Categories: آخرین اخبار

سرنوشت خواننده ناکام ایران

الهه کاکایی: یک‌جور صدا هست که با اولین شنیدن، آدم حس می‌کند قبلاً هم جایی شنیده؛ نه در یک ترانه مشخص، در یک حال‌و‌هوا. مثل وقتی باران ریز شمال، بی‌هیچ مقدمه‌ای شروع می‌شود و بوی خاک خیس، ناگهان همه‌چیز را عوض می‌کند. صدای مازیار از همان صداها بود؛ آشنا، آرام و در عین حال کمی دور، انگار از جایی بیرون از زمان می‌آمد. او از آن خواننده‌هایی نبود که فقط با تعداد آثارش سنجیده شود.

قصه‌اش بیشتر شبیه راه رفتن روی یک خط باریک است؛ میان اوج و توقف، میان خواستن و امکان نداشتن، میان ماندن و رفتن. در دوره‌ای که بسیاری چمدان بستند و مسیرشان را عوض کردند، او همان‌جا ایستاد؛ با صدایی که کم‌کم از صحنه فاصله گرفت اما از گوش مردم نه. اول تیر، بهانه‌ای است برای برگشتن به همین صدا؛ به خواننده‌ای که از یک جمله ساده در نوجوانی شروع کرد و به جایی رسید که حتی سال‌های سکوت هم نتوانست حضورش را پاک کند. این، روایت یک صداست؛ صدایی که راه خودش را رفت، حتی وقتی راهی برای رفتن باقی نمانده بود.

‌جمله‌ای که سرنوشت را لو داد

در یکی از روزهای معمول دبیرستان در بابل، میان خنده‌های نوجوانانه و شلوغی حیاط مدرسه، او ناگهان حرفی زد که بیشتر شبیه اعلام یک واقعیت بود تا آرزو:
«شک نکنید، من یک روز خواننده معروفی خواهم شد» همان صدا، کمی بعد در یک مسابقه دانش‌آموزی شنیده شد. مسابقه‌ای دانش‌آموزی، نقطه‌ای شد برای دیده شدن؛ جایی که داوری چون محمد نوری، ظرافتی در صدای این نوجوان پیدا کرد که به‌سادگی از کنارش عبور نمی‌شد. آن صدا، آموزش ندیده بود اما حسی در خود داشت که شنونده را نگه می‌داشت. از همان‌جا، مسیر کمی روشن‌تر شد، انگار چراغی در دوردست روشن شده باشد.

از یک اجرای ساده تا نامی ماندگار

حرکت به سمت تهران، بیشتر شبیه یک تصمیم ناگهانی نبود؛ شبیه ادامه طبیعی همان جمله دبیرستانی بود. شهری با سالن‌های کوچک، فرصت‌های پراکنده و گوش‌هایی که یا می‌شنوند یا عبور می‌کنند.در یکی از همین اجراها، جهانبخش پازوکی با صدایی روبه‌رو شد که نمی‌شد نادیده گرفت. همکاری شکل گرفت و نام «مازیار» روی آن صدا نشست. از همان‌جا، ترانه‌هایی مثل «ماهیگیر» و «کبوتر» بیرون آمدند؛ آثاری که هنوز هم وقتی پخش می‌شوند، حس تازه‌ای دارند. در صدای او، چیزی بیش از ملودی جاری بود. ریشه‌هایی از موسیقی مازندران، تحریرهایی آشنا برای گوش ایرانی و نوعی غم پنهان که توضیح داده نمی‌شد، فقط احساس می‌شد. همین ویژگی، صدایش را از بسیاری هم‌نسلانش جدا می‌کرد.

تغییر ناگهانی مسیر

سال‌هایی رسید که جریان موسیقی تغییر کرد. بسیاری از صداها خاموش شدند یا راه دیگری در پیش گرفتند. برای او هم امکان رفتن فراهم بود، مسیری که خیلی‌ها انتخاب کردند، او ماند.ماندن، در آن سال‌ها، نوعی انتخاب پرهزینه بود. اجراها کمتر شد، فرصت‌ها محدودتر. با این حال، دل کندن از جایی که ریشه در آن داشت، برایش معنایی نداشت. در خلوت خود، هنوز همان نغمه‌ها را می‌خواند؛ گاهی محلی، گاهی پاپ، گاهی چیزی میان این دو.

صدایی که از بلندگو غافلگیر شد

دهه هفتاد، نوید بازگشت داد؛ آلبومی با نام «گل گندم» منتشر شد. اما این بازگشت، طعم تلخی داشت. اثر، بی‌آنکه او در جریان باشد، به بازار رسید. روایت آن روز، شبیه صحنه‌ای از یک داستان است: مردی در پارک نشسته و ناگهان صدای خودش را از بلندگو می‌شنود، بی‌آنکه بداند این صدا چگونه به آنجا رسیده است.آن لحظه، شاید بیش از هر زمان دیگری، فاصله میان هنرمند و اثرش را نشان داد. با این حال، او باز هم دست نکشید. در فکر کار تازه بود، در حال آماده‌سازی قطعه‌هایی که می‌توانستند فصل دیگری از کارنامه‌اش باشند.

پایان زودتر از موعد

فرصت، همیشه به اندازه خواستن آدم‌ها نیست. در میانه همین تلاش‌ها، سحرگاهی در فروردین، همه‌چیز متوقف شد. سکته‌ای ناگهانی، صدایی را خاموش کرد که هنوز می‌توانست ادامه داشته باشد. با این حال، بعضی صداها خاموش نمی‌شوند. در حافظه‌ها می‌مانند، در ترانه‌هایی که نسل به نسل منتقل می‌شوند. «ایران ایران» برای خیلی‌ها، یک قطعه موسیقی نیست؛ نوعی احساس مشترک است، نوعی بازگشت و قطعه ماهیگیر را هنوز زمزمه می‌کنیم. امروز، به بهانه تولدش، شاید بهترین کار شنیدن دوباره همان صدا باشد. صدایی که راه خودش را رفت، بی‌آن‌که شبیه دیگران شود. صدایی که هنوز، بعد از سال‌ها، می‌تواند آدم را برای چند دقیقه از زمان جدا کند.

modir

Recent Posts

کافه‌گالری‌ها رونق گرفتند !

هنر از قاب جدی‌اش بیرون آمده و وارد فنجان قهوه شده اما در این جابه‌جایی،…

26 دقیقه ago

کاهش ضرایب اعتباری زنگ خطری برای سهامداران

سیاست کاهش ضریب اعتبار می‌تواند به عنوان یک اقدام پیشگیرانه برای جلوگیری از ایجاد حباب…

30 دقیقه ago

بازخوانی تجارت در جنگ اقتصادی

آزاد کلهر: در روزهایی که تنش‌های منطقه‌ای مسیرهای مرسوم تجاری را یک به یک مسدود…

48 دقیقه ago

ورشکستگی کارخانه کاشی زیر آوار جنگ

کارخانه‌ای در کرمانشاه پس از جنگ گرفتار تخریب، بدهی، بروکراسی و بی‌تفاوتی شده و عملا…

1 ساعت ago

روایتی از تاب‌آوری اقتصاد معدنی

بخش معدن ایران با وجود تحریم‌ها و جنگ‌های اخیر، ثابت کرده که می‌تواند تاب‌آوری خود…

1 ساعت ago

چرا جوانان کمتر دانشگاه می‌روند

وزارت علوم از کاهش یک میلیون و 300 هزار دانشجو طی یک دهه خبر داده…

2 ساعت ago