به گزارش سرمایه فردا، در تحولی که بازتابی از جابهجاییهای عمیق در اقتصاد جهانی است، چین بار دیگر جای ایالات متحده را بهعنوان مهمترین شریک تجاری آلمان گرفت؛ جایگاهی که پکن سالها در اختیار داشت و اکنون در شرایطی پیچیده از رقابت ژئوپلیتیک و بازتنظیم زنجیرههای تأمین دوباره به آن بازگشته است. بر اساس دادههای منتشرشده توسط اداره آمار فدرال آلمان (Destatis)، مجموع تجارت کالا میان آلمان و چین در سال گذشته به ۲۵۱.۸ میلیارد یورو رسید؛ رقمی که نسبت به سال قبل ۲.۱ درصد افزایش نشان میدهد. این در حالی است که حجم تجارت آلمان با آمریکا به ۲۴۰.۵ میلیارد یورو کاهش یافت. این تغییر همزمان با سفر قریبالوقوع صدراعظم فریدریش مرتس به چین رخ میدهد؛ سفری که انتظار میرود در آن درباره تجارت، سرمایهگذاری، دسترسی به بازار و تنشهای اقتصادی گفتوگو شود.
جزئیات آمار نشان میدهد آلمان در سال گذشته کالاهایی به ارزش ۱۷۰.۶ میلیارد یورو از چین وارد کرده؛ افزایشی ۸.۸ درصدی که به طور عمده شامل تجهیزات پردازش داده، محصولات الکتریکی و ماشینآلات بوده؛ حوزههایی که نشاندهنده وابستگی صنعتی اروپا به زنجیره تأمین آسیایی است. در مقابل، صادرات آلمان به چین با افت قابل توجه ۹.۷ درصدی به ۸۱.۳ میلیارد یورو کاهش یافته؛ نشانهای از کاهش تقاضا در اقتصاد چین، رقابت فزاینده شرکتهای بومی چینی و فشار بر صنایع صادراتمحور آلمان، بهویژه در بخش خودرو و ماشینآلات. اقتصاددانان این شکاف را «عدم تقارن ساختاری» توصیف میکنند: آلمان بیش از آنکه به چین بفروشد، از آن خرید میکند؛ وضعیتی که نگرانیهایی درباره وابستگی صنعتی و امنیت اقتصادی ایجاد کرده است.
ایالات متحده همچنان دومین شریک تجاری آلمان باقی مانده، اما افت ۵ درصدی مبادلات نشاندهنده تأثیر سیاستهای تجاری واشنگتن است. پس از اعمال تعرفههای جدید توسط دونالد ترامپ بر واردات از کشورهای مختلف از جمله آلمان، صادرات آلمان به آمریکا با افتی ۹.۴ درصدیبه ۱۴۶.۲ میلیارد یورو کاهش یافت. بیشترین ضربه متوجه صنعت خودرو و قطعات بود که کاهش ۱۷.۸ درصدی را تجربه کرد؛ صنعتی که ستون فقرات اقتصاد صادراتی آلمان محسوب میشود و بهشدت به بازار آمریکا وابسته است.
در سطح سیاستگذاری، افزایش وزن چین در تجارت آلمان به معنای «چرخش راهبردی» کامل برلین به سمت پکن نیست، بلکه بیشتر نشانه تلاش برای مدیریت همزمان چند وابستگی است. دولت آلمان و نهادهای اتحادیه اروپا طی سالهای اخیر بارها تأکید کردهاند که هدف، «کاهش ریسک» است نه «قطع رابطه»؛ یعنی حفظ همکاری اقتصادی با چین در کنار کاهش آسیبپذیری در حوزههای حساس.
