به گزارش سرمایه فردا، در سکوت پرطنین صبحگاه ششم بهمن ماه، بازار طلا و ارز ایران نفسهای عمیقی میکشید. انگار خودش نیز میدانست روزی دیگر در پیش است که قصهاش از جنس ثبات نیست، بلکه تاروپودی است از جنس انتظار، ریسک و تصمیماتی که در پسزمینه ذهن هزاران معاملهگر شکل میگیرد. زندگی روزمره این بازار، امروز نیز همچون دیروز، زیر سایه دو غولِ به ظاهر نامرئی اما بسیار قدرتمند قرار داشت: “محدودیت اینترنت بینالملل” و “سیگنالهای سیاسی رنگورو رفته” است.
اینترنت، آن رگ حیاتی که بازار را به جهان خارج پیوند میداد، هنوز ضربانش نامنظم بود. این ضربانِ کُند، مانند این بود که چشمبندی بر چشمان بازار بسته باشند؛ نتواند به درستی ببیند قیمت واقعی در آن سوی مرزها چیست، و تنها با لمس دیوارهای تاریک، مسیرش را حدس بزند. فرآیند کشف قیمت، که قلب تپنده هر بازاری است، همچنان لنگان راه میرفت. اما در گوشهای دیگر، زمزمههای سیاسی، هرچند محتاطانه، گرمایی از امید را در فضا میپراکند. همین زمزمهها بود که باعث میشد سمت تقاضا، مانند کوهنوردی محتاط اما مصمم، به حرکت خود ادامه دهد، هرچند گامهایش آهسته و حسابشده بود.
برآیند این دو نیروی متضاد، بازاری را ساخت که بیشتر شبیه یک دریاچه کمعمق ولی مواج بود؛ نه با توفان معاملات سنگین، بلکه با امواج خروشان انتظارات و ترسها. در چنین فضایی، قیمتها نه با اسکناسهای فیزیکی، که بیشتر با “وزندهی به ریسک فردا” و “پیشبینی تورم فردا” جابجا میشدند. بازاریان، بیشتر از آنکه به دنبال سود لحظهای باشند، در پی پناهگاهی امن برای حفظ ارزش داراییهایشان در فردایی نامعلوم بودند.
در این میان، صحنه اصلی نمایش از آنِ طلا بود. طلای ۱۸ عیار و طلای آبشده، بیاعتنا به تمامی ابهامات، دوباره رکوردی تاریخی در دفتر روزگار ثبت کردند. این رکوردهای پیاپی تنها یک عدد نیستند؛ آنها فریاد بلند تقاضایی هستند که به دنبال امنیت میگردد. این فریاد میگوید: “تا زمانی که دلار راه صعود را نشان میدهد و سیاستگذار سخنی از آرامش نمیگوید، ما اینجاییم و میخریم.” طلا در نقش یک پناهگاه امن، محبوبیت خود را بار دیگر به رخ کشید. رفتارش شفاف و یکدست بود: صعود.
اما در سوی دیگر، بازار سکه قصهای دوپاره را روایت میکرد. سکه امامی، آن غول شناخته شده بازار، همگام با دلار قد کشید و در آستانه کانال ۱۶۶ میلیون تومانی ایستاد. اما نیمسکه و ربعسکه کمی لنگانتر حرکت کردند و حتی عقبنشینیهای جزئی داشتند. این ناهمگونی، زمزمه محتاطانه بخشی از معاملهگران خرد بود که در این ارتفاع قیمتی، نفسشان به شماره افتاده است. آنها میپرسند: “آیا این قله، اوج است یا فقط یک تپه در مسیر صعودی بلندتر؟”
دلار آزاد، آن موتور محرکه اصلی، روز گذشته بیشتر وقتش را در حوالی ۱۴۲ هزار تومان سپری کرد. اما این تثبیت، شکننده به نظر میرسید؛ مثل کسی که روی لبه پرتگاه ایستاده و باد شدیدی میوزد. تحلیلگران به دو سطح کلیدی چشم دوختهاند: حمایت ۱۴۱ هزار تومانی. ماندن روی این لبه، میتواند به معنای جهش به سمت کانالهای ۱۴۴ و حتی ۱۵۰ هزار تومان باشد. اما سقوط از آن، ممکن است روندی نزولی و پر از فروشهای هیجانی را کلید بزند.
امروز، بازار بار دیگر در آستانه تصمیمگیریهای دشوار قرار دارد. پیشبینیها حکایت از آن دارد که با تداوم روند فعلی:
بازار طلا و ارز ایران، امروز بیش از آنکه مکانی برای مبادله کالا باشد، صحنهای است برای نمایش اضطراب جمعی در برابر فردایی نامشخص. در این صحنه، طلا همچون قهرمانی است که برای حفظ ارزش ایستاده، دلار همچون موتوری بیقرار در حال دور زدن است، و سکه، روایتی دوگانه از جسارت و احتیاط را بازگو میکند. زندگی در این بازار، زندگی در لبه پرتگاه انتظار است، جایی که هر خبر کوچک، میتواند تعادل را بر هم زند.
درشرایطی که ایمنی خودروهای داخلی افزایش تصادفات را در پی داشته و هر روز قربانی…
ترامپ گفته اجرای سوپربول «افتضاح» و «یکی از بدترینها در تاریخ» بود اجرای دروغین با…
ارزهای دیجیتال نوسان رو به پایین پیدا کردهاند و همه نگرانند، اما برنشتاین پیشبینی کرده…
آمارها نشان میدهد که در شرایط حضور ناوهای آمریکایی در خلیج فارس بهطور متوسط روزانه…
در حالی که انجمن صنفی تایر از حفظ آرامش بازار سخن میگوید، اجرای دو مرحلهای…
یک سال پس از اعتراضات دانشگاه کلمبیا، لقـا کُردیه، زن ۳۳ ساله فلسطینی، همچنان تنها…