تغییر استراتژی معاملهگران طلا

به گزارش سرمایه فردا، چند روز پیش IMF یک گزارش مهمی منتشر کرده، هرچند تصریح کرده که این دیدگاه نویسندگان است و الزاما موضع رسمی هیئتمدیره یا مدیریت IMF نیست اما باز همین تصریح به من میگوید این Note نه از بابت محتوای خودش بلکه از منظر دغدغه نهادی مثل IMF خیلی مهم است، خط به خط این Note پر از حرف است که پیش تر در مورد برخی صحبت کردیم و در ادامه مباحث در سلسله پستهای مربوط به طلا هم حتما بیشتر صحبت خواهیم کرد،
طبق دادههای خودشان، سهم طلای پولی در ذخایر بانکهای مرکزی از حدود ۱۰ درصد در ژانویه ۲۰۱۹ به بیش از ۲۲ درصد تا اوت ۲۰۲۵ رسیده. ارزش بازاری این ذخایر از حدود ۱٫۲ تریلیون دلار به ۴٫۵ تریلیون دلار جهش کرده، در حالی که حجم فیزیکی طلا فقط حدود ۸٫۵ درصد رشد داشته، که یعنی عمدتا این افزایش ارزش مربوط به بانکهایی است که حجم فیزیکیشان تقریبا ثابت مانده و فقط اثر قیمتی بوده است.
آنها نوشتهاند: یک کشور ممکن است روی کاغذ ثروتمندتر شده باشد، ولی الزاما به همان میزان قدرت مداخله در بحران به دست نیاورده باشد.
برای همین میگویند باید روی طلا haircut بازار اعمال شود و ارزش مؤثر آن برای سنجش کفایت ذخایر، پایینتر از ارزش بازاری در نظر گرفته شود.
دقیقا به یاد بحران تنگه هرمز در جنگ اخیر افتادم، در شوکهای واقعی انرژی، حتی فروشهای محدود ترکیه و روسیه نشان داد که تبدیل طلا به نقدینگی قابلاستفاده، با اصطکاک و تخفیف همراه است، طلا شبکه جایگزین عمیق و فوری برای دلار نشده و ما هم این را نمیگوییم، تا اینجا موافق این زاویه نگاهی که نویسندگان این نوشته میدهند هستم، اما قبول داریم که سوآپ ارزی روسیه و ترکیه در مواجهه با افزایش قیمت نفت و تحریم به نسبت شرایط عدم وجود طلا، درگیری کمتری با دلار ایجاد کرد، سوآپ روسیه که عمدتا با یوآن بود حتی.
احتمالا همین محدودیتها نگرانی واقعی IMF و فدرال رزرو را تقویت کرده است، حالا سوال اصلی این است، وقتی هزینه سرمایه (نرخهای واقعی) بالا برود و همزمان ریسک fragment شدن سیستم مالی افزایش یابد(مثلا در مورد نقش دومینووار ین)، طلا فقط هج تورمی نیست، میتواند بهعنوان وثیقه مستقل و حق بیمه استراتژیک عمل کند. دقیقا به همین خاطر، کفهای قیمتی که امروز در طلا شکل گرفته، در کنار افزایش نرخ بازدهی اوراق، سطح اطمینان را از احتمال افزایش عمق شبکهسازی طلا بالاتر برده است، شاید اصلا اینطور باید نگاه کنیم که طلا دیگر فقط دارایی بدون بازده نیست، ارزش حق انتخاب و انعطافپذیری (Embedded option value) آن در سناریوهای هزینه سرمایه بالا، اهمیت پیدا میکند.
این گزارش IMF را یکی از مهمترین یادداشتهای اخیر و شاید حتی مهمترین بعد از کووید است چون دغدغه و ریسکهای زیادی را اتفاقا به تصویر میکشد. این تحلیل لزوما در خصوص افزایش قیمت طلا نیست، اتفاقا تغییر زاویه نگاه به طلا است اینکه اگر خرید بانکهای مرکزی به قوت سابق خودشان ادامه یابند نشان ازین دارد که جنبه تهدید این نوشته کارساز نبوده و باید به جوانب دیگرش پرداخت،