با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند افزایش دوباره حجم تجارت میتواند بهتدریج نفوذ اقتصادی چین در اروپا را تقویت کند، بهویژه اگر اختلافات تجاری با آمریکا ادامه یابد یا تعرفهها و سیاستهای حمایتی واشنگتن فشار بیشتری بر صنایع اروپایی وارد کند. در چنین سناریویی، شرکتهای آلمانی ممکن است برای جبران کاهش دسترسی به بازار آمریکا، بیشتر به بازار چین تکیه کنند. در عین حال، تصمیمگیران اروپایی بهخوبی آگاهند که وابستگی بیش از حد به چین میتواند ریسک ژئوپلیتیک ایجاد کند؛ تجربه بحران انرژی پس از جنگ اوکراین که وابستگی به گاز روسیه را به مسئلهای امنیتی تبدیل کرد، هنوز در حافظه سیاستگذاران تازه است.
پرسش مهمتر این است: آیا تعمیق روابط تجاری آلمان و بهطور کلی اتحادیه اروپا با چین میتواند نشانهای از جایگزینی تدریجی اروپا به جای آمریکا در روابط اقتصادی پکن باشد؟ واقعیت این است که ایالات متحده همچنان یکی از بزرگترین و در بسیاری سالها بزرگترین شریک تجاری چین است، بهویژه بهعنوان بازار صادراتی کالاهای چینی. حتی در دوره تنشهای تعرفهای و رقابت فناوری، حجم تجارت دو اقتصاد همچنان عظیم باقی مانده است.
با این حال، این الگو در حال تغییر است. چین تلاش میکند وابستگی خود به بازار آمریکا را کاهش دهد و صادرات را به بازارهای متنوعتری هدایت کند. به علاوه، اتحادیه اروپا بهعنوان یک بلوک مصرفی بزرگ و به نسبت باثبات، گزینه جذابی برای این تنوعبخشی است. همچنین، شرکتهای اروپایی نیز در برخی حوزهها، بهویژه فناوری سبز، ماشینآلات صنعتی و خودرو، شریک مهمی برای چین محسوب میشوند. بنابراین، آنچه مشاهده میشود بیشتر «تنوعبخشی متقابل» است تا جایگزینی کامل. اروپا در حال افزایش وزن خود در سبد روابط اقتصادی چین است اما هنوز فاصله قابل توجهی با نقش آمریکا، بهخصوص در حوزه مالی، فناوری پیشرفته و تقاضای مصرفی دارد.
تحلیلگران اقتصاد سیاسی معتقدند آینده روابط چین با اقتصادهای بزرگ نه به شکل یک جابهجایی خطی، برای مثال کنار رفتن آمریکا و جایگزینی اروپا، بلکه بهصورت یک شبکه پیچیده از روابط همزمان شکل خواهد گرفت. چین به تعامل عمیق با هر دو قطب ادامه میدهد و با آمریکا در حوزههایی که وابستگی متقابل بالاست، حتی در شرایط رقابت راهبردی و با اروپا برای دسترسی به فناوری صنعتی، بازارهای باکیفیت و همکاری در گذار انرژی، ادامه همکاری میدهد. برای آلمان و اتحادیه اروپا، افزایش تجارت با چین میتواند فرصت اقتصادی باشد، اما همزمان نیازمند مدیریت ظریف میان منافع اقتصادی و ملاحظات امنیتی و سیاسی است، بهویژه در جهانی که خطوط میان اقتصاد و ژئوپلیتیک بیش از گذشته درهم تنیده شدهاند.
تصاویر دستچینشده موفقیت و شادی در اینستاگرام معیارهای تازهای برای خوبزیستن میسازد که با واقعیت…
اگر قرار است کشتی این کشور از طوفان عبور کند، باید جهتش به سمت مردم…
در ماههای پایانی سال، معمولاً فرهنگ خرید و تغییر متراژ واحدهای مسکونی افزایش مییابد، اما…
در هفتههای اخیر بیش از گذشته شاهد کاهش تعداد تماشاگران، در سینما هستیم واقعیتی فراتر…
حسین صمصامی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، با افشاگری تازه خود از پدیدهای به نام «خالیخوانی…
امنیت در این فضا، یک مثلث است که سه ضلع آن «توسعه دهندگان پلتفرم»، «والدین…