سیاست و دیپلماسی

ضرب‌الاجل ترامپ به خط پایان می‌رسد؟

به گزارش سرمایه فردا، دومان شهرام؛ در اوایل فوریه ۲۰۲۶، زمانی که دونالد ترامپ برای دومین بار به کاخ سفید بازگشت، جهان شاهد بازگشت سیاست “فشار حداکثری” علیه ایران بود. ترامپ، که در دوره اول ریاست‌جمهوری‌اش از توافق هسته‌ای برجام خارج شده بود، این بار با یک ضرب‌الاجل صریح وارد میدان شد: ایران باید ظرف ۱۰ تا ۱۵ روز (یعنی تا اوایل مارس) به توافقی “معنی‌دار” تن دهد، یا “اتفاقات بسیار بدی” رخ خواهد داد. این ضرب‌الاجل، که در ۱۹ فوریه اعلام شد، همزمان با تجمع نیروهای نظامی عظیم آمریکا در خاورمیانه—شامل دو ناو هواپیمابر، ناوگروه USS Gerald R. Ford، و هزاران هواپیما و کشتی جنگی—همراه بود. هدف ترامپ روشن بود: ایران باید غنی‌سازی اورانیوم را به طور کامل متوقف کند، برنامه موشکی خود را محدود سازد و حمایت از گروه‌های نیابتی مانند حماس و حزب‌الله را قطع کند.

مذاکرات غیرمستقیم در ژنو، با میانجی‌گری عمان، از اوایل فوریه آغاز شد. دور اول و دوم پیشرفت‌هایی گزارش دادند—ایران پیشنهاد داد بخشی از اورانیوم غنی‌شده خود را به خارج منتقل کند—اما در دور سوم (۲۶ فوریه)، مذاکرات بدون توافق پایان یافت.

ایران بر “حق غنی‌سازی” اصرار دارد و مقامات ایرانی مانند عباس عراقچی، وزیر خارجه، مذاکرات را “شدید و جدی” توصیف کرده‌اند، اما تأکید کرده‌اند که آمریکا نباید انتظار “صفر غنی‌سازی” داشته باشد. در مقابل، ترامپ و تیمش—از جمله معاون رئیس‌جمهور جی‌دی ونس—ایران را متهم به بازسازی برنامه هسته‌ای پس از حملات آمریکا در ژوئن گذشته کرده‌اند.

 

حالا، با نزدیک شدن به روزهای پایانی ضرب‌الاجل (حدود ۱ تا ۶ مارس)، تنش‌ها به اوج رسیده است. اعتراضات داخلی در ایران ادامه دارد—رژیم هزاران نفر را سرکوب کرده و ترامپ ادعا می‌کند ۳۲ هزار نفر کشته شده‌اند—که این مسئله ایران را ضعیف‌تر کرده است. بازارهای جهانی نیز تحت تأثیر قرار گرفته: قیمت نفت نوسان دارد و اقتصاد جهانی از ترس جنگ آسیب دیده.

کارشناسان می‌گویند این بن‌بست می‌تواند به دو مسیر منجر شود: یا ادامه مذاکرات به صورت کشدار برای جلوگیری از درگیری، یا یک حمله نظامی محدود از سوی آمریکا برای وادار کردن ایران به عقب‌نشینی. اما با توجه به خط قرمزهای هر دو طرف—غنی‌سازی برای ایران و صفر غنی‌سازی برای آمریکا—توافق بعید به نظر می‌رسد. ترامپ ممکن است از این فرصت برای ادعای پیروزی نظامی استفاده کند، اما ریسک‌های آن—از جمله واکنش ایران و درگیری منطقه‌ای—بالاست.

این وضعیت یادآور بحران‌های گذشته است، اما با یک تفاوت: ترامپ این بار نیروی نظامی بیشتری مستقر کرده و کمتر تمایل به عقب‌نشینی نشان می‌دهد. جهان نفس خود را حبس کرده، منتظر تصمیم نهایی در کاخ سفید.

مذاکرات کشدار یا جنگ در چند ماهه؟

با فرض اینکه مذاکرات به توافق نرسد و به روزهای آخر ضرب‌الاجل ترامپ (اوایل مارس) برسیم، احتمال ورود آمریکا به یک روند مذاکرات کشدار کم است، و ریسک جنگ در بازه‌ای کوتاه (نهایتاً چند ماهه، اما احتمالاً هفته‌ها) بسیار بالاست. دلایل این تحلیل به شرح زیر است:

خط قرمزهای غیرقابل عبور

ترامپ بر “صفر غنی‌سازی” اصرار دارد، در حالی که ایران آن را “تحقیرآمیز” می‌داند و حاضر به توقف کامل نیست. تحلیل‌گرانی مانند کسانی در Understanding War می‌گویند این خط قرمزها توافق را بعید می‌کند، مگر اینکه یکی از طرفین کوتاه بیاید—که نشانه‌ای از آن دیده نمی‌شود. در X، کاربرانی مانند @JasonMBrodsky گزارش می‌دهند که مذاکرات “هیچ” نتیجه‌ای نداشته و ترامپ “بسیار نزدیک” به دستور حمله است.

تجمع نظامی آمریکا: آمریکا بزرگ‌ترین نیروی نظامی خود در خاورمیانه از زمان جنگ عراق را مستقر کرده است. این شامل ناوهای هواپیمابر و پایگاه‌های آماده است. فرماندهان نظامی نمی‌خواهند این نیروها را برای مدت طولانی نگه دارند، بنابراین ترامپ ممکن است برای جلوگیری از هزینه‌های طولانی، به حمله محدود روی آورد—مثلاً به سایت‌های هسته‌ای یا موشکی ایران—تا ایران را به مذاکره وادار کند. کارشناسان در LA Times و Axios احتمال حمله را ۹۰% در هفته‌های آینده تخمین می‌زنند.

 

سابقه ترامپ و فشار داخلی

ترامپ سابقه استفاده از تهدید نظامی برای مذاکره دارد، اما این بار با اعتراضات داخلی ایران (که رژیم را ضعیف کرده) و فشار اسرائیل (که آماده همکاری است)، ممکن است به سمت جنگ برود. در X، پست‌هایی مانند @jeremyscahill نشان می‌دهد ترامپ از ژانویه قصد حمله داشته و حالا ۸۰-۹۰% احتمال حمله در هفته‌ها وجود دارد. مذاکرات کشدار ممکن است ادامه یابد (مانند پیشنهاد عمان برای دور بعدی در هفته آینده)، اما ضرب‌الاجل ترامپ (تا ۱ مارس) این را بعید می‌کند.

ریسک‌های جنگ: اگر جنگ رخ دهد، احتمالاً محدود شروع شود (حمله هوایی به اهداف کلیدی مانند نطنز یا فردو)، اما می‌تواند به درگیری گسترده تبدیل شود—با واکنش ایران علیه پایگاه‌های آمریکا یا بستن تنگه هرمز. با این حال، ترامپ ممکن است از جنگ تمام‌عیار اجتناب کند و به جای آن از حمله برای تقویت موقعیت مذاکراتی استفاده کند. اما اگر مذاکرات شکست بخورد، جنگ در چند ماهه (شاید زودتر) محتمل‌تر از مذاکرات طولانی است، زیرا ترامپ تمایل به “پیروزی سریع” دارد.

در نهایت، با توجه به اطلاعات فعلی، مسیر به سمت جنگ تمایل دارد تا مذاکرات کشدار. اما عوامل غیرمنتظره مانند پیشنهاد جدید ایران یا فشار بین‌المللی (از چین یا روسیه) می‌تواند تغییر ایجاد کند. وضعیت بسیار سیال است و تصمیم نهایی با ترامپ است.

modir

Recent Posts

حلقه موازنه قدرت اسرائیل

بن‌گوریون با پیوند با ایران، ترکیه و اتیوپی حلقه انزوای عربی را شکست، نتانیاهو با…

1 ساعت ago

فرهنگ سیاسی چپ ایرانی

فرهنگ سیاسی چپ ایرانی ـ به مثابه‌ی برآیند محتاطانه‌ی فرهنگ سیاسی شخص‌ها، گروه‌ها، «سازمان‌»ها و…

1 ساعت ago

پیش‌بینی جنگ ایران و آمریکا

بر اساس آرایش نظامی آمریکا، به نظر نمی‌رسد واشنگتن انتظار داشته باشد اسرائیل آغازگر باشد.…

2 ساعت ago

شروط اصل حفظ نظام

اصل «حفظ نظام» تنها زمانی واقعاً حافظ است که خود را محدود کند؛ یعنی بپذیرد…

9 ساعت ago

آرایش نظامی آمریکا در برابر سپر دفاعی ایران

این آرایش آمریکایی، در برابر سپر غربی ایران، می‌تواند جرقه جنگی باشد که هزاران قربانی…

10 ساعت ago

پیش‌بینی اقتصاد ایران ؛ بدون آزادی اقتصادی ثروتمند نمی شویم !

یک اقتصاددان با نقد سیاست‌های اقتصاد ایران گفت: شما در عصر هوش مصنوعی نمی‌توانید با…

10 ساعت ago