جام جهانی مسیر بلندمدت بورسها را تعیین نمیکند، اما میتواند برای مدت کوتاه ذهن و رفتار سرمایهگذاران را تغییر دهد. در دنیای بازارهای مالی، گاهی همین رفتار انسانهاست که نوسانهای کوتاهمدت را میسازد.
به گزارش سرمایه فردا، سرمایهگذاران بازار سهام معمولاً خود را موجوداتی کاملاً منطقی میدانند که تصمیماتشان بر اساس تحلیل بنیادی، صورتهای مالی و نمودارهای تکنیکال است. اما واقعیت پیچیدهتر از این است. در روزهای جام جهانی، وقتی میلیاردها نفر چشم به صفحههای تلویزیون دوختهاند و یک ضربه پنالتی میتواند احساسات یک ملت را دگرگون کند، بازارهای مالی هم از این هیجان بینصیب نمیمانند. اما آیا نتیجه یک مسابقه فوتبال واقعاً میتواند روی تصمیم یک معاملهگر در بورس اثر بگذارد؟ پاسخ این سوال، ما را به دنیای اقتصاد رفتاری و نقش احساسات در تصمیمگیریهای مالی میبرد.
جام جهانی فوتبال، بزرگترین رویداد ورزشی جهان، معمولاً اقتصاد بنیادی بازار سهام را تغییر نمیدهد. درآمد شرکتها، نرخ بهره، تورم و رشد اقتصادی، همچنان عوامل اصلی تعیینکننده ارزش سهام در بلندمدت هستند. اما آنچه جام جهانی میتواند تغییر دهد، «رفتار سرمایهگذاران» است. این رویداد بیشتر از آنکه یک «شوک اقتصادی» باشد، یک «شوک رفتاری» محسوب میشود. در ادبیات اقتصاد مالی، رویدادهایی مثل جام جهانی به دلیل مقیاس گستردهشان، توانایی تأثیرگذاری روی رفتارهای اجتماعی و اقتصادی افراد را دارند. این اثر از سه مسیر اصلی اتفاق میافتد: تغییر توجه سرمایهگذاران، تغییر احساسات و روانشناسی معاملهگران، و تغییر موقت در حجم معاملات و نقدشوندگی بازارهای سهام.
انسانها ظرفیت محدودی برای پردازش اطلاعات دارند. وقتی یک رویداد بزرگ اجتماعی تمام توجه جامعه را به خود جلب میکند، میزان تمرکز روی سایر موضوعات کاهش پیدا میکند. جام جهانی دقیقاً چنین اثری دارد. در این دوره، فوتبال تبدیل به موضوع اصلی گفتگوها میشود، رسانهها، شبکههای اجتماعی و حتی فضای کاری تحت تأثیر مسابقات قرار میگیرند. در روز برگزاری یک مسابقه مهم، بخشی از سرمایهگذاران که هر روز بازار را دنبال میکنند، گزارشهای مالی میخوانند و نمودارها را بررسی میکنند، در ساعت مسابقات تمرکز کمتری روی بازار دارند. برخی تحقیقات نشان داده که در روزهای مسابقات مهم، حجم معاملات ممکن است کاهش یابد و نوسانات قیمت تغییر کند. این کاهش موقت توجه، الزاماً به معنای خروج گسترده سرمایه از بورس نیست، اما میتواند الگوهای معاملاتی را برای ساعاتی یا روزهایی تغییر دهد. این پدیده، مصداق بارز «اثر توجه محدود» (Limited Attention Effect) در اقتصاد رفتاری است.
اقتصاد مالی سنتی سالها فرض میکرد سرمایهگذاران موجوداتی کاملاً منطقی هستند و تصمیمات خود را بر اساس اطلاعات و تحلیل اقتصادی میگیرند. اما اقتصاد رفتاری نشان داد که واقعیت پیچیدهتر است. احساسات، هیجان، ترس و حتی شادی میتوانند بر تصمیمهای مالی افراد اثر بگذارند. یک مسابقه فوتبال، مخصوصاً برای تیمهای ملی، میتواند احساسات میلیونها نفر را تغییر دهد. برد یک تیم محبوب ممکن است باعث افزایش خوشبینی عمومی شود و شکست آن هم میتواند برای مدتی کوتاه فضای منفی ایجاد کند.
برخی مطالعات نشان دادهاند که شکست تیمهای ملی در کشورهای فوتبالدوست، گاهی با «افزایش احتیاط سرمایهگذاران» و «کاهش ریسکپذیری» همراه شده است. نکته مهم این است که «اثر شکست معمولاً قویتر از اثر برد است». در بازارهای مالی، احساسات منفی معمولاً قدرت بیشتری برای تغییر رفتار معاملهگران دارند. ترس از دست دادن سرمایه، اغلب از هیجان کسب سود قویتر عمل میکند. به همین دلیل، شکست یک تیم محبوب ممکن است اثر منفی بیشتری بر بازار داشته باشد تا برد آن.
