سیاست و دیپلماسی

جزئیات تفاهم ایران و آمریکا

رامتین لطیفی: پس از بیش از سه ماه جنگ و تنش، هزاران کشته، حملات موشکی و پهپادی، بحران انرژی، بسته شدن تنگه هرمز و افزایش بی‌سابقه درگیری‌ها در خاورمیانه، تهران و واشنگتن سرانجام بر‌سر یک تفاهم اولیه به توافق رسیدند؛ توافقی که اگرچه هنوز پرسش‌های مهمی درباره برنامه هسته‌ای ایران، آینده تحریم‌ها و رفتار اسرائیل را بی‌پاسخ گذاشته‌ اما بسیاری آن را مهم‌ترین تحول ژئوپلتیکی خاورمیانه در سال‌های اخیر می‌دانند.

پرده اول؛ از آتش جنگ تا پنجره دیپلماسی

وقتی نخستین حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران در اواخر زمستان آغاز شد، کمتر کسی تصور می‌کرد بحران تا این اندازه گسترش پیدا کند. آنچه در ابتدا به عنوان عملیاتی محدود با هدف اعمال فشار بر تهران و تغییر معادلات هسته‌ای معرفی می‌شد، به سرعت به بزرگ‌ترین رویارویی مستقیم میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده در دهه‌های اخیر تبدیل شد. در طول ۱۰۸ روز جنگ و دوران پساجنگ که ‌ با درگیری‌هایی پراکنده همراه شد، منطقه شاهد مجموعه‌ای از حملات موشکی، عملیات پهپادی، نبردهای نیابتی، حملات دریایی و تنش‌های گسترده سیاسی بود.

دامنه درگیری‌ها تنها به خاک ایران محدود نماند و لبنان نیز به یکی از جبهه‌های اصلی تبدیل شد. همزمان، بازارهای جهانی انرژی با شوک شدیدی مواجه شدند و نگرانی از گسترش جنگ به سراسر خاورمیانه، اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار داد. اما هرچه جنگ طولانی‌تر شد، هزینه‌های آن برای همه طرف‌ها سنگین‌تر شد. آمریکا با انتقادات داخلی فزاینده‌ای روبه‌رو بود، کشورهای عربی نگران گسترش بی‌ثباتی بودند، اروپا از بحران انرژی جدید هراس داشت و اسرائیل نیز با چالش‌های امنیتی و سیاسی پیچیده‌تری مواجه می‌شد. در چنین شرایطی، دیپلماسی آرام و پنهانی که با میانجی‌گری پاکستان و قطر جریان داشت، به تدریج جای خود را در مرکز تحولات باز کرد.

توافقی که از پشت پرده بیرون آمد

خبر توافق ابتدا نه از واشنگتن و نه از تهران، بلکه از اسلام‌آباد منتشر شد. شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، اعلام کرد که ایران و آمریکا بر‌سر «پایان دائمی عملیات نظامی در تمامی جبهه‌ها» به تفاهم رسیده‌اند. ساعاتی بعد، دونالد ترامپ نیز از تکمیل توافق سخن گفت و با لحنی نمایشی اعلام کرد ‌‌مسیر عبور کشتی‌ها در تنگه هرمز باز خواهد شد و «نفت دوباره جاری می‌شود». در تهران نیز شورای عالی امنیت ملی با صدور بیانیه‌ای تأیید کرد که عملیات نظامی در تمامی جبهه‌ها متوقف شده و روند جدیدی برای حل اختلافات آغاز خواهد شد. بدین ترتیب، جنگی که بیش از سه ماه منطقه را در التهاب نگه داشته بود، دست‌کم در سطح سیاسی وارد مرحله تازه‌ای شد.

در تفاهمنامه چه آمده است؟

اگرچه متن کامل توافق هنوز منتشر نشده‌ اما اطلاعات منتشرشده از سوی منابع مختلف نشان می‌دهد تفاهمنامه شامل چند محور اساسی است؛ نخست، پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در تمامی جبهه‌ها. دوم، پایان محاصره دریایی ایران و رفع محدودیت‌های اعمال‌شده بر بنادر و خطوط کشتیرانی کشور. سوم، بازگشایی تنگه هرمز و از سرگیری عبور و مرور کشتی‌های تجاری و نفتکش‌ها. چهارم، آزادسازی بخشی از دارایی‌های مسدودشده ایران که رقم آن در گزارش‌های مختلف بین ۱۲ تا ۲۴ میلیارد دلار عنوان شده است.

