جامجهانی ۲۰۲۶ زیر ذرهبین دولت ها، نهادهای مالی، رسانهها و … قرار گرفته چون در این دوره ۳ میلیون گردشگر بیشتری مسابقات را دیدند به همین دلیل گردش مالی آن به شدت افزایش یافته است.
به گزارش سرمایه فردا، اقتصاد فوتبال در جامجهانی جلوه جدیدی پیدا کرده و بسیاری از کشورها در حال تبلیغات برای جذب گردشگر هستند و البته باشگاههای فوتبال به فکر نقل و انتقالات و معامله بازیکنان هستند.
آفریقای جنوبی، کشوری که فوتبال در آن به یکی از معدود مسیرهای ایجاد امید اقتصادی، تقویت هویت ملی و توسعه اجتماعی تبدیل شده، این روزها در آستانه یک فرصت تاریخی قرار دارد. حضور در جام جهانی ۲۰۲۶، برای فدراسیونی که با کسری بودجه و فشارهای مالی دستوپنجه نرم میکند، میتواند نقطهعطفی در مسیر اقتصادی فوتبال این کشور باشد. با این حال، سوال اصلی این است: آیا این درآمدهای مقطعی، به سرمایهگذاری پایدار در زیرساختها و توسعه فوتبال پایه تبدیل خواهد شد یا صرفاً هزینههای جاری را پوشش میدهد؟ در این گزارش، به بررسی ابعاد اقتصادی حضور آفریقای جنوبی در جام جهانی ۲۰۲۶ و چشمانداز پیشروی این کشور میپردازیم.
آفریقای جنوبی با جمعیتی حدود ۶۲ میلیون نفر، یکی از مهمترین اقتصادهای آفریقا محسوب میشود. با این حال، در کنار ظرفیتهای اقتصادی، این کشور با چالشهایی مانند بیکاری بالا، نابرابری اقتصادی و فشارهای اجتماعی نیز مواجه است. در چنین شرایطی، فوتبال برای آفریقای جنوبی نقشی فراتر از رقابت ورزشی پیدا کرده است؛ صنعتی که میتواند برای فدراسیون، باشگاهها و نسل جوان این کشور فرصتهای اقتصادی ایجاد کند. تیم ملی فوتبال آفریقای جنوبی در جام جهانی ۲۰۲۶، فرصتی تاریخی برای بازسازی اقتصاد فوتبال این کشور محسوب میشود.
فدراسیون فوتبال آفریقای جنوبی در سالهای اخیر دوران دشواری را پشت سر گذاشته است. کسری بودجه، کاهش منابع درآمدی و حتی مشکلات مربوط به پرداخت هزینهها، این فدراسیون را با چالشهای جدی مواجه کرده است. با این حال، صعود تیم ملی به جام جهانی، یک جریان مالی جدید برای فوتبال آفریقاییها ایجاد کرده است. جام جهانی ۲۰۲۶ با افزایش جوایز مالی فیفا، فرصت بیسابقهای را برای کشورهای حاضر فراهم کرده است. بنابراین، برای فدراسیونی که پیش از این با مشکلات مالی روبرو بوده، مبالغ حاصل از حضور در جام جهانی میتواند نقش یک «نقطه بازگشت اقتصادی» را ایفا کند.
اهمیت این درآمدها فقط در رقم آن نیست؛ بلکه در نحوه استفاده از آن است. تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که درآمدهای ناشی از موفقیتهای بزرگ ورزشی، زمانی اثر ماندگار ایجاد میکنند که در زیرساختهای فوتبال پایه، آموزش مربیان و توسعه آکادمیها سرمایهگذاری شوند. بنابراین، برای آفریقای جنوبی، جام جهانی ۲۰۲۶ میتواند فرصتی باشد تا فوتبال را از یک ساختار وابسته به درآمدهای مقطعی به یک صنعت پایدار تبدیل کند.
یکی از آثار جام جهانی برای آفریقای جنوبی، درآمد باشگاهها از حضور بازیکنان ملیپوش است. برنامه جبران خدمات باشگاهی فیفا، به باشگاههایی که بازیکنان خود را در اختیار تیمهای ملی قرار میدهند، سهم مالی پرداخت میکند. این منابع میتوانند برای توسعه زیرساختها، تقویت آکادمیها و جذب استعدادهای جدید مورد استفاده قرار گیرند. با این حال، یک نگرانی نیز وجود دارد: افزایش منابع مالی در چند باشگاه بزرگ، میتواند فاصله بین تیمهای قدرتمند و باشگاههای کوچکتر لیگ داخلی را بیشتر کند.
یکی از مهمترین نقاط قوت فوتبال آفریقای جنوبی، ظرفیت بالای تولید بازیکن است. تیم ملی این کشور در جام جهانی ۲۰۲۶ با یکی از ارزشمندترین ترکیبهای خود وارد رقابتها شده است. نسلی که میتواند مسیر صادرات استعداد این کشور را تقویت کند. در سالهای اخیر، انتقال بازیکنان آفریقای جنوبی به لیگهای خارجی (اروپا، آمریکا و حتی بازارهای جدید در خاورمیانه) رشد پیدا کرده است. این نشان میدهد که این کشور ظرفیت تبدیل شدن به یک صادرکننده مهم استعداد در قاره آفریقا را دارد.
اقتصاد فوتبال آفریقای جنوبی به لیگ داخلی این کشور، یعنی لیگ برتر فوتبال (PSL) وابسته است. این لیگ، یکی از حرفهایترین لیگهای آفریقا محسوب میشود، اما چالشهای اصلی نیز دارد. سوال کلیدی این است که چگونه میتوان موفقیت چند باشگاه بزرگ را به رشد کل اکوسیستم فوتبال این کشور تبدیل کرد. پاسخ به این پرسش، در توسعه فوتبال پایه، ایجاد منابع درآمدی پایدار و افزایش کیفیت رقابت داخلی نهفته است.
جام جهانی ۲۰۲۶، علاوه بر فوتبال، برای اقتصاد داخلی آفریقای جنوبی نیز فرصتهایی ایجاد کرده است. موفقیت تیم ملی میتواند باعث افزایش مصرف داخلی، رشد فعالیتهای رسانهای، افزایش فروش محصولات هواداری و تقویت برند ملی شود. فوتبال در آفریقای جنوبی، مانند بسیاری از کشورهای آفریقایی، یکی از مهمترین ابزارهای اتصال جامعه، اقتصاد و فرهنگ است.
آینده اقتصاد فوتبال آفریقای جنوبی به تصمیمهایی بستگی دارد که پس از جام جهانی گرفته میشود. اگر درآمدهای جدید صرف پرداخت هزینههای کوتاهمدت شوند، اثر این موفقیت محدود خواهد بود. اما اگر این منابع به سمت اصلاح ساختار مالی فدراسیون، توسعه زیرساختها، حمایت از فوتبال پایه و کشف استعدادهای مناطق مختلف این کشور هدایت شوند، جام جهانی ۲۰۲۶ میتواند نقطه آغاز یک تحول بزرگ باشد. آفریقای جنوبی امروز در یک نقطه مهم قرار دارد؛ کشوری با استعدادهای فراوان، علاقه عمومی گسترده به فوتبال و تجربه میزبانی جام جهانی ۲۰۱۰. حالا این کشور در فرصتی دوباره قرار گرفته تا فوتبال را به یک صنعت اقتصادی پایدار تبدیل کند. داستان فوتبال آفریقای جنوبی، داستان عبور از بحران با تکیه بر سرمایه انسانی است؛ جایی که یک ورزش میتواند از مرز زمین مسابقه عبور کند و به موتور امید، اشتغال و توسعه تبدیل شود.
در شرایطی که اقتصاد ایران تحت فشار تحریمها، محدودیتهای تجاری و بیثباتیهای ساختاری قرار دارد، فوتبال همچنان یکی از پرمخاطبترین پدیدههای اجتماعی کشور است. اما حضور در جام جهانی ۲۰۲۶، برای فوتبال ایران فرصتی برای دیده شدن در بازارهای جهانی، افزایش برند ملی و ایجاد مسیرهای جدید درآمدی ایجاد کرده است. با این حال، چالشهای مالی، مدیریتی و بینالمللی، همچنان بر این مسیر سایه انداختهاند. در این گزارش، به بررسی اقتصاد فوتبال ایران، ظرفیتها، چالشها و چشمانداز پیشروی این صنعت در آستانه بزرگترین رویداد ورزشی جهان میپردازیم.
بر اساس گزارش رصدخانه فوتبال در سال ۲۰۲۶، تیم ملی ایران با ارزش ترکیب حدود ۱۲ میلیون یورو، یکی از کمارزشترین تیمهای حاضر در جام جهانی محسوب میشود. این رقم، فاصله قابلتوجهی با قدرتهای بزرگ فوتبال مانند انگلیس، فرانسه و اسپانیا دارد که ارزش ترکیب آنها از یک میلیارد یورو فراتر رفته است. ارزش پایین تیم ملی ایران، عمدتاً به دلیل حضور تعداد زیادی از بازیکنان در لیگ داخلی، محدودیتهای ارتباطات تجاری بینالمللی و دشواری انتقال بازیکنان ایرانی به لیگهای معتبر جهانی است. با این حال، جام جهانی ۲۰۲۶ میتواند فرصتی مهم برای تغییر این وضعیت باشد. تجربه فوتبال جهان نشان میدهد که عملکرد درخشان در چنین تورنمنتهایی میتواند ارزش بازاری بازیکنان را افزایش دهد و مسیر انتقال آنها را به باشگاههای معتبر فراهم کند. برای ایران، فوتبال میتواند یکی از معدود مسیرهای صادرات سرمایه انسانی و ایجاد درآمد ارزی باشد، به شرط اینکه سازوکار حرفهای برای شناسایی، توسعه و انتقال استعدادها ایجاد شود.
جام جهانی ۲۰۲۶ از نظر مالی، بهترین دوره تاریخی مسابقات فیفا محسوب میشود. مجموعه جوایز نقدی این دوره به ۷۲۷ میلیون دلار افزایش یافته است و هر تیم حاضر در جام جهانی، حداقل ۱۰.۵ میلیون دلار دریافت میکند (شامل ۹ میلیون دلار جایزه عملکرد و ۱.۵ میلیون دلار هزینه آمادهسازی). برای فوتبال ایران، این مبلغ در مقایسه با بودجههای داخلی ورزش، یک منبع مالی قابلتوجه محسوب میشود و میتواند فرصتی برای سرمایهگذاری در حوزههایی مانند فوتبال پایه، آکادمیهای استعدادیابی، زیرساختهای تمرینی و حتی توسعه فوتبال زنان باشد. اما تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که اهمیت این منابع، تنها زمانی مشخص میشود که درآمدهای کوتاهمدت جام جهانی به سرمایهگذاری بلندمدت تبدیل شوند.
فوتبال ایران با وجود محبوبیت گسترده، همچنان با چالشهای ساختاری مواجه است. مدل درآمدی بسیاری از باشگاهها وابسته به حمایت دولتی، منابع محدود اسپانسرینگ و درآمدهای غیرپایدار است. ضعف در درآمدزایی از حق پخش تلویزیونی، نبود اقتصاد حرفهای هواداران، محدودیت فروش کالاهای ورزشی و ضعف در بازاریابی بینالمللی، باعث شده فوتبال ایران نتواند متناسب با ظرفیت اجتماعی خود، ارزش اقتصادی خلق کند. این در حالی است که در بسیاری از کشورهای موفق، باشگاه موفق یک بنگاه اقتصادی چندلایه است که از مسیرهایی مانند رسانه، تجارت الکترونیک، دادههای هواداری، گردشگری ورزشی و فروش جهانی برند، درآمد ایجاد میکند؛ مدلی که فوتبال ایران هنوز فاصله زیادی با آن دارد.
ایران یکی از بزرگترین بازارهای هواداری فوتبال، دستکم در آسیا را در اختیار دارد. باشگاههایی مانند استقلال و پرسپولیس، میلیونها و شاید دهها میلیون هوادار دارند، اما این ظرفیت عظیم هنوز به شکل کامل به درآمد اقتصادی تبدیل نشده است. فروش پیراهن رسمی، عضویت هواداری، پلتفرمهای دیجیتال، محتوای اختصاصی و تعامل دادهمحور با هواداران، از جمله حوزههایی هستند که میتوانند اقتصاد فوتبال ایران را متحول کنند. جام جهانی ۲۰۲۶ میتواند فرصتی برای بازتعریف رابطه بین فوتبال و هواداران باشد؛ رابطهای که در فوتبال مدرن، یکی از مهمترین منابع خلق ارزش محسوب میشود.
حضور ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ در شرایطی رقم میخورد که فوتبال کشور با محدودیتهای بینالمللی نیز مواجه است. مسائل مرتبط با تحریمها، روابط سیاسی، سفرهای بینالمللی، مسائل بانکی و محدودیتهای همکاری تجاری، از جمله عواملی هستند که بر بهرهبرداری اقتصادی از این حضور تأثیر میگذارند. این در حالی است که در فوتبال مدرن، حضور در جام جهانی تنها به عملکرد داخل زمین محدود نیست، بلکه توانایی استفاده از فرصتهای تجاری، رسانهای و ارتباطی این رویداد، اهمیت آن را دوچندان میکند.
اقتصاد فوتبال ایران در سال ۲۰۲۶، تصویری دوگانه دارد. از یک سو، کشوری با جمعیت جوان، علاقهمندی گسترده مردم به فوتبال و استعدادهای فراوان داریم و از سوی دیگر، صنعتی که هنوز با مشکلات ساختاری، محدودیتهای منابع مالی و ضعف در مدلهای کسبدرآمد مواجه است. جام جهانی ۲۰۲۶ میتواند برای فوتبال ایران یک نقطه عطف باشد؛ فرصتی برای افزایش ارزش برند ملی، صادرات استعداد، جذب سرمایه و حرکت به سوی حرفهایسازی. اما تحقق این فرصت، نیازمند تغییر نگاه از فوتبال بهعنوان یک هزینه، به فوتبال بهعنوان یک صنعت اقتصادی است؛ صنعتی که اگر با مدیریت حرفهای، شفافیت مالی و سرمایهگذاری هدفمند همراه شود، میتواند به یکی از مهمترین بخشهای اقتصاد ورزش ایران تبدیل شود.
پس از ۲۸ سال انتظار، اسکاتلند دوباره به بزرگترین صحنه فوتبال جهان بازگشته است. این سرزمین با جمعیتی حدود ۵.۵ میلیون نفر و اقتصادی ۲۱۷ میلیارد دلاری، حالا در آستانه یک رویداد اقتصادی-اجتماعی مهم قرار دارد: جام جهانی ۲۰۲۶. بر اساس برآوردها، حضور اسکاتلند در این تورنمنت میتواند حدود ۲۰۰ میلیون پوند به اقتصاد این کشور تزریق کند و صنعت مهماننوازی را از رکود خارج سازد. اما آیا این بازگشت تاریخی، صرفاً یک رونق موقت است یا میتواند به تحولی ساختاری در اقتصاد فوتبال اسکاتلند منجر شود؟ در این گزارش، به بررسی ابعاد اقتصادی حضور اسکاتلند در جام جهانی ۲۰۲۶، چالشهای لیگ داخلی و چشمانداز پیشروی این کشور میپردازیم.
اسکاتلند با جمعیتی حدود ۵.۵ میلیون نفر و اقتصادی حدود ۲۱۷ میلیارد دلار، یکی از کشورهای توسعهیافته اروپا محسوب میشود. اقتصاد این کشور بر پایه خدمات، انرژی، گردشگری، صنایع تولیدی و خدمات مالی شکل گرفته است. با این حال، در سالهای اخیر با رشد آهسته مواجه بوده است. در سهماهه نخست سال ۲۰۲۶، رشد اقتصادی این کشور تنها ۰.۱ درصد ثبت شده و رشد سالانه نیز کمتر از یک درصد بوده است. در این میان، بخش خدمات که نزدیک به سهچهارم اقتصاد اسکاتلند را تشکیل میدهد، همچنان موتور محرک اقتصادی این کشور محسوب میشود.
در چنین ساختاری، فوتبال جایگاهی فراتر از یک ورزش دارد. فوتبال در اسکاتلند یک صنعت فرهنگی و اقتصادی است؛ صنعتی که میتواند مصرف داخلی را تحریک کند، گردشگر جذب کند، برند ملی و سرمایه اجتماعی ایجاد کند. بر اساس گزارشهای اقتصادی، صنعت فوتبال اسکاتلند (شامل لیگ حرفهای، تیم ملی و فوتبال زنان) در فصل ۲۰۲۳-۲۰۲۴ حدود ۸۲۰ میلیون پوند ارزش افزوده برای اقتصاد این کشور ایجاد کرده است. این عدد نشان میدهد که فوتبال حتی در اقتصادی با ابعاد محدود نسبت به قدرتهای بزرگ اروپا، میتواند یک بخش اقتصادی اثرگذار باشد.
