#داغ های خبری
دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵

تاثیر بحران بر بازارهای مالی؛ از سقوط طلا تا جهش قیمت نفت

وقتی بازارهای دارایی به جای تخصیص بهینه سرمایه به فعالیت مولد، نقش پوشش اضطراری در برابر فرسایش قدرت خرید را بازی می‌کنند، این رفتار نشانه شکست انتظاری در اعتماد به ثبات قیمتی است.

رحیم کریمی: همزمان با تشدید حملات در خلیج فارس و تنگه هرمز، بازارهای جهانی و ایران دستخوش نوسانات بی‌سابقه‌ای شده‌اند. طلا که همیشه پناهگاه امن سرمایه‌گذاران در بحران‌ها بوده، این بار برخلاف انتظار سقوط کرده و قیمت نفت صعودی تند را تجربه می‌کند. تحلیل سه گزارش تخصصی نشان می‌دهد که معادلات اقتصادی منطقه، پیچیده‌تر از همیشه شده است.

واگرایی در بازار طلا؛ چرا پناهگاه امن، این بار امن نیست؟

در روزهای اخیر، بازارهای مالی جهان شاهد یک پدیده غیرمنتظره بوده‌اند. در حالی که تنش‌های ژئوپلیتیک در خاورمیانه به اوج خود رسیده و قیمت نفت بیش از ۳ دلار در هر بشکه جهش کرده، طلا نه تنها رشد نکرده که روند نزولی تندی را آغاز کرده است. هر اونس طلای نقدی با ۰.۴ درصد کاهش به ۴ هزار و ۳۱۳ دلار رسید و قیمت‌ها روز جمعه حدود ۳ درصد سقوط کردند؛ پایین‌ترین سطح از ۲۴ مارس.

اما چرا طلا، این پناهگاه امن سنتی، از بحران سود نمی‌برد؟ پاسخ را باید در گزارش قوی اشتغال آمریکا جستجو کرد. اقتصاد ایالات متحده در ماه گذشته ۱۷۲ هزار شغل جدید ایجاد کرده و این خبر خوب برای کارگران آمریکایی، برای طلا یک کابوس بوده است. دلیلش ساده است: اشتغال قوی یعنی فدرال رزرو دیگر عجلهای برای کاهش نرخ بهره ندارد، بلکه حتی ممکن است نرخ را افزایش دهد. وقتی نرخ بهره بالا می‌رود، دلار قوی می‌شود و طلا که سودی پرداخت نمی‌کند، جذابیت نسبی خود را از دست می‌دهد.

در نتیجه، بازار طلا امروز بین دو نیروی متضاد گرفتار شده است: از یک سو سیاست پولی انقباضی فدرال رزرو که فشار نزولی بر طلا اعمال می‌کند، و از سوی دیگر ریسک‌های ژئوپلیتیکی و تورم ناشی از رشد قیمت نفت که می‌تواند از طلا حمایت کند. در کوتاه‌مدت، به نظر می‌رسد اثر عامل اول قوی‌تر بوده و دلیل اصلی سقوط اخیر طلا محسوب می‌شود.

جهش نفت؛ قصه پیچیده تنگه هرمز و دیپلماسی ناکام

در آن سوی میدان، قیمت نفت داستان متفاوتی روایت می‌کند. نفت برنت با کاهش ۲.۳ درصدی در سطح ۹۲.۸۹ دلار به ازای هر بشکه بسته شد، اما در مقیاس هفتگی ۰.۹ درصد رشد داشت. نفت خام وست تگزاس اینترمدیت (WTI) نیز ۳ درصد افت کرد و در ۹۰.۲۵ دلار تسویه شد، ولی در مقیاس هفتگی ۳.۲ درصد افزایش قیمت را ثبت کرد. این الگوی متناقض – کاهش روزانه در برابر رشد هفتگی – نشان‌دهنده بی‌ثباتی شدید بازار و حساسیت بالای معامله‌گران به هر تحول سیاسی و عملیاتی است.

رویدادهای عملیاتی در خلیج فارس نقش مستقیمی در نوسانات قیمتی داشته‌اند. بندر مینا الفحل در عمان به دنبال یک حمله پهپادی ادعایی، موقتاً از سرویس خارج شد و بارگیری نفتکش‌ها متوقف گردید. هرچند مقامات عمانی اعلام کردند عملیات به حالت عادی بازگشته، این رویداد به‌خودی‌خود نشان‌دهنده آسیب‌پذیری زیرساخت‌های انرژی منطقه است.