پنجم، آغاز مذاکرات جامع‌تر طی یک دوره ۶۰ روزه برای دستیابی به توافق نهایی. ششم، کنار گذاشته شدن موضوع برنامه موشکی ایران و همچنین پرونده حمایت از گروه‌های مقاومت از دستور کار مذاکرات. همین بند آخر از نگاه بسیاری از تحلیلگران یکی از مهم‌ترین دستاوردهای تهران در این مرحله محسوب می‌شود؛ زیرا تمرکز مذاکرات را تنها بر موضوع هسته‌ای قرار می‌دهد.

تنگه هرمز؛ قلب تپنده توافق

شاید هیچ بخشی از تفاهم به اندازه تنگه هرمز اهمیت نداشته باشد. این گذرگاه باریک دریایی که نزدیک به یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند، در طول جنگ به یکی از اصلی‌ترین ابزارهای فشار تبدیل شده بود. محدود شدن عبور کشتی‌ها و افزایش هزینه بیمه نفتکش‌ها موجب شد بازارهای جهانی انرژی دچار آشفتگی شوند. اکنون بازگشایی تنگه هرمز نه‌تنها برای ایران و آمریکا، بلکه برای کل اقتصاد جهان اهمیت حیاتی دارد.

با این حال هنوز ابهام‌های مهمی باقی مانده است؛ از جمله اینکه مدیریت امنیت مسیر عبور کشتی‌ها چگونه خواهد بود، چه زمانی مین‌روبی کامل انجام می‌شود و آیا شرکت‌های بیمه و کشتیرانی حاضر خواهند شد فعالیت عادی خود را از سر بگیرند یا خیر. با این حال گزارش‌ها حاکی از آن است که اولین کشتی حامل گاز مایع‌شده قطر پس از آغاز جنگ علیه ایران از تنگه هرمز عبور کرد و به سمت دریای عمان در حرکت است.

لبنان؛ جبهه‌ای که می‌تواند توافق را تهدید کند

یکی از حساس‌ترین بخش‌های توافق به لبنان مربوط می‌شود. مقام‌های ایرانی و میانجی‌های مذاکرات تأکید کرده‌اند که پایان جنگ شامل لبنان نیز می‌شود؛ چیزی که طرف آمریکایی نیز آم را به صراحت پذیرفته است. اما این موضوع با مخالفت آشکار بخش‌هایی از حاکمیت اسرائیل روبه‌رو شده است. در روزهایی که مذاکرات به مراحل پایانی خود رسیده بود، حمله هوایی اسرائیل به بیروت حتی امضای توافق را برای چند ساعت به تأخیر انداخت.

البته برخی قرائت‌ها حاکی از آن است که همین اقدام شوم اسرائیل به ضررش تمام شد و ترامپ را مجبور کرد سراسیمه به سمت امضای توافق با امتیازات بیشتر به ایران برود تا از حمله ایران به اراضی اشغالی که می‌توانست دوباره جنگ را آغاز کند، جلوگیری به عمل آورد. همین مسئله نشان داد که لبنان می‌تواند به مهم‌ترین نقطه اصطکاک میان توافق سیاسی و واقعیت‌های میدانی تبدیل شود. بسیاری از ناظران معتقدند سرنوشت توافق تا حد زیادی به این بستگی دارد که آیا اسرائیل حاضر خواهد شد حملات خود در لبنان را متوقف کند یا نه.

پرسش بزرگ؛ پرونده هسته‌ای ایران

با وجود همه تحولات رخ‌داده، مهم‌ترین مسئله همچنان حل نشده است: برنامه هسته‌ای ایران. واشنگتن تأکید می‌کند که ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد. در مقابل، تهران همچنان بر ماهیت صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای خود تأکید دارد. بر اساس اطلاعات منتشرشده، مذاکرات اصلی درباره برنامه هسته‌ای طی ۶۰ روز آینده انجام خواهد شد و رفع بخش عمده تحریم‌ها نیز به نتایج این مذاکرات وابسته است. در واقع تفاهم فعلی بیش از آنکه پایان یک مناقشه باشد، آغاز مرحله‌ای تازه از چانه‌زنی‌های پیچیده دیپلماتیک است. شاید بتوان گفت جنگ متوقف شده‌ اما نبرد سیاسی بر‌سر آینده برنامه هسته‌ای ایران تازه آغاز شده است.

