به گزارش سرمایه فردا، بررسی عملکرد پنج غول بورس ایران شامل «فملی»، «شپنا»، «فارس»، «فولاد» و «وبملت» در بازههای زمانی مختلف نشان میدهد که اگرچه این نمادها در بلندمدت توانستهاند بازدهی مازاد بر دلار کسب کنند، اما در چهار سال اخیر طلا با اختلاف قابل توجهی از تمام آنها پیشی گرفته است.
تحلیلهایی از عملکرد پنج نماد برتر بورس طی یک دهه اخیر حاکی از آن است که تمامی این شرکتها توانستهاند بازدهی مازاد بر دلار کسب کنند. حتی ضعیفترین آنها یعنی «وبملت» نیز بیش از ۵۰ درصد بازدهی بیشتر از دلار داشته است. این یعنی سرمایهگذاری در غولهای بورس در بلندمدت، تورم دلار را نه تنها پوشش داده، بلکه از آن عبور کرده است.
اما ماجرای طلا کمی متفاوت است. روایت طلا در بازار ایران به دو بخش تقسیم میشود؛ قبل از ۱۴۰۰ و بعد از آن. تا ۱۴۰۰؛ بورس قهرمان بیرقابت بود. تا سال ۱۴۰۰، رشد خیرهکننده بورس در سال ۹۹ و رکود نسبی طلا باعث شد تقریباً هر پنج نماد بورسی عملکرد بهتری از طلا داشته باشند. در این دوره، سرمایهگذاران بورس لبخند رضایت را بر لب داشتند و طلا در حاشیه قرار گرفته بود.
اما از ۱۴۰۰ به بعد، ورق کاملاً برگشت. رکود عمیق و شرایط اسفناک بورس همزمان شد با سوپر سایکل صعودی طلا. نتیجه؟ طلا به رتبه اول بازدهی در چهار سال اخیر رسید و همه رقبا را پشت سر گذاشت.
بررسی دقیقتر آمارها نشان میدهد در بازه ۱۰ ساله، «فملی» با اختلافی چشمگیر، پربازدهترین دارایی بوده است. این نماد نه تنها از طلا و دلار، بلکه از سایر غولهای بورس نیز عملکرد بهتری داشته و با فاصله ای دو برابر نسبت به رتبه دوم (شپنا)، در صدر ایستاده است.
نکته جالبتر اینکه «فملی» در ده سال اخیر بیش از هفت برابر «وبملت» رشد کرده است. این آمار نشان میدهد انتخاب درست در بلندمدت چه تفاوت عظیمی در بازدهی سرمایهگذاری ایجاد میکند.
رنکینگ ده ساله به این شرح است:
۱. فملی (با اختلاف چشمگیر)
۲. شپنا
۳. طلای جهانی (که تا ۱۴۰۰ ششم بود و حالا به رتبه سوم صعود کرده)
۴. فولاد مبارکه
۵. فارس
۶. وبملت
۷. دلار
چهار سال اخیر؛ سلطنت طلاست. از ۱۴۰۰ به بعد، قصه کاملاً متفاوت شده است. در این دوره، طلا به عنوان ترند اول سرمایهگذاری در ایران و جهان مطرح شده و هیچ دارایی نتوانسته آن را پوشش دهد. آمارها نشان میدهد طی چهار سال اخیر، طلا بیش از دو برابر نمادهای بورسی بازدهی داشته است.
نکته جالب دیگر اینکه در بدترین سالهای بورس، تقریباً همه غولهای بورسی (به جز فولاد) توانستهاند دلار را پوشش دهند. «وبملت» که در بازه ۱۰ ساله بدترین عملکرد را داشت، در چهار سال اخیر به یکی از بهترینها تبدیل شده و عملکردی مشابه «شپنا» و «فملی» ارائه داده است.
فولاد مبارکه اما در این دوره اصلاً عملکرد خوبی نداشته و نتوانسته حتی دلار را پوشش دهد.
این آمارها چند درس مهم برای سرمایهگذاران دارد:اول، وقتی ترند یک دارایی مانند طلا شروع میشود، هیچ دارایی دیگری نمیتواند آن را مهار کند. در چنین شرایطی، بهترین کار تشخیص ترند و انتقال داراییها به سمت آن است.
دوم، در بلندمدت که تشخیص ترندها دشوار است، میتوان از نمادهایی استفاده کرد که احتمال برنده شدن بیشتری دارند. «فملی» در ۱۰ سال اخیر نشان داده که چنین گزینهای است.
سوم، «فارس» در هیچکدام از بازههای چهار ساله و ۱۰ ساله عملکرد جذابی نداشته و برای سرمایهگذاران بلندمدت چندان جذاب نبوده است.
چهارم، پالایشیها با لیدری «شپنا» هم در بلندمدت و هم در کوتاهمدت عملکرد نسبتاً خوبی داشتهاند.
در نهایت، میتوان نتیجه گرفت که نمادهای اصلی بورس در میانمدت و بلندمدت همواره عملکرد بهتری از دلار داشتهاند، اما طلا از ۱۴۰۰ به بعد قصهای متفاوت و بازدهی خیرهکننده داشته است.
در ادامه این گزارش، به بررسی وضعیت صنعت سیمان و تأثیر حذف حجم مبنا بر معاملات این گروه پرداختهایم. دو عامل تعیینکننده در سیمان؛ در مورد صنعت سیمان، دو بحث اساسی وجود دارد. نخست، اختلاف قابل توجه قیمت بازار و قیمت جایگزینی است که فرصتهای جذابی ایجاد کرده است. دوم، P/E این صنعت که هماکنون به طور متوسط حدود ۴۵ است.
در سال آینده، با توجه به افزایش اقلام قیمت تمام شده، انتظار میرود شرکتهای سیمانی بتوانند این افزایش را به راحتی به بازار منتقل کنند. تجربه نشان داده در این صنعت معمولاً چنین مشکلی وجود نداشته است.
در سال گذشته، دو عامل باعث کاهش تقاضای سیمان شد. اول، بحث اخراج کارگران افغانی که باعث شد پیمانکاران نتوانند پروژههای ساختمانی را ادامه دهند. دوم، رکود عمومی در بخش ساختوساز. از سوی دیگر، دولت برای جلوگیری از ایجاد بازار سیاه سیمان و کنترل قیمتها، برق بیشتری به صنعت سیمان اختصاص داد تا تولید افزایش یابد.
به نظر میرسد در سال آینده وضعیت سیمان متعادلتر شود. تجربه نشان داده که این صنعت مکانیسمهای خودتنظیمی دارد. در گذشته نیز زمانی که عرضه مازاد وجود داشت، انجمن سیمان تشکیل جلسه میداد و تولید را کاهش میداد تا قیمت تثبیت شود.
از این نظر، ریسک زیادی متوجه صنعت سیمان نیست. این صنعت همواره نشان داده که در بلندمدت میتواند خود را بازیابی کند و نوسانات کوتاهمدت را جبران نماید.
شنیدهها حاکی از آن است که انجمن صنفی در حال مذاکره برای افزایش پایه قیمت سیمان است. اگر این اتفاق بیفتد، خبر بسیار خوبی برای صنعت خواهد بود و مشکلات احتمالی را مرتفع میکند.
علاوه بر این، با توجه به تورم موجود، شرکتهایی که موجودی انبارشان با قیمتهای پایینتر تأمین شده، با افزایش قیمت فروش، سود ناشی از فروش تورمی را شناسایی خواهند کرد.
برخی دوستان درباره حذف حجم مبنا و تأثیر آن بر بازار سوال داشتند. از دیروز بازار تقریباً منفی شد، اما با توجه به سودآوری خوب در کل بازار و به خصوص صنعت سیمان، مشکل خاصی نخواهیم داشت. فقط کمی زمان نیاز است تا فعالان بازار با این موضوع کنار بیایند. نگران آینده بازار نباشید.
شرایط در مناطق مختلف کشور متفاوت است. در استانهایی مانند آذربایجان با کمبود سیمان مواجهیم و مشکلی از نظر فروش وجود ندارد. در مناطق جنوبی نیز وضعیت مشابه است. شرکتهای صادراتمحور مانند «سهرمک» که به افغانستان صادرات دارند، با افزایش نرخ دلار وضعیت بهتری پیدا میکنند. عمده نگرانی مربوط به مناطق مرکزی کشور است که امید میرود با افزایش پایه قیمت، این مشکل نیز حل شود.
صنعت سیمان صنعتی شفاف و قابل ورود است. اگر هم در کوتاهمدت نوسانی داشته باشد، در بلندمدت آن را جبران کرده است. دوستانی که سهام سیمان دارند، نگران نباشند و به آینده این صنعت امیدوار باشند.
به گزارش سرمایه فردا، با انتصاب عبدالناصر همتی به عنوان رئیس کل جدید بانک مرکزی،…
صنعت اورهسازان را به دلیل حاشیه سود بالا، نسبت قیمت به سود تکرقمی و اثرپذیری…
کارشناس بازار سرمایه، با اشاره به رشد ۱۱ درصدی شاخص کل در دیماه، از تغییر…
مدیرعامل پارس تابلو با اشاره به اجرای پروژههای بزرگ نیروگاهی در گلگهر، از چالشهای سنگین…
زیانهای سنگین قشرین و قنقش، نشانهای از ضعف ساختاری، مدیریت ناکارآمد و ناتوانی در تطبیق…
حاشیههای فوتبال به ویژه درباره بازیکنان با مربیان خارجی افزایش یافته است یکی از افرادی…