مدیریتِ ریسک، مهمتر از انتخابِ سهم است. قاعدهی طلاییِ بازارِ سرمایه این است که «اول مطمئن شو که زنده میمانی، بعد به فکرِ سود باش.» برایِ زنده ماندن در بازار، ابزارهایِ مختلفی وجود دارد؛ از تنوعبخشی و معاملاتِ پلهای گرفته تا حدِّ ضرر و بازارِ مشتقات.
به گزارش سرمایه فردا، در بازارِ سرمایه، بسیاری از معاملهگران، تمامِ تمرکزِ خود را بر رویِ انتخابِ سهمِ برنده میگذارند و گمان میکنند که کلیدِ موفقیت، در تشخیصِ درستِ نمادِ صعودی است. اما سرمایهگذارانِ موفق، حقیقتی را میدانند که تازهواردها اغلب نادیده میگیرند: مدیریتِ ریسک، مهمتر از انتخابِ سهم است. قاعدهی طلاییِ این عرصه، جملهای ساده اما عمیق است: «اول مطمئن شو که زنده میمانی، بعد به فکرِ سود باش.» بازارِ سرمایه، میدانِ نبردی است که در آن، بازندهای که زنده بماند، روزی برنده خواهد شد. اما چگونه میتوان در این میدانِ پرنوسان، جانِ سرمایه را نجات داد و از ریسکهایِ سیستماتیک و غیرسیستماتیک در امان ماند؟ از تنوعبخشی و معاملاتِ پلهای تا حدِ ضرر و بازارِ مشتقات، هرکدام، ابزارهایی هستند که در دستانِ هوشمند، میتوانند از سرمایهی یک معاملهگر، در برابرِ طوفانهایِ بازار، محافظت کنند. اما در میانِ این ابزارها، بازارِ مشتقات، با استراتژیهایِ «کاوردکال» و «بیمهی سهام»، شاید قدرتمندترین و کاملترین راهکارِ مدیریتِ ریسک باشد؛ راهکاری که در آن، دیگر نگرانِ ریزشِ ۵۰ درصدیِ یک سهم نیستی، چون از قبل، برایش چترِ نجات باز کردهای.
ریسک، به زبانِ ساده، یعنی همان خطراتی که بازار، تحتِ تأثیرِ آنها، نوساناتِ غیرمعمولی را تجربه میکند. مانندِ امروز که پس از صحبتهایِ ترامپ، بازارِ سهام، صفِ فروش شد. این نوسانات، میتواند در یک لحظه، سرمایهی ماهها تلاش را نابود کند. ریسک در بازارِ سهام، به دو دستهی کلی تقسیم میشود:
· ریسکِ سیستماتیک (بازاری): این نوع ریسک، شاملِ عواملی است که بر کلِ بازار تأثیر میگذارند و قابلِ پیشبینی و حذف نیستند؛ مانندِ ریسکِ جنگ، نرخِ بهره، تحریم، محاصرهی اقتصادی و …
· ریسکِ غیرسیستماتیک (خاصِ شرکت): این نوع ریسک، مختصِ یک شرکت یا صنعتِ خاص است و میتوان با تنوعبخشی، آن را کاهش داد؛ مانندِ ریسکِ قیمتگذاریِ دستوری، کاهشِ حاشیهی سود، ریسکِ نقدینگیِ شرکت و …
تنوعبخشی به پرتفوی، یعنی پخش کردنِ سرمایه در صنایعِ مختلف تا ریسکِ غیرسیستماتیک، مدیریت شود. به عنوانِ مثال، یک پرتفویِ ترکیبی از صنایعِ بانکی، خودرویی، پالایشی و فلزاتِ اساسی، میتواند ریسک را بینِ چند صنعت، توزیع کند.
با این حال، در بازارهایِ درحالِ توسعه مانندِ ایران، به دلیلِ رفتارِ گلهایِ بازارها، تنوعبخشی، عملکردِ چندان قابلِ قبولی ندارد. در حالی که در بازارهایِ توسعهیافته مانندِ سهامِ آمریکا، این روش، به خوبی عمل میکند. به عبارتِ دیگر، در بازارِ ایران، وقتی یک صنعت میافتد، اغلب، تمامِ صنایع، با آن همراه میشوند.
معاملاتِ پلهای، یکی از مؤثرترین روشهایِ مدیریتِ ریسک است که میتوان آن را از رفتارِ حقوقیها در بازارِ سهام، آموخت. حقوقیها، در طولِ روندِ صعودی، هر روز بخشی از سهامِ خود را میفروشند و با شروعِ اصلاحِ بازار، مجدداً شروع به خریدِ پلهای میکنند.
