حامد شایگان:قصه احتکار بازار آهن از جایی شروع شد که برخی فولادسازان پس از جنگ اخیر، نیمه تعطیل شدند و همین باعث شد بازار زیرزمینی فولاد را به جوش و خروش بیاندازد چون محتکران دست به کار شده بودند و ورقهای فولادی را در انبارها حبس کردند تا قیمتها را بالا ببرند. اما ناگهان، خبر عرضه بالای فولاد در تالار بورس کالا، زلزلهای در بازار ایجاد کرد. محتکران، پس از افزایش عرضه خود را در تله بازار دیدند و با عجله، کالاهای انبارشده را به بازار سرازیر کردند، اما این پاتک تجاری، سوالات جدی را نیز برانگیخته است؛ آیا بورس کالا فقط یک فروشنده است یا یک ناظر مسئول؟ و چه کسی تضمین میکند که ورقهای فولادی، پس از خروج از تالار، به جای سوداگری، به خطوط تولید برسند؟ چراکه شائبههای زیادی وجود دارد که شرکتهای صوری در بورس کالا بدون اینکه ورق را به خط تولید برسانند در بازار آزاد میفروشند.
بعد از جنگ شایعه شده بود که صنایع پاییندستی (خودروسازی، لوازم خانگی، ساختمان) با قطعی زنجیره تأمین مواجه شدند و مصرفکننده نهایی، بهای این بازی را با افزایش قیمتها میپرداخت. هرچند برخی مدیران شرکتهای فولادی، یک چرخش استراتژیک کردند. و وارد حوزه بازرگانی فعال شدند و به بازار این سیگنال را دادند که خبری از کمبود عرضه نیست. به همین دلیل سقوط قیمتها در بازار آزاد و خروج شتابزده فولتد از انبارها منجر شد تا حدودی مبتکران شکست بخورند هرچند نوسان ارز تا حدودی چالش برانگیز شده. با این حال پیشبینی میشود که با ثبات ارز، کالاها با قیمت پایینتر به بازار تزریق شوند.
واقعیت این است که بازار فولاد ایران، سالهاست که با آفت احتکار دست و پنجه نرم میکند. واسطهها و دلالان، با استفاده از نبود شفافیت در زنجیره تأمین، محصولات را انبار میکنند و با ایجاد قحطی مصنوعی، قیمتها را به سطوح غیرواقعی میرسانند. بعد از جنگ دلالان تصور میکردند که فرصت طلایی به دست آمده که با احتکار بازار را مدیریت کنند.با این حال پس از عرضه بیش از تقاضا، قیمت ورق فولادی در بازار آزاد ظرف ۴۸ ساعت، حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد کاهش یافت، این وضعیت نشان میدهد که بازارهای انحصاری و غیرشفاف، بستر مناسبی برای احتکار هستند.
دلالان وقتی مطمئن باشند عرضه جدیدی در کار نیست، جسور میشوند و قیمتها را تا سقف میبرند. دوم، یک بازیگر قدرتمند میتواند با یک حرکت حسابشده، معادلات را به هم بزند. اما مشکل اینجاست که چنین حرکاتی، موقتی هستند. اگر فولاد سازان آسیب دیده نتوانند تولید خود را به سرعت احیا کند و به طور پایدار عرضه کند، دوباره شایعه کمبود، دوباره احتکار و دوباره افزایش قیمت ایجاد میکند. برای حل ریشهای، نیاز به بازار شفاف و نظارت بر زنجیره تأمین است.
تجربه نشان داده که برخی شرکتهای صوری، با دریافت سهمیه از بورس کالا، ورقها را به جای خط تولید، دوباره به بازار آزاد هدایت میکنند و از تفاوت قیمت بورس با قیمت بازار آزاد سودهای کلان میبرند. این یعنی بورس کالا، بدون نظارت بر مصرفکننده نهایی، عملاً دارد به جای توزیع عادلانه، به رانتخواری دامن میزند.
بورس کالا باید سامانه ردیابی کالا از تالار تا خط تولید ایجاد کند. هر محموله ورق فولادی که در بورس کالا فروخته میشود، باید دارای کد رهگیری باشد. شرکت خریدار موظف است گزارش مصرف را به بورس ارائه دهد. اگر ورق به تولید نرسید و در بازار آزاد ظاهر شد، باید خریدار به عنوان عامل اختلال در بازار شناسایی و جریمه شود. همچنین، بورس کالا باید لیست خریداران واقعی را ارائه کند چون رانتخواران با خیال راحت، کالاهای اساسی را از آنجا خارج میکنند و با قیمتهای آزاد به مردم میفروشند.
دولت آمریکا با استناد به «شرایط اضطراری»، فروش ۸.۶ میلیارد دلاری تسلیحات به متحدان خاورمیانهای…
توقف تولید مهمات باعث کاهش عرضه فشنگ و افزایش شدید قیمت تفنگهای شکاری در بازار…
روایت قتل از اینجا آغاز شد؛ در حال خرید بودم که یکدفعه صدای فریاد فرشاد…
بیتکوین با تثبیت بالای ۷۶,۵۹۷ دلار، گاوها را در کنترل نگه داشته و هدف بعدی…
رشد بیش از صددرصدی قیمت خودرو نشان میدهد بازار درگیر حبابی جدی است که از…