پرده دوم؛ استقبال جهان، خشم تل‌آویو

اگر اعلام تفاهم میان تهران و واشنگتن در بسیاری از پایتخت‌های جهان با استقبال، امیدواری و حتی نوعی آسودگی خاطر همراه بود، در اسرائیل ماجرا شکل متفاوتی پیدا کرد. در حالی که رهبران اروپایی، سازمان ملل، کشورهای عربی و بخش بزرگی از بازارهای جهانی از پایان جنگ استقبال می‌کردند، تل‌آویو ناگهان خود را در موقعیتی یافت که بسیاری از تحلیلگران اسرائیلی آن را «شکست سیاسی و آغاز زوال بین‌المللی» یا دست‌کم «ناکامی در تحقق اهداف جنگ» توصیف می‌کنند. به همین دلیل، ساعاتی پس از اعلام توافق، دو تصویر به کلی متفاوت در جهان شکل گرفت؛ از یک سو جشن بازارهای مالی و امید به بازگشت ثبات به اقتصاد جهانی و از سوی دیگر خشم و نگرانی در میان بخش‌های مهمی از حاکمیت اسرائیل.

جهان نفس راحتی کشید

واکنش‌های بین‌المللی به توافق بلافاصله آغاز شد. سازمان ملل متحد توافق را «گامی حیاتی» برای پایان دادن به یکی از خطرناک‌ترین بحران‌های سال‌های اخیر توصیف کرد. اتحادیه اروپا نیز ضمن استقبال از تفاهم تهران و واشنگتن، تأکید کرد که اکنون مهم‌ترین اولویت، اجرای کامل توافق و بازگشت آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز است. رهبران فرانسه، بریتانیا و آلمان نیز با ادبیاتی مشابه از توافق استقبال کردند. آنان معتقدند توقف جنگ نه‌تنها خطر یک رویارویی بزرگ منطقه‌ای را کاهش می‌دهد، بلکه می‌تواند به احیای اقتصاد جهانی نیز کمک کند. همچنین اروپایی‌ها برای مذاکرات خود با ایران و رفع تحریم‌ها نیز اعلام آمادگی کردند.

در پایتخت‌های عربی و منطقه نیز فضای مشابهی حاکم بود. قطر، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان که در هفته‌های گذشته نقش‌های مختلفی در میانجی‌گری و کاهش تنش ایفا کرده بودند، توافق را نقطه عطفی در مسیر ثبات منطقه دانستند. به بیان دیگر، تمامی بازیگران مهم منطقه‌ای و بین‌المللی در یک موضوع اتفاق نظر داشتند: ادامه جنگ برای هیچ‌کس به جز اسرائیل سودی نداشت. بخش مهمی از جریان سیاسی اسرائیل معتقد بود جنگ باید تا رسیدن به اهداف حداکثری ادامه پیدا کند؛ اهدافی که شامل تضعیف گسترده‌تر ایران، محدود کردن کامل برنامه هسته‌ای و کاهش توان گروه‌های همسو با تهران در منطقه می‌شد.

بازارهای جهانی چگونه واکنش نشان دادند؟

نخستین نشانه‌های اهمیت توافق را می‌شد در بازارهای مالی مشاهده کرد. بازار نفت که طی ماه‌های جنگ بارها با شوک‌های قیمتی مواجه شده بود، بلافاصله به خبر تفاهم واکنش نشان داد. معامله‌گران با این فرض که خطر اختلال در صادرات انرژی خلیج فارس کاهش یافته است، شروع به فروش قراردادهای نفتی کردند. در نتیجه قیمت نفت برنت به پایین‌ترین سطح خود در چند ماه اخیر سقوط کرد و به ۸۳ دلار رسید. اما داستان تنها به نفت محدود نبود.