مهمترین اتفاق اقتصادی سالهای اخیر برای فوتبال اسکاتلند، بازگشت این تیم به جام جهانی ۲۰۲۶ است. آخرین حضور اسکاتلند در جام جهانی به سال ۱۹۹۸ برمیگردد و این بازگشت تاریخی، یک موج اقتصادی و اجتماعی در این کشور ایجاد کرده است. بر اساس برآوردهای اقتصادی، حضور اسکاتلند در جام جهانی ۲۰۲۶ میتواند حدود ۲۰۰ میلیون پوند به اقتصاد این کشور تزریق کند. این اثر اقتصادی، حتی با رویدادهای بزرگ فرهنگی مانند کنسرتهای جهانی مقایسه میشود. پیشبینی میشود حدود ۲.۶ میلیون اسکاتلندی مسابقات را دنبال کنند و حدود ۳۰ هزار هوادار اسکاتلندی برای حمایت از تیم ملی خود راهی آمریکا شوند.
یکی از مهمترین بخشهایی که از حضور اسکاتلند در جام جهانی سود میبرد، صنعت مهماننوازی این کشور است. بسیاری از کسبوکارهای این حوزه که در سالهای اخیر با افزایش هزینهها و فشار اقتصادی مواجه بودند، جام جهانی را فرصتی دوباره برای رونق میبینند. برآوردها نشان میدهد که تنها مسابقات مرحله گروهی اسکاتلند میتواند حدود ۷ میلیون پوند درآمد اضافی برای بارها و مراکز پذیرایی ایجاد کند. در صورت صعود تیم ملی به مراحل بالاتر، این رقم میتواند تا ۲۸ میلیون پوند افزایش یابد. همچنین بسیاری از کسبوکارها برای استفاده از این فرصت، برنامههایی مانند افزایش ظرفیت تماشای مسابقات، نصب نمایشگرهای بزرگ و ایجاد فضای ویژه هواداری را اجرا میکنند.
لیگ برتر فوتبال اسکاتلند با حضور ۱۲ تیم، یکی از قدیمیترین ساختارهای فوتبالی جهان را دارد. اما اقتصاد این لیگ بهشدت تحت تأثیر دو باشگاه بزرگ گلاسکو یعنی سلتیک و رنجرز قرار دارد. سلتیک با درآمد حدود ۱۴۳ میلیون پوند در فصل ۲۰۲۵-۲۰۲۶، چندین برابر رقبای خود درآمد دارد و رنجرز نیز با حدود ۹۴ میلیون پوند در جایگاه دوم قرار دارد. این شکاف مالی باعث شده رقابت اقتصادی در این لیگ کاهش یابد و بسیاری از باشگاهها برای بقا به فروش بازیکن و مدیریت هزینهها وابسته شوند. سلتیک، با این حال، نمونه موفقی از یک مدل اقتصادی پایدار است. این باشگاه علاوه بر درآمدهای سنتی (حق پخش، اسپانسرینگ و فروش بلیت)، از مدل خرید هوشمندانه بازیکنان جوان و فروش آنها با ارزش بالاتر استفاده میکند. سلتیک در سالهای اخیر از محل نقلوانتقالات، سود قابلتوجهی کسب کرده و به یکی از باشگاههای موفق اروپا در زمینه توسعه و فروش استعداد تبدیل شده است.
تیم ملی اسکاتلند که با لقب «ارتش تارتان» شناخته میشود، پس از ۲۸ سال به جام جهانی بازگشته است. ارزش بازار این تیم حدود ۱۸۰ میلیون یورو برآورد میشود و بازگشت به جام جهانی، میتواند به افزایش این ارزش و جذب توجه باشگاههای بزرگ اروپایی کمک کند.
اقتصاد فوتبال اسکاتلند، نمونهای از یک مدل اقتصاد ورزشی مبتنی بر هویت ملی است. جام جهانی ۲۰۲۶ فرصتی ایجاد کرده تا فوتبال این کشور نه تنها درآمد کوتاهمدت ایجاد کند، بلکه جایگاه خود را بهعنوان یک صنعت اقتصادی تقویت کند. اما چالش اصلی اسکاتلند همچنان پابرجاست: کاهش شکاف اقتصادی بین باشگاهها، افزایش درآمدهای پایدار، توسعه آکادمیها و استفاده هوشمند از منابع جدید. اگر این منابع بهدرستی استفاده شوند، بازگشت به جام جهانی میتواند آغاز یک دوره جدید برای فوتبال اسکاتلند باشد؛ دورهای که در آن فوتبال میتواند به موتور محرک اقتصاد، فرهنگ و انسجام ملی تبدیل شود.
قطر، کشوری کوچک با جمعیتی حدود ۳ میلیون نفر، اما یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان از نظر درآمد سرانه، در سالهای اخیر تلاش کرده است ورزش را بهعنوان یک ابزار اقتصادی و ژئوپلیتیکی به کار گیرد. از میزبانی جام جهانی ۲۰۲۲ با هزینهای بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار تا سرمایهگذاری در آکادمی اسپایر و توسعه لیگ ستارگان، این کشور کوچک خلیج فارس نشان داده است که فوتبال میتواند فراتر از یک ورزش، به موتور محرک برندسازی ملی، جذب گردشگر و تنوعبخشی اقتصادی تبدیل شود. در این گزارش، به بررسی ابعاد اقتصادی حضور قطر در جام جهانی ۲۰۲۶ و چشمانداز پیشروی این کشور میپردازیم.
قطر با جمعیتی حدود ۳ میلیون نفر، یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان از نظر درآمد سرانه محسوب میشود. موتور اصلی اقتصادی این کشور، منابع عظیم نفت و بهویژه گاز طبیعی است؛ بهطوری که قطر یکی از بزرگترین صادرکنندگان گاز مایع جهان به شمار میآید. همین درآمدهای انرژی، امکان اجرای پروژههای بزرگ زیرساختی و سرمایهگذاریهای گسترده را در حوزههایی مانند حملونقل، گردشگری، آموزش و ورزش فراهم کرده است. با این حال، داستان قطر فقط داستان درآمدهای نفت و گاز نیست. این کشور در سالهای اخیر تلاش کرده ورزش را بهعنوان یک ابزار اقتصادی و ژئوپلیتیکی به کار گیرد؛ ابزاری برای ساخت برند ملی، جذب گردشگر، افزایش نفوذ بینالمللی و حرکت به سوی اقتصادی متنوعتر.
مهمترین نقطه عطف این مسیر، میزبانی جام جهانی ۲۰۲۲ بود؛ رویدادی که قطر را برای نخستین بار در مرکز توجههای جهانی قرار داد. اگرچه هزینههای مرتبط با آمادهسازی این مسابقات بسیار بالا بود و برخی برآوردها رقم آن را بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار اعلام میکنند، اما بخش مهمی از این هزینهها صرف ساخت زیرساختهایی شد که پس از جام جهانی نیز بهعنوان سرمایه ملی مورد استفاده قطریها قرار گرفت. ورزشگاههای مدرن، شبکه حملونقل توسعهیافته، هتلها، مراکز گردشگری و امکانات ورزشی جدید، بخشی از میراث اقتصادی جام جهانی برای قطریهاست. این زیرساختها امروز تنها برای فوتبال استفاده نمیشوند، بلکه بخشی از برنامه این کشور برای تبدیل شدن به یک مقصد جهانی در حوزه گردشگری ورزشی و برگزاری رویدادهای بینالمللی هستند.
در کنار زیرساختها، قطر روی مهمترین عامل توسعه فوتبال یعنی تولید استعداد سرمایهگذاری کرده است. آکادمی اسپایر، یکی از شناختهشدهترین پروژههای ورزشی قطر است؛ مجموعهای که با هدف شناسایی و پرورش استعدادهای جوان ایجاد شده و نقش مهمی در شکلگیری نسل جدید فوتبال این کشور داشته است. نمونه موفق این سرمایهگذاری را میتوان در تیم ملی قطر مشاهده کرد؛ تیمی که سالها در سطح متوسط فوتبال آسیا قرار داشت، اما با برنامهریزی بلندمدت توانست قهرمانی ملتهای آسیا در سالهای ۲۰۱۹ و ۲۰۲۳ را از آن خود کند و حالا حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ این تجربه را تکمیل کرده است. تیم ملی قطر که با لقب «العنابی» شناخته میشود، شاید از نظر ارزش بازار بازیکنان در میان تیمهای جام جهانی در رده پایینتری قرار بگیرد، اما تجربه این کشور نشان داده است که در فوتبال مدرن، فقط ارزش مالی بازیکنان تعیینکننده نیست، بلکه سازماندهی، آموزش، برنامهریزی و ایجاد یک سیستم توسعه میتواند فاصلهها را کم کند.
در سطح باشگاهی، قطر تلاش کرده فوتبال حرفهای خود را توسعه دهد. لیگ ستارگان قطر با حضور ۱۲ تیم، در سالهای گذشته با جذب بازیکنان مطرح بینالمللی، تلاش کرده سطح فنی و جذابیت تجاری خود را افزایش دهد. باشگاههایی مانند السد و الدحیل، بهعنوان مهمترین باشگاههای این کشور، نقش اصلی را در توسعه فوتبال حرفهای قطریها ایفا کردهاند. با این حال، مدل اقتصادی فوتبال قطر همچنان با یک چالش روبروست: وابستگی زیاد به حمایتهای مالی دولتی و منابع شرکتهای بزرگ. برخلاف لیگهای بزرگ اروپایی که بخش مهمی از درآمد باشگاهها از فروش بلیت، حق پخش و تجارت هواداری تأمین میشود، فوتبال قطر هنوز در مسیر ایجاد درآمدهای تجاری پایدار قرار دارد.
اقتصاد هواداری، یکی از حوزههایی است که قطر پس از جام جهانی به دنبال توسعه آن است. تجربه جام جهانی ۲۰۲۲ نشان داد که یک رویداد ورزشی بزرگ میتواند مصرف داخلی، گردشگری، فروش کالاهای ورزشی و خدمات مرتبط با ورزش را افزایش دهد و تقویت کند. این فرصت، میتواند به ایجاد یک بازار پایدار برای باشگاههای قطری کمک کند.
تجربه قطر نشان میدهد که یک کشور کوچک با منابع مالی بزرگ میتواند ورزش را بهعنوان یک ابزار تحول اقتصادی به کار گیرد. در میان اما چالش آینده قطر این است که چگونه این سرمایهگذاری عظیم را به یک اکوسیستم ورزشی پایدار تبدیل کند؛ اکوسیستمی که فقط بر منابع دولتی متکی نباشد و بتواند از طریق گردشگری ورزشی، اقتصاد هواداری، صادرات بازیکن و توسعه باشگاههای حرفهای، ارزش اقتصادی بلندمدت ایجاد کند. در مجموع، قطر نشان داده است که فوتبال برای یک کشور کوچک میتواند فقط یک ورزش نباشد، بلکه میتواند ابزاری برای ساختن یک تصویر جدید از یک کشور در اقتصاد جهانی باشد.
ایالات متحده آمریکا با جمعیتی ۳۳۵ میلیون نفر و اقتصادی ۲۹ تریلیون دلاری، بزرگترین اقتصاد جهان را در اختیار دارد. در چنین ساختاری، ورزش یک صنعت چندصد میلیارد دلاری است و فوتبال، که تا چند دهه پیش در حاشیه قرار داشت، اکنون در مسیر تبدیل شدن به یکی از اصلیترین ورزشهای این کشور قرار دارد. جام جهانی ۲۰۲۶، که آمریکا به همراه کانادا و مکزیک میزبان آن است، میتواند نقطه عطفی در تاریخ فوتبال این کشور باشد؛ رویدادی که فقط یک مسابقه ورزشی نیست، بلکه یک پروژه بزرگ اقتصادی، رسانهای و سرمایهگذاری محسوب میشود. در این گزارش، به بررسی ابعاد اقتصادی حضور آمریکا در جام جهانی ۲۰۲۶، رشد لیگ MLS و چشمانداز پیشروی فوتبال این کشور میپردازیم.
ایالات متحده با تولید ناخالص داخلی حدود ۲۹ تریلیون دلار، بزرگترین اقتصاد جهان را در اختیار دارد. ساختار اقتصادی این کشور بر پایه فناوری، خدمات مالی، گردشگری، صنایع پیشرفته و بازار مصرف بزرگ شکل گرفته است. در چنین اقتصادی، ورزش یک صنعت چندصد میلیارد دلاری است که شامل رسانه، تبلیغات، گردشگری، کالاهای ورزشی، فناوری و سرمایهگذاری میشود. با این حال، فوتبال تا همین چند دهه پیش، جایگاه متفاوتی نسبت به امروز داشت. فوتبال در آمریکا از دهه ۱۹۹۰ و با میزبانی جام جهانی ۱۹۹۴ وارد مسیر جدیدی شد. همان مسابقات، زمینهساز شکلگیری لیگ حرفهای فوتبال آمریکا (MLS) شد؛ لیگی که امروز به یکی از سریعترین بازارهای در حال رشد فوتبال جهان تبدیل شده است.
لیگ MLS که در سال ۱۹۹۶ فعالیت خود را آغاز کرد، اکنون ۳۰ تیم دارد و بر اساس گزارشهای اقتصادی، ارزش کل آن به بیش از ۲۰ میلیارد دلار رسیده است. باشگاههایی مانند اینتر میامی، لسآنجلس FC و لسآنجلس گلکسی، به برندهای ورزشی قدرتمندی تبدیل شدهاند. حضور ستارگانی مانند لیونل مسی در اینتر میامی نیز نشان داد که فوتبال آمریکا دیگر فقط یک ابزار توسعه نیست، بلکه به یک مقصد جذاب برای سرمایهگذاری جهانی تبدیل شده است. مدل اقتصادی MLS نیز متفاوت است. برخلاف بسیاری از لیگهای اروپایی، این لیگ از ساختار واحد اقتصادی مشترک استفاده میکند؛ به این معنا که بخشی از درآمدهای ملی (مانند قراردادهای رسانهای و اسپانسرینگ) بین باشگاهها تقسیم میشود تا رقابت اقتصادی حفظ شود.
جام جهانی ۲۰۲۶ بزرگترین فرصت تاریخی فوتبال آمریکا محسوب میشود. این دوره از جام جهانی با حضور ۴۸ تیم و برگزاری ۱۰۴ مسابقه، بزرگترین جام جهانی تاریخ خواهد بود. آمریکا میزبان ۷۸ مسابقه است و شهرهایی مانند نیویورک، لسآنجلس، دالاس، آتلانتا و میامی میزبان بازیها هستند. این رویداد میتواند میلیاردها دلار اثر اقتصادی ایجاد کند. افزایش سفر گردشگران خارجی، رشد درآمد هتلها، رستورانها، حملونقل، فروش کالاهای ورزشی و تبلیغاتی، مهمترین کانالهای این اثرگذاری هستند. پیشبینی میشود بیش از ۱ میلیون گردشگر بینالمللی برای جام جهانی وارد آمریکا شوند و میلیاردها دلار در اقتصاد شهرهای میزبان هزینه کنند. البته اقتصاددانان ورزشی تأکید میکنند که نباید تمام ارقام اعلام شده را بهعنوان سود خالص اقتصادی در نظر گرفت، چرا که هزینههای میزبانی (امنیت، زیرساخت و مدیریت رویدادها) نیز بسیار بالا است. اما حتی با در نظر گرفتن این هزینهها، جام جهانی میتواند یک محرک اقتصادی کوتاهمدت و یک سرمایهگذاری بلندمدت برای فوتبال آمریکا باشد.
یکی از مهمترین بخشهای این تحول، تغییر وضعیت مالی فدراسیون فوتبال آمریکاست. این فدراسیون در سالهای گذشته رشد چشمگیری را تجربه کرده است. افزایش درآمدهای تجاری، قراردادهای اسپانسرینگ و جذابیت روزافزون تیمهای ملی، باعث شده بودجه این فدراسیون در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶ به چند صد میلیون دلار برسد. درآمدهای حاصل از جام جهانی نیز میتواند منابع جدیدی را برای توسعه فوتبال پایه ایجاد کند. برنامه اصلی فدراسیون آمریکا این است که بخشی از این منابع را صرف افزایش مشارکت کودکان، توسعه آکادمیها و کاهش موانع مالی ورود جوانان کند. بزرگترین چالش فوتبال آمریکا، نبود علاقه یا سرمایه نیست، بلکه رقابت با ورزشهای سنتی و ایجاد نسل جدیدی از بازیکنان داخلی است.