اما مهم‌ترین نگرانی، انسداد تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که حدود ۲۰ درصد از تجارت جهانی نفت از آن عبور می‌کند. تعطیلی این تنگه به بزرگ‌ترین اختلال عرضه نفت در تاریخ تبدیل شده و موجی از تورم جهانی را در پی داشته است.

در همین حال، دیپلماسی نیز ناکام مانده است. آتش‌بس میان اسرائیل و لبنان که توسط آمریکا کارگزاری شده بود، می‌توانست گامی به سمت توافق صلح گسترده‌تر با ایران باشد؛ اما حزب‌الله این توافق را «مضحک، تحقیرآمیز و توهین‌آمیز» خواند و آن را رد کرد. از آنجا که ایران توقف درگیری در لبنان را یکی از پیش‌شرط‌های اصلی خود در مذاکرات صلح قرار داده بود، این رد توافق به طور مستقیم احتمال دستیابی به صلح کوتاه‌مدت را کاهش داد. بازار نفت بلافاصله واکنش نشان داد؛ زیرا معامله‌گران می‌دانند که هر توافق دیپلماتیک می‌تواند ریسک عرضه را کاهش داده و فشار نزولی بر قیمت‌ها وارد کند.

روزگار بازار سهام ایران؛ از صعود نه روزه تا چراغ زرد توزیع

در تهران اما قصه متفاوت است. بازار سرمایه در هفته گذشته تحت تأثیر مستقیم انتظارات دیپلماتیک معامله می‌شد. پیش‌نویس توافق‌نامه‌ای که به عنوان MOU از آن یاد می‌شد، موجی از خوش‌بینی در بازار ایجاد کرده بود و شاخص کل نه روز متوالی روند صعودی را تجربه کرد. نرخ دلار در واکنش به این انتظارات تا محدوده ۱۶۸ تا ۱۶۹ هزار تومان افت کرد.

با این حال، با تشدید حملات نظامی اسرائیل به لبنان بلافاصله پس از انتشار اخبار پیش‌نویس، مسیر دیپلماتیک دچار اختلال جدی شد. منابع خبری از قطع کانال‌های ارتباطی ایران با طرف آمریکایی از طریق میانجی خبر دادند. این تحول فضای ریسک بازار را به وضوح دگرگون کرد؛ نرخ دلار مجدداً به محدوده ۱۷۵ هزار تومان بازگشت و نشانه‌های اولیه تغییر جهت در بازار سهام نیز قابل مشاهده شد.

تحلیل داده‌های سرانه خرید و فروش حقیقی در نه روز معاملاتی پس از بازگشایی، تصویر جالبی از رفتار بازیگران مختلف ترسیم می‌کند. در روزهای نخست بازگشایی (۲۹ و ۳۰ اردیبهشت)، علی‌رغم سرانه فروش بالاتر (حدود ۱۰۱ تا ۱۰۳ میلیون تومان)، تفاوت قابل توجه میان تعداد کد خریدار (۱۱۶ تا ۱۲۸ هزار کد) و تعداد کد فروشنده (۸۷ تا ۹۰ هزار کد) نشان از حضور پول هوشمند در قالب تقاضا داشت. این الگو به «انباشت خاموش» در کف بازار اشاره دارد، وضعیتی که در آن پول هوشمند در حجم پایین و در سکوت اقدام به خرید می‌کند.

اما دیروز برای نخستین بار از آغاز این سیکل صعودی، نشانه‌های احتمالی فاز توزیع قابل ردیابی بود. ارزش معاملات به ۲۷.۵ همت رسید که بالاترین عدد در این نه روز بود؛ اما این رشد حجم با کاهش سرانه خرید همراه شد. تعداد کدهای خریدار با جهشی چشمگیر از ۹۴ هزار به ۲۴۷ هزار رسید، حال آنکه سرانه خرید به ۸۲ میلیون تومان کاهش یافت، کمترین سطح در کل دوره نه‌روزه. در مقابل، سرانه فروش از کمترین مقدار دوره (۴۱ میلیون) به حدود ۸۳ میلیون رشد کرد.