سومین عامل، تأثیر جام جهانی بر نقدشوندگی و حجم معاملات است. بازارهای سهام برای عملکرد مناسب نیازمند حضور فعال خریداران و فروشندگان هستند. وقتی بخشی از فعالان بازار برای مدت کوتاهی کمتر معامله میکنند، ممکن است حجم معاملات کاهش پیدا کند و نقدشوندگی موقتاً افت کند. برخی تحقیقات نشان داده که در روزهای مسابقات مهم (به ویژه بازیهای تیم ملی کشورها)، الگوی معاملاتی تغییر میکند. ممکن است قبل از مسابقات، به دلیل انتظار و پیشبینی نتیجه، فعالیت معاملاتی افزایش یابد و در زمان برگزاری بازی، بخشی از معاملات کاهش پیدا کند. این الگو به ویژه در کشورهایی دیده میشود که فوتبال در آنها نقش فرهنگی پررنگی دارد. البته این تغییرات معمولاً کوتاهمدت و محدود به ساعات یا روزهای خاص هستند و پس از پایان مسابقات، بازار به روال عادی خود بازمیگردد.
آیا همه بورسهای جهان به یک اندازه از جام جهانی تأثیر میپذیرند؟ پاسخ منفی است. شدت این اثر به چند عامل بستگی دارد: میزان علاقه عمومی به فوتبال در آن کشور، سهم سرمایهگذاران خرد در بازار سهام (که معمولاً نسبت به سرمایهگذاران نهادی احساساتیتر هستند)، و اهمیت تیم ملی برای جامعه. برای مثال، در کشورهای اروپایی مثل ایتالیا، اسپانیا و آلمان که فوتبال بخشی از فرهنگ عمومی است، اثرات رفتاری جام جهانی بیشتر قابل مشاهده است. در آمریکای جنوبی هم کشورهایی مثل برزیل و آرژانتین نمونههای جالبی هستند. در این کشورها فوتبال فقط ورزش نیست؛ بخشی از هویت اجتماعی است. بنابراین طبیعی است که نتایج تیم ملی بتواند احساسات عمومی را بیشتر تحت تأثیر قرار دهد. در مقابل، بازارهایی مثل آمریکا یا ژاپن که فوتبال در آنها محبوبیت کمتری دارد (نسبت به ورزشهای دیگر)، معمولاً اثر کمتری از جام جهانی میگیرند. بازارهای بزرگ و توسعهیافته با سهم بالای سرمایهگذاران نهادی و تنوع صنایع بالا، تصمیمگیریهای کمتری بر اساس احساسات کوتاهمدت دارند.
میزبانی جام جهانی در یک کشور، یک پروژه بزرگ اقتصادی محسوب میشود. ساخت ورزشگاهها، توسعه حمل و نقل، افزایش گردشگری و رشد برخی صنایع میتواند در کوتاهمدت اثر اقتصادی مثبتی ایجاد کند. بازار سهام کشور میزبان ممکن است در ابتدا واکنش مثبتی به میزبانی نشان دهد. اما تجربه کشورهای مختلف نشان داده که اثر اقتصادی میزبانی همیشه یکسان نیست. گاهی سرمایهگذاریهای سنگین زیرساختی، هزینههایی ایجاد میکنند که باید در بلندمدت جبران شوند. برخی کشورها پس از میزبانی جام جهانی، با بدهیهای سنگین و زیرساختهای غیرقابل استفاده مواجه شدهاند. بنابراین، سرمایهگذاران نباید صرفاً به خاطر میزبانی، بازار سهام یک کشور را جذاب بدانند. باید به «نسبت هزینه به فایده» پروژههای زیرساختی و «بازده اقتصادی» آنها نیز توجه کرد.
پاسخ احتمالاً «خیر» است. جام جهانی یک «عامل بنیادی» برای ارزشگذاری شرکتها نیست. قیمت سهام در بلندمدت به عواملی مثل سودآوری شرکتها، رشد اقتصادی، نرخ بهره، سیاستهای پولی و شرایط اقتصادی کلان وابسته است. یک مسابقه فوتبال نمیتواند سود یک شرکت را تغییر دهد. اما میتواند «ذهن سرمایهگذاران» را برای مدت کوتاهی تحت تأثیر خود قرار دهد. و همین موضوع اهمیت دارد. چرا که بازارهای مالی فقط مجموعهای از اعداد و نمودارها نیستند. بازارها مجموعهای از انسانها هستند. انسانهایی که با احساسات، نگرانیها، امیدها و هیجانات تصمیم میگیرند.
رابطه بین جام جهانی و بورس، یک نمونه جذاب از پیوند اقتصاد ورزش و اقتصاد رفتاری است. جام جهانی نشان میدهد حتی یک رویداد ورزشی میتواند فراتر از زمین فوتبال اثر بگذارد و به حوزههایی مثل رسانه، گردشگری، مصرف، تبلیغات و حتی بازارهای مالی نفوذ کند. اما این اثر بیشتر «کوتاهمدت» و «روانشناختی» است، نه یک تغییر بنیادی در اقتصاد. جام جهانی مسیر بلندمدت بورسها را تعیین نمیکند، اما میتواند برای مدت کوتاه ذهن و رفتار سرمایهگذاران را تغییر دهد. در دنیای بازارهای مالی، گاهی همین رفتار انسانهاست که نوسانهای کوتاهمدت را میسازد. پس اگر در روزهای جام جهانی، بازار سهام کمی آرامتر یا احساساتیتر شد، تعجب نکنید. این فقط یک بازی است. اما تأثیر آن بر ذهن سرمایهگذاران، گاهی به اندازه یک گزارش مالی مهم، میتواند تعیینکننده باشد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا