ایجاد شبکه عظیم تصفیهخانههای پساب، قطعات…
بانک ایران زمین نزدیک به 27 هزار میلیارد تومان تسهیلات کلان به دو شرکت مرتبط…
انرژی و آب ارزان، اجرای قوانین ساختمان سبز را تضعیف کرده و ایران را از…
دختر جوان بدون آنکه وسایل ضروری همراه داشته باشد یا مقصدی را اعلام کند، از…
محدودیت موقت بانک مرکزی بر اضافهبرداشت بانکهای ناتراز، با تعهد دوباره آنها لغو شد؛ اما…