مهرشاد ایمانی: امیدها بالاست که ایران و آمریکا بتوانند در چارچوب توافقی ابتدایی در مرحله اول پایان جنگ را اعلام کنند و در مرحله بعد بتوانند درباره مسئله هستهای و رفع محدودیتها و تحریمها در قالب گفتوگوهایی به نتیجه برسند. در این میان انتظار میرود شرایط داخلی نیز قدری به ثبات برسد و فشار بر مردم به ویژه در حوزه اقتصادی کاهش یابد. در کنار اینها اما به نظر میرسد موضوعی که کمتر در دو ماه اخیر به آن پرداخته شده، وضعیت آینده سیاست در ایران است.
با شروع جنگ همه احزاب و گروههای سیاسی از اصلاحطلبان تا اصولگرایان کوشیدند مواضعی ملی اتخاذ کنند و عمدتا از پرداختن به هر نوع اخلاف سیاسی پرهیز کردند. شرایطی که البته به دلیل وجود جنگ اقتضاء میکرد و طبیعی بود اما آیا بعد از جنگ نیز گروههای سیاسی در همین چارچوب عمل میکنند و با نوعی استحاله در کنشگری سیاسیِ داخلی مواجه خواهیم یا آنکه بار دیگر میتوان انتظار داشت شاهد تکثر سیاسی باشیم؟ به بیان دیگر آیا گروههای سیاسی باز هم مانند سابق میتوانند در بزنگاههای سیاسی مثل انتخابات نقشآفرینی کنند یا آنکه با جبههای واحد مواجه میشویم که دیگر اختلاف پیشین چندان جایی نخواهد داشت؟ این پرسشی است که میتواند شمایلی از آینده سیاست ایران را ترسیم که البته پاسخهای متفاوت میتواند آثار متفاوت و شاید دائمی بر جای بگذارد.
اسماعیل گرامیمقدم، فعال سیاسی اصلاحطلب و قائممقام حزب اعتماد ملی، در پاسخ به این پرسش که آینده سیاست در ایران در دوران پساجنگ چگونه خواهد بود، به «هفت صبح» گفت: «اینکه در دوران پساجنگ با چه چالشهایی مواجه خواهیم بود و چه شرایطی رقم خواهد خورد، موضوع مهمی است. در دوران پساجنگ، همچنان وضعیت اقتصادی کشور مهمترین مسئله و اولویت حاکمیت خواهد بود؛ چه برای مجلس، چه دولت، چه قوه قضائیه و چه سایر ارکان حاکمیت. با توجه به گرانیهای افسارگسیخته پس از جنگ، مشکلات مردم افزایش یافته است.
با این وصف، حاکمیت باید تلاش کند قدرت خرید مردم را افزایش دهد. اگر در دوره پساجنگ با برداشتهشدن تحریمها مواجه شویم، کار حاکمیت آسانتر خواهد شد و وضعیت اقتصادی مردم نیز بهبود مییابد. در چنین شرایطی، به نظر میرسد نیروها و گروههای سیاسی همچنان همان تکثر گذشته را حفظ کنند و در همان چارچوب به فعالیت ادامه دهند. البته اگر گروههای سیاسی در روشهای گذشته بازبینی کنند و ادغامهایی رخ دهد و برای مثال برخی جریانها به سمت میانهروی گرایش پیدا کنند، ممکن است ائتلافهایی شکل بگیرد. در این صورت، تشکلها و فضای سیاسی بازتر خواهد شد و گروهها میتوانند مجدانه مطالبات خود را پیگیری کنند».
او درباره اینکه چه قدر محتمل است فضای سیاسی بسته شود، ادامه داد: «من تصور نمیکنم در چنین شرایطی فضا بستهتر شود، البته اگر نارضایتیها افزایش پیدا کند، ممکن است فضا ناگزیر بستهتر شود و گروههای سیاسی نیز به دنبال پیگیری مطالبات مردم تحت فشار قرار گیرند. در آن صورت، وضعیت بدتر خواهد شد و دیگر نمیتوان انتظار گشایش ویژهای داشت؛ بنابراین، این دو سناریو وجود دارد و باید دید پس از جنگ با چه وضعیتی مواجه خواهیم شد و شرایط چگونه پیش خواهد رفت اما به طور کلی مهمترین مسئله مردم، زندگی روزمره آنهاست که به خطر افتاده است.
پس از جنگ باید به سراغ اصلاح برخی ساختارهایی برویم که موجب نارضایتی شدهاند؛ از جمله گزینشها که رویکردی مبتنی بر حامیپروری و نگاه ایدئولوژیک دارند. این روندها باید اصلاح شوند و کشور به سمت شایستهسالاری حرکت کند. یکی دیگر از مسائل مهم، تغییر مدیریت صداوسیماست. با وضعیتی که صداوسیما در پیش گرفته، عملا مخاطبان را به سمت رسانههای معاند سوق میدهد زیرا با یکسونگری، جذابیتی برای مخاطب ایجاد نمیکند. به همین دلیل، رسانههای خارج از کشور موفق شدهاند بخشی از مخاطبان ایرانی را جذب کنند. این موضوع نیز یکی از تغییرات ضروری است».
این فعال اصلاحطلب همچنین بیان کرد: «نکته مهم دیگر این است که در شرایط کنونی، واقعا نمیدانیم رویکرد رهبری جدید چگونه خواهد بود و با چه شیوههایی پیش خواهند رفت. اگر تشخیص ایشان حضور متکثر نیروهای سیاسی در صحنه باشد، طبیعی است مسیر فعالیت سیاسی بازتر میشود. مسئله اصلی این است که باید دید رهبری انقلاب در حوزههای اقتصادی و سیاسی چه رویکردی را خواهند داشت. بر اساس نظریههای علمی و تجربههای تاریخی، ثابت شده است کشوری که در عرصه نظامی توان بازدارندگی دارد و میتواند حکومتی قدرتمند باشد، حتما این قدرت را هم دارد که جامعهای قوی شکل دهد و دست به اصلاحاتی بزند که جامعه با نشاط و را نیز افزایش دهد. در چنین شرایطی میتوان شاهد اصلاحات عمیق در حوزههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بود».
گرامیمقدم در پرسشی مبنی بر اینکه وضعیت نیروهای رادیکال در پرتوی سیاست ایران چگونه خواهد شد، گفت: «من معتقدم همه ایرانیان باید خود را وفادار به منافع ملی بدانند و منافع ملی ایجاب میکند هیچ گروهی حذف نشود. من در سیاست، راهبرد حذف را نمیپذیرم، زیرا هر حذفی، زمینه حذف دیگری را فراهم میکند. رادیکالها نیز به باورهای خود معتقدند و در مقابل، میانهروها نیز خود را بر اساس دیدگاههایشان تعریف میکنند؛ بنابراین، هیچیک نباید حذف شوند و باید فضایی مبتنی بر گفتوگو شکل بگیرد. البته برخی جریانها نیز باید از رفتارها و مسائل ضدملی دست بردارند. این وضعیت زمانی محقق میشود که دیدگاههای همه گروههای سیاسی در رسانه ملی بازتاب پیدا کند و مردم بتوانند دیدگاههای متفاوت را بشنوند و درباره آنها قضاوت کنند. در چنین شرایطی حتی میتوان انتظار داشت دیدگاههای جریانهای رادیکال نیز اصلاح شود. تکثر، عامل بالندگی جامعه است و باید مورد پذیرش قرار گیرد».
ناصر ایمانی، فعال سیاسی اصولگرا و تحلیلگر مسائل سیاسی هم در پاسخ به آینده سیاست ایران به «هفت صبح» گفت: «من فکر میکنم این جنگ، یک انقلاب دوم در کشور بود. همانگونه که انقلاب اسلامی سال ۵۷ بسیاری از قواعد، ساختارها و مناسبات سیاسی کشور را تغییر داد، به نظرم این جنگ نیز آثاری مشابه دوران پس از انقلاب اسلامی خواهد داشت و بسیاری از مناسبات در ساختارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دستخوش تغییر خواهد شد. همانطور که جنگ رمضان آثار گستردهای در عرصه جهانی داشت و آثار آن را بعدها بیشتر خواهیم دید، این جنگ نیز در داخل کشور آثار خود را بر جای خواهد گذاشت. ممکن است این تعبیر قدری اغراقآمیز به نظر برسد، اما واقعیت این است که مناسبات تغییر خواهد کرد.
نشانههای این تغییر را نیز در همین چهل روز جنگ مشاهده کردیم. در این بیش از دوماه از نظر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، اتفاقاتی رخ داد که هرگز تصور نمیکردیم شاهد آنها باشیم. تابآوری مردم، حضور اقشار مختلف با سلایق گوناگون در خیابانها، حضور پرانرژی مردم در هر شب، و همچنین حضور همه سلایق و تفکرها در عرصه سیاسی، نشاندهنده شکلگیری یک همبستگی جدی بود. میان اصلاحطلبان، اصولگرایان، افراد بیتفاوت و حتی کسانی که از بسیاری مسائل بریده بودند، نوعی همبستگی و همراهی شکل گرفت؛ همه اینها مسائل مهمی است که باید دیده شود و نباید صرفا به چند سروصدا و حاشیه توجه کرد، بلکه باید صحنه را در مقیاس کلان دید».
این فعال سیاسی درباره وحدت و همسبتگی ملی که با شروع جنگ در میان نیروهای سیاسی و مردم شکل گرفت هم توضیح داد: «پس از جنگ یک همبستگ مثالزدنی در دفاع از حاکمیت و کشور شکل گرفت و بسیاری از حکمرانان و در رأس آنها رهبر انقلاب، با شهادت خود، ثابت کردند پای این نظام، کشور و مردم همواره ایستاده بودند. ما جزو معدود کشورهایی هستیم که حاکمان نظام سیاسیمان جوانمردانه در کنار مردم ایستادند و حتی به شهادت رسیدند».
او در ادامه مطرح کرد: «در این شرایط آنچه اهمیت دارد، نام گروهها و جریانهای سیاسی نیست و اصلا مهم نیست بعد از به آن گروه بگوییم اصولگرا و به این گروه اصلاحطلب یا همه اینها جبههای فراگیر را تشکیل دهند؛ مسئله اصلی این است که همه جریانهای سیاسی متوجه شدند معنای وحدت ملی چیست. آنها در عمل آموختند که وقتی کشور به وحدت نیاز دارد، همه باید پشت ایران و حکومت ایران بایستند. حتی کسانی که مخالف حکومت بودند نیز در کنار ایران ایستادند و از حکومت دفاع کردند. ما در این دوره، آموزشهای عینی و عملی مهمی را در میان جریانهای سیاسی، حکومت و مردم مشاهده کردیم. در آینده نیز اگر کسی بخواهد برخلاف خواست عمومی مردم حرکت کند، کنار گذاشته خواهد شد. برای من مهم این است که جریانهای سیاسی این آموزشها و تجربهها را درک کردند و اینکه این جریانها فراگیر شوند یا نشوند، اهمیت چندانی ندارد».
ایمانی در پایان درباره جایگاه رادیکالها در ساختار سیاسی کشور هم گفت: «رادیکالها سروصدا دارند، اما عِده و عُدهای ندارند. آنها سخنانی تند مطرح میکنند، اما این به معنای موفقیت یا اثرگذاری واقعی آنها نیست. این جریانها اهمیت تعیینکنندهای ندارند و نمیتوانند بر مسیر کلی کشور تأثیر جدی بگذارند. اگر جریانهای سیاسی آنها را طرد کنند، دیگر مجالی برای ظهور و بروز نخواهند داشت. من هیچ نگرانیای نسبت به این آوانگاردها ندارم. حتی ایرادی ندارد که حرفهای خود را مطرح کنند، زیرا مردم بهتدریج از آنها رویگردان خواهند شد. بسیاری از همین آوانگاردها نیز با شروع جنگ گفتند که اشتباه کردیم. رادیکالها نیروی اجتماعی گستردهای ندارند و صرفا میخواهند دیده شوند. با این وصف باید آنها را نادیده گرفت».
دست و دلبازی مهوش هم بازیش وقتی 400 تومان از دستمزدش را از سرکوچه تا…
سامورایی، روکو و برادرانش، اسلحه بزرگ، زیر آفتاب سوزان، دسته سیسیلیها، دایره سرخ، استخر و…
پس از آغاز تیراندازی، خیابانهای اطراف کاخ سفید به سرعت بسته شد و نیروهای پلیس،…
ترکیه با توسعه کریدورهای زمینی توانست جایگاه خود را بهعنوان هاب جدید لجستیک منطقه تقویت…
فشار خون بالا با تغذیه ناسالم و نمک پنهان تشدید میشود اما تغییر سبک زندگی…