تیم ملی آمریکا در سالهای اخیر تغییر کرده است. نسل جدیدی از بازیکنان آمریکایی در بهترین لیگهای اروپایی بازی میکنند و همین موضوع باعث شده است که ارزش بازار فوتبال آمریکا افزایش پیدا کند. این روند باعث شده فوتبال از یک ورزش مهاجران و اقلیتها به یک ورزش فراگیر در جامعه آمریکا تبدیل شود. اقتصاد هواداری فوتبال نیز در این کشور در حال رشد است. فروش پیراهنهای تیم ملی، کالاهای هواداری، اشتراک پلتفرمهای دیجیتال، تولید محتوای ورزشی و تعامل با هواداران، بخشهایی هستند که از موج جام جهانی بهره خواهند برد.
تجربه آمریکا نشان میدهد که جام جهانی یک سکوی توسعه اقتصادی است. جام جهانی ۱۹۹۴ باعث تولد MLS شد و حالا جام جهانی ۲۰۲۶ میتواند مرحله بعدی این مسیر باشد؛ یعنی تبدیل فوتبال به یکی از ورزشهای اصلی آمریکا. اقتصاد فوتبال آمریکا نمونهای از پیوند بین سرمایه، فناوری، رسانه و ورزش است. این کشور از یک بازار کوچک فوتبال در چند دهه قبل، به یکی از بزرگترین مقاصد سرمایهگذاری فوتبالی جهان تبدیل شده است. اما چالش اصلی آمریکا این است که چگونه هیجان جام جهانی را با یک رشد پایدار تغییر دهد و تبدیل کند؛ یعنی سرمایهگذاری در فوتبال پایه، توسعه استعدادهای داخلی، افزایش مخاطبان و ایجاد مدلی که فوتبال بتواند در کنار غولهای سنتی ورزش آمریکا جایگاه دائمی پیدا کند.
پاراگوئه، کشور کوچک آمریکای جنوبی با جمعیتی حدود ۷ میلیون نفر و اقتصادی ۴۵ میلیارد دلاری، در سالهای اخیر مسیری متفاوت را در پیش گرفته است. این کشور نه تنها یکی از مراکز تولید پوشاک برندهای جهانی مانند آدیداس، نایک و لاکوست است، بلکه به یکی از صادرکنندگان مهم استعدادهای فوتبال در جهان تبدیل شده است. حضور پاراگوئه در جام جهانی ۲۰۲۶ پس از ۱۶ سال غیبت، یک فرصت اقتصادی بزرگ برای این کشور محسوب میشود؛ فرصتی که میتواند از طریق صادرات بازیکن، افزایش مصرف داخلی، گردشگری ورزشی و تقویت برند ملی، به موتور محرک توسعه اقتصادی این کشور تبدیل شود. در این گزارش، به بررسی ابعاد اقتصادی حضور پاراگوئه در جام جهانی ۲۰۲۶ و چشمانداز پیشروی این کشور میپردازیم.
پاراگوئه با جمعیتی حدود ۷ میلیون نفر، اقتصادی در حال رشد دارد. بر اساس گزارشهای نهادهای بینالمللی، تولید ناخالص داخلی این کشور ۴۵ میلیارد دلار است و برای سال ۲۰۲۶، رشد اقتصادی حدود ۴.۵ درصدی برای آن پیشبینی شده است؛ رقمی که پاراگوئه را در میان اقتصادهای با بالاترین رشد آمریکای جنوبی قرار میدهد. اقتصاد این کشور بر سه پایه اصلی کشاورزی، صنعت و خدمات قرار دارد و سویا و محصولات کشاورزی، نقش مهمی در صادرات آن ایفا میکنند. اما نکته جالب در مورد اقتصاد پاراگوئه، رشد بخش صنعتی آن است. این کشور با وجود محصور بودن در خشکی، یکی از مراکز تولید منطقه به شمار میآید. صنعت نساجی پاراگوئه با صدها شرکت فعال، بخشی از زنجیره تولید برندهای جهانی مانند آدیداس، نایک، فیلا و لاکوست است؛ موضوعی که از نظر اقتصاد ورزش اهمیت زیادی دارد، چرا که ظرفیت تولید کالاهای ورزشی و پوشاک هواداری را در داخل این کشور ایجاد کرده است.
اما موتور اصلی دیده شدن پاراگوئه در اقتصاد جهانی، فوتبال است. فوتبال در این کشور سابقه طولانی دارد؛ تیم ملی پاراگوئه دو بار قهرمان کوپا آمریکا شده، در چند دوره جام جهانی حضور داشته و بازیکنان بزرگی را به جهان معرفی کرده است. با این حال، بازگشت این تیم به جام جهانی ۲۰۲۶ پس از ۱۶ سال غیبت، یک اتفاق مهم از نظر اقتصادی و اجتماعی به شمار میآید. برای کشوری با اقتصاد ۴۵ میلیارد دلاری، حضور در جام جهانی یک فرصت اقتصادی بزرگ محسوب میشود. پاراگوئه یکی از کشورهای شناختهشده در تولید و صادرات بازیکن در آمریکای جنوبی است. بر اساس دادههای مرکز بینالمللی مطالعات ورزش، این کشور در سالهای اخیر صدها بازیکن به بازارهای خارجی صادر کرده و در بین صادرکنندگان استعداد فوتبال، در جایگاههای قابلقبولی از دنیا قرار گرفته است. این مدل اقتصادی، شبیه بسیاری از کشورهای کوچک فوتبالخیز است؛ یعنی تولید استعداد در داخل، رشد بازیکن در لیگ داخلی، انتقال به بازارهای بزرگتر و در نهایت بازگشت بخشی از ارزش اقتصادی به باشگاههای پرورشدهنده. باشگاههایی مانند المپیا، ستونهای اصلی این سیستم هستند. این باشگاهها نه تنها نقش ورزشی دارند، بلکه به نوعی کارخانه تولید سرمایه انسانی فوتبال نیز به شمار میآیند. ارزش تیم ملی پاراگوئه در سال ۲۰۲۶ برای جام جهانی، حدود ۱۳۰ میلیون یورو برآورد میشود.
یکی دیگر از بخشهای مهم اقتصاد فوتبال پاراگوئه، اثر جام جهانی بر مصرف داخلی است. تجربه کشورهای مختلف نشان داده که حضور در جام جهانی میتواند رفتار مصرفکننده را تغییر دهد. در پاراگوئه نیز ورود تیم ملی به رقابتهای جام جهانی، باعث افزایش تقاضا برای کالاهای مرتبط با فوتبال شده است. فروش پیراهن تیم ملی، تجهیزات ورزشی، لوازم هواداری و حتی کالاهای دیجیتال مانند تلویزیون، رشد قابلقبولی را در دوره جام جهانی تجربه میکنند. بسیاری از خانوادهها در آستانه جام جهانی، برای تماشای بهتر مسابقات، تجهیزات جدیدی خریداری میکنند و کسبوکارهای کوچک از موج هیجان فوتبال بهره میبرند. این همان چیزی است که اقتصاددانان از آن بهعنوان «اثر رویداد بزرگ ورزشی بر مصرف» یاد میکنند؛ یعنی یک مسابقه فوتبال میتواند همزمان خردهفروشی، تبلیغات، حملونقل و خدمات را فعال کند.
گردشگری ورزشی نیز بخش دیگری از این اثر اقتصادی است. پیشبینی میشود هزاران هوادار پاراگوئه برای حمایت از تیم ملی خود به آمریکا سفر کنند. هزینههای سفر، اقامت، بلیط مسابقات و خرید کالاهای مرتبط با فوتبال، جریان مالی جدیدی ایجاد میکنند. علاوه بر این، حضور پاراگوئه در جام جهانی باعث افزایش توجه رسانهای به این کشور و تقویت برند ملی آن میشود. بازار تبلیغات نیز از این فرصت استفاده میکند؛ شرکتها از جام جهانی بهعنوان یک ابزار ارتباطی برای نزدیک شدن به مصرفکننده استفاده میکنند و این موضوع به رشد سرمایهگذاری در رسانههای سنتی و دیجیتال منجر میشود.
تیم ملی پاراگوئه با لقب «آلبیروخا» (سفید و قرمز) در جام جهانی ۲۰۲۶ فعالیت میکند. این تیم با سابقه دو قهرمانی در کوپا آمریکا و حضور در چند دوره جام جهانی، حالا پس از ۱۶ سال به بزرگترین صحنه فوتبال جهان بازگشته است.
تجربه پاراگوئه نشان میدهد که حتی یک اقتصاد کوچک میتواند از فوتبال بهعنوان یک موتور توسعه استفاده کند. این کشور با تکیه بر صادرات استعداد، افزایش مصرف داخلی، گردشگری ورزشی و تقویت برند ملی، توانسته است فوتبال را به یکی از مسیرهای مهم ورود ارز به اقتصاد خود تبدیل کند. نگاهی به فوتبال پاراگوئه نشان میدهد که اگر منابع به شکل پایدار مدیریت شوند، فوتبال میتواند برای این کشور نه فقط یک افتخار ملی، بلکه یکی از مهمترین صنایع اقتصادی آینده باشد.
کانادا، دومین کشور پهناور جهان با جمعیتی بیش از ۴۱ میلیون نفر و اقتصادی ۲.۲ تریلیون دلاری، در سالهای اخیر شاهد تحولی بیسابقه در صنعت فوتبال خود بوده است. از حضور تاریخی در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر تا رشد ۷.۵ درصدی ارزش اقتصادی بخش ورزش به ۸.۳ میلیارد دلار، و از تاسیس لیگ حرفهای فوتبال در سال ۲۰۱۹ تا میزبانی مشترک جام جهانی ۲۰۲۶، همه نشان از یک انقلاب خاموش در ورزش ملی این کشور دارد. اما آیا این سرمایهگذاریهای عظیم، صرفاً یک رونق موقت خواهد بود یا کانادا را به یکی از قدرتهای نوظهور فوتبال جهان تبدیل خواهد کرد؟ در این گزارش، به بررسی ابعاد اقتصادی حضور کانادا در جام جهانی ۲۰۲۶ و چشمانداز پیشروی این کشور میپردازیم.
کانادا با تولید ناخالص داخلی حدود ۲.۲ تریلیون دلار، یکی از بزرگترین و توسعهیافتهترین اقتصادهای جهان را در اختیار دارد. اما نکته مهم این است که ورزش در کانادا به یک صنعت اقتصادی در حال رشد تبدیل شده است. طبق دادههای رسمی، ارزش اقتصادی بخش ورزش کانادا در سال ۲۰۲۴ با رشد ۷.۵ درصدی به حدود ۸.۳ میلیارد دلار رسیده و اشتغال مستقیم این بخش نیز با افزایش حدود ۴ درصدی به بیش از ۱۰۴ هزار شغل رسیده است. این روند نشان میدهد که ورزش در کانادا به یک بخش اقتصادی جدی تبدیل شده و همین موضوع، زمینه مناسبی برای سرمایهگذاریهای جدید در فوتبال این کشور ایجاد کرده است.
فوتبال در کانادا، برخلاف هاکی که ورزش سنتی و نماد ملی این کشور به شمار میآید، یکی از سریعترین ورزشهای در حال رشد محسوب میشود. امروز حدود یک میلیون بازیکن ثبتشده در بیش از ۱۲۰۰ باشگاه فوتبال در کانادا فعالیت میکنند. اما نقطه تغییر در فوتبال این کشور، جام جهانی ۲۰۲۲ قطر بود. کانادا پس از ۳۶ سال به جام جهانی بازگشت و اگرچه نتوانست از مرحله گروهی صعود کند، اما همین حضور تاریخی باعث شد فوتبال در این کشور وارد مرحله جدیدی از رشد اقتصادی و اجتماعی شود. این اتفاق، مسیر سرمایهگذاری در فوتبال کانادا را نیز تغییر داد.
یکی از نکات جالب درباره اقتصاد فوتبال کانادا، تغییر وضعیت مالی فدراسیون فوتبال این کشور است. فدراسیون فوتبال کانادا در سالهای گذشته با مشکلات مالی و کسری بودجه مواجه بود، اما حضور در جام جهانی و افزایش درآمدهای تجاری، شرایط را برای آن تغییر داده است. برای سال ۲۰۲۶، این فدراسیون پیشبینی کرده است که به مازاد حدود ۶.۵ میلیون دلاری برسد. درآمد کل فدراسیون در این سال حدود ۶۲ میلیون دلار برآورد شده و هزینههای عملیاتی نیز حدود ۵۵.۵ میلیون دلار خواهد بود. همچنین، قرارداد تجاری جدید با شرکت «مدیا اند اینترتینمنت» در یک دوره ۱۲ ساله، بیش از ۱۰۰ میلیون دلار درآمد خالص برای فوتبال کانادا ایجاد کرده است. این یعنی فوتبال کانادا در حال حرکت از یک ساختار وابسته به حمایتهای سنتی به سمت یک مدل تجاری حرفهایتر است.
یکی از پایههای توسعه فوتبال کانادا، شکلگیری لیگ حرفهای فوتبال (CPL) در سال ۲۰۱۹ است. این لیگ اکنون با ۸ تیم فعالیت میکند و هدف آن، فقط برگزاری مسابقه نیست، بلکه ایجاد یک اکوسیستم اقتصادی برای فوتبال کانادا است. جیمز جانسون، مدیر اجرایی این لیگ، معتقد است که جام جهانی ۲۰۲۶ یک فرصت تاریخی است تا فوتبال از یک ورزش رو به رشد، به یکی از جریانهای اصلی ورزش کانادا تبدیل شود. این لیگ حتی در زمینه نوآوری فوتبالی نیز فعال بوده و در پروژههایی مانند آزمایش قوانین جدید فوتبال با همکاری فیفا و آرسن ونگر حضور دارد.
جام جهانی ۲۰۲۶ بزرگترین فرصت اقتصادی فوتبال کانادا را رقم زده است. میزبانی مشترک جام جهانی، بزرگترین رویداد ورزشی تاریخ این کشور به شمار میآید. دو شهر تورنتو و ونکوور میزبان مسابقات هستند و در مجموع، ۱۳ بازی جام جهانی در این کشور برگزار میشود. بر اساس برآوردهای اقتصادی، جام جهانی میتواند تا ۶.۵ میلیارد دلار به تولید ناخالص داخلی کانادا در سال ۲۰۲۶ اضافه کند. این رقم میتواند حدود ۰.۱ درصد به رشد اقتصادی این کشور در دوره برگزاری مسابقات کمک کند. همچنین، برآوردها نشان میدهد که این رویداد نزدیک به ۲۵ هزار شغل در این کشور ایجاد کرده و حدود ۲ میلیارد دلار ارزش افزوده اقتصادی برای کاناداییها به همراه داشته است.
تیم ملی کانادا امروز با نسلی متفاوت وارد جام جهانی ۲۰۲۶ شده است. ارزش ترکیب ۲۶ نفره تیم ملی کانادا حدود ۱۹۰ میلیون یورو برآورد میشود. نکته جالب اینکه حدود ۷۳ درصد از بازیکنان این تیم یا سابقه بازی در لیگ MLS دارند یا محصول سیستم توسعه بازیکن در آمریکای شمالی هستند. این موضوع نشان میدهد که فوتبال کانادا در حال ساختن یک زنجیره داخلی از آموزش، تولید بازیکن و صادرات استعداد است.
البته برگزاری جام جهانی برای کاناداییها بدون هزینه نیست. دفتر بودجه پارلمان کانادا، هزینههای مرتبط با میزبانی را بیش از یک میلیارد دلار برآورد کرده است. بنابراین، چالش اصلی برای کانادا این است که چگونه منافع بلندمدت اقتصادی این رویداد را بیشتر از هزینههای کوتاهمدت آن برآورد کند. موفقیت واقعی زمانی اتفاق میافتد که سرمایهگذاریهای انجامشده پس از جام جهانی، به توسعه زیرساختها، رشد لیگ داخلی و افزایش مشارکت مردم کانادا در فوتبال منجر شود.
تجربه کانادا نشان میدهد که فوتبال میتواند در یک اقتصاد پیشرفته، یک صنعت جدید برای رشد اقتصادی ایجاد کند. کانادا شاید هنوز قدرت سنتی فوتبال جهان نیست، اما در حال ساختن یک بازار فوتبالی جدید در آمریکای شمالی است. جام جهانی ۲۰۲۶ میتواند نقطه عطفی باشد که فوتبال کانادا را از یک ورزش محبوب به یک صنعت اقتصادی مهم تبدیل کند. با این حال، موفقیت این مسیر، به توانایی کانادا در تبدیل سرمایهگذاریهای کوتاهمدت به زیرساختهای پایدار و توسعه استعدادهای داخلی بستگی دارد. اگر این اتفاق بیفتد، کانادا میتواند به یکی از قدرتهای نوظهور فوتبال جهان تبدیل شود.
جمهوری چک، کشور کوچک اروپایی با جمعیتی حدود ۱۰.۵ میلیون نفر و اقتصادی ۳۵۰ میلیارد دلاری، یکی از نمونههای موفق پیوند بین یک اقتصاد صنعتی و توسعهیافته با مدل فوتبال مبتنی بر تولید استعداد، صادرات بازیکن و مدیریت هوشمند منابع است. این کشور که پس از ۲۰ سال غیبت، دوباره به جام جهانی ۲۰۲۶ بازگشته، در مسیری حرکت میکند که در آن، بهجای خرید ستارههای گرانقیمت، بر پرورش استعدادهای جوان و فروش آنها به بازارهای بزرگتر تکیه دارد. در این گزارش، به بررسی ابعاد اقتصادی فوتبال جمهوری چک، نقش باشگاههای کلیدی و چشمانداز پیشروی این کشور در بزرگترین رویداد ورزشی جهان میپردازیم.
جمهوری چک با جمعیتی حدود ۱۰.۵ میلیون نفر، یکی از اقتصادهای با ثبات اروپای مرکزی را در اختیار دارد. بر اساس دادههای بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول، تولید ناخالص داخلی این کشور حدود ۳۵۰ میلیارد دلار است و به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در قلب اروپا، یکی از مراکز مهم صنعتی، صادراتی و لجستیکی قاره به شمار میآید. این کشور با تکیه بر صنایع خودروسازی، ماشینسازی و فناوری، توانسته است جایگاه خود را در اقتصاد اروپا تثبیت کند. با این حال، یکی از مهمترین بخشهای اقتصادی که جمهوری چک در آن نقشآفرینی کرده، صنعت فوتبال است؛ صنعتی که بر خلاف بسیاری از کشورهای اروپایی، بر پایه تولید و صادرات استعداد بنا شده است.
یکی از مهمترین اتفاقات فوتبال جمهوری چک در سالهای اخیر، بازگشت این کشور به جام جهانی ۲۰۲۶ پس از ۲۰ سال غیبت است. آخرین حضور این تیم در جام جهانی به سال ۲۰۰۶ برمیگردد؛ دورهای که نسل طلایی فوتبال چک با بازیکنانی مانند پیتر چک و توماس روسیچی در سطح اول فوتبال اروپا حضور داشت. حالا پس از دو دهه، نسل جدیدی از بازیکنان چک، بار دیگر فرصت حضور در بزرگترین صحنه فوتبال جهان را پیدا کردهاند. این بازگشت، نه تنها یک موفقیت ورزشی، بلکه یک فرصت اقتصادی برای فوتبال این کشور محسوب میشود.
یکی از ویژگیهای مهم فوتبال جمهوری چک، اتکا به پرورش بازیکن است. این کشور، برخلاف انگلیس، اسپانیا یا آلمان، منابع مالی عظیمی برای خرید ستارههای جهانی ندارد. بنابراین، مدل اقتصادی آن بر تولید استعداد و فروش بازیکن شکل گرفته است. بر اساس گزارش رصدخانه فوتبال، جمهوری چک طی سالهای اخیر در بازار صادرات بازیکن فعال بوده و باشگاههای این کشور توانستهاند از فروش استعدادهای پرورشیافته، درآمد ارزی کسب کنند. در بازه ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵، حدود ۲۵۹ بازیکن چکتبار راهی بازارهای خارجی شدهاند و این کشور را در رتبهبندی جهانی صادرات بازیکن در جایگاه قابلقبولی قرار داده است. نکته مهم این است که جمهوری چک با جمعیتی حدود ۱۰ میلیون نفر، در کنار کشورهایی با جمعیت بسیار بیشتر رقابت میکند. این یعنی سیستم فوتبال پایه و استعدادیابی در این کشور، نسبت به اندازه اقتصاد و جمعیت آن، عملکرد موفقی داشته است.
در اقتصاد فوتبال جمهوری چک، چند باشگاه نقش کلیدی دارند. اسلاویا پراگ، اسپارتا پراگ و ویکتوریا پلزن، مهمترین مراکز تولید استعداد در این کشور هستند. بهخصوص اسلاویا پراگ، طی سالهای اخیر به یکی از باشگاههای موفق اروپای مرکزی در شناسایی و توسعه بازیکن جوان تبدیل شده است. حضور تعداد زیادی از بازیکنان این باشگاه در ترکیب تیم ملی چک، نشان میدهد که فوتبال این کشور همچنان بر یک مدل کلاسیک اروپایی تکیه میکند: تولید بازیکن، توسعه مهارت، حضور در رقابتهای اروپایی و پس از آن، انتقال به لیگهای برتر.
تیم ملی فوتبال جمهوری چک با لقب «تیم ملی جواهرات» شناخته میشود؛ لقبی که به دوران طلایی فوتبال این کشور در سال ۱۹۳۰ برمیگردد. فوتبال چک همواره به دلیل بازیکنان تکنیکی، تاکتیکی و تولید استعداد با کیفیت شناخته شده است. این تیم، با تکیه بر بازیکنانی که عمدتاً از باشگاههای داخلی پرورش یافتهاند، بار دیگر در جام جهانی ۲۰۲۶ حضور پیدا کرده است و امیدوار است تا با تکیه بر این مدل، موفقیتی دوباره را تجربه کند.
تجربه جمهوری چک نشان میدهد که برای موفقیت در اقتصاد فوتبال، همیشه داشتن بازار بزرگ یا سرمایههای عظیم کافی نیست. این کشور با تکیه بر تولید استعداد، صادرات بازیکن و مدیریت هوشمند منابع، توانسته است در سطح بینالمللی نقشآفرینی کند. بازگشت به جام جهانی ۲۰۲۶، فرصتی است تا جمهوری چک نه تنها موفقیت ورزشی خود را تکرار کند، بلکه ارزش اقتصادی مدل خود را نیز به نمایش بگذارد. اگر این مسیر با سرمایهگذاری در زیرساختها و توسعه آکادمیها همراه شود، فوتبال چک میتواند به یکی از الگوهای موفق اقتصاد ورزش در اروپا تبدیل شود.
کره جنوبی، یکی از موفقترین اقتصادهای جهان با تولید ناخالص داخلی حدود ۱.۷ تریلیون دلار، در سالهای اخیر نشان داده است که ورزش و بهویژه فوتبال، میتواند بخشی از استراتژی توسعه اقتصادی و افزایش قدرت نرم یک کشور باشد. این کشور که برندهایی مانند سامسونگ، هیوندای و کیا را به جهان معرفی کرده، حالا در تلاش است تا با تکیه بر مدل اقتصادی مبتنی بر تولید و صادرات استعداد، فوتبال را نیز به یکی از ابزارهای برندسازی ملی و جذب مخاطب جهانی تبدیل کند. حضور کره جنوبی در جام جهانی ۲۰۲۶، نه تنها یک رویداد ورزشی، بلکه یک فرصت اقتصادی و رسانهای برای نمایش کشوری است که از یک اقتصاد صنعتی به یک اقتصاد مبتنی بر فناوری، نوآوری و برند جهانی تبدیل شده است. در این گزارش، به بررسی ابعاد اقتصادی فوتبال کره جنوبی، ظرفیتهای صادرات استعداد و چشمانداز پیشروی این کشور در بزرگترین رویداد ورزشی جهان میپردازیم.
کره جنوبی با جمعیتی حدود ۵۲ میلیون نفر، یکی از اقتصادهای پیشرفته آسیا محسوب میشود. تولید ناخالص داخلی این کشور حدود ۱.۷ تریلیون دلار است و برندهایی مانند سامسونگ، هیوندای، الجی و کیا، آن را به یکی از بزرگترین اقتصادهای صادراتمحور جهان تبدیل کردهاند. اما داستان کره جنوبی فقط داستان فناوری و صنعت نیست. این کشور طی سالهای اخیر نشان داده است که ورزش و بهویژه فوتبال، میتواند بخشی از استراتژی توسعه اقتصادی و افزایش قدرت نرم یک کشور باشد. کره جنوبی از فوتبال فقط برای کسب موفقیت ورزشی استفاده نمیکند؛ برای این کشور، فوتبال یک ابزار برای ساخت تصویر جهانی، جذب مخاطب، توسعه صنایع سرگرمی و تقویت برند ملی است.
همانطور که موسیقی کیپاپ و سریالهای کرهای باعث گسترش نفوذ فرهنگی این کشور در جهان شدند، فوتبال نیز نقش مهمی در معرفی کره جنوبی به نسلهای جدید مخاطبان جهانی دارد. جام جهانی ۲۰۲۶ برای کره جنوبی یک فرصت اقتصادی و رسانهای است؛ فرصتی برای نمایش کشوری که از یک اقتصاد صنعتی به یک اقتصاد مبتنی بر فناوری، نوآوری و برند جهانی تبدیل شده است.
یکی از ویژگیهای مهم فوتبال کره جنوبی، حرکت تدریجی از فوتبال سنتی به سمت یک مدل اقتصادی حرفهای است. این کشور در سالهای گذشته روی توسعه آکادمیهای فوتبال و ارتباط بازیکنان با بازارهای جهانی سرمایهگذاری کرده است. بر اساس گزارش رصدخانه فوتبال، کره جنوبی در فاصله یک دهه منتهی به ۲۰۲۵، حدود ۷۲ میلیون یورو از فروش بازیکنانی که در این کشور پرورش یافتند، درآمد داشته است. اگرچه این عدد در مقایسه با قدرتهای بزرگ فوتبال جهان پایینتر است، اما کره را به یکی از مهمترین صادرکنندگان استعداد در آسیا تبدیل کرده است. در قاره آسیا، ژاپن با حدود ۱۰۴ میلیون یورو در رتبه اول قرار دارد و پس از آن، کره جنوبی در صف نشسته است.
نماد موفقیت این مدل، بازیکنانی مانند سونگ هیونگ مین هستند. سون فقط یک ستاره فوتبال نیست؛ او یک دارایی اقتصادی و رسانهای برای کره جنوبی محسوب میشود. موفقیت او در لیگ برتر انگلیس، باعث شده است که ارزش برند فوتبال کره در بازار جهانی افزایش پیدا کند. در نسل جدید نیز بازیکنانی مانند لیکانگاین و کیم مینجائه نشان دادهاند که کره جنوبی همچنان توانایی تولید بازیکنان سطح بالا را دارد.
ارزش اقتصادی تیم ملی کره جنوبی در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶، ۱۲۰ میلیون یورو برآورد شده است. لیکانگاین با ارزش حدود ۲۳ میلیون یورو، یکی از مهمترین داراییهای فوتبال این کشور است. پس از او، بازیکنانی مانند سونگ هیونگ مین و کیم مینجائه نیز نقش مهمی در ارزش تجاری و ورزشی تیم ملی کره جنوبی ایفا میکنند. این موضوع، نشاندهنده ظرفیت یک کشور برای حضور در بازارهای جهانی فوتبال، بهویژه از بعد اقتصادی است.
یکی از آثار مستقیم حضور کره جنوبی در جام جهانی ۲۰۲۶، افزایش درآمدهای فوتبالی است. فدراسیون فوتبال کره جنوبی برای سال ۲۰۲۶ بودجهای حدود ۱۳۸۷ میلیارد وون (حدود ۱ میلیارد دلار) تصویب کرده است که نسبت به سال قبل، رشد ۴۳ درصدی داشته است. بخش قابلتوجهی از این منابع به توسعه تیمهای ملی و افزایش رقابتپذیری فوتبال کره اختصاص پیدا میکند. این یعنی کره جنوبی تلاش میکند درآمد حاصل از یک رویداد بزرگ ورزشی را دوباره وارد چرخه توسعه فوتبال کند.
اثر اقتصادی جام جهانی در فوتبال کره، البته فقط محدود به فوتبال نمیشود. این کشور یکی از پیشرفتهترین بازارهای فناوری و دیجیتال جهان را دارد و جام جهانی میتواند فرصت جدیدی برای شرکتهای فناوری، پلتفرمهای پخش آنلاین و صنعت گردشگری ایجاد کند. با این حال، جام جهانی ۲۰۲۶ یک تفاوت مهم با دورههای قبل دارد. به دلیل اختلاف زمانی کره جنوبی با آمریکای شمالی، بسیاری از مسابقات در ساعات نامناسبتری برای تماشای عمومی برگزار میشود. بنابراین، برخلاف جام جهانی گذشته که رستورانها، مراکز تفریحی و تجمعهای هواداری رونق بیشتری میگرفتند، این بار احتمالاً بخش بیشتری از درآمد به سمت مصرف دیجیتال، استریمینگ و تماشای آنلاین حرکت خواهد کرد. این تغییر رفتار، برای اقتصادی مثل کره جنوبی که در فناوری دیجیتال پیشرفته است، یک فرصت به شمار میآید.
مدل فوتبال کره جنوبی، مدل پیوند اقتصاد و فوتبال است. تجربه این کشور نشان میدهد که فوتبال میتواند در کنار صنایع بزرگ، بخشی از استراتژی توسعه کشور باشد. فوتبال کره جنوبی نمونهای از این واقعیت است که در اقتصاد مدرن، فوتبال فقط یک مسابقه نیست؛ یک صنعت، یک رسانه و یک ابزار قدرت ملی است. با سرمایهگذاری در آکادمیها، توسعه استعدادهای داخلی و بهرهمندی از فرصتهای دیجیتال، کره جنوبی میتواند جایگاه خود را در اقتصاد جهانی فوتبال تثبیت کند و الگویی برای سایر کشورهای آسیایی باشد.
اتریش، کشور کوچک اروپایی با جمعیتی حدود ۹.۲ میلیون نفر و اقتصادی ۵۴۰ میلیارد دلاری، یکی از نمونههای موفق پیوند بین یک اقتصاد توسعهیافته با درآمد بالا و یک صنعت فوتبال صادراتمحور است. این کشور با تکیه بر سیستم استعدادیابی و پرورش بازیکنان، توانسته است در فاصله سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۵ حدود ۳۳۵ میلیون یورو از فروش بازیکنان پرورشیافته در این کشور درآمد کسب کند و به یکی از مهمترین صادرکنندگان استعداد فوتبال در اروپا تبدیل شود. حضور اتریش در جام جهانی ۲۰۲۶، دومین حضور متوالی این کشور در بزرگترین رویداد ورزشی جهان، فرصتی برای افزایش دیدهشدن جهانی، ارتقای برند ملی و تحریک مصرف داخلی است. در این گزارش، به بررسی ابعاد اقتصادی فوتبال اتریش، نقش باشگاههای کلیدی و چشمانداز پیشروی این کشور میپردازیم.
اتریش با جمعیتی حدود ۹.۲ میلیون نفر و تولید ناخالص داخلی حدود ۵۴۰ میلیارد دلاری، یکی از اقتصادهای قدرتمند اروپا محسوب میشود. درآمد سرانه سالانه اتریش حدود ۵۸ هزار دلار است و این کشور در گروه ثروتمندترین اقتصادهای جهان قرار دارد. رشد اقتصادی اتریش نیز حدود ۲ درصد پیشبینی شده است. اقتصاد این کشور بر پایه خدمات، گردشگری، بانکداری، فناوری اطلاعات، صنایع پیشرفته، ماشینسازی و خودروسازی شکل گرفته است. موقعیت جغرافیایی این کشور در مرکز اروپا، باعث شده اتریش یک پل ارتباطی مهم بین شرق و غرب این قاره باشد. با این حال، نکته مهم در مورد فوتبال اتریش این است که این کشور با جمعیت محدود، توانسته است یک مزیت رقابتی مهم ایجاد کند: تولید بازیکن، تولید استعداد و اتصال مستقیم به بازارهای بزرگ فوتبال اروپا.
اگرچه سهم مستقیم ورزش از اقتصاد اتریش کمتر از ۱.۵ درصد است، اما اثر غیرمستقیم فوتبال بسیار گستردهتر است. این اثرگذاری از مسیرهایی مانند صادرات بازیکن، درآمدهای حق پخش، گردشگری ورزشی، توسعه خدمات ورزشی و همچنین تقویت برند ملی اتفاق میافتد. در سطح حکمرانی ورزشی، فدراسیون فوتبال اتریش با همکاری باشگاهها، مدارس و مراکز آموزشی، یکی از منسجمترین سیستمهای توسعه فوتبال در اروپا را ایجاد کرده است. تمرکز اصلی این مدل، کشف استعدادهای جوان، آموزش بلندمدت و تبدیل بازیکنان مستعد به داراییهای اقتصادی است. به همین دلیل، برخی از کارشناسان، اتریش را به «کارخانه تولید استعداد در اروپا» تشبیه میکنند.
یکی از مهمترین ویژگیهای اقتصاد فوتبال اتریش، صادرات بازیکن است. بر اساس اطلاعات و گزارش رصدخانه فوتبال، باشگاههای اتریشی در فاصله سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۵، حدود ۳۳۵ میلیون یورو از انتقال بازیکنانی که در این کشور پرورش یافتند، درآمد کسب کردند. این رقم، اتریش را در رتبه شانزدهم جهان و نهم اروپا قرار داده است. نکته قابلتوجه اینکه اتریش با جمعیتی کمتر از ۱۰ میلیون نفر، توانسته است از کشورهایی مانند روسیه، ترکیه و اوکراین پیشی بگیرد. مدل اتریش شباهت زیادی به کشورهای موفقی مانند هلند و پرتغال دارد؛ یعنی تمرکز بر شناسایی استعدادهای جوان، پرورش آنها و فروش به بازارهای بزرگتر.
موفقیت فوتبال اتریش فقط به آمار و انتقال بازیکنان محدود نمیشود. این کشور در دو دهه اخیر، بازیکنان بزرگی را به فوتبال جهان معرفی کرده است. داوید آلابا، ستاره سابق بایرن مونیخ و رئال مادرید، یکی از مهمترین نمونههاست. مارکو آرناتوویچ، مارسل زابیتسر و الکساندر اشرف، از دیگر بازیکنان مطرح اتریشی هستند که در لیگهای بزرگ اروپا بازی میکنند. در این میان، باشگاه ردبول سالزبورگ نقش ویژهای دارد. این باشگاه با ارزش تقریبی حدود ۲۰۰ میلیون یورو، یکی از شناختهشدهترین مراکز تولید استعداد در قلب اروپا به شمار میآید.
لیگ برتر اتریش با حضور ۱۲ تیم، یکی از لیگهای متوسط اما اثرگذار اروپا به شمار میآید. این لیگ، در واقع یک مسیر انتقال برای بازیکنان جوان است؛ بازیکنانی که پس از رشد در اتریش، راهی لیگهای بزرگتری مانند انگلیس، آلمان، اسپانیا و ایتالیا میشوند. میانگین ارزش ترکیب باشگاههای این لیگ حدود ۲۰ میلیون یورو است. درآمد باشگاههای اتریشی عمدتاً از فروش بازیکن، حق پخش تلویزیونی، اسپانسرشیپ و فروش بلیت تأمین میشود. برای باشگاههایی مانند ردبول سالزبورگ، فروش بازیکن، مهمترین منبع درآمدی به شمار میآید.
تیم ملی فوتبال اتریش با لقب «تیم ملی جواهرات» که ریشه در دوران طلایی فوتبال این کشور دارد، در سالهای اخیر دوباره به یکی از تیمهای جذاب اروپا تبدیل شده است. ظهور نسل جدید بازیکنان، باعث شده اتریش بار دیگر در سطح اول اروپا بازی کند و دیده شود. حضور در جام جهانی ۲۰۲۶، دومین حضور متوالی این کشور در این مسابقات است؛ فرصتی مهم برای افزایش دیدهشدن جهانی اتریش، ارتقای برند ملی و معرفی اتریش بهعنوان یک قدرت فوتبالی رو به رشد.
بر اساس آمار، فروش لباس تیم ملی اتریش در سال ۲۰۲۶ با همکاری برند پوما، نسبت به دوره قبل ۳۰ درصد رشد داشته است. فروش محصولات باشگاهی مانند سالزبورگ و راپید وین نیز بین ۲۰ تا ۳۰ درصد رشد داشته است. در حوزه گردشگری، انتظار میرود حدود ۱۵ تا ۲۰ هزار هوادار اتریشی برای جام جهانی ۲۰۲۶ راهی آمریکا شوند. اگر هر هوادار بین ۴ تا ۷ هزار دلار هزینه کند، این سفرها میتواند ۶۰ تا ۱۴۰ میلیون دلار گردش مالی ایجاد کند. ارزش بازار تجهیزات ورزشی در اتریش نیز در سال ۲۰۲۶ بیش از ۲.۸ میلیارد یورو برآورد شده است.
تجربه اتریش نشان میدهد که برای موفقیت در فوتبال، همیشه به جمعیت زیاد یا منابع عظیم نیاز نیست. مدل اتریش بر سه پایه استوار است: سیستم استعدادیابی و پرورش بازیکنان با همکاری باشگاهها و مدارس، مدیریت مالی هوشمندانه باشگاهها و تبدیل بازیکنان به دارایی اقتصادی، و در نهایت، ارتباط نزدیک با بازارهای بزرگ فوتبال اروپا، بهویژه آلمان. فوتبال اتریش، نمونهای از یک مدل توسعه پایدار است؛ مدلی که فوتبال را به ابزار صادرات نیروی انسانی متخصص، ایجاد درآمد ارزی و تقویت برند ملی تبدیل کرده است. حضور در جام جهانی ۲۰۲۶، میتواند این مسیر را برای سالهای آینده تقویت کند و اتریش را به یکی از الگوهای موفق اقتصاد ورزش در اروپا تبدیل نماید.
مصر با جمعیتی حدود ۱۱۵ میلیون نفر و اقتصادی ۳۹۰ میلیارد دلاری، یکی از بزرگترین و اثرگذارترین اقتصادهای آفریقا و خاورمیانه را در اختیار دارد. با این حال، آنچه این کشور را در اقتصاد جهانی فوتبال متمایز میکند، نه فقط جمعیت عظیم و بازار داخلی بزرگ، بلکه توانایی آن در تولید و صادرات استعداد است. مصر با درآمد ۳۳۵ میلیون یورویی از محل فروش بازیکنان در فاصله سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۵، به دومین قدرت صادرکننده استعداد در آفریقا و رتبه شانزدهم جهان تبدیل شده است. حضور در جام جهانی ۲۰۲۶، چهارمین حضور این کشور در بزرگترین رویداد ورزشی جهان، فرصتی است برای افزایش دیدهشدن جهانی، ارتقای برند ملی و تحریک مصرف داخلی. در این گزارش، به بررسی ابعاد اقتصادی فوتبال مصر، نقش باشگاههای کلیدی و چشمانداز پیشروی این کشور میپردازیم.
مصر با جمعیتی حدود ۱۱۵ میلیون نفر و بر اساس گزارش صندوق بینالمللی پول، با تولید ناخالص داخلی اسمی حدود ۳۹۰ میلیارد دلار، یکی از اقتصادهای بزرگ و اثرگذار آفریقا و خاورمیانه به شمار میآید. درآمد سرانه این کشور حدود ۳,۴۰۰ دلار است و در گروه کشورهایی با درآمد متوسط رو به پایین قرار میگیرد. رشد اقتصادی مصر حدود ۳.۵ درصد پیشبینی شده است. اقتصاد این کشور بر پایه خدمات (بهویژه گردشگری)، صنایع، کشاورزی و صادرات گاز طبیعی شکل گرفته است. با این حال، این اقتصاد با چالشهایی مانند تورم بالا (حدود ۲۵ درصد)، وابستگی به واردات و نوسانات ارزی مواجه است؛ چالشهایی که بهصورت مستقیم بر توان سرمایهگذاری در زیرساختهای ورزشی تأثیر میگذارند.
اگرچه سهم مستقیم ورزش از تولید ناخالص داخلی مصر حدود ۰.۵ درصد تخمین زده میشود، اما اثر غیرمستقیم فوتبال بسیار بزرگتر است. این اثر از مسیرهایی مانند صادرات بازیکن، جذب گردشگری ورزشی، برندسازی ملی، جذب اسپانسرهای بینالمللی و افزایش مصرف داخلی ایجاد میشود. در حوزه حکمرانی ورزشی، فدراسیون فوتبال مصر با حمایت برنامههای فیفا و همکاری باشگاههای بزرگ، در حال توسعه زیرساختها و آکادمیهای استعدادیابی است، هرچند ساختار مدیریتی همچنان با چالشهایی مانند بروکراسی و کمبود منابع مالی پایدار روبرو است.
یکی از مهمترین ویژگیهای اقتصادی فوتبال مصر، توانایی این کشور در تولید و صادرات استعداد است. بر اساس جدیدترین گزارشهای رصدخانه فوتبال در اکتبر ۲۰۲۵، باشگاههای مصر در فاصله سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۵، در مجموع ۳۳۵ میلیون یورو از محل نقلوانتقال بینالمللی بازیکنانی که در این کشور پرورش یافتند، درآمد داشتهاند. این رقم، مصر را در رتبه دوم آفریقا (پس از سنگال) و رتبه شانزدهم جهان قرار میدهد. برای مقایسه بهتر، باید گفت که مصر در این شاخص از کشورهایی مانند اوکراین، روسیه و صربستان نیز پیشی گرفته است. جزئیات توزیع سنی این درآمدها نشان میدهد که ۱۱ درصد مربوط به بازیکنان زیر ۲۰ سال، ۱۹ درصد مربوط به ردههای ۲۱ تا ۲۳ سال، ۴۳ درصد مربوط به ردههای ۲۴ تا ۲۶ سال و ۲۷ درصد مربوط به بازیکنان ۲۷ سال و بالاتر است. این توزیع نشان میدهد که باشگاههای مصر بیشترین تمرکز را بر فروش بازیکنان در اوج دوران حرفهای (۲۴ تا ۲۶ سالگی) دارند؛ استراتژی که به آنها اجازه میدهد بازیکنان را تا رسیدن به حداکثر ارزش بازار نگه دارند و سپس آنها را به بازارهای جهانی صادر کنند.
ظهور نسل طلایی فوتبال مصر در دو دهه اخیر با نامهایی مانند محمد صلاح، محمود تریزگه، مصطفی محمد و محمد عبدالمنعم، باعث تثبیت برند فوتبال این کشور در سطح بینالمللی شده است. نقلوانتقالهای میلیونی این بازیکنان به لیگهای اروپایی، الگویی برای نسلهای جوانتر ایجاد کرده و مسیر حرفهایتر شدن را هموار کرده است. از مهمترین رکوردهای نقلوانتقال تاریخ مصر میتوان به انتقال محمد صلاح از چلسی به رم با ۱۵ میلیون یورو (۲۰۱۶)، سپس به لیورپول با ۴۲ میلیون یورو (۲۰۱۷) و تمدید قراردادهای چندباره که ارزش بازار او را به حدود ۹۰ میلیون یورو رساند، اشاره کرد.
باشگاههای بزرگ مصر مانند الاهلی با ارزش حدود ۳۰ میلیون یورو و زمالک با ارزش حدود ۲۵ میلیون یورو، بهعنوان مراکز تولید و صادرات استعداد شناخته میشوند. باشگاه الاهلی مصر بهعنوان پرافتخارترین باشگاه آفریقا، نقش کلیدی در پرورش استعدادهای بزرگ این کشور داشته است.
لیگ برتر مصر با حضور ۱۸ تیم، یکی از بزرگترین و کهنترین لیگهای آفریقا به شمار میآید. با این حال، این لیگ از نظر مالی فاصله قابلتوجهی با استانداردهای بینالمللی دارد و باشگاهها برای بقا و توسعه بهشدت به فروش بازیکن و حمایتهای دولتی وابسته هستند. میانگین ارزش ترکیب باشگاههای مصری حدود ۵ میلیون یورو است و تنها باشگاههای بزرگ مانند الاهلی و زمالک، ارزشی بالاتر از ۲۵ میلیون یورو دارند. درآمد باشگاههای مصری عمدتاً از فروش بازیکن، حق پخش تلویزیونی، اسپانسرشیپ داخلی و منطقهای، فروش بلیت و مهماننوازی شرکتی، و حمایتهای دولتی و یارانههای اجتماعی تأمین میشود. در این میان، فروش بازیکن، مهمترین موتور ارزآوری باشگاههاست. با این حال، یکی از چالشهای اصلی اقتصاد فوتبال در مصر، «نشت ارز» از طریق نقلوانتقال به خارج از کشور است؛ بهطوری که بخش قابلتوجهی از درآمدهای ارزی حاصل از فروش بازیکنان، به دلیل ضعف زیرساختهای مالی و بروکراسی، در خارج از این کشور باقی میماند و به چرخه اقتصادی مصر بازنمیگردد.
تیم ملی فوتبال مصر با لقب «فرعونها»، یکی از کهنترین و معتبرترین تیمهای ملی آفریقا محسوب میشود. این تیم با هفت قهرمانی در جام ملتهای آفریقا، رکورددار این مسابقات است. حضور در جام جهانی ۲۰۲۶، که چهارمین حضور این کشور در این رقابتها (پس از سالهای ۱۹۳۴، ۱۹۹۰ و ۲۰۱۸) است، اهمیت ویژهای به آن داده است. اثر اقتصادی تیم ملی از سه مجرای اصلی برای مصریها تحقق پیدا میکند: ارتقای برند ملی از طریق معرفی مصر بهعنوان یک قدرت فوتبالی پایدار و مقصد جذاب برای گردشگری، افزایش ارزش تجاری بازیکنان و جلب توجه استعدادیابهای جهانی، و در نهایت تحریک مصرف داخلی از طریق فروش البسه و کالاهای ورزشی.
فروش البسه تیم ملی مصر در سال ۲۰۲۶ با همکاری برند پوما، رشد چشمگیر ۶۰ درصدی را نسبت به دوره قبل تجربه کرده است. هر پیراهن رسمی این کشور با قیمت حدود ۳۰ دلار به فروش میرسد. مصر با توجه به جمعیت ۱۱۵ میلیونی و فرهنگ فوتبالی عمیق، یکی از بزرگترین بازارهای هواداری در آفریقا و خاورمیانه به شمار میآید. حضور در جام جهانی ۲۰۲۶، جریان گردشگری ورزشی را بهشدت تقویت کرده است. تخمین زده میشود که حدود ۲۰ تا ۳۰ هزار هوادار مصری به ایالات متحده سفر کنند و هرکدام از آنها بهطور متوسط ۳ تا ۵ هزار دلار هزینه داشته باشند؛ رقمی که در مجموع بین ۶۰ تا ۱۵۰ میلیون دلار به اقتصاد محلی شهرهای میزبان تزریق میشود.
اقتصاد فوتبال مصر، نمونهای از یک مدل توسعه استعداد محور با بازار داخلی عظیم در آفریقا است. در شرایطی که اقتصاد کلان این کشور با چالشهایی مانند تورم، بیکاری و وابستگی به واردات مواجه است، فوتبال بهعنوان یکی از مهمترین مسیرهای خلق ارزش ارزی، اشتغالزایی غیرمستقیم و ارتقای برند ملی عمل میکند. مهمترین عوامل موفقیت این مدل در چهار عنصر کلیدی خلاصه میشود: جمعیت جوان و عظیم که بازار داخلی بزرگی برای کالاهای ورزشی و هواداری ایجاد کرده است، وجود ستارههایی مانند محمد صلاح که بهعنوان الگوی موفقیت و برند ملی عمل میکنند، باشگاههای بزرگ و کهن مانند الاهلی و زمالک که با پایگاه هواداری میلیونی، مراکز تولید و صادرات استعداد هستند، و در نهایت ارتباط با بازارهای اروپایی و عربی که بازار مناسبی برای فروش بازیکنان مصری فراهم کردهاند. تجربه مصر نشان میدهد که در یک اقتصاد در حال توسعه با جمعیت جوان و عظیم، اگر صنعت فوتبال بتواند تولید استعداد، مدیریت مالی شفاف و ارتباط با بازارهای جهانی داشته باشد، میتواند به یکی از مؤثرترین ابزارهای صادرات نیروی انسانی ماهر، کاهش نرخ بیکاری جوانان و ارتقای برند ملی تبدیل شود. در میان، اما چالش اصلی برای این کشور، سرمایهگذاری در زیرساختهای ورزشی پایدار، آکادمیهای استعدادیابی در سراسر کشور (بهویژه در مناطق محروم)، بهبود مدیریت مالی باشگاهها و اصلاح ساختار لیگ داخلی است تا از پتانسیل جمعیتی خود برای تبدیل شدن به یک ابرقدرت فوتبالی در دنیا بهرهبرداری کامل را ببرد.
بلژیک، کشور کوچک اروپایی با جمعیتی حدود ۱۲ میلیون نفر و اقتصادی ۶۵۰ میلیارد دلاری، یکی از نمونههای موفق پیوند بین یک اقتصاد توسعهیافته با درآمد بالا و یک صنعت فوتبال صادراتمحور است. این کشور با تکیه بر سیستم استعدادیابی و پرورش بازیکنان، توانسته است در فاصله سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۵ حدود ۴۰۸ میلیون یورو از فروش بازیکنان پرورشیافته در این کشور درآمد کسب کند و به یکی از مهمترین صادرکنندگان استعداد فوتبال در جهان تبدیل شود. حضور بلژیک در جام جهانی ۲۰۲۶، ششمین حضور پیاپی این کشور در بزرگترین رویداد ورزشی جهان، فرصتی برای افزایش دیدهشدن جهانی، ارتقای برند ملی و تحریک مصرف داخلی است. در این گزارش، به بررسی ابعاد اقتصادی فوتبال بلژیک، نقش باشگاههای کلیدی و چشمانداز پیشروی این کشور میپردازیم.
بلژیک با جمعیتی حدود ۱۲ میلیون نفر و تولید ناخالص داخلی ۶۵۰ میلیارد دلاری، یکی از اقتصادهای قدرتمند اروپا محسوب میشود. درآمد سرانه این کشور حدود ۵۵ هزار دلار است و در گروه کشورهای ثروتمند جهان قرار دارد. رشد اقتصادی بلژیک نیز حدود ۱.۵ درصد پیشبینی شده است. اقتصاد این کشور بر پایه خدمات، صنایع شیمیایی، دارویی، خودروسازی و تجارت بینالملل شکل گرفته است. موقعیت جغرافیایی این کشور در قلب اروپا و وجود بندر آنتورپ، بلژیک را به یکی از مراکز مهم لجستیک و تجارت جهانی تبدیل کرده است. با این حال، نکته مهم در مورد فوتبال بلژیک این است که این کشور با جمعیت محدود، توانسته است یک مزیت رقابتی مهم ایجاد کند: تولید بازیکن، تولید استعداد و اتصال مستقیم به بازارهای بزرگ فوتبال اروپا.
اگرچه سهم مستقیم ورزش از اقتصاد بلژیک حدود ۱.۵ درصد برآورد میشود، اما اثر غیرمستقیم فوتبال بسیار گستردهتر است. این اثر از مسیرهایی مانند صادرات بازیکن، حق پخش تلویزیونی، گردشگری ورزشی، فروش کالاهای ورزشی و ارتقای برند ملی ایجاد میشود. در حوزه حکمرانی ورزشی، فدراسیون فوتبال بلژیک با همکاری باشگاهها، مدارس و مراکز آموزشی، یکی از موفقترین سیستمهای توسعه فوتبال جهان را ایجاد کرده است. به همین دلیل، بلژیک به «کارخانه تولید استعداد» در اروپا شهرت یافته است.
یکی از مهمترین ویژگیهای اقتصاد فوتبال بلژیک، توانایی این کشور در تولید بازیکن و صادرات استعداد است. بر اساس دادههای رصدخانه فوتبال، باشگاههای بلژیکی در فاصله سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۵، حدود ۴۰۸ میلیون یورو از انتقال بینالمللی بازیکنانی که در این کشور پرورش یافتند، درآمد داشتهاند. این رقم، بلژیک را در رتبه چهاردهم جهان و هشتم اروپا قرار داده است. نکته مهم این است که بلژیک با جمعیت کمتر از ۱۲ میلیون نفر، توانسته است از کشورهایی مانند ترکیه، روسیه، اوکراین و صربستان (که جمعیت بسیار بیشتری دارند) پیشی بگیرد. این موفقیت، نتیجه یک سیستم برنامهریزیشده است؛ سیستمی که از ردههای پایین شروع میشود و بازیکنان را برای حضور در بازارهای بزرگ اروپایی آماده میکند.
موفقیت فوتبال بلژیک بدون اشاره به نسل طلایی آن کامل نیست. بازیکنانی مانند ادن هازارد، کوین دیبروینه، روملو لوکاکو و یوری تیلمانس، نه تنها جایگاه ورزشی بلژیک را ارتقا دادند، بلکه درآمدهای بزرگی برای باشگاههای این کشور ایجاد کردند. برای مثال، ادن هازارد با انتقال به رئال مادرید حدود ۱۱۵ میلیون یورو ارزش داشت و کوین دیبروینه با انتقال به منچستر سیتی، یکی از مهمترین فروشهای تاریخ فوتبال بلژیک را رقم زد. این انتقالات، منابع مالی قابلتوجهی را به باشگاههایی مانند اندرلشت، کلوب بروژ، گنت و استاندارد لیژ بازگرداند و چرخه تولید استعداد را تقویت کرد.
لیگ برتر بلژیک اگرچه از نظر مالی با لیگهای بزرگی مانند انگلیس، اسپانیا و آلمان قابل مقایسه نیست، اما یک نقش بسیار مهم دارد: این لیگ، سکوی پرتاب بازیکنان جوان به بازارهای بزرگ جهانی است. باشگاههایی مانند کلوب بروژ، اندرلشت و استاندارد لیژ، به مراکز تولید استعداد در این کشور تبدیل شدهاند. درآمد باشگاههای بلژیکی عمدتاً از چهار مسیر تأمین میشود: فروش حق پخش تلویزیونی، اسپانسرینگ، فروش بلیت و مهمتر از همه، فروش بازیکن. در میان این منابع، فروش بازیکن، مهمترین موتور اقتصادی باشگاهها به شمار میآید.
باشگاههای بلژیکی از برنامه جبران خدمات باشگاهی فیفا نیز بهرهمند هستند. بر اساس این برنامه، به ازای هر روز حضور بازیکن در اردوی تیم ملی، حدود ۱۱ هزار دلار به باشگاهها پرداخت میشود. بنابراین، با توجه به حضور بازیکنان بلژیکی در تیم ملی و همچنین بازیکنان بینالمللی شاغل در این لیگ، باشگاههایی مانند کلوب بروژ، اندرلشت و سایر باشگاهها میتوانند از این محل درآمد کسب کنند. علاوه بر این، مکانیزم همبستگی فیفا نیز سهمی از انتقالهای بینالمللی را به باشگاههای پرورشدهنده بازیکنان اختصاص میدهد. برای مثال، انتقال روملو لوکاکو به منچستر یونایتد، حدود ۴ میلیون یورو برای اندرلشت درآمد ایجاد کرد.
تیم ملی بلژیک با لقب «شیاطین سرخ»، یکی از شناختهشدهترین برندهای فوتبال جهان است. پس از سالها سرمایهگذاری روی فوتبال پایه و ظهور نسل طلایی، بلژیک به یکی از قدرتهای ثابت فوتبال اروپا تبدیل شده است. حضور بلژیک در جام جهانی ۲۰۲۶، ششمین حضور پیاپی این کشور در این رقابتهاست. اثر اقتصادی تیم ملی بلژیک از سه مسیر ایجاد میشود: ارتقای برند ملی، افزایش ارزش تجاری بازیکنان و تحریک مصرف داخلی از طریق فروش کالاهای ورزشی. فروش لباس تیم ملی بلژیک در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶، نسبت به دوره قبل حدود ۴۰ درصد افزایش پیدا کرده است.
فیفا برای جام جهانی ۲۰۲۶، مجموعه جوایز را ۷۲۷ میلیون دلار در نظر گرفته است. هر تیم حاضر در این مسابقات، حداقل ۹ میلیون دلار دریافت میکند و این مبلغ با صعود به مراحل بالاتر افزایش پیدا میکند. علاوه بر جوایز مستقیم، حضور در جام جهانی، درآمدهای مهمی از محل حق پخش و اسپانسرینگ برای فدراسیون فوتبال بلژیک نیز ایجاد میکند. برآوردها نشان میدهد که درآمد فدراسیون این کشور از این بخشها در سال ۲۰۲۶ حدود ۵۰ میلیون یورو باشد.
تجربه بلژیک نشان میدهد که یک کشور با جمعیت محدود، اگر سیستم استعدادیابی کارآمد، مدیریت مالی مناسب و ارتباط با بازارهای جهانی داشته باشد، میتواند فوتبال را به یک صنعت صادراتی تبدیل کند. سیستم قدرتمند استعدادیابی، آموزش باشگاهی که بازیکن تولید میکند و ارزش اقتصادی خلق میکند، و ارتباط مستقیم با بازارهای بزرگ فوتبال اروپا، مدلهایی هستند که بر پایه آنها فوتبال بلژیک استوار شده است. فوتبال بلژیک، نمونهای از تبدیل ورزش به یک صنعت مولد است؛ صنعتی که هم درآمد ارزی ایجاد میکند، هم برند ملی میسازد و هم فرصتهای اقتصادی جدید خلق میکند. اما چالش آینده بلژیک، عبور از دوران نسل طلایی و انتقال موفق به نسل جدید است تا این کشور بتواند جایگاه خود را بهعنوان یکی از قدرتهای پایدار فوتبال جهان حفظ کند.
عربستان سعودی، کشوری با جمعیتی حدود ۳۶ میلیون نفر و اقتصادی بیش از یک تریلیون دلاری، در سالهای اخیر فوتبال را به یکی از مهمترین پروژههای تحول اقتصادی خود تبدیل کرده است. این کشور که برای دههها به درآمدهای نفتی وابسته بود، با سرمایهگذاریهای گسترده صندوق سرمایهگذاری عمومی (PIF) در باشگاههای بزرگ و جذب ستارههای جهانی مانند کریستیانو رونالدو، نیمار و کریم بنزما، تلاش میکند فوتبال را از یک صنعت صرفاً ورزشی به یک موتور توسعه ملی تبدیل کند. ارزش لیگ عربستان در سال ۲۰۲۶ به بیش از ۱.۵ میلیارد یورو رسیده و درآمد حق پخش تلویزیونی این لیگ با رشد بیش از ۴۰۰ درصدی به بیش از ۲۰۰ میلیون یورو افزایش یافته است. حضور عربستان در جام جهانی ۲۰۲۶ و میزبانی جام جهانی ۲۰۳۴، این کشور را در کانون توجه جهانیان قرار داده است. در این گزارش، به بررسی ابعاد اقتصادی فوتبال عربستان، نقش باشگاههای کلیدی و چشمانداز پیشروی این کشور میپردازیم.
عربستان سعودی با جمعیتی حدود ۳۶ میلیون نفر و تولید ناخالص داخلی بیش از یک تریلیون دلاری، یکی از بزرگترین اقتصادهای خاورمیانه محسوب میشود. درآمد سرانه این کشور حدود ۳۰ هزار دلار است و در گروه کشورهای با درآمد بالا قرار دارد. رشد اقتصادی این کشور نیز حدود ۴.۵ درصد پیشبینی شده است. با این حال، اقتصاد عربستان برای دههها به درآمدهای نفتی وابسته بود. اما در سالهای گذشته، دولت این کشور تلاش کرده با سرمایهگذاری در حوزههایی مانند گردشگری، سرگرمی، فناوری و ورزش، مسیر تنوعبخشی اقتصاد را دنبال کند. در این میان، فوتبال جایگاه ویژهای پیدا کرده است. صندوق سرمایهگذاری عمومی (PIF) عربستان با سرمایهگذاری گسترده در باشگاههای بزرگ فوتبال این کشور، فوتبال را وارد مرحله جدیدی کرده است.
شاید مهمترین تحول در اقتصاد فوتبال عربستان، حضور ستارههای بزرگ جهان در این کشور باشد. از سال ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۶، باشگاههای سعودی بیش از ۲ میلیارد دلار برای جذب بازیکنان بزرگ هزینه کردهاند. انتقال کریستیانو رونالدو به النصر با قراردادی حدود ۲۰۰ میلیون یورو در سال، یکی از بزرگترین قراردادهای تاریخ فوتبال بود که در این کشور اتفاق افتاد. در کنار او، بازیکنانی مانند نیمار در الهلال، کریم بنزما، انگولو کانته و فابیو کاناوارو در الاتحاد، و بسیاری دیگر، به نمادهای این تحول تبدیل شدند. بر اساس دادههای ترانسفرمارکت، ارزش کل لیگ عربستان در سال ۲۰۲۶ به بیش از ۱.۵ میلیارد یورو رسیده است. باشگاه النصر با ارزش حدود ۳۰۰ میلیون یورو، الهلال با ۲۸۰ میلیون یورو و الاتحاد با ۱۸۰ میلیون یورو، در میان ارزشمندترین باشگاههای منطقه قرار دارند.
این سرمایهگذاریها باعث شده است که حق پخش تلویزیونی لیگ عربستان نیز رشد چشمگیری داشته باشد. برآوردها نشان میدهد که درآمد حق پخش این لیگ در سال ۲۰۲۶ به بیش از ۲۰۰ میلیون یورو برسد که نسبت به دوره قبل از حضور ستارهها، رشد بیش از ۴۰۰ درصدی را تجربه میکند. این افزایش، نشان از جذابیت بینالمللی لیگ عربستان و تقاضای بالای شبکههای تلویزیونی برای پخش مسابقات دارد.
یکی دیگر از مسیرهای درآمدی باشگاههای عربستان، برنامه جبران خدمات باشگاهی فیفا است. بر اساس این برنامه، به ازای حضور هر بازیکن در اردوی تیم ملی، حدود ۱۱ هزار دلار به باشگاهها پرداخت میشود. با توجه به اینکه بخش زیادی از ترکیب تیم ملی عربستان را بازیکنان شاغل در لیگ داخلی تشکیل میدهند، باشگاههایی مانند الهلال (با حدود ۷ بازیکن ملیپوش)، النصر (۶ بازیکن)، الاتحاد (۵ بازیکن) و الاهلی (۳ بازیکن) میتوانند بین چند صد هزار دلار تا بیش از یک میلیون دلار از این برنامه دریافت کنند. البته درآمد فوتبال عربستان فقط از فیفا نیست. حضور ستارههای جهانی باعث افزایش فروش بلیت، فروش لباس و کالاهای ورزشی، قراردادهای اسپانسرینگ و درآمد تجاری باشگاهها نیز شده است.
تحول فوتبال در عربستان، بازار کالاهای ورزشی را نیز متحول کرده است. بر اساس برآوردها، بازار تجهیزات ورزشی این کشور در سال ۲۰۲۶ به بیش از ۲.۵ میلیارد دلار رسیده است. فروش لباس تیم ملی، پیراهن باشگاهها، کفش فوتبال و تجهیزات تمرینی نیز رشد قابلتوجهی داشته است. فروش لباس تیم ملی عربستان در جام جهانی ۲۰۲۶، نسبت به دوره مشابه خود در سال ۲۰۲۲، بیش از ۱۵۰ درصد افزایش پیدا کرده است و فروش لباس باشگاههای بزرگ این کشور نیز بین ۸۰ تا ۱۲۰ درصد رشد داشته است. این اتفاق، علاوه بر برندهای جهانی مانند نایک و آدیداس، برای تولیدکنندگان و فعالان داخلی نیز فرصتهای اقتصادی جدیدی ایجاد کرده است.
تیم ملی عربستان با لقب «شاهینهای سبز»، مهمترین نماد ورزشی این کشور است. پیروزی تاریخی مقابل آرژانتین در جام جهانی ۲۰۲۲، حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ و همچنین میزبانی جام جهانی ۲۰۳۴، جایگاه فوتبال عربستان را در سطح جهانی افزایش داده است. اثرات اقتصادی تیم ملی عربستان از سه مسیر اصلی قابل بررسی است: تقویت برند ملی و معرفی عربستان بهعنوان مقصدی مدرن برای گردشگری و سرمایهگذاری، افزایش ارزش تجاری بازیکنان و جذب توجه استعدادهای جهانی، و تحریک مصرف داخلی از طریق فروش محصولات ورزشی و فعالیتهای مرتبط با فوتبال.
با توجه به جمعیت ۳۶ میلیونی و سطح درآمد بالا، عربستان یکی از بازارهای مهم اقتصاد هواداری در منطقه به شمار میآید. جام جهانی ۲۰۲۶ میتواند این مسیر را بیش از گذشته فعال کند. برآوردها نشان میدهد که حدود ۵۰ تا ۷۰ هزار هوادار سعودی ممکن است برای تماشای مسابقات راهی آمریکا شوند. اگر هر هوادار بین ۵ تا ۱۰ هزار دلار هزینه کند، این سفرها میتواند بین ۲۵۰ تا ۷۰۰ میلیون دلار گردش مالی برای اقتصاد شهرهای میزبان ایجاد کند.
تجربه عربستان نشان میدهد که فوتبال میتواند در یک اقتصاد بزرگ، به ابزاری برای تحول ساختاری تبدیل شود. مدل عربستان بر چهار پایه اصلی استوار است: سرمایهگذاری گسترده صندوق سرمایهگذاری عمومی در باشگاهها و جذب ستارههای جهانی، استفاده از میزبانی رویدادهای بزرگ مانند جام جهانی برای افزایش دیدهشدن جهانی، بهرهگیری از برنامههای درآمدی فیفا برای تقویت باشگاهها، و اتصال فوتبال به استراتژی توسعه ملی برای جذب گردشگر، سرمایه و کاهش وابستگی به نفت. تجربه عربستان نشان میدهد که فوتبال میتواند فراتر از یک صنعت سرگرمی باشد و به یکی از ابزارهای اصلی دیپلماسی عمومی، توسعه اقتصادی و ساخت برند ملی تبدیل شود. اما چالش اصلی آینده این کشور، تبدیل سرمایههای بزرگ امروز به یک اکوسیستم پایدار فوتبالی است؛ اکوسیستمی که بتواند بدون اتکای دائمی به منابع دولتی، استعداد تولید کند، هوادار جذب کند و جایگاه خود را در فوتبال جهان تثبیت کند.
پاناما، کشور کوچک آمریکای مرکزی با جمعیتی حدود ۴.۵ میلیون نفر و اقتصادی ۷۸ میلیارد دلاری، یکی از نمونههای جالب استفاده از یک رویداد جهانی برای تقویت برند ملی و ایجاد فرصتهای اقتصادی است. صعود تاریخی به جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه، مسیر جدیدی را برای این کشور گشود. حالا حضور دوباره در جام جهانی ۲۰۲۶، فرصتی است تا پاناما تصویر خود را در جهان تغییر دهد؛ تصویری از کشوری مدرن، امن و متصل به اقتصاد جهانی. با دریافت حداقل ۹ میلیون دلار جایزه نقدی از فیفا، پاناما میتواند این منابع را به توسعه زیرساختها، آکادمیهای استعدادیابی و تقویت لیگ داخلی اختصاص دهد. در این گزارش، به بررسی ابعاد اقتصادی فوتبال پاناما، ظرفیتهای صادرات استعداد و چشمانداز پیشروی این کشور در بزرگترین رویداد ورزشی جهان میپردازیم.
پاناما با جمعیتی حدود ۴.۵ میلیون نفر و تولید ناخالص داخلی ۷۸ میلیارد دلاری، یکی از اقتصادهای خدماتمحور در آمریکای مرکزی محسوب میشود. درآمد سرانه این کشور حدود ۱۹,۳۰۰ دلار است و اقتصاد آن در رده کشورهای با درآمد متوسط رو به بالا قرار گرفته است. رشد اقتصادی پاناما نیز حدود ۴.۵ درصد پیشبینی میشود. با این حال، نکته مهم این است که اقتصاد پاناما بهشدت به خدمات وابسته است؛ بهویژه کانال پاناما، حملونقل، لجستیک، بانکداری و گردشگری. به همین دلیل، هر تغییری در تجارت جهانی یا شرایط اقلیمی که بر فعالیت کانال پاناما تأثیر بگذارد، میتواند اقتصاد این کشور را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ یک فرصت مهم برای پاناما محسوب میشود تا تصویر خود را در جهان تغییر دهد.
فوتبال در اقتصاد پاناما هنوز سهم مستقیمی مانند صنایع بزرگ ندارد، اما اثرگذاری غیرمستقیم آن بسیار مهم است. این اثرگذاری از چند مسیر اتفاق میافتد: برندسازی ملی، جذب گردشگر، افزایش توجه رسانهای و صادرات استعدادهای فوتبالی. بهویژه پس از صعود تاریخی تیم ملی پاناما به جام جهانی ۲۰۱۸، فوتبال به یکی از مهمترین نمادهای هویتی این کشور تبدیل شده است. در بخش حکمرانی ورزشی، فدراسیون فوتبال پاناما با حمایت برنامههای فیفا، تلاش کرده زیرساختهای فوتبالی خود را توسعه دهد. تمرکز اصلی این برنامهها بر توسعه آکادمیهای استعدادیابی، بهبود امکانات تمرینی و لیگ داخلی این کشور بوده است.
مهمترین اتفاق اقتصادی در فوتبال پاناما، دومین حضور این کشور در جام جهانی ۲۰۲۶ است. پس از نخستین حضور تاریخی در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه، صعود دوباره پاناما باعث شده فوتبال این کشور وارد مرحله جدیدی شود. بر اساس اعلام فیفا، هر تیم حاضر در جام جهانی ۲۰۲۶ حداقل ۹ میلیون دلار جایزه نقدی دریافت میکند که ۱.۵ میلیون دلار آن برای هزینههای آمادهسازی و ساماندهی تیمهای ملی است. برای اقتصادی مثل پاناما که تولید ناخالص داخلی آن حدود ۷۸ میلیارد دلار است، این رقم شاید در سطح کلان اقتصادی بزرگ نباشد، اما برای فوتبال این کشور اهمیت زیادی دارد. این منابع میتواند زیرساختهای لازم برای توسعه برنامههای پایه و سرمایهگذاری در فوتبال آینده این کشور را فراهم کند.
بر اساس دادههای سایت ترانسفرمارکت، ارزش کل ترکیب تیم ملی پاناما حدود ۵۰ میلیون دلار برآورد میشود. باارزشترین بازیکن این تیم، خوزه فاخاردو با ارزشی حدود ۵ میلیون یورو است. بازیکنانی مانند میگل کامارگو و بالدراما نیز چهرههای مهم این تیم را تشکیل میدهند. اگرچه پاناما هنوز در مقایسه با کشورهای بزرگ صادرکننده بازیکن (مانند برزیل و آرژانتین) فاصله زیادی دارد، اما مسیر توسعه آن نشان میدهد که ظرفیتهای بیشتری برای حضور در بازارهای خارجی وجود دارد.
لیگ داخلی پاناما با حضور ۱۲ تیم، هنوز در مرحله توسعه تجاری قرار دارد و بسیاری از باشگاهها برای رشد اقتصادی به فروش بازیکنان به بازارهایی مانند آمریکا، مکزیک و کلمبیا وابسته هستند. از سوی دیگر، یکی از فرصتهای مهم اقتصادی برای باشگاههای پانامایی، برنامه جبران خدمات باشگاهی فیفا است. بر اساس این برنامه، فیفا به باشگاههایی که بازیکنان خود را در اختیار تیم ملی قرار میدهند، به ازای هر روز حضور بازیکن در اردو و مسابقات، مبلغی را پرداخت میکند. این منبع درآمدی میتواند به تقویت مالی باشگاههای پانامایی کمک کند.
تیم ملی پاناما؛ بازهای سرخ در صحنه جهانی
تیم ملی پاناما که با لقب «بازهای سرخ» شناخته میشود، مهمترین نماد ورزشی این کشور در جهان است. حضور دوباره در جام جهانی باعث افزایش دیدهشدن پاناما در رسانههای بینالمللی شده است. اثر اقتصادی این اتفاق را میتوان در چند حوزه مشاهده کرد: معرفی پاناما بهعنوان مقصدی جذاب برای گردشگری و سرمایهگذاری، افزایش گردشگری ورزشی و سفر هواداران به مسابقات، و در نهایت، افزایش ارزش تجاری بازیکنان و فوتبال داخلی این کشور.
اقتصاد هواداری در پاناما هنوز در مرحله توسعه قرار دارد، اما جام جهانی ۲۰۲۶ میتواند یک جهش موقت اما مهم برای این کشور ایجاد کند. برآوردها نشان میدهد که حدود ۱۰ تا ۱۵ هزار هوادار پانامایی ممکن است برای حضور در مسابقات راهی آمریکا شوند. در این بین، اگر هر هوادار بهطور متوسط بین ۳ تا ۵ هزار دلار هزینه کند، این سفرها میتواند بین ۷۵ تا ۱۵۰ میلیون دلار گردش مالی ایجاد کند. از سوی دیگر، وجود حدود ۲۰۰ هزار نفر از جامعه پاناماییها در آمریکا، یک بازار بالقوه برای فروش لباس رسمی تیم ملی این کشور و همچنین کالاهای ورزشی و خدمات مرتبط با فوتبال ایجاد میکند.
تجربه پاناما نشان میدهد که حتی کشورهای کوچک نیز میتوانند از فوتبال بهعنوان یک ابزار توسعه اقتصادی استفاده کنند. مدل پاناما بر سه پایه استوار است: نخست، موفقیت تاریخی در صعود به جام جهانی؛ دوم، استفاده از منابع مالی فیفا برای توسعه فوتبال؛ و سوم، تبدیل برند ورزشی به فرصتی اقتصادی برای گردشگری و سرمایهگذاری. در شرایطی که اقتصاد پاناما همچنان به کانال پاناما وابسته و با چالشهای اقلیمی روبرو است، فوتبال میتواند یک مسیر جدید را برای تقویت تصویر بینالمللی این کشور فراهم کند. اما چالش اصلی از اینجا آغاز میشود: اینکه درآمدهای جام جهانی و منابع باشگاهی چگونه دوباره در زیرساختها، آکادمیهای فوتبال و توسعه لیگ داخلی این کشور سرمایهگذاری شود. پاسخ به این سوال، تعیینکننده آینده اقتصادی فوتبال پاناما خواهد بود.
کلمبیا، یکی از قدرتهای سنتی فوتبال آمریکای جنوبی، نمونهای جالب از پیوند یک اقتصاد نسبتاً بزرگ و متنوع با یک صنعت فوتبال صادراتگرا است. این کشور با جمعیتی حدود ۵۲ میلیون نفر و اقتصادی ۳۶۶ میلیارد دلاری، توانسته است فوتبال را به ابزاری برای تحریک مصرف داخلی، ایجاد درآمد ارزی از طریق صادرات بازیکن و تقویت برند ملی تبدیل کند. بازگشت تیم ملی کلمبیا به جام جهانی ۲۰۲۶ پس از غیبت در قطر، این کشور را در مسیر یک تحول اقتصادی-اجتماعی قرار داده است. بر اساس برآوردها، جام جهانی میتواند حدود ۴۰۰ میلیون دلار به تولید ناخالص داخلی شهر بوگوتا اضافه کند و فروش تلویزیون در این کشور را ۳۶ درصد افزایش دهد. در این گزارش، به بررسی ابعاد اقتصادی حضور کلمبیا در جام جهانی ۲۰۲۶، ظرفیتهای صادرات استعداد و چشمانداز پیشروی این کشور میپردازیم.
کلمبیا اقتصاد ۳۶۶ میلیارد دلاری در مسیر تحول
کلمبیا با جمعیتی حدود ۵۲ میلیون نفر و تولید ناخالص داخلی حدود ۳۶۶ میلیارد دلار، یکی از اقتصادهای نسبتاً بزرگ و متنوع آمریکای جنوبی محسوب میشود. درآمد سرانه این کشور حدود ۷,۰۰۰ دلار است و در گروه کشورهایی با درآمد متوسط رو به بالا قرار میگیرد. اقتصاد کلمبیا بر پایه خدمات، صنایع مختلف (نفت، زغال سنگ، نساجی) و کشاورزی بنا شده است. با این حال، در سال ۲۰۲۶، جام جهانی به یک محرک مهم برای افزایش تقاضای داخلی تبدیل شده است. تحلیلهای اقتصادی نشان میدهد که در سالی که رشد اقتصادی کلمبیا حدود ۲.۸ درصد پیشبینی شده بود، فضای ایجادشده پیرامون جام جهانی باعث فعال شدن بخشهای مختلف اقتصاد این کشور شده است. این تصویر فقط محدود به فوتبال نیست، بلکه از صنایع بزرگ تا کسبوکارهای کوچک را در بر گرفته است.
شهر بوگوتا، پایتخت کلمبیا، یکی از نخستین نقاطی است که این اثر اقتصادی را تجربه میکند. بر اساس برآوردهای اقتصادی، مسابقات جام جهانی میتواند حدود ۴۰۰ میلیون دلار به تولید ناخالص داخلی این شهر اضافه کند. بخشهایی مانند رستورانها، سرگرمی، فناوری و حملونقل، بیشترین سهم را از این رونق خواهند داشت.
جام جهانی برای کلمبیا دو اثر اقتصادی مهم دارد: اثر اول، ورود منابع مالی از طریق جوایز فیفا، خدمات مرتبط و فرصتهای تجاری است. فیفا برای جام جهانی ۲۰۲۶ مجموعه جوایز ۷۲۷ میلیون دلاری را در نظر گرفته است که ۵۰ درصد بیشتر از جام جهانی قطر است. بر این اساس، هر تیم حاضر در مسابقات حدود ۹ تا ۱۰ میلیون دلار دریافت میکند؛ مبلغی که شامل هزینههای آمادهسازی تیمها نیز میشود. این رقم در صورت موفقیت و صعود به مراحل بالاتر، میتواند تا ۵۰ میلیون دلار برای قهرمان افزایش پیدا کند.
اما اثر دوم که شاید مهمتر باشد، افزایش شدید مصرف داخلی است. در آستانه مسابقات، فروش تلویزیون و تجهیزات صوتی در کلمبیا رشد قابلتوجهی داشته است. بر اساس آمارها، فروش تلویزیون در ماه مارس ۲۰۲۶ حدود ۳۶ درصد افزایش پیدا کرده و واردات تلویزیون به کلمبیا نیز نسبت به سال قبل، ۵۸ درصد افزایش را از آن خود کرده است. از سوی دیگر، فدراسیون ملی بازرگانان کلمبیا پیشبینی کرده است که در روزهای بازی تیم ملی، فروش مواد غذایی و نوشیدنی بین ۳۰ تا ۵۰ درصد افزایش یابد. فروش آبجو حدود ۳۷ درصد، مشروبات الکلی ۲۰ درصد و نوشابههای گازدار ۱۲ درصد رشد خواهند داشت. جالب اینکه هر هوادار کلمبیایی در روز بازی، بهطور متوسط حدود ۱۱۶ هزار پزو هزینه میکند. همچنین برآورد شده است که یک هوادار برای تجربه کامل جام جهانی، بین ۱.۵ تا ۵ میلیون پزو هزینه کند؛ هزینهای که شامل خرید لباس رسمی و اشتراک پلتفرمهای پخش مسابقات نیز میشود.
شاید مهمترین ویژگی اقتصاد فوتبال کلمبیا، صادرات بازیکن باشد. در شرایطی که لیگ داخلی این کشور از نظر مالی در سطح لیگهای بزرگ جهان قرار ندارد، فوتبال به یک بازار صادرات سرمایه انسانی تبدیل شده است. در سال ۲۰۲۴، درآمد کلمبیا از انتقال بازیکنان به خارج، حدود ۷۱ میلیون دلار بوده است؛ رقمی که حتی سه برابر صادرات سنتی پانلا (محصول مهم کشاورزی این کشور) محسوب میشود. بر اساس دادههای رصدخانه فوتبال، کلمبیا بین سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۵ با درآمد ۳۳۹ میلیون یورویی از انتقال بازیکنان، رتبه شانزدهم جهان و رتبه سوم آمریکای جنوبی را (پس از برزیل و آرژانتین) در اختیار دارد. این کشور در سال ۲۰۲۴ حدود ۴۳۳ بازیکن صادراتی داشته است؛ عددی که نسبت به سال ۲۰۲۰ حدود ۱۹ درصد رشد داشته است. همچنین، کلمبیا با ۱۵۴ بازیکن در بازار کونکاکاف، حتی از آرژانتین نیز پیشی گرفته و به یکی از تأمینکنندگان اصلی استعداد فوتبالی برای لیگهای آمریکای شمالی و مرکزی تبدیل شده است.
ارزش کل ترکیب تیم ملی کلمبیا در سال ۲۰۲۶ حدود ۳۶۰ میلیون دلار برآورد میشود. در این میان، لوئیس دیاز، ستاره فوتبال کلمبیا، با ارزشی حدود ۸۲ میلیون دلار، یکی از ارزشمندترین بازیکنان جهان محسوب میشود. حضور بازیکنانی مانند او در لیگهای بزرگ اروپا، به افزایش ارزش برند فوتبال کلمبیا کمک شایانی کرده است.
درآمد فوتبال در کلمبیا فقط به فروش بازیکن محدود نمیشود. مکانیزم همبستگی فیفا (اختصاص ۵ درصد از هر انتقال بینالمللی به باشگاههای پرورشدهنده بازیکن) یک جریان درآمدی مهم را برای باشگاههای کلمبیا ایجاد کرده است. برای مثال، انتقال لوئیس دیاز به لیورپول، حدود ۲.۵ میلیون دلار برای باشگاههای بارانکیا و جونیور ایجاد کرد.
حضور در جام جهانی باعث افزایش گردشگری ورزشی در این کشور میشود. پیشبینی شده است که حدود ۹۱ هزار سفر اضافی از کلمبیا به کشور میزبان جام جهانی انجام شود. از این تعداد، حدود ۶۳ هزار نفر به آمریکا و ۲۲ هزار نفر به مکزیک سفر خواهند کرد. همین موضوع باعث شده است که جستجوی پروازها به شهرهای میزبان در مکزیک ۲۷۸ درصد و به آمریکا ۸۰ درصد افزایش پیدا کند.
تجربه کلمبیا نشان میدهد که فوتبال میتواند همزمان دو نقش اقتصادی مهم داشته باشد: یک صنعت صادراتی برای تولید و فروش استعدادهای ورزشی، و یک موتور قدرتمند برای تحریک مصرف داخلی. در شرایطی که اقتصاد کلمبیا با چالشهایی مانند تورم ۶.۵ درصدی و نرخ بهره بالا روبرو است، جام جهانی ۲۰۲۶ میتواند یک فرصت بزرگ اقتصادی برای این کشور ایجاد کند؛ فرصتی که علاوه بر تزریق منابع مالی به فوتبال کلمبیا، باعث رونق بخشهایی مانند خردهفروشی، گردشگری، مهماننوازی و خدمات دیجیتال نیز میشود. شاید بتوان تجربه کلمبیا را در یک جمله خلاصه کرد: وقتی فوتبال احساسات مردم را به حرکت درمیآورد، اقتصاد ملی نیز به حرکت درمیآید.
ازبکستان، کشور قلب آسیای مرکزی با جمعیتی حدود ۳۷ میلیون نفر و اقتصادی ۱۸۰ میلیارد دلاری، در سالهای اخیر تلاش کرده است فوتبال را به یک صنعت نهادینهشده و ابزاری برای توسعه ملی تبدیل کند. با رشد اقتصادی حدود ۶.۴ درصدی، این کشور در مسیر تحول قرار دارد و حضور در جام جهانی ۲۰۲۶، فرصتی طلایی برای تثبیت تصویر مدرن و متصل به اقتصاد جهانی است. تیم ملی ازبکستان که با لقب «گرگهای سفید» شناخته میشود، در گروهی با آرژانتین، کرواسی و کاستاریکا قرار گرفته است و این حضور، بالاترین میزان دیدهشدن جهانی را برای فوتبال این کشور ایجاد کرده است. با دریافت حداقل ۹ میلیون دلار جایزه نقدی و بهرهمندی از برنامه جبران خدمات باشگاهی فیفا (حدود ۵.۶ میلیون دلار برای ۱۵ بازیکن داخلی)، ازبکستان میتواند این منابع را به توسعه زیرساختها، آکادمیهای استعدادیابی و تقویت لیگ داخلی اختصاص دهد. در این گزارش، به بررسی ابعاد اقتصادی حضور ازبکستان در جام جهانی ۲۰۲۶، ظرفیتهای صادرات استعداد و چشمانداز پیشروی این کشور میپردازیم.
ازبکستان با جمعیتی حدود ۳۷ میلیون نفر و تولید ناخالص داخلی اسمی نزدیک به ۱۸۰ میلیارد دلار، یکی از اقتصادهای در حال رشد منطقه محسوب میشود. درآمد سرانه این کشور حدود ۴,۸۶۴ دلار است و در گروه کشورهای با درآمد متوسط رو به بالا قرار میگیرد. بر اساس پیشبینی بانک جهانی، اقتصاد ازبکستان در سال ۲۰۲۶ میتواند رشد حدود ۶.۴ درصد را تجربه کند. در چنین شرایطی، فوتبال برای ازبکستان دیگر به یک ورزش محدود نمیشود، بلکه به ابزاری برای برندسازی ملی، دیپلماسی عمومی و جذب سرمایهگذاری خارجی تبدیل شده است. این کشور در سالهای اخیر تلاش کرده خود را در جهان بهعنوان «دروازه تاریخی جاده ابریشم» معرفی کند؛ کشوری که میخواهد تصویری مدرن، پایدار و متصل به اقتصاد جهانی را از خود ارائه دهد. در این مسیر، حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ یک فرصت طلایی برای تثبیت این تصویر است.
برنامه جبران خدمات باشگاهی فیفا ورود باشگاههای ازبکستان به چرخه درآمدی جهانی است. یکی از ویژگیهای مهم اقتصاد فوتبال ازبکستان در این دوره، ورود باشگاههای داخلی به چرخه درآمدی فیفا است. بر اساس برنامه جبران خدمات باشگاهی فیفا، باشگاهها به ازای هر روز حضور بازیکنان خود در اردوی تیم ملی در جام جهانی، مبلغ ۱۱ هزار دلار دریافت میکنند. در ترکیب نهایی ۲۶ نفره تیم ملی ازبکستان، ۱۵ بازیکن از ۸ باشگاه داخلی حضور دارند. به همین دلیل، باشگاههای داخلی میتوانند از این فرصت درآمدی بهخوبی استفاده کنند. برای مثال:
· باشگاه پاختاکور با داشتن ۵ بازیکن در ترکیب تیم ملی، حدود ۱.۴۸۵ میلیون دلار درآمد خواهد داشت.
· باشگاه نفت با ۳ بازیکن، حدود ۸۹۱ هزار دلار دریافت میکند.
· باشگاههای نسف، دینامو و نوبهار نیز سهم قابلتوجهی از این منابع خواهند داشت.
نکته مهم این است که در صورت صعود ازبکستان به مرحله حذفی جام جهانی، این درآمد با افزایش تعداد روزهای حضور بازیکنان در مسابقات، بیشتر خواهد شد.
اگرچه ازبکستان هنوز در مقایسه با کشورهای بزرگ صادرکننده بازیکن در سطح پایینتری قرار دارد، اما ظهور نسل جدیدی از بازیکنان جوان، میانگین سنی پایین تیم ملی (۲۴ سال) و رشد لیگ داخلی، نشان میدهد که این کشور ظرفیت تبدیل شدن به یک بازار مهمتر در حوزه صادرات بازیکن را دارد. ارزش کل ترکیب تیم ملی ازبکستان و حضور بازیکنان جوان، توجه استعدادیابهای بینالمللی را جلب کرده است و این میتواند زمینهساز افزایش قراردادهای حرفهای، رشد ارزش بازیکنان و توسعه قراردادهای اسپانسرینگ فردی و جمعی شود.
تیم ملی ازبکستان که با لقب «گرگهای سفید» شناخته میشود، در جام جهانی ۲۰۲۶ با تیمهایی مانند آرژانتین، کرواسی و کاستاریکا همگروه است. حضور در چنین سطحی از رقابتها، بالاترین میزان دیدهشدن جهانی را برای فوتبال ازبکستان ایجاد میکند. اثر اقتصادی تیم ملی فوتبال ازبکستان را میتوان در سه مسیر اصلی مشاهده کرد:
۱. ارتقای برند ملی: معرفی ازبکستان بهعنوان مقصد جدید برای گردشگری و سرمایهگذاری.
۲. گردشگری ورزشی: حضور در جام جهانی میتواند هزاران هوادار ازبکستانی را راهی آمریکا کند و فرصتهای اقتصادی جدیدی ایجاد کند.
۳. افزایش ارزش تجاری بازیکنان و باشگاهها: توجه رسانههای جهانی و استعدادیابها، ارزش بازیکنان و باشگاههای ازبکستانی را افزایش میدهد.
فدراسیون فوتبال ازبکستان با حمایت برنامههای فیفا، سرمایهگذاری قابلتوجهی در توسعه زیرساختها انجام داده است. یکی از مهمترین پروژهها، مجتمع ملی تمرین «داستیل» است که با کمک مالی فیفا در این کشور تکمیل شده است. این پروژه برای نخستین بار به ازبکستان این امکان را میدهد که یک مرکز تمرینی اختصاصی برای خود داشته باشد؛ مرکزی که علاوه بر آمادهسازی تیمهای ملی، قابلیت میزبانی مسابقات رسمی آسیایی را نیز دارد.
اقتصاد فوتبال ازبکستان، نمونهای از یک مدل توسعه مبتنی بر رویدادهای بزرگ ورزشی است؛ مدلی که در آن فوتبال با استفاده از سه محور اصلی رشد میکند:
· نهادسازی و توسعه زیرساختها با حمایت برنامههای فیفا.
· استفاده از برنامه جبران خدمات باشگاهی فیفا برای انتقال مستقیم منابع مالی به باشگاهها.
· اتصال فوتبال به استراتژی توسعه ملی برای جذب گردشگر، سرمایه و افزایش جایگاه بینالمللی.
به همین دلیل، فوتبال در ازبکستان از یک فعالیت صرفاً ورزشی فراتر رفته و به یکی از ابزارهای اصلی برندسازی ملی و توسعه اقتصادی این کشور تبدیل شده است.
اما ازبکستان بدون چالش نیست. این کشور باید درآمدهای حاصل از جام جهانی (حدود ۹ تا ۱۰ میلیون دلار برآورد میشود) و همچنین منابع حاصل از برنامههای باشگاهی را دوباره در زیرساختهای پایدار، آکادمیهای استعدادیابی و توسعه لیگ داخلی سرمایهگذاری کند. ارزش واقعی این موفقیت، نه فقط حضور در جام جهانی ۲۰۲۶، بلکه توانایی تبدیل این حضور تاریخی به یک مسیر پایدار برای رشد فوتبال و اقتصاد ورزش در این کشور خواهد بود. اگر ازبکستان بتواند این چالش را بهدرستی مدیریت کند، میتواند به یکی از قدرتهای نوظهور فوتبال آسیا و یک الگوی موفق در اقتصاد ورزش تبدیل شود.
بوسنی و هرزگوین، کشور کوچک بالکان با جمعیتی حدود ۶.۴ میلیون نفر و اقتصادی ۲۷ میلیارد دلاری، یکی از نمونههای جالب توجه پیوند بین اقتصاد در حال گذار و صنعت فوتبال رویداد محور است. حضور این کشور در جام جهانی ۲۰۲۶، دومین حضور پس از سال ۲۰۱۴، نه تنها یک موفقیت ورزشی، بلکه یک نماد اتحاد ملی در کشوری با ساختار پیچیده قومی و سیاسی محسوب میشود. فیفا به هر تیم حاضر در مسابقات حداقل ۹ میلیون یورو جایزه نقدی میدهد که شامل ۱.۵ میلیون یورو برای هزینههای آمادهسازی و سازماندهی است. این مبلغ، هرچند از نظر کلان اقتصادی زیاد نیست، اما از منظر تزریق مالی به فدراسیون فوتبال و امکان سرمایهگذاری مجدد در زیرساختها، بسیار حائز اهمیت است. در این گزارش، به بررسی ابعاد اقتصادی حضور بوسنی در جام جهانی ۲۰۲۶، ظرفیتهای صادرات استعداد و چشمانداز پیشروی این کشور میپردازیم.
بوسنی و هرزگوین با جمعیتی حدود ۶.۴ میلیون نفر و تولید ناخالص داخلی اسمی حدود ۲۷ میلیارد دلار، یکی از اقتصادهای کوچک و در حال گذار اروپا محسوب میشود. درآمد سرانه این کشور نزدیک به ۹,۳۵۸ دلار است. اقتصاد بوسنی بر پایه صنایع (بهویژه فلزات، خودروسازی و نساجی)، کشاورزی و خدمات بنا شده است. با این حال، این کشور با چالشهایی مانند نرخ بیکاری نسبتاً بالا، پیچیدگیهای ساختاری سیاسی پس از جنگ و توزیع منابع و سرمایهگذاری در زیرساختهای ورزشی مواجه است. هرچند سهم مستقیم ورزش در تولید ناخالص داخلی ناچیز است، اما اثر غیرمستقیم آن از طریق دیپلماسی عمومی، جذب توجه رسانهای و درآمدهای ناگهانی ناشی از رویدادهای بزرگ در این کشور رو به افزایش است.
در چنین ساختاری، فوتبال بهعنوان یکی از مهمترین ابزارهای برندسازی ملی، انسجام اجتماعی و خلق ارزشهای اقتصادی ناگهانی تبدیل میشود. محدودیتهای جمعیتی و اقتصاد در حال توسعه، دستاوردهای ورزشی در سطح جهان را به فرصت طلایی برای جذب منابع ارزی و سرمایهگذاری در زیرساختها در این کشور بدل کرده است.
فیفا به هر تیم حاضر در مسابقات، حداقل ۹ میلیون یورو جایزه نقدی میدهد که شامل ۱.۵ میلیون یورو برای هزینههای آمادهسازی و سازماندهی است. این مبلغ برای اقتصادی با تولید ناخالص داخلی ۲۷ میلیارد دلاری، هرچند از نظر کلان اقتصادی زیاد نیست، اما از منظر تزریق مالی به فدراسیون فوتبال و امکان سرمایهگذاری مجدد در این کشور بسیار حائز اهمیت است.
بر اساس دادههای سایت ترانسفرمارکت، ارزش کل ترکیب تیم ملی بوسنی حدود ۱۴۵ میلیون یورو است. این ارزشگذاری، نشاندهنده پتانسیل صادرات استعداد از بوسنی به بازارهای بزرگتر اروپایی است، هرچند در مقایسه با قدرتهای سنتی صادرکننده بازیکن، فعلاً در جایگاه پایینتری قرار دارد.
لیگ برتر بوسنی با حضور ۱۲ تیم و میانگین ارزش بازار ۱۸۷ هزار یورو برای هر بازیکن، از نظر مالی فاصله زیادی با استانداردهای بینالمللی دارد. نکته جالب توجه، سهم بالای بازیکنان خارجی است که در لیگ این کشور حضور دارند (۴۵ درصد برآورد میشود) و نشان از وابستگی نسبی به نیروی کار خارجی و همچنین عدم بلوغ کامل اکوسیستم داخلی ورزش این کشور دارد. بررسی دلیل نقلوانتقالات لیگ فوتبال بوسنی نشان میدهد که بیشتر نقلوانتقالات بهصورت قرضی یا پایان قرض انجام میشود و باشگاهها توان مالی کمی برای خرید بازیکن دارند. عمده نقلوانتقالات ورزشی در سال ۲۰۲۵ بدون هزینه یا بازگشت از قرض بوده است که نشاندهنده اقتصاد بازیکنمحور (و نه پولمحور) در لیگ فوتبال این کشور است.
تیم ملی فوتبال بوسنی، پس از نخستین حضور در جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل، حالا دومین حضور خود را در این جام تجربه میکند. این دستاورد، فراتر از موفقیت ورزشی، بهعنوان یک نماد اتحاد ملی در کشوری با ساختار پیچیده قومی و سیاسی تلقی میشود.
اقتصاد فوتبال بوسنی، نمونهای از مدل جهش اقتصادی مبتنی بر رویدادهای بزرگ ورزشی است. در شرایطی که اقتصاد کلان با چالشهای ساختاری و وابستگی به صنایع سنتی مواجه است، صعود به جام جهانی، یکی از مهمترین رویدادهای اقتصادی و رسانهای تاریخ این کشور محسوب میشود. مهمترین عامل موفقیت این مدل را باید در ترکیب سه عنصر کلیدی جستجو کرد: نخست، دستیابی به موفقیت بزرگ در پلیآف که جوایز نقدی قابلتوجهی را تضمین میکند؛ دوم، وجود هسته مرکزی از بازیکنان که بازار صادرات استعداد را در این کشور حفظ کرده است. تجربه بوسنی نشان میدهد که حتی با تولید ناخالص داخلی محدود و رتبه پایین فیفا، اگر صنعت فوتبال بتواند با حضور در رویدادهای جهانی و تزریق منابع مالی همراه شود، میتواند به یکی از مؤثرترین ابزارهای برندسازی ملی، انسجام اجتماعی و سرمایهگذاری زیرساختی تبدیل شود. چالش اصلی در حال حاضر برای ورزش این کشور، سرمایهگذاری مجدد عواید ناشی از ۹ میلیون یورو جام جهانی در زیرساختهای پایدار ورزشی، آکادمیهای استعدادیابی و بهبود لیگ داخلی است. پاسخ به این چالش، تعیینکننده آینده اقتصادی فوتبال بوسنی خواهد بود.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا