زهرا مهدور: در حالی که تنشهای نظامی در منطقه به اوج خود رسیده و دیپلماسی آخرین نفسهای خود را میکشد، شنیدهها از پاسخ آمریکا به پیشنهادهای ایران حاکی از یک لیست پنج شرطی است که واشنگتن برای آتشبس و آغاز مذاکره تعیین کرده است. شروطی که اگر صحت داشته باشند، نه تنها نشان از عقبنشینی واشنگتن ندارد، بلکه بیانگر یک «التیام نابرابر» و تحمیل خواستههای حداکثری بر تهران است. این گزارش به تحلیل هر یک از این پنج شرط و پیامدهای احتمالی آن میپردازد.
واشنگتن به صراحت اعلام کرده که زیر بار هیچ نوع پرداخت غرامتی به ایران نخواهد رفت. این شرط از دو منظر قابل تحلیل است. نخست، نادیده گرفتن خسارتهای گسترده وارده به زیرساختهای نظامی، اقتصادی و غیرنظامی ایران در جریان جنگ رمضان. برآوردهای اولیه نشان میدهد که حملات موشکی و پهپادی ائتلاف به تأسیسات هستهای، پالایشگاهها، کارخانهها و حتی مراکز مسکونی، صدها میلیارد دلار خسارت به ایران تحمیل کرده است. پافشاری آمریکا بر عدم جبران این خسارت، عملاً به معنای «قربانی کردن ایران در برابر متجاوز» است و میتواند از نظر افکار عمومی داخلی و حقوق بینالملل، یک نقطه ضعف بزرگ برای واشنگتن تلقی شود. از سوی دیگر، این شرط نشان میدهد که آمریکا حاضر به پذیرش مسئولیت حقوقی و سیاسی اقدامات نظامی خود نیست و خروج از بحران را صرفاً در قالب «فراموشی گذشته» تعریف میکند؛ رویکردی که بعید است مورد پذیرش تهران قرار گیرد.
این شرط، از حساسترین و تعیینکنندهترین بندهای پیشنهادی آمریکاست. در حالی که ایران بر اساس قوانین داخلی و حقوق خود تحت معاهده NPT، حق غنیسازی اورانیوم برای اهداف صلحآمیز را دارد، آمریکا خواستار خروج حجم قابل توجهی از اورانیوم غنیشده (حدود ۴۰۰ کیلوگرم) از کشور و تحویل آن به واشنگتن شده است. تحلیلگران این اقدام را یک «خلع سلاح هستهای معکوس» مینامند. به عبارت دیگر، آمریکا به دنبال بازگرداندن ایران به شرایط قبل از سال ۱۳۹۴ (پیش از برجام) است، با این تفاوت که این بار دیگر خبری از مذاکرات طولانی و راستیآزمایی چندجانبه نیست. خروج این حجم از اورانیوم، عملاً برنامه غنیسازی ایران را برای سالها به عقب خواهد انداخت و وابستگی تهران به سوخت هستهای خارجی را افزایش خواهد داد. پرسش مهم این است که آیا ایران حاضر است این «مهمات استراتژیک» خود را در ازای وعده عدم حمله مجدد، تسلیم کند؟ پاسخ این پرسش، کلید گشایش یا تشدید بحران است.
واشنگتن خواستار تعطیلی تمام تأسیسات هستهای ایران به جز یک مجموعه شده است. از نظر فنی، فعال ماندن تنها یک مجموعه (احتمالاً نیروگاه بوشهر یا تأسیسات اصفهان) به معنای تبدیل ایران به یک مصرفکننده صرف سوخت هستهای و محرومیت از چرخه کامل سوخت هستهای است. این شرط فراتر از برجام است که به ایران اجازه میداد در تأسیسات نطنز و فردو با محدودیتهایی غنیسازی کند. تحقق این شرط، نه تنها ضربه فنی به برنامه هستهای ایران وارد میکند، بلکه یک شکست سیاسی و راهبردی را نیز به همراه خواهد داشت. ایران سالهاست که بر حق خود برای توسعه فناوری هستهای صلحآمیز تأکید کرده و هرگونه توافقی که این حق را نادیده بگیرد، به سادگی در مجلس و افکار عمومی قابل دفاع نخواهد بود.
یکی از جدیترین مطالبات ایران از ابتدای بحران، آزادسازی داراییهای بلوکهشده در بانکهای خارجی (به ویژه کره جنوبی، عراق و برخی کشورهای اروپایی) بوده است. بر اساس شنیدهها، واشنگتن نه تنها زیر بار آزادسازی کامل این داراییها (که بر اساس برخی برآوردها به بیش از ۱۲۰ میلیارد دلار میرسد) نمیرود، بلکه حتی پرداخت ۲۵ درصد آن را نیز رد کرده است. این موضع را میتوان «کارشکنی اقتصادی ادامهدار» تفسیر کرد. در حالی که ایران برای بازسازی زیرساختهای آسیبدیده و تأمین کالاهای اساسی به شدت به منابع ارزی نیاز دارد، واشنگتن عملاً خواستار «ادامه محاصره اقتصادی» حتی پس از توافق سیاسی است. برای بسیاری از تحلیلگران، این شرط نشان میدهد که هدف اصلی آمریکا، صرفاً توقف جنگ نیست، بلکه تضعیف پایههای اقتصادی ایران در بلندمدت است.
پنجمین و به نوعی «اهرمدارترین» شرط آمریکا، توقف جنگ در همه جبههها (لبنان، سوریه، یمن، عراق و ایران) را منوط به انجام مذاکره مستقیم با تهران کرده است. به عبارت دیگر، واشنگتن میگوید: «تا زمانی که پای میز مذاکره ننشینید، آتشبس برقرار نخواهد شد و جنگ ادامه خواهد یافت.» این شرط دو پیامد مهم دارد. اول، هرگونه آتشبس یکطرفه یا بدون تعهد رسمی از سوی ایران را باطل میکند. دوم، واشنگتن تلاش میکند با ایجاد «حس اضطرار» در تهران، امتیازات بیشتری از ایران بگیرد. ایران پیش از این نیز بر این باور بود که مذاکره باید در سایه توقف جنگ انجام شود، نه به عنوان شرط آن. اما آمریکا با این بند، عملاً معادله را به نفع خود تغییر داده است: «اگر میخواهید جنگ تمام شود، باید با ما مذاکره کنید، نه اینکه منتظر آتشبس بمانید و سپس مذاکره کنید.»
نگاهی به این پنج شرط نشان میدهد که آمریکا همچنان بر رویکرد «فشار حداکثری» اصرار دارد، هرچند با لفافه دیپلماتیک. واشنگتن نه غرامتی میدهد، نه داراییهای بلوکهشده را آزاد میکند، نه به برنامه هستهای ایران احترام میگذارد و نه بدون مذاکره، جنگ را متوقف میکند. در چنین شرایطی، دولت ایران با یک «دوراهی دشوار» مواجه است. پذیرش این شروط، از نظر سیاسی هزینههای سنگینی دارد و میتواند به «پذیرش شکست» تعبیر شود. رد کردن آنها نیز به معنای ادامه جنگ و تشدید تحریمها خواهد بود.
کارشناسان معتقدند که ایران احتمالاً تلاش خواهد کرد از طریق میانجیها (چین، روسیه یا قطر) نسخه تعدیلشدهای از این شروط را به آمریکا بازگرداند. شاید تنها جایی که «امکان مذاکره» وجود داشته باشد، بند پنجم است (توقف جنگ در مقابل مذاکره)، آن هم به شرط آنکه آمریکا پیشاپیش امتیازاتی در سایر بندها بدهد. اما اگر آمریکا بر مواضع فعلی خود پافشاری کند، باید منتظر تشدید تنشها و شاید دور جدیدی از درگیریهای نظامی بود. روزهای آینده، آزمون سختی برای اراده دو طرف خواهد بود.
بر اساس اعلام سازمان هدفمندی یارانهها، یارانه نقدی اردیبهشت ماه برای دهکهای اول تا سوم…
شاخص باروری ۱.۴ و ولادت کمتر از ۹۰۰ هزار نفر، یک فاجعه ملی است. تجربه…
دوران نرخ بهره صفر، خرید اوراق توسط بانکهای مرکزی (تسهیل کمی) و نقدینگی فراوان، به…
بیمه آسیا با تقویت نظام مدیریت ریسک، تصمیمگیریها را بر پایه داده، تحلیل سناریو و…
مدیرکل نظارت بر خدمات زیربنایی و بازرگانی سازمان حمایت مصرفکنندگان و تولیدکنندگان با اشاره به…
ایران با وجود سابقه علمی از رقابت پرشتاب عربستان، امارات و قدرتهای جهانی در سرمایهگذاری…