این کار، به آنها اجازه میدهد که میانگینِ فروش را در محدودهی سقف بالا ببرند و میانگینِ خرید را در محدودهی کف پایین بیاورند و در نهایت، بازدهیِ مطلوبی از بازار کسب کنند. اما نکتهی کلیدی، مدیریتِ سرمایه در این روش است. اگر حجمِ پلههایِ واردشده زیاد باشد، ممکن است نقدینگیِ کافی برایِ خریدِ نماد در کفهایِ پایینتر، وجود نداشته باشد. به همین دلیل، باید با حجمی بسیار پایین (مثلاً ۲ درصد از کلِ سرمایه) بر رویِ یک نماد کار کرد.
اما تفاوتِ اصلیِ این روش برایِ افرادِ حقیقی و حقوقی، در محدودیتِ سرمایه و زمان است. حقوقیها به سرمایهای تقریباً نامحدود دسترسی دارند و عملکردِ آنها در بازهی ۱ یا ۲ ساله بررسی میشود، در حالی که افرادِ حقیقی، با سرمایهای محدود، به دنبالِ عملکردِ بهتر در کوتاهمدت هستند.
حدِّ ضرر، یکی از ابتداییترین و مهمترین ابزارهایِ مدیریتِ ریسک است که به معاملهگر اجازه میدهد، زمانی که تحلیلِ او فیل میشود، از موقعیتِ خود خارج شود. با این حال، در بازارِ سهامِ ایران، به دلیلِ وجودِ دامنهی قیمت و تشکیلِ صفهایِ فروش، امکانِ خروج از موقعیت، همیشه وجود ندارد و حدِّ ضرر، عملاً بیاثر میشود.
در میانِ تمامِ روشهایِ مدیریتِ ریسک، بازارِ مشتقات، با دو استراتژیِ کلیدیِ «کاوردکال» و «بیمهی سهام»، شاید قدرتمندترین و کاملترین راهکار باشد.
∆· کاوردکال (Covered Call): در این استراتژی، شما با فروشِ اختیارِ خرید، ریسکِ خود را مدیریت میکنید. این استراتژی، مختصِ زمانهایی است که انتظارِ اصلاحِ شدید از بازار ندارید و بخشی از ریسکِ احتمالی را پوشش میدهد.
∆· بیمهی سهام: در این استراتژی، شما با خریدِ یک سهم (مانند شستا، وبملت، فملی، شپنا، اهرم، اطلس و …) و همزمان، خریدِ اختیارِ فروشِ آن نماد، داراییِ خود را به طورِ کامل، بیمه میکنید. با این کار، دیگر نگرانِ کاهشِ قیمتِ بازار نیستید، چرا که ضررِ شما، به شدت محدود خواهد بود. اگر نماد، ۵۰ درصد هم ریزش کند، شما ضرر نخواهید کرد، زیرا اختیارِ فروش، از سرمایهی شما محافظت کرده است.
برخلافِ روشهایِ دیگرِ مدیریتِ ریسک که با محدودیتهایی مانندِ عدمِ کاراییِ تنوعبخشی، خطرِ تمامشدنِ نقدینگی در معاملاتِ پلهای و عدمِ امکانِ خروج در حدِّ ضرر مواجه هستند، بازارِ مشتقات، این محدودیتها را ندارد و میتواند به طورِ کامل، از سرمایهی معاملهگران محافظت کند. با استفاده از استراتژیِ بیمهی سهام، معاملهگر میتواند بدونِ ترس از ریزش، در بازار حضور داشته باشد و از فرصتهایِ صعودی، بهرهمند شود.
مدیریتِ ریسک، مهمتر از انتخابِ سهم است. قاعدهی طلاییِ بازارِ سرمایه این است که «اول مطمئن شو که زنده میمانی، بعد به فکرِ سود باش.» برایِ زنده ماندن در بازار، ابزارهایِ مختلفی وجود دارد؛ از تنوعبخشی و معاملاتِ پلهای گرفته تا حدِّ ضرر و بازارِ مشتقات. اما در میانِ این ابزارها، بازارِ مشتقات، به ویژه با استراتژیِ «بیمهی سهام»، قدرتمندترین و کاملترین راهکارِ مدیریتِ ریسک است که میتواند از سرمایهی معاملهگران در برابرِ بزرگترین طوفانهایِ بازار، محافظت کند. به یاد داشته باشیم که در این میدانِ نبرد، بازندهای که زنده بماند، روزی برنده خواهد شد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا