بازار اکنون در حال تجربه یک دوره گذار است؛ وضعیتی که در آن، تردید میان خوشبینیهای ناشی از افقهای میانمدت و سایهی ریسکهای سیستماتیک برطرفنشده، منجر به شکلگیری یک ماهیت دوگانه شده است. بازار در این نقطه ایستاده که نه مجال دل بستن به رویاهای بلندپروازانه را دارد و نه جسارت نادیده انگاشتن سایهی تهدیدها را.
به گزارش سرمایه فردا، آخرین روز معاملاتی بورس تهران پس از روزهای پرنوسان، با ۲۰ همت صف خرید به مدار مثبت بازگشت و با ۱۸ همت صف خرید به کار خود پایان داد. با این حال، در پسزمینهٔ این صعود، نشانههایی از احتیاط و رفتارهای محافظهکارانه به چشم میخورد. گروه سیمان با فشار فروش مواجه شد و پالایشیها با بازگشت به فرمول محاسبه نرخ خوراک، نفس تازهای کشیدند. دلار نیز پس از کاهش تصنعی، مجدداً مسیر صعودی ملایمی در پیش گرفت. در این گزارش، به بررسی رفتار دوگانه بازار، عوامل مؤثر بر تحولات امروز و چشمانداز پیشرو میپردازیم.
امیدی که دیروز برای برگشت بورس به مدار مثبت شکل گرفته بود، امروز بهطور کامل به ثمر نشست. بورس با ۲۰ همت صف خرید شروع شد و بازار تا پایان معاملات مثبت بود و با حدود ۱۸ همت صف خرید بسته شد. در اکثر زمان معاملاتی نیز حداقل ۷۰ درصد از سهمها در محدودهٔ مثبت معامله میشدند. اما نکتهٔ قابل تأمل، خرید سهام قابلگردشِ بدون پتانسیل در اواخر تایم معاملاتی بود؛ سهمهایی که اگر بازار کمی شلتر باشد، مجدداً اذیت خواهند کرد. با این حال، سهام پرپتانسیل، چه در صنایع بزرگی مثل پالایشیها و چه در صنایع کوچک و متوسط، مسیر خود را بهخوبی طی میکنند. تأکید بر سهام خوب و پرپتانسیل، بدون توجه به جوسازیها، میتواند سرمایهگذاران را به هدف کسب سود برساند.
دو سه روزی است که معاملات گروه سیمانی در بورس با عرضه همراه شده و امروز این صنعت جزو صنایع پرگردش اما منفی بازار بود. به نظر میرسد دو عامل اصلی باعث این اتفاق شده است. نخست اینکه نمادهای این گروه بعد از بازگشایی بورس رشد خوبی را تجربه کردند و شناسایی سود، انگیزهای برای فروش ایجاد کرده است. از طرف دیگر، برخلاف رقابتها و رشد قیمتهای فروردین و اردیبهشت در سیمان، مدتی است شرایط آرامتر شده و بحث قطعی برق نیز هنوز کمبود عرضه ایجاد نکرده است. سرمایهگذاران تا حدی انتظارات خود را از نرخها تعدیل کردهاند، اما بهمحض شروع بازسازیها، ممکن است مجدداً شاهد افزایش قیمت سیمان در بورس کالا باشیم. فعلاً صنعت در حال استراحت است و شاید فرصتی برای تحلیل عمیقتر نمادها و تصمیمگیری بهینهتر فراهم کرده باشد.
امروز بالاخره شایعات و اخبار پشتپرده دربارهٔ بازگشت فرمول محاسبه نرخ خوراک و محصولات پالایشیها تأیید شد. دورهٔ محاسبه نرخ جهانی نفت و فرآوردهها با قیمتهای ۹ اسفند به پایان رسید و پالایشگاهها به فرمول جدید بازگشتند. در بحث پالایشیها، حاشیه سود بین قیمت فرآوردهها و نفت اهمیت دارد و سودآوری پالایشگاهها به شاخص کرک اسپرد وابسته است. با قیمتهای ۹ اسفند، پالایشگاهها حدود ۱۰ دلار بهازای هر بشکه حاشیه سود داشتند که در طول جنگ و بعد از آن حتی به بیش از ۳۰ دلار نیز رسید، اما مورد محاسبه قرار نگرفت. حالا با بازگشت به فرمول، این حاشیه سود بهازای هر بشکه به حدود ۱۵ دلار افزایش مییابد. البته فرمول تا انتهای تیرماه اعتبار دارد و بعد از آن یا باید تمدید شود یا فرمول جدیدی به تصویب برسد.
دلار رسمی بعد از کاهش تصنعی پس از امضای تفاهم، مجدداً با ورود تقاضا افزایش پیدا کرد و امروز به ۱۴۷ هزار تومان رسید. در بازار آزاد نیز شاهد ورود تقاضا هستیم و دلار بهآرامی در حال افزایش است. به نظر میرسد کف قیمت دلار در شرایط تفاهم، همان محدودهٔ ۱۵۵ هزار تومانی باشد که تجربه شد و حالا شاهد رشد آرام و خفیف دلار به سمت قیمتهای تعادلی هستیم. این روند، میتواند بر فضای کلی بازار سرمایه و انتظارات تورمی تأثیرگذار باشد.
بازار سرمایه این روزها در چرخهای از رفتارهای سینوسی گرفتار شده است؛ گویی میان دو قطب امید به آینده و ترس از تکرار ریسکها، تعادلی ناپایدار برقرار کرده است. این نوسانات بالا، بیش از آنکه صرفاً ناشی از یک هیجان زودگذر باشد، محصول تقابل مداوم میان تحلیلهای بنیادی و واکنشهای لحظهای به اخبار است. بازار گاه با محافظهکاری تمام، دست به عصا راه میرود و نگران فرسایش بازدهی است و لحظهای دیگر، با تکیه بر سیگنالهای خبری (نظیر اخبار اخیر صنعت پالایشی)، جسورانه به پیشواز ریسک میرود. اگرچه وجود دیدگاههای متضاد و اختلافنظرهای تحلیلی، ارکان اصلی پویایی عرضه و تقاضاست، اما سرعت بالای تغییر جریان دادهها، ضریب نوسانپذیری بازار را بهگونهای کمسابقه افزایش داده است.
بازار اکنون در حال تجربه یک دوره گذار است؛ وضعیتی که در آن، تردید میان خوشبینیهای ناشی از افقهای میانمدت و سایهی ریسکهای سیستماتیک برطرفنشده، منجر به شکلگیری یک ماهیت دوگانه شده است. بازار در این نقطه ایستاده که نه مجال دل بستن به رویاهای بلندپروازانه را دارد و نه جسارت نادیده انگاشتن سایهی تهدیدها را. در چنین شرایطی، هوشمندی در انتخاب سهام، تحلیل دقیق اخبار و توجه به عوامل بنیادی، بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند. سرمایهگذاران باید با صبر و دقت، فرصتهای واقعی را از هیجانات زودگذر تشخیص دهند و با استراتژی مناسب، از این دوره گذار عبور کنند.
چه هفته عجیبی! بازار سرمایه در روزهای اخیر، از صفهای فروش سنگین تا صفهای خرید گسترده را تجربه کرد. روز سهشنبه بازار با کمک خبرهای رفع تحریم، انرژی گرفت و با صف خرید به کار خود پایان داد. اما آیا این سبزی پایدار خواهد بود؟ کارشناسان معتقدند که اثر روانی اخبار بهزودی کمرنگ خواهد شد و آنچه باقی میماند، توجیهپذیری قیمتها و وضعیت بنیادی شرکتهاست. در این گزارش، به بررسی تحولات امروز، نقش اخبار رفع تحریم، رفتار حقوقیها و نگرانیها از نرخ بهره میپردازیم.
بازار سرمایه روزی مثبت و تمامعیار را تجربه کرد. در هفتهای پرتلاطم و عجیب، بازار با کمک خبرهای رفع تحریم از صنعت نفت، گاز و پتروشیمی، انرژی گرفت. لغو ۶۰ روزه تحریمها، رویدادی بود که بازار امروز تا حدودی آن را به عنوان یک اتفاق خوشبینانه لحاظ کرد. با این حال، تحلیلگران تأکید دارند که خبر باید در نهایت خود را روی سود و زیان نشان دهد و اثر روانی آن بهزودی کمرنگ خواهد شد. آنچه باقی میماند، تابلو و قیمتهای توجیهپذیر سهمهاست.
بازار ایران همواره با نوسانات شدید و تغییرات ناگهانی بین صفهای خرید و فروش همراه بوده است. زمانی که دامنه نوسان ۳ درصد باشد و فاصله بالا تا پایین یک سهم ۶ درصد باشد، ریسک برای افراد در جهت فروش سهم بیشتر میشود و این موضوع باعث بروز صفهای خرید یا فروش میشود. علاوه بر این، علاقه بازار به صف خرید، فارغ از حقیقی و حقوقی بودن، به عنوان یک ابزار تحلیلی در نظر گرفته میشود. این رفتارها، نشان از هیجانی بودن بازار و عدم تکیه بر تحلیلهای بنیادی دارد.
با وجود نوسانات اخیر، تحلیلگران معتقدند که هیجان بهتدریج کاهش خواهد یافت و آنچه در بازار اهمیت پیدا میکند، وضعیت عملیاتی و بنیادی شرکتهاست. گزارشهای ماهانه، به عنوان یک عامل بسیار مهم، باید مورد توجه قرار گیرد. حرکت امروز نمادهایی مانند فملی یا بانکیها نشان میدهد که بازار هوشیارتر شده و به سمت انتخاب سهمهای با بنیاد قوی حرکت میکند.
در دوره پیشرو، صنعتمحوری به حاشیه میرود و دیگر همه گزینههای صنعت غذا، سیمان، دارو یا زراعت نمیتوانند مورد توجه قرار گیرند. سرمایهگذاران باید با توجه به گزارشها و شرایط قیمتی، سهمهای خاص را انتخاب کنند. صنعتمحوری جای خود را به سهممحوری میدهد و تک سهمها در بازار میتوانند بازدهیهای قوی را تجربه کنند.
با توجه به گزارشهای ماهانه، تحلیلها یک دور بهروز میشوند. اگر نسبت P/E فوروارد برخی سهمها پس از کسر تقسیم سود، زیر ۴ باشد، میتواند گزینه خرید مناسبی باشد. همچنین، سهمهایی که فضای بنیادی نرمال دارند و از بقیه بازار عقبتر هستند، میتوانند در اولویت خرید قرار گیرند. در مراحل پایانی رشد، ارزش ریالی و دلاری داراییها نیز به عنوان یک معیار مهم مطرح میشود.
طی روزهای گذشته، صندوقهای تثبیت و توسعه به عنوان بهترین فروشندههای بازار عمل کردند. سه دسته از فروشندگان مفید بازار عبارتند از: صندوقهای حمایتی تثبیت و توسعه، صندوقهای بازارگردانی و حقوقیهای پای کار. این سه دسته، اگر در مقطعی سهم بفروشند، در مقطعی دیگر دوباره در بازار حاضر شده و خرید میکنند. این رفتار، نشان از حضور فعال و هوشمندانه آنها در بازار دارد و سازمان بورس باید با تجربه گذشته، دست این حقوقیها را در روزهای مثبت و منفی بازتر بگذارد.
برخی فعالان بازار، فضای فعلی را با زمان بعد از توافق برجام مقایسه میکنند و نگران افزایش نرخ بهره هستند. اما تحلیلگران معتقدند که فضای فعلی شبیه آن دوره نیست. در مقطع فعلی، با تورم رسمی ۶۰ درصد و غیررسمی بیش از ۱۰۰ درصد مواجه هستیم و در صحبتهای مدیران، چیزی از تثبیت ارز شنیده نمیشود. تصمیم وزیر اقتصاد و بانک مرکزی، واقعیتر کردن نرخ بهره است، نه افزایش شدید آن.
بازار سرمایه در حال گذر از یک دوره هیجانی به سمت واقعیتهای بنیادی است. اخبار رفع تحریم، هرچند تأثیر روانی مثبتی داشتند، اما نباید از محدودیتهای اقتصادی و ساختاری غافل شد. سرمایهگذاران باید با تکیه بر تحلیل دقیق، گزارشهای ماهانه و نسبتهای ارزندگی، سهام مناسب را انتخاب کنند. نرخ بهره نیز، اگرچه به عنوان یک متغیر مهم مطرح است، اما کابوس بزرگی که برخی از آن میترسند، با واقعیتهای اقتصاد کنونی همخوانی ندارد. آینده بازار، در گرو توانایی سرمایهگذاران در تشخیص فرصتهای واقعی از هیجانات زودگذر است.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا