ایلیا محمدنیا، به نقل از هفت صبح: صبحی زمستانی، تیترها پر از جنگ، سیاست و جهانِ ناآرام. میان آن همه خبر سنگین، نام زنی دیده میشود که ابزارش کلمات بود. ۲۵ بهمن ۱۳۴۵، روزنامه اطلاعات خبر مرگ فروغ فرخزاد را منتشر کرد؛ خبری که فراتر از یک سوگ شخصی، نشانه جایگاهی تازه برای شعر در فضای عمومی بود. فروغ در آن روز تنها از جهان نرفت، به حافظه فرهنگی جامعه وارد شد و نامش از محدوده ادبیات عبور کرد
روزنامه اطلاعات صبح سهشنبه ۲۵ بهمنماه ۱۳۴۵ در شماره ۱۲۲۰۷ خود در هنگامه بمباران ویتنام توسط قوای ارتش آمریکا در تیتر دوم خود نوشت: «طی یک حادثه وحشتناک رانندگی در جاده دروس – قلهک فروغ فرخزاد شاعره معروف کشته شد.»
در نگاه نخست شاید این که مرگ فروغ شاعر، تیتر دوم یک روزنامه در دهه چهل شمسی بوده چندان محل تعجب نباشد؛ اما با کمی نکتهسنجی میتوان دریافت اینکه چگونه اولویت یک روزنامه از معدود روزنامههایی که در آن سالها منتشر میشد خبررسانی مرگ یک شاعر زن است به آن خبر و رویارویی با آن اتفاق، جایگاهی ویژه میدهد.
خاصه آنکه پیشتر دیده بودیم که روزنامههای سیاسی در مواجهه با یک اتفاق هنری پیرامون یک بهاصطلاح سلبریتی دستگشادهای در انعکاس خبر داشتند؛ اما درباره خبررسانی مرگ یک شاعره که سلبریتی در مفهوم عام آن نبود مسئله را کمی عجیب میکند.
این شکل برخورد با مرگ فروغ فرخزاد از دو منظر محل بررسی است.
نخست آنکه مخاطب امروز، حالوهوای دستاندرکاران رسانهها را با شرایط حاکم بر آن سالها و روزها نشان میدهد اینکه در کنار اخبار مهم جهان یک روزنامه رسمی و معتبر در صفحه نخست خود در نیم تای بالای صفحه در میان انبوه خبرهای ریزودرشت به مرگ یک شاعره زن میپردازد و دیگر آنکه در فضای مردانه حاکم بر فضای فرهنگی، هنری، اجتماعی و حتی سیاسی، یک زن شاعر در دهه سی و چهل چنان اعتباری مییابد که حتی روزنامهای معتبر نیز نمیتوانند بهسادگی از کنار نام او عبور کند.
اما چرا فروغ فرخزاد اهمیت دارد؟
اینکه یک شاعر زن است در میان خیل عظیمی از شاعران مرد؟ یا اینکه او حائز ویژگی دیگری است که او را از زنان و مردان شاعر متمایز میسازد.
او به حتم نخستین شاعر نامآور زن معاصر نبود که میدانیم پروین اعتصامی پیشتر از او دیوان شعرش را منتشر کرد و نامدار شد. پاسخ به این پرسش چندان پیچیده و سخت نیست. اگر چه پروین اعتصامی نخستین زن شاعر نامی و شهره در دوره معاصر بود و به شایستگی هم اعتبار یافت؛ اما فارغ از نگاه جنسیتی زنانه و مردانه، او شاعری بود که از لابهلای کلمات و اشعارش، خواننده نمیتوانست جنسیت او را حدس بزند. او چنان مینوشت که گویی یک شاعر مرد سروده است. (اینجا البته صحبت از توانمندی و قدرت شعر پروین با دیگر شاعران نیست که حوصله و سواد آن از این نوشته خارج است.) که گویی شعر و شاعری امری مردانه محسوب میشد و البته که این امر چندان هم دور ذهن نبود چرا که میتوان در غالب اشعار تغزلی از گذشته تاکنون نیز رد پررنگ آن را به فور دید که در اشعار شاعران این عاشق (مرد) است که در تلاش برای جلبتوجه و وصال با معشوق است. نمونههای بسیاری از این اشعار عاشقانه را میتوان در آثار سعدی و حافظ و عطار از شعرای کلاسیک تا اخوان و شاملو در شعر معاصر یافت.
شعر، در چنین بستری، امری عمدتاً مردانه تلقی میشد؛ نه بهحکمقانون، به اقتضای تاریخ و عادت. قرنها زبان شعر فارسی در اختیار تجربهای بود که جهان را از منظر مردانه روایت میکرد و حتی آنگاه که از «زن» سخن میگفت، او را بیشتر در مقام موضوعِ نگاه مینشاند تا صاحبِ نگاه.
شعر پروین اعتصامی در همین امتداد تاریخی شکل میگیرد. زبان او استوار، سنجیده و آراسته به صناعات کلاسیک است و جهان شعریاش عمدتاً بر محور مفاهیم تعلیمی، اخلاقی و تمثیلی میگردد. پروین، با آنکه زنی شاعر است، کمتر از «منِ زنانه» سخن میگوید؛ صدای او بیشتر صدای اندرز و داوری است.
او در چهارچوب سنت حرکت میکند و همان زبان و ساختار آزموده شعر کلاسیک را برای بیان دغدغههای اخلاقی به کار میگیرد؛ گویی میکوشد ور جهان مردانه شعر در زمینی که از پیش تعریف شده، حضوری شایسته و مقتدر داشته باشد.
فروغ اما این عادت را شکست. او نهتنها بهعنوان یک زن نوشت که تجربه زیسته زنانه را بیواسطه و بیپرده وارد متن شعر کرد. در شعر او، زن دیگر موضوع نگاه نبود؛ خودِ نگاه شد. تمنای یک زن، عصیان او، تنهایی و میل و اضطرابش، با صدایی شخصی و بیتعارف بیان شد.
اگر در شعر پروین، «زن» بیشتر در هیئت نماد و مَثَل ظاهر میشود، در شعر فروغ «زن» بهصورت ملموس حضور دارد؛ با بدن، با خاطره، با شکست و با رؤیا.
از همان دست زنانی که پیرامون خود میتوانیم ببینیم .
همین سادگی بیپروا و عبور از حاشیههای تکرارشونده در شعر کلاسیک به متن سبب شد که نام فروغ صرفاً نام یک شاعر نباشد، نشانه تغییری در شیوه دیدن و نوشتن باشد. او افق تازهای گشود که در آن تجربه زنانه نه امری پنهان و حاشیهای، بلکه مرکزی برای آفرینش ادبی بود. شعر فروغ مفری شد تا شاعران زن پس از او زاویه دیدی تازه بیابند و جهان زنانه را با صراحت بیشتری به زبانآورند؛ از دردها و رنجهای تاریخی گرفته تا زیباییها و عاشقانههایی که در پرتو زیست زنانه معنایی دیگر مییابد.
اهمیت فروغ در گشودن راه است؛ راهی که شعر زنان پس از او هر یک به شیوهای دیگر ادامه دادهاند.
اما واقعیت این است که در حافظه عمومی شعر فارسی، بعد از فروغ تنها نامی که به همان اندازه تثبیت شده باشد بسیار کم است. اندک شماری از آنها شاعر مهمی شدند، اما به جایگاه فروغ در شعر نزدیک نشدند.
فروغ یک پدیده بود؛ بسیاری از شاعران زن پس از او جریانساز بودهاند، اما کمتر کسی توانسته هم در نوآوری زبانی، هم در ساخت جهان شخصی، هم در تأثیر اجتماعی، و هم در ماندگاری عمومی همزمان به همان سطح برسد.
شاید آگاهی از همین تفاوتها و یگانگی او بود که در بخشی از شعر “ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد”همچون طالعبینی که آینده را میبیند بنویسد.
“من این جزیرهی سرگردان را
از انقلاب اقیانوس
و انفجار کوه گذر دادهام
و تکهتکه شدن، راز آن وجود متحدی بود
که از حقیرترین ذرههایش آفتاب به دنیا آمد.”
دیماه نه محصول یک حادثه ناگهانی، بلکه نتیجه زنجیرهای از تصمیمات غلط و سوءمدیریتهایی بود…
ساعتهای میانرده از برندهای شناختهشدهتر در حدود 80 تا بیش از 140 میلیون تومان معامله…
درباره کافهنشینی تک و تنها و بازتاب فردگرایی در عصر ارتباطات مصطفی آبروشن، جامعهشناس و…
مروری بر هفت فیلمی که عشق را از قالبهای کلیشهای بیرون آوردند و آن را…
رصد قیمتها از فروشگاههای سطح شهر نشان میدهد، باقلوا و شیرینی مغزدار گرانترین و شیرینی…
آمریکا قصد ترک ناتو یا رها کردن متحدانش را ندارد. البریج کلبی، معاون وزیر جنگ…