بورس‌های آسیایی که طی هفته‌های جنگ تحت فشار شدید قرار داشتند، جهشی کم‌سابقه را تجربه کردند. سرمایه‌گذاران تصور می‌کردند خطر رکود ناشی از بحران انرژی کاهش یافته و تجارت جهانی می‌تواند دوباره به مسیر عادی بازگردد.در توکیو، سئول، تایپه، جاکارتا و مانیل شاخص‌های بورس رشد محسوسی را ثبت کردند و فضای عمومی بازارها به سمت خوش‌بینی حرکت کرد. این واکنش‌ها نشان می‌داد که بازارها بیش از هر چیز از پایان نااطمینانی استقبال کرده‌اند.

اقتصاد جهانی چرا نگران جنگ بود؟

در طول ۱۰۸ روز درگیری، بزرگ‌ترین نگرانی اقتصاددانان نه خود جنگ، بلکه احتمال گسترش آن بود. اگر بحران از کنترل خارج می‌شد، چند سناریوی خطرناک می‌توانست شکل بگیرد: نخست، بسته شدن کامل تنگه هرمز و توقف بخش بزرگی از صادرات انرژی جهان. دوم، گسترش حملات به زیرساخت‌های نفتی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس. سوم، اختلال در مسیرهای کشتیرانی بین آسیا و اروپا. چهارم، جهش شدید قیمت انرژی و بازگشت موج جدید تورم جهانی. اکنون بسیاری از این نگرانی‌ها دست‌کم به صورت موقت کاهش یافته‌اند. اما کارشناسان هشدار می‌دهند که ثبات کامل هنوز به دست نیامده و هرگونه شکست مذاکرات هسته‌ای می‌تواند دوباره بازارها را وارد مرحله‌ای از تنش کند.

راست افراطی اسرائیل به میدان آمد

شدیدترین واکنش‌ها از سوی جریان راست افراطی اسرائیل مطرح شد. بتسالل اسموتریچ، وزیر دارایی، توافق را «بد برای اسرائیل و بد برای جهان آزاد» توصیف کرد. او تأکید کرد که اسرائیل باید به راه‌های دیگری برای مقابله با ایران متوسل شود و نباید اجازه دهد تهران به توانایی هسته‌ای دست پیدا کند. ایتامار بن‌گویر: وزیر امنیت داخلی اسرائیل نیز پا را فراتر گذاشت و اعلام کرد که توافق میان آمریکا و ایران هیچ تعهدی برای اسرائیل ایجاد نمی‌کند. او خواستار ادامه فشار نظامی بر حزب‌الله شد و تأکید کرد که اسرائیل نباید از مناطق اشغال‌شده عقب‌نشینی کند. این مواضع نشان می‌دهد حتی پس از توقف جنگ، امکان شکل‌گیری تنش‌های جدید در لبنان همچنان وجود دارد.

لبنان؛ میدان نبرد بعدی؟

بسیاری از تحلیلگران معتقدند اکنون لبنان به مهم‌ترین نقطه آسیب‌پذیر توافق تبدیل شده است. در حالی که تهران و واشنگتن از پایان جنگ سخن می‌گویند، بخشی از رهبران اسرائیل همچنان بر ادامه حضور نظامی در جنوب لبنان تأکید دارند. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، لبنان ممکن است به آزمون اصلی توافق جدید تبدیل شود. به همین دلیل بسیاری از دیپلمات‌ها معتقدند آینده تفاهم ایران و آمریکا نه در واشنگتن و تهران، بلکه در بیروت تعیین خواهد شد.

پرده سوم؛ دوران پس از آتش‌بس

جنگ متوقف شده است، اما هنوز هیچ‌کس نمی‌تواند با اطمینان بگوید صلح آغاز شده است. آنچه میان ایران و آمریکا امضا شده، بیش از آنکه یک توافق نهایی باشد، پلی است میان میدان جنگ و میز مذاکره. در واقع مهم‌ترین نبرد دو طرف نه در آسمان خاورمیانه و نه در آب‌های خلیج فارس، بلکه در اتاق‌های مذاکراتی آغاز خواهد شد که قرار است طی ۶۰ روز آینده برگزار شود. سرنوشت این مذاکرات می‌تواند نه‌تنها آینده ایران و آمریکا، بلکه آینده اسرائیل، بازار انرژی، اقتصاد جهانی و حتی توازن قدرت در خاورمیانه را دگرگون کند.

رفع تحریم‌ها؛ نقطه‌ای که همه چیز را تغییر می‌دهد

برای ایران، مهم‌ترین دستاورد بالقوه مذاکرات آینده نه در حوزه امنیتی، بلکه در حوزه اقتصادی قرار دارد. اقتصاد ایران طی سال‌های طولانی تحت فشار تحریم‌های مالی، بانکی، نفتی و تجاری قرار گرفته است. این تحریم‌ها نه‌تنها صادرات نفت را محدود کرده، بلکه دسترسی کشور به نظام مالی جهانی را نیز دشوار س اخته‌اند. اکنون اگر روند مذاکرات موفقیت‌آمیز باشد، چند تحول بزرگ می‌تواند رخ دهد. نخست، افزایش صادرات نفت ایران. دوم، آزادسازی ده‌ها میلیارد دلار دارایی مسدودشده. سوم، بازگشت تدریجی بانک‌های ایرانی به شبکه مالی جهانی. چهارم، ورود سرمایه‌گذاران خارجی به پروژه‌های بزرگ انرژی، زیرساختی و صنعتی. پنجم، کاهش هزینه مبادلات بین‌المللی برای بخش خصوصی. مجموع این عوامل می‌تواند یکی از مهم‌ترین دگرگونی‌های اقتصادی چند دهه اخیر ایران را رقم بزند.

ایران پس از تحریم؛ مقصد جدید سرمایه‌گذاری؟

در صورت تحقق توافق نهایی، ایران ناگهان به یکی از جذاب‌ترین بازارهای نوظهور جهان تبدیل خواهد شد. کشوری با جمعیتی حدود ۹۰ میلیون نفر، ذخایر عظیم نفت و گاز، موقعیت استراتژیک میان آسیا و اروپا، نیروی انسانی تحصیل‌کرده و زیرساخت‌هایی که به سرمایه‌گذاری گسترده نیاز دارند. در چنین شرایطی شرکت‌های آسیایی و اروپایی می‌توانند برای حضور در بازار ایران رقابت کنند. بخش انرژی نخستین حوزه‌ای خواهد بود که سرمایه‌های خارجی را جذب می‌کند. پس از آن صنایع پتروشیمی، حمل‌ونقل، فناوری، معدن، گردشگری و زیرساخت‌های شهری می‌توانند در کانون توجه قرار گیرند. البته تحقق این سناریو به یک شرط اساسی وابسته است: پایداری توافق.

اقتصاد جهانی چه به دست می‌آورد؟

برای اقتصاد جهانی نیز موفقیت مذاکرات می‌تواند اهمیت تاریخی داشته باشد. بازگشت کامل نفت ایران به بازارهای جهانی به ثبات بیشتر قیمت انرژی منجر خواهد شد. کاهش تنش در خلیج فارس هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل دریایی را کاهش می‌دهد. امن‌تر شدن تنگه هرمز نیز یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌های بازارهای جهانی را برطرف خواهد کرد. از نگاه اروپا، این تحولات می‌تواند به معنای دستیابی به یک منبع انرژی مهم و کاهش آسیب‌پذیری در برابر شوک‌های ژئوپلتیکی باشد.

خاورمیانه جدید؛ موازنه قدرت چگونه تغییر می‌کند؟

اگر توافق به نتیجه برسد، یکی از بزرگ‌ترین پیامدهای آن تغییر در موازنه قدرت منطقه‌ای خواهد بود. در دهه‌های گذشته، سیاست منطقه‌ای آمریکا تا حد زیادی برمهار ایران استوار بود. اما توافق جدید می‌تواند آغازگر مرحله‌ای باشد که در آن رقابت جای خود را به نوعی مدیریت اختلافات بدهد. در چنین سناریویی، ایران از موقعیت یک بازیگر تحت فشار به موقعیت یک قدرت منطقه‌ای دارای مشروعیت بیشتر بین‌المللی منتقل خواهد شد. کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز به جای سیاست‌های مبتنی بر تقابل، به سمت همکاری‌های اقتصادی گسترده‌تر حرکت خواهند کرد. ترکیه، عربستان سعودی، قطر و امارات نیز در چنین فضایی فرصت‌های تازه‌ای برای همکاری منطقه‌ای خواهند یافت.

