سیاست و دیپلماسی

آرایش نظامی آمریکا در برابر سپر دفاعی ایران

به گزارش سرمایه فردا، با پایان مذاکرات هسته‌ای در فوریه ۲۰۲۶، ایالات متحده بزرگ‌ترین تجمع نظامی خود در خاورمیانه از سال ۲۰۰۳ را سازمان‌دهی کرده است. این مانور، که رئیس‌جمهور ترامپ آن را “آرمادا” نامیده، پاسخی به تنش‌های هسته‌ای با ایران و ناآرامی‌های داخلی در تهران است. اما بر اساس نقشه‌های OSINT اخیر که موقعیت سامانه‌های پدافند هوایی ایران را افشا کرده، این آرایش نه تنها بازدارنده، بلکه آماده برای نفوذ به سپر دفاعی تهران است. این نقشه‌ها، که تراکم سامانه‌های SAM و رادارها را در غرب و مرکز ایران نشان می‌دهند، نقاط ضعفی را برجسته می‌کنند که می‌تواند در جنگ احتمالی تعیین‌کننده باشد.

آرایش نظامی آمریکا: ماشین جنگی پیشرفته در محاصره ایران

آمریکا با استقرار دو ناو هواپیمابر غول‌پیکر – USS Abraham Lincoln در دریای عرب نزدیک عمان و USS Gerald R. Ford در حال حرکت به مدیترانه – کنترل دریایی خلیج فارس، دریای سرخ و مدیترانه را به دست گرفته است. هر ناو بیش از ۵۰۰۰ خدمه و ده‌ها هواپیمای پیشرفته مانند F-35 Lightning II (رادارگریز)، F-22 Raptor (برتری هوایی)، F/A-18 Super Hornet و EA-18G Growler (جنگ الکترونیک) حمل می‌کند. همراه این ناوها، ناوشکن‌های کلاس Arleigh Burke مانند USS Frank E. Petersen Jr.، USS Michael Murphy و USS Spruance، مجهز به موشک‌های تاماهاوک برای حملات دقیق از راه دور، قرار دارند.

در هوا، بیش از ۱۲۰ هواپیما – از جمله اسکادران‌های F-15E Strike Eagle از انگلیس و F-22 از آمریکا – به پایگاه‌هایی مانند Al Udeid در قطر (ستاد CENTCOM)، Muwaffaq Salti در اردن، و پایگاه‌های بحرین و کویت منتقل شده‌اند. تانکرهای سوخت‌رسان KC-135 و KC-46، هواپیماهای AWACS E-3 برای نظارت، و پهپادهای RQ-4 Global Hawk برای جاسوسی، این نیرو را تقویت می‌کنند. روی زمین، باتری‌های پدافند موشکی Patriot و حدود ۵۰ هزار سرباز آمریکایی – افزایشی از ۴۰ هزار نفر قبلی – در پایگاه‌هایی مانند Ain Al Asad در عراق و Naval Support Activity در بحرین مستقر هستند. این آرایش، با بیش از ۶۰۰ موشک تاماهاوک آماده شلیک، ایران را از جنوب، غرب و شرق محاصره کرده است.

سپر دفاعی ایران بر اساس نقشه OSINT: تمرکز غربی و نقاط آسیب‌پذیر

نقشه‌های OSINT، که از تصاویر ماهواره‌ای مانند Sentinel و Landsat به دست آمده، نشان‌دهنده تراکم سامانه‌های پدافند هوایی ایران در غرب و مرکز کشور – از مرز عراق تا خلیج فارس – است. سامانه‌های SAM مانند Khorad-3، Raad Mod.، Mersad (کپی HAWK آمریکایی)، Talash-4 و Bavar-373 عمدتاً در نزدیکی بغداد، بصره، اصفهان و تهران مستقر هستند. رادارهایی مانند Nebo-M (VHF متحرک)، Ghadr و AN/TPS-43، همراه با پناهگاه‌های زیرزمینی Armand Bunker، دفاع لایه‌ای ایجاد کرده‌اند. این آرایش برای مقابله با تهدیدات از خلیج فارس و اسرائیل/آمریکا طراحی شده، اما شرق ایران (نزدیک افغانستان) پوشش کمتری دارد.

با این حال، نقشه نقاط ضعفی را آشکار می‌کند: بسیاری از سامانه‌ها ثابت یا نیمه‌ثابت هستند، که آنها را هدف حملات دقیق آمریکایی قرار می‌دهد. ایران بر بازسازی پس از جنگ ژوئن ۲۰۲۵ تمرکز دارد، اما دو سوم لانچرهای موشکی‌اش آسیب دیده و تولید موشک دو برابر شده، اما هنوز کامل نیست.