رکورد تاریخی تورم و واگرایی بازارهای دارایی

در همین روزها، مرکز آمار ایران پس از یک وقفه ده‌روزه، آمار تورم اردیبهشت ۱۴۰۵ را منتشر کرد. اعداد شوک‌آور بودند: تورم نقطه‌به‌نقطه به ۸۳.۹ درصد رسید، تورم ماهانه ۸.۸ درصد ثبت شد، و تورم سالانه در سطح ۵۷.۷ درصد قرار گرفت. اما فراتر از این ارقام کلان، تورم خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها با جهش به ۱۳۰.۴ درصد، بارزترین نماگر بحران عرضه و تقاضا در این دوره است.

تحلیل شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) بدون توجه به ضرایب وزنی، تصویری ناقص از واقعیت معیشت خانوار ارائه می‌دهد. دو ابرگروه مسکن و خوراک در مجموع حدود ۶۵ درصد از سبد مصرفی خانوار ایرانی را تشکیل می‌دهند. در گروه خوراکی‌ها، دقیقاً سنگین‌ترین اقلام، پرتورم‌ترین هم هستند. نان و غلات و گوشت، هر دو با تورم بالای ۱۴۰ درصد، بیشترین فشار را بر سفره خانوار وارد می‌کنند. روغن و چربی با تورم ۲۶۶.۹ درصدی رکورددار مطلق گروه است.

بررسی سری زمانی از ۱۳۹۳ تا اردیبهشت ۱۴۰۵ نشان می‌دهد که اقتصاد ایران سه موج بزرگ تورم خوراکی را پشت سر گذاشته است. موج سوم که از ۱۴۰۴ آغاز شده، با صعود از ۴۲ به ۱۳۰ درصد در کمتر از ۱۲ ماه، تندترین شتاب افزایشی کل دوره را ثبت کرده است. ماهیت خوراک‌محور این موج، آن را از منظر اثر توزیعی بر دهک‌های پایین، مخرب‌ترین موج این دهه می‌سازد.

در واکنش به این تورم، بازارهای دارایی عملکرد استثنایی داشتند. دلار در بازار آزاد به سطح تاریخی حدود ۱۸۲ هزار تومان رسید که نسبت به شش ماه پیش نزدیک به ۴۹ درصد افزایش را نشان می‌دهد. طلا با رشد شش‌ماهه حدود ۵۱ درصد و بازدهی ماهانه ۱۳ درصدی، هرچند بازدهی واقعی مثبتی نسبت به تورم ماهانه ۸.۸ درصد ارائه داد، اما پربازده‌ترین دارایی این ماه نبود. شگفت‌انگیزتر از همه، خودرو بود که با بازدهی ۳۷ درصدی در یک ماه، از دلار (۱۸ درصد) و صندوق‌های طلا (۱۳ درصد) سبقت گرفت.

پیچیدگی روزافزون معادلات

بازار نفت در میانه یک معادله پیچیده گیر افتاده است. از یک سو فشارهای ژئوپلیتیک و اختلال در عرضه قیمت‌ها را بالا نگه می‌دارد، و از سوی دیگر هر نشانه‌ای از پیشرفت دیپلماتیک می‌تواند موجی از فروش را رقم بزند. تا زمانی که تنگه هرمز در وضعیت بحرانی باقی بماند و گفت‌وگوهای صلح بی‌نتیجه بمانند، نوسانات بالا ادامه خواهد داشت.

در بازار سهام تهران، روند کلی صعودی باقی مانده و نمی‌توان از یک سیگنال توزیع به قطعیت نتیجه گرفت، چراکه توزیع یک فرآیند است نه یک رویداد. با این حال، ترکیب سه عامل – قطع مذاکرات دیپلماتیک، برابری سرانه خرید و فروش با غلبه خرد هیجانی، و ریزش مکرر صف‌های خرید – یک چراغ زرد تاکتیکی فعال می‌کند.

و در نهایت، وقتی بازارهای دارایی به جای تخصیص بهینه سرمایه به فعالیت مولد، نقش پوشش اضطراری در برابر فرسایش قدرت خرید را بازی می‌کنند، این رفتار نشانه شکست انتظاری در اعتماد به ثبات قیمتی است. بازیگران اقتصادی در اردیبهشت ۱۴۰۵ برای آینده‌ای با تورم پایدار بالا قیمت‌گذاری کردند، وضعیتی که خروج از آن، بدون اصلاح ساختاری همزمان در سیاست مالی، سیاست پولی و مدیریت ارزی، دشوار و پرهزینه خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید