اقتصاد کلان

اقتصاد در بن‌بست تورم و دولت بزرگ

به گزارش سرمایه فردا، اگر بخواهیم با واقع‌بینی به عملکرد اقتصادی کشور در دهه گذشته نگاه کنیم، باید بپذیریم که حاصل مجموعه سیاست‌ها و اقدامات اجرایی، تورم میانگین ۳۲.۱ درصدی بوده است. این رقم، هرچند شاید در ظاهر صعودی نباشد، اما در کنار رشد اقتصادی نزدیک به صفر، نشان‌دهنده یک دوره رکود مزمن و ناکارآمدی ساختاری است. از ابتدای دهه ۱۳۹۰ تا امروز، رشد اقتصادی کشور عملاً متوقف شده و در برخی سال‌ها حتی با کاهش تولید ناخالص داخلی مواجه بوده‌ایم.

در چنین شرایطی، شاید بهترین سیاست این باشد که بسیاری از اقدامات گذشته را دیگر تکرار نکنیم. اما برای تدوین راهکارهای مؤثر، ابتدا باید صورت‌مسئله را با دقت بیشتری بررسی کنیم. به نظر می‌رسد یکی از چالش‌های اصلی اقتصاد ایران، تورم نیروی انسانی بلااستفاده در بخش دولتی است. بخش قابل توجهی از نیروی انسانی در نهادهای دولتی، شهرداری‌ها، دانشگاه‌ها و سایر سازمان‌ها، عملاً بدون نقش مؤثر در تولید یا خدمات فعال هستند. این حجم از نیروی انسانی نه‌تنها بهره‌وری را کاهش داده، بلکه فشار قابل توجهی بر بودجه عمومی وارد کرده است.

اگر بتوانیم این ساختار را اصلاح کنیم و دولت را به سمت چابک‌سازی و کوچک‌سازی هدایت کنیم، بخش بزرگی از کسری بودجه کشور قابل کنترل خواهد بود. در نتیجه، منابع آزادشده می‌توانند به سمت تولید هدایت شوند و زمینه شکوفایی اقتصادی فراهم گردد. تجربه کشورهای مشابه نیز نشان می‌دهد که بزرگ‌کردن دولت در بلندمدت نه‌تنها کارآمد نیست، بلکه مانعی برای رشد پایدار است.

کسری بودجه ۷۰۰ هزار میلیارد تومانی

بخش عمده‌ای از دغدغه‌های دولت‌مردان نیز به پرداخت حقوق بازنشستگان و کارکنان دولتی بازمی‌گردد. از سال ۱۳۹۲ که معاون اول وقت از دغدغه تأمین یارانه‌ها سخن گفت، تا امروز که برخی مسئولان از کسری بودجه ۷۰۰ هزار میلیارد تومانی برای پرداخت حقوق خبر می‌دهند، این مسئله به یکی از محورهای اصلی سیاست‌گذاری تبدیل شده است. تأمین این هزینه‌ها از طریق استقراض از شرکت‌ها یا چاپ پول، تبعات تورمی سنگینی به همراه داشته است. بنابراین، کوچک‌سازی دولت می‌تواند نقطه آغاز اصلاحات اقتصادی باشد و سایر مشکلات نیز به‌صورت دومینووار حل شوند.

در بخش پایانی، به دغدغه‌های مخاطبان درباره بازار سرمایه نیز باید توجه کرد. یکی از شنوندگان با سابقه فعالیت در بازارهای مالی اشاره داشت که حتی به صندوق‌های طلا نیز اعتماد ندارد. این بی‌اعتمادی، نه‌تنها به صندوق‌های درآمد ثابت و طلا، بلکه به کلیت بازار سرمایه تسری یافته است. بخشی از این نگرانی‌ها طبیعی است؛ چرا که بانک‌ها بیش از صد سال سابقه فعالیت دارند، در حالی که بازار سرمایه ایران تنها پنج دهه عمر دارد و صندوق‌های درآمد ثابت و طلا نیز نهایتاً یکی دو دهه است که شکل گرفته‌اند.

با این حال، طبق اظهارات یکی از مسئولان سازمان بورس در هفته گذشته، حدود ۱۰ تن طلا در صندوق‌های طلا نگهداری می‌شود و معاملات آن در حال انجام است. این ظرفیت، اگر با شفافیت و اعتمادسازی همراه شود، می‌تواند جایگزین مناسبی برای سرمایه‌گذاری سنتی در طلا و سپرده‌های بانکی باشد.

 

modir

Recent Posts

تغییر نمادهای مثبت بورس

امروز بورس وضعیت متناقضی داشت. برخی از سهم‌ها صف خرید سنگینی داشتند که تا انتهای…

37 دقیقه ago

نقد سیاست انقباضی بانک مرکزی

افزایش نرخ اوراق بدون اصلاحات ساختاری در نظام بانکی، بودجه‌ریزی و تقویت تولید، می‌تواند به…

3 ساعت ago

ادغام سازمان‌ها بدون اخراج ؛وعده‌ای تازه یا تکرارِ یک سراب؟

اگر دولت به‌دنبال مهار تورم و ایجاد ثبات در اقتصاد کلان است، چاره‌ای جز اجرایِ…

3 ساعت ago

ماجرای مدرسه خصوصی در خانه

مسئولان آموزش‌وپرورش تاکید دارند فعالیت مراکز جایگزین مدرسه بدون مجوز رسمی فاقد اعتبار قانونی و…

6 ساعت ago

نشانه ارزندگی نمادها یا تله سود؟

برای یک تصمیم سرمایه‌گذاری هوشمندانه، باید علاوه بر P/E، به عواملی مانند نرخ رشد سود،…

6 ساعت ago

نقد فیلم های‌کپی

حضور مرتضی عقیلی و ابوالفضل پورعرب کنجکاوی مخاطب را برمی‌انگیزد اما ضعف متن اجازه درخشش…

7 ساعت ago