اسرائیل؛ بازنده بزرگ یا بازیگر در حال بازتعریف؟

شاید هیچ کشوری به اندازه اسرائیل تحولات اخیر را با نگرانی دنبال نکند. برای سال‌ها، سیاست خارجی و امنیتی تل‌آویو بر این فرض استوار بود که ایران باید در انزوای بین‌المللی باقی بماند و تحت فشار حداکثری قرار گیرد. اکنون اما امکان شکل‌گیری وضعیتی وجود دارد که در آن ایران نه‌تنها از جنگ عبور کرده، بلکه به سمت رفع تحریم‌ها و عادی‌سازی روابط با بخش بزرگی از جهان حرکت کند. همین مسئله است که باعث شده بخشی از جریان سیاسی اسرائیل توافق را یک شکست راهبردی تلقی کند. اگر مذاکرات موفق شود، اسرائیل ناچار خواهد شد راهبرد منطقه‌ای خود را بازتعریف کند؛ راهبردی که دهه‌ها بر تقابل با ایران استوار بوده است.

‌شکاف کم‌سابقه میان ترامپ و نتانیاهو

شاید مهم‌ترین پیامد سیاسی توافق، آشکار شدن شکاف میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو باشد. در ماه‌های گذشته بارها گزارش‌هایی درباره اختلاف نظر میان دو طرف منتشر شده بود، اما اکنون این اختلاف‌ها آشکارتر از هر زمان دیگری به نظر می‌رسد. براساس گزارش‌های منتشرشده، ترامپ از برخی عملیات‌های اسرائیل در لبنان به شدت ناراضی بوده و حتی معتقد بوده این حملات روند مذاکرات را تهدید می‌کند. حمله اسرائیل به بیروت در آخرین روزهای مذاکرات نیز خشم کاخ سفید را برانگیخت و امضای توافق را برای چند ساعت به تأخیر انداخت. این نخستین بار در جریان جنگ بود که اختلافات میان واشنگتن و تل‌آویو تا این اندازه علنی می‌شد.

گفتنی است برای بنیامین نتانیاهو، جنگ فقط یک پرونده امنیتی نبود؛ بلکه یک پروژه سیاسی نیز محسوب می‌شد. او امیدوار بود بتواند در آستانه انتخابات آینده اسرائیل، خود را به عنوان رهبر پیروزی بزرگ علیه ایران معرفی کند. اما پایان جنگ بدون تغییر حکومت در ایران، بدون نابودی کامل برنامه هسته‌ای و بدون تحقق بسیاری از اهداف اعلامی، اکنون پرسش‌های دشواری را پیش روی او قرار داده است. رسانه‌های اسرائیلی گزارش داده‌اند که نتانیاهو با فشارهای فزاینده داخلی روبه‌رو شده و حتی در حال بررسی راه‌هایی برای به تعویق انداختن انتخابات است. اگر او نتواند انتخابات را به تعویق بیندازد، به احتمال فراوان شکست می‌خورد و پس از رسیدگی به ۳ پرونده قضایی او: عاقبتی جز رهسپار شدنش به زندان و بی‌آبرویی را نمی‌توان برایش تصور کرد.

modir

Recent Posts

دلایل دوگانگی سیاستگذاری بورس

بازار سرمایه با «اعتماد» رشد می‌کند، نه با «کنترل». اعتماد سرمایه‌گذاران زمانی جلب می‌شود که…

31 دقیقه ago

پول‌های آزادشده را کجا خرج کنیم؟

بخشی از این منابع نیز باید صرف «تقویت صندوق توسعه ملی، بازسازی سرمایه بانک‌ها، کاهش…

38 دقیقه ago

نقشه تکنیکال دلار ؛ محدوده ۱۶۰ هزار تومان نقطه کانونی

سرمایه‌گذاران و معامله‌گران باید «رفتار قیمت را در محدوده ۱۶۰ هزار تومان زیر نظر بگیرند».…

43 دقیقه ago

تقاضای بورس می‌ماند ؟

سرمایه‌گذاران باید مراقب ریسک‌ها باشند. وضعیت بنیادی شرکت‌ها (به ویژه شرکت‌های صادراتی) در میان‌مدت تعیین‌کننده…

52 دقیقه ago

رویکرد مخالفان توافق با آمریکا

رادیکال‌های داخلی و رسانه‌های اسرائیلی هر دو از توافق ایران و آمریکا ناراضی‌اند!

2 ساعت ago

قتل در خانه پدری

با نقشه قبلی برای به قتل رساندن پدر و برادرم به خانه پدری‌ام رفتم  و…

2 ساعت ago