به گزارش سرمایه فردا، دادههای میدانی پس از نبرد ۳۹ روزه «جنگ رمضان»، واقعیتی تازه را برملا کرده است: ایالات متحده نه از روی حسننیت، که به دلیل گرفتار شدن در یک بنبست راهبردی، ناچار به ادامه گفتگوهای دیپلماتیک شده است. آماری که از میدان جنگ به گوش میرسد، برای واشنگتن خوشایند نیست.
در جریان درگیریهای اخیر خاورمیانه، ۱۳ سرباز آمریکایی جان خود را از دست دادهاند و بیش از ۲۰۰ نفر دیگر نیز زخمی شدهاند. بخش قابل توجهی از این تلفات در پایگاههای منطقهای سنتکام ثبت شده است. برای افکار عمومی آمریکا که هنوز زخمهای کهنه عراق و افغانستان را فراموش نکرده، این آمار بسیار سنگین و گرانقیمت است.
فراتر از تلفات انسانی، یک تحول اساسیتر رخ داده است: آسیبپذیری ناوگان دریایی و پایگاههای منطقهای آمریکا در برابر موشکها و پهپادهای بومی ایران، برای همیشه اثبات شده است. حملات اخیر نیروهای مسلح ایران به اهدافی مانند مقر ناوگان پنجم آمریکا در بحرین، هرچند پنتاگون آنها را «ناکام» خواند، اما پیام روشنی داشت؛ قاعده بازی برای همیشه تغییر کرده است.
نتیجه این تغییر را میتوان در آمار ترافیک دریایی تنگه هرمز دید. روزگاری نه چندان دور، روزانه بیش از ۱۰۰ کشتی از این شریان حیاتی عبور میکردند. اما اکنون این رقم به کمتر از ۱۰ فروند در روز سقوط کرده است. این فلجشدگی، موازنه تهدید را به کلی دگرگون ساخته و برگ برنده را به دست تهران داده است.
تصور کنید در آستانه انتخابات ریاستجمهوری آمریکا، قیمت سبد سوخت خانوارها ناگهان ۷ درصد جهش کند. این دقیقاً همان کابوسی است که فدرال رزرو را به شدت نگران کرده است. گزارش «بژک بوک» فدرال رزرو در ژوئن ۲۰۲۶ صراحتاً اعلام کرده که هزینههای مرتبط با انرژی ناشی از جنگ خاورمیانه، محرک اصلی فشارهای تورمی در ایالات متحده است. این فشار تنها به بنزین محدود نمیماند و اثرات سرریز آن به حملونقل، بستهبندی، مواد غذایی و حتی کودهای شیمیایی رسیده است.
قیمت نفت برنت در حال حاضر بالای ۹۴ دلار در هر بشکه تثبیت شده و مدلهای اقتصادی هشدار میدهند که در صورت تشدید درگیریها، این رقم میتواند از ۱۸۰ دلار هم عبور کند. تیم اقتصادی کاخ سفید به خوبی میداند که احیای دوباره تورم، معادل فروپاشی محبوبیت رئیسجمهور در صندوقهای رأی خواهد بود.
در جبهه دیپلماتیک، واشنگتن با دیواری از شروط سخت تهران مواجه شده است. پافشاری ایران بر موارد زیر، به گونهای است که پذیرش آنها به معنای اعتراف رسمی به شکست دکترین فشار حداکثری خواهد بود:
· تضمین امنیت جبهه شمال (لبنان): ایران اعلام کرده که «نقض آتشبس در هر جبههای، نقض کل توافق است» و لبنان را خط قرمز خود میداند.
· آزادسازی ۱۲ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده: مقامات ایرانی بارها تکرار کردهاند که پرداخت فوری این مبلغ، شرط آغاز هرگونه مذاکره جدی است.
· اخراج نیروهای آمریکایی از منطقه و پرداخت غرامت: موضعی که وزارت خارجه آمریکا پیشتر آن را «زباله» توصیف کرده بود، اما اکنون در سکوت خبری، مجبور به بررسی مجدد آن است.
کاخ سفید امروز خود را در مخمصهای گرفتار میبیند که هیچ گزینه آسانی در آن وجود ندارد:
گزینه اول: پذیرش شروط ایران. این مسیر ریسک فروپاشی ائتلاف با اسرائیل و فرو ریختن وجهه ابرقدرتی آمریکا را به همراه دارد. اعتراف به شکست در برابر ایران، پایانی است بر دکترینی که دههها بر سیاست خاورمیانه حاکم بود.
گزینه دوم: از سرگیری جنگ. این گزینه اما ترسناکتر است. علاوه بر خطر تلفات انسانی بالا، انسداد کامل تنگه هرمز، تورم افسارگسیخته و بحران اقتصادی عمیقی را در داخل آمریکا کلید میزند. همان کابوسی که هیچ رئیسجمهوری در سال انتخابات تحمل آن را ندارد.
واشنگتن برای نخستین بار در دو دهه اخیر، نه با یک تهدید هستهای که با «پارادوکس تورم» مواجه شده است. معمایی که در آن، کوچکترین اقدام نظامی، میتواند موشک گرانشده قیمت بنزین را به قلب اقتصاد خودشان شلیک کند. در این جنگ جدید، هیچ برندهای در کار نیست؛ تنها بازندهای که دارد نفسهای آخر را میکشد، شاید خود آمریکا باشد.
مصرف برق ۱۰ اقتصاد بزرگ جهان همراه با سرانه مصرف هر کدام نشان میدهد که…
سپردهگذاران و سرمایهگذاران باید پیش از هرگونه تصمیمگیری، نسبت مالکانه بانکها را به دقت بررسی…
در بازگشایی برخی نمادهای پتروشیمی در بورس اشاره شده هرگونه توقف یا محدودیت در تولید…
آینده مذاکرات تا حد زیادی بر سر سرنوشت همین ۴۴۰ کیلوگرم رقم خواهد خورد. البته…
علیرغم شرایط دشوار اقتصادی و تورم مزمن، هنوز شرکتهایی در بازار سرمایه حضور دارند که…
تحلیلگران ارشد بازار سرمایه گزارش دادهاند که بهبود تولید، افزایش مقدار فروش و ترکیب مناسبتر…