سناریوهای احتمالی جنگ: از ضربه جراحی تا درگیری منطقه‌ای

در صورت شکست مذاکرات، ترامپ هشدار داده حمله‌ای “بدتر از عملیات ژوئن ۲۰۲۵” رخ خواهد داد. سناریوها شامل حملات محدود به سایت‌های هسته‌ای (نطنز، فردو) یا نابودی انبارهای موشکی است. بر اساس نقشه، آمریکا می‌تواند با هواپیماهای رادارگریز F-35 و F-22 از جنوب (خلیج فارس) نفوذ کند، جایی که تراکم SAM بالا اما آسیب‌پذیر به جنگ الکترونیک است. ایران ممکن است با بستن تنگه هرمز (۲۰ درصد نفت جهان) یا حمله به پایگاه‌های آمریکایی با موشک‌های بالستیک پاسخ دهد، که می‌تواند اقتصاد جهانی را فلج کند. شبه‌نظامیان وابسته مانند حوثی‌ها و حزب‌الله می‌توانند درگیری را گسترش دهند، و ریسک دخالت روسیه یا چین وجود دارد.

نتیجه: شمارش معکوس برای دیپلماسی یا فاجعه؟

این آرایش آمریکایی، در برابر سپر غربی ایران، می‌تواند جرقه جنگی باشد که هزاران قربانی بگیرد. اگر ترامپ برای فشار سیاسی حمله کند، منطقه به آشوبی شبیه جنگ جهانی سوم فرو می‌رود. اما اگر مذاکرات موفق شود، این “آرمادا” اهرم دیپلماتیک خواهد بود. جهان منتظر است: آیا عقلانیت پیروز می‌شود یا تاریخ تکرار؟

 

ارزیابی فابین هافمن از کارشناسان برجسته نظامی در خصوص چگونگی حمله احتمالی امریکا/اسرائیل به ایران:

۱) ظرف چند ساعت، ایالات متحده، به همراه اسرائیل، تسلط کامل هوایی بر ایران را برقرار خواهد کرد.

۲) نیروهای هوایی ایالات متحده و اسرائیل عملیات مداومی علیه لانچرهای متحرک موشک های بالستیک ایران انجام خواهند داد؛ یعنی ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته.

۳) حملات با مهمات دورایستا، به جز موج اول حمله، نقش محدودی ایفا خواهند کرد. موشک‌های ضد تشعشع و کروز ممکن است در حمله اول علیه اهداف خاص استفاده شوند، اما پس از آن بمباران هوایی سنگین نقش اصلی را ایفا خواهد کرد.

۴) توانایی ایران برای پرتاب موشک‌های بالستیک در مقیاس بزرگ به یک یا دو، شاید سه شلیک عمده محدود خواهد شد. پس از آن، فرسایش ناوگان پرتابگرهای متحرک، پرتاب‌ها را به شلیک های پراکنده موشک‌های بالستیک با تأثیر محدود کاهش می‌دهد.

۵) محتمل‌ترین استراتژی ایران، طولانی کردن درگیری و وارد کردن خسارات کافی به نیروهای آمریکایی و شرکای منطقه‌ای برای تغییر افکار عمومی داخلی ایالات متحده است. اگر ایران بتواند  به پایگاه‌ها و نیروهای آمریکایی آسیب می‌رساند، در غیر این صورت، حملات تمام عیار علیه اسرائیل محتمل‌ترین گزینه خواهد بود.

۶) این عملیات، آزمون بزرگی برای نیروی هوایی ایالات متحده خواهد بود و تجربه جنگی قابل توجهی را برای پرسنل نظامی ایالات متحده فراهم می‌کند، زیرا ایالات متحده برای رویارویی احتمالی با چین آماده می‌شود، کشوری که هنوز در شرایط مدرن، جنگی با شدت بالا را تجربه نکرده است.

 

سابقه تذکرات نظامی پیش از جنگ در آمریکا

اخیرا، ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، به دونالد ترامپ درباره خطرات احتمالی یک درگیری نظامی طولانی با ایران هشدار داد. این اتفاق یادآور سابقه تاریخی مشابه در جنگ‌های ویتنام، عراق و افغانستان است، زمانی که فرماندهان ارشد ارتش پیش از آغاز عملیات، نسبت به پیامدهای پیچیده و پرهزینه جنگ‌ها هشدار داده بودند، اما سیاستمداران غالباً این هشدارها را نادیده گرفتند یا با اهداف سیاسی خود ترکیب کردند. اکنون سؤال این است که آیا تجربه تاریخی می‌تواند تصمیم‌گیرندگان امروز را از اشتباهات گذشته بازدارد؟

تجربه تاریخی نشان می‌دهد که پیش از شروع جنگ‌های بزرگ، مقامات نظامی آمریکا اغلب هشدارهای واقع‌بینانه‌ای درباره ریسک‌ها و محدودیت‌های توان نظامی ارائه کرده‌اند.

 

پیش از جنگ ویتنام

برای مثال، پیش از جنگ ویتنام، ژنرال ویلیام وستمورلند بارها گفته بود که افزایش نیروها ممکن است جنگ را طولانی‌تر و دشوارتر کند و پیروزی سریع قابل تضمین نیست، اما سیاستمداران در واشینگتن تمایل داشتند جنگ را به‌عنوان یک پیروزی سریع نشان دهند. در جنگ عراق (۲۰۰۳)، فرماندهان ارشد مانند ژنرال اریک شرایرر هشدار داده بودند که اشغال طولانی و شورش گسترده محتمل است و برآوردهای اولیه درباره آسانی سقوط صدام بسیار خوش‌بینانه بود. پیش از عملیات در افغانستان نیز برخی افسران ارشد نظامی اعلام کردند که جنگ علیه طالبان و شبکه القاعده پیچیده و طولانی خواهد بود و پیروزی سریع بعید است.

این الگو نشان می‌دهد که فرماندهان نظامی معمولاً محدودیت‌های لجستیکی، منابع و اثرات طولانی‌مدت جنگ را واقع‌بینانه می‌بینند، در حالی که سیاستمداران گاهی این هشدارها را نادیده می‌گیرند یا با اهداف سیاسی ترکیب می‌کنند. نتیجه اغلب، جنگ‌های طولانی، پیچیده و پرهزینه از نظر انسانی و مالی بوده است. به همین دلیل، هشدارهای ژنرال دن کین درباره جنگ احتمالی با ایران و محدودیت‌های مهمات ارتش، شبیه تجربه‌های تاریخی پیشین آمریکا است و می‌تواند بر تصمیم‌گیری سیاسی تأثیر بگذارد.

 

عرصه سیاست جهانی معاصر

در عرصه سیاست جهانی معاصر، دیدگاه‌ها پیرامون ایالات متحده اغلب به دو قطب افراطی تقسیم می‌شوند: از یک سو، آن را قدرتی مطلق و نماد پیشرفت، دموکراسی و نوآوری فناورانه می‌دانند؛ از سوی دیگر، به مثابه امپراتوری‌ای رو به افول، توخالی و فریبکار تصویر می‌کنند. یک جناح بر دستاوردهای تکنولوژیک تکیه دارد و جناح مقابل بر ایدئولوژی‌های دینی یا ضدغربی. با این حال، آیا واقعیت جهان به چنین دوگانه‌های سیاه و سفید محدود است؟ آیا نمی‌توان فراتر از این ساده‌انگاری‌ها به لایه‌های پیچیده‌تر واقعیت نگریست؟

بدون شک، ایالات متحده از برتری نظامی بی‌همتایی برخوردار است؛ بودجه دفاعی آن فراتر از مجموع بودجه‌های چندین قدرت بعدی جهان است و فناوری‌های پیشرفته‌ای همچون پهپادها، سیستم‌های سایبری و ناوگان دریایی عظیم را در اختیار دارد. رقبایی چون چین و روسیه با احتیاط عمل می‌کنند و از رویارویی مستقیم پرهیز می‌ورزند.

با وجود این، مداخلات آمریکا همواره با ادعاهای بشردوستانه‌اش همخوانی نداشته است. تاریخ نشان‌دهنده مواردی است که رهایی از یک استبداد به بی‌ثباتی، هرج‌ومرج و ظهور نیروهای افراطی جدید انجامیده؛ نمونه‌های بارز آن در افغانستان، عراق و لیبی به چشم می‌خورد. این دوگانگی‌های صفر و صدی، آگاهی کاذبی پدید آورده‌اند: سلطنت‌طلبان اغلب پیروزی‌های نظامی آمریکا را با شور و هیجان دنبال می‌کنند و آن را قدرتی مطلق و شکست‌ناپذیر می‌بینند، در حالی که طرفداران کورکورانه جمهوری اسلامی آن را صرفاً «طبل توخالی» و توهمی بیش نمی‌دانند.

در این میان، منظرهای میانی و متفاوت ضروری‌اند؛ نگرش‌هایی که واقعیت را نه در دو رنگ، بلکه در طیف‌های گوناگون می‌نگرند. نگاه انتقادی، یکی از این راه‌هاست؛ نگرشی که از شیفتگی کورکورانه یا نفرت ایدئولوژیک فاصله می‌گیرد و بر شواهد عملی تکیه دارد. چنین دیدگاهی، از یک سو، مورد نفرت سلطنت‌طلبان قرار می‌گیرد که مایل‌اند آمریکا را قدرت مطلق ببینند، و از سوی دیگر، از سوی هواداران کور جمهوری اسلامی طرد می‌شود که هر نقدی بر «طبل توخالی» بودن آن را خیانت می‌شمارند. اما برای آنکه ابزار دست هیچ جناحی نشویم، باید دیدگاهی مستقل بنا کنیم.

 

این دیدگاه مستقل، نه خنثی است و نه بی‌تعهد؛ بلکه از ساده‌سازی واقعیت امتناع می‌ورزد. جهان پیچیده‌تر از دو رنگ است: قدرت‌ها ترکیبی از توانمندی، خطا، منافع، ترس و محاسبه‌اند. ملت‌ها نیز آمیزه‌ای از امید، اشتباه، ظرفیت و ضعف.

راه‌های سوم، راه‌هایی برای دیدن همزمان توان و محدودیت است: توانمندی آمریکا را به رسمیت شناختن بدون شیفتگی، و ناکامی‌هایش را تحلیل کردن بدون دل بستن به توهم فروپاشی قریب‌الوقوع. این نگرش‌ها نه کف می‌زنند و نه هو می‌کشند؛ گوش می‌دهند، می‌سنجند و سپس داوری می‌کنند. راه‌های سوم می‌توانند متعدد باشند: از تحلیل‌های واقع‌بینانه مبتنی بر داده‌های اقتصادی و نظامی تا بررسی‌های تاریخی که لایه‌های پنهان سیاست خارجی را آشکار می‌کنند.

مسئله این نیست که کدام روایت بلندتر فریاد می‌زند؛ مسئله این است که کدام روایت تاب پرسش و چالش را دارد. سیاه‌بینی و سفیدبینی هر دو از پرسش می‌گریزند، زیرا پاسخ‌های آماده دارند. اما راه‌های سوم با پرسش زنده‌اند؛ با تردید نفس می‌کشند؛ و دقیقاً به همین سبب، کندتر قضاوت می‌کنند اما کمتر فریب می‌خورند.

در زمانه‌ای که روایت‌های غالب از ما می‌خواهند یا شیفته باشیم یا متنفر، شجاعانه‌ترین کار آن است که ناظر هوشیار بمانیم؛ نه بی‌تفاوت، بلکه دقیق و پرسشگر. شاید حقیقت نه در یک میانه ساده، بلکه در میان‌نگری‌های چندگانه نهفته باشد؛ در توانایی دیدن طیف‌های خاکستری. جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، سرشار از سایه‌روشن‌هاست و تنها ذهنی که این طیف‌ها را بشناسد، روزی رنگ واقعی واقعیت را خواهد دید.

 

modir

Recent Posts

شروط اصل حفظ نظام

اصل «حفظ نظام» تنها زمانی واقعاً حافظ است که خود را محدود کند؛ یعنی بپذیرد…

1 ساعت ago

پیش‌بینی اقتصاد ایران ؛ بدون آزادی اقتصادی ثروتمند نمی شویم !

یک اقتصاددان با نقد سیاست‌های اقتصاد ایران گفت: شما در عصر هوش مصنوعی نمی‌توانید با…

2 ساعت ago

عملکرد پالایشگاه‌های ایران؛ سوخت ها به مقصد رسیدند

مجموع درآمد پالایشگاه های ایران با رشد ۴۰ درصدی از مرز یک میلیون و ۸۰۵…

5 ساعت ago

گرانی سفر روی ریل‌های فرسوده؛ قطار ایرانی در دو راهی مسافر و سود

سال‌هاست که مسئولان از مزایای سفر با قطار می‌گویند؛ امن‌تر از جاده، ارزان‌تر از هواپیما،…

5 ساعت ago

دلار و طلا در اوج، رمزارزها در سراشیبی

هفته منتهی به جمعه ۸ اسفند ۱۴۰۴، هفته‌ای تاریخی برای بازارهای ایران بود. دلار با…

6 ساعت ago

هوش‌مصنوعی پشت نوسان رمزارزها

امروز روزی بود که ترس بر بازار ارزهای دیجیتال سایه افکند. بیت‌کوین و اتریوم هر…

7 ساعت ago