نبرد ترند و بنیاد در بورس

به گزارش سرمایه فردا، فعالان بازار سرمایه، در روزهای اخیر، اخبار سیاسی را با حساسیت دنبال کردهاند. گزارشهای جدید از والاستریت ژورنال حاکی از آن است که ترامپ بهدنبال بازگشایی تنگه هرمز بهعنوان یک پیروزی در جنگ با ایران بوده است، اما تهران با محوریت تفاهمنامه ۱۴ بندی، پای خود را محکمتر از گذشته به میدان مذاکره گذاشته است. از سوی دیگر، ایران خواستار غرامت و خروج نیروهای آمریکایی از منطقه شده است، هرچند لغو تحریمها و آزادسازی داراییهای بلوکهشده، همچنان محور اصلی مذاکرات باقی مانده است. در همین حال، تحولات داخلی نیز سکوت بازار را شکست؛ محسن رضایی بهعنوان نماینده رهبری در شورای امنیت ملی منصوب شد و جایگزین سعید جلیلی گردید. در ادامه نیز خبر استعفای ذوالقدر و پذیرش آن توسط پزشکیان، فضای سیاست داخلی را دستخوش تغییر کرد. بهرغم این جریانات، تحلیلگران معتقدند که آرامش نسبی در فضای دیپلماتیک، همچنان محرک اصلی صعود بورس است.
پارادوکس ارزشگذاری؛ P/E ۷.۸ واحد در برابر تورم ۷۰ درصدی
مظفری در این گفتوگو به یکی از مهمترین پارادوکسهای بازار اشاره کرد. در حالی که نسبت P/E بازار به حدود ۷.۸ واحد رسیده است، اما در بخش تولیدی و سودآور، این عدد به ۴.۸ واحد کاهش مییابد. این عدد، در مقایسه با نرخ تورم ۷۰ درصدی، بهشدت ارزانتر از دورههای گذشته است. تحلیلگر تأکید میکند که ارزش دلاری بازار اکنون از مرز ۱۰۳ میلیارد دلار عبور کرده است، اما بنیادهای اقتصادی بهقدری قوی هستند که این رشد را توجیه میکنند. به گفته او، «هیچ برههای مثل الان بازار ارزان نبوده است.» این جمله کلیدی نشاندهنده یک واقعیت جذاب است؛ بازار از نظر بنیادی، همچنان جای پا برای صعود دارد.
استراتژی پیشنهادی؛ تفکیک سبد به دو بخش «ترند» و «بنیاد»
در این شرایط، بهترین سیاست، تفکیک سبد سهام به دو بخش مجزا است. سهامهای «ترندی» که با هدف نوسانگیری و پیروی از روند صعودی خریداری شدهاند (مانند ایرانخودرو یا برخی بانکها)، در صورت مشاهده ضعف در روند ۱۰ روزه، باید با شناسایی سود از سبد خارج شوند. اما سهامهای «بنیادی» (مانند تاپیکو، فملی و پالایشیهای بزرگ) بهدلیل ارزندگی ذاتی و انبوه سودآوری، نباید در برابر نوسانات کوتاهمدت فروخته شوند. تحلیلگر بر این باور است که حتی با وجود زمزمههایی درباره تغییر تخفیف خوراک پالایشگاهها، سودآوری این صنعت بهقدری جذاب است که خروج از آن در کوتاهمدت منطقی نیست.
پشت صحنه معاملات؛ قراردادهای کلیدی و شایعات
در پسزمینه معاملات، اخبار متنوعی از شرکتهای بورسی به گوش میرسید. شرکت «زهراب» افزایش نرخ اعلامنشدهای داشته است، «فارابی» قرارداد ۲۰ ماهه ۹۰ میلیون یورویی برای جرثقیلهای کانتینری منعقد کرده، «کوثر» ۱۲۱ میلیارد تومان فروش داشته و «شبرن» ۱۳۵۰ میلیارد تومان املاک از سهامدار عمده دریافت کرده است. همچنین «رنیک» قراردادی ۸۷ میلیون درهمی در امارات بسته و «شمس» مجوز نیروگاه خورشیدی ۲۵ مگاواتی را اخذ کرده است. این حجم از قراردادهای کلیدی، نشان از پویایی شرکتها در دوران بحران دارد.
سهامبنیادی بخرید، صندوقها را تبدیل کنید
توصیه نهایی تحلیلگر به سرمایهگذاران این است که در شرایط کنونی، با توجه به ارزشهای بنیادی جذاب، از فروش سهامهای پایهای خودداری کنند. در عین حال، کسانی که در صندوقهای سهامی سرمایهگذاری کردهاند، میتوانند با تبدیل این داراییها به سهامهای بنیادی و پرپتانسیل، بازدهی خود را بهبود بخشند. با وجود چالشهای سیاسی و احتمال تغییر در قوانین، بازار همچنان از ارزندگی لازم برای حضور فعال برخوردار است و ریسکهای موجود، در قیاس با بازده مورد انتظار، قابل تحمل به نظر میرسند.
نبرد ترند و بنیاد در سایه یک زمزمه
پس از واکاوی دادههای کلان بازار و استراتژی تفکیک سبد دارایی در بخش نخست، اکنون نوبت به بررسی عمیقتر رفتار معاملهگران، تحلیل ریسکهای پنهان در صنایع کلیدی و ارائه یک نسخه عملیاتی برای روزهای پیشرو میرسد. پویان مظفری، تحلیلگر بازار سرمایه، با نگاهی تیزبینانه به روند معاملات روزهای اخیر، پرده از یک واقعیت جذاب برمیدارد: بازار در حالی به مرز ۵.۶ میلیون واحد نزدیک میشود که ارزشهای بنیادی در عمیقترین سطح ارزندگی تاریخ خود قرار دارند. او هشدار میدهد که شایعات مرتبط با تغییر تخفیف خوراک پالایشگاهها، نباید سرمایهگذاران را از یک صنعت پرسود خارج کند و توصیه میکند که «سهامهای ترندی» را با دقت از «سهامهای بنیادی» تفکیک کنید.
شوک پالایشی؛ شایعهای که تاب نیاورد
یکی از مهمترین رویدادهای روزهای اخیر، فشار فروش سنگین بر سهام «شپنا» (پالایش نفت اصفهان) همزمان با برگزاری مجمع این شرکت بود. این فشار فروش، ناشی از انتشار یک شایعه جدی در بازار بود؛ شایعهای مبنی بر اینکه قرار است تخفیف خوراک پالایشگاهها از ۵ درصد به ۳ درصد کاهش یابد. هرچند این خبر هنوز بهصورت رسمی تأیید نشده است، اما تحلیلگر معتقد است که در شرایط کنونی، با توجه به سطح کرک اسپرد (حاشیه سود پالایش) در بازارهای جهانی، این تغییر اثر آنچنانی بر سودآوری پالایشگاهها نخواهد داشت. بهعبارت دیگر، حتی اگر این تخفیف کاهش یابد، سود خالص این صنعت بهقدری جذاب باقی خواهد ماند که خروج از آن بهدلیل یک زمزمه، منطقی بهنظر نمیرسد. مظفری با صراحت میگوید: «من بهخاطر یک زمزمه، از پالایشی خارج نمیشوم.»
دوگانه ترند و بنیاد؛ نسخهای برای بقا
مهمترین بخش تحلیل مظفری، تفکیک دقیق دو نوع رویکرد سرمایهگذاری است. او سرمایهگذاران را به دو دسته تقسیم میکند:
۱. سهامهای ترندی: سهامی که با هدف نوسانگیری و بهرهبرداری از روند صعودی کوتاهمدت خریداری شدهاند (مانند برخی نمادهای خودرویی و بانکی). تحلیلگر توصیه میکند که در صورت مشاهده ضعف در روند ۱۰ روزه این سهام، باید با شناسایی سود از سبد خارج شوند. چراکه در صورت اصلاح بازار، این گروه میتوانند ریزش ۱۰ تا ۱۵ درصدی را تجربه کنند.
۲. سهامهای بنیادی: سهامی که بر اساس صورتهای مالی قوی، سودآوری پایدار و چشمانداز روشن انتخاب شدهاند (مانند فملی، تاپیکو، شستا و پالایشیهای بزرگ). این گروه بهدلیل ارزندگی ذاتی، در برابر نوسانات کوتاهمدت مقاوم هستند و نباید بهراحتی فروخته شوند. بهعنوان مثال، مظفری اعلام میکند که در وبینارهای اخیر، سهامی مانند «دسینا»، «کلبند»، «نیروترانسپو» و «بانک سینا» معرفی شدهاند که بهدلیل بنیاد قوی، هیچ نگرانی برای نگهداری آنها وجود ندارد.
پنج سهامبنیادی که نباید فروخت
در این گزارش، تحلیلگر بهصورت شفاف به چند سهام کلیدی اشاره میکند که با وجود نوسانات اخیر، همچنان جذابیت خرید دارند:
· تاپیکو: بهعنوان یک هلدینگ بزرگ، با بنیاد قوی، بهشدت ارزان است و در بازارهای فعلی، جایگزین مناسبی برای سهامهای ترندی محسوب میشود.
· شپنا و شبندر: با وجود شایعات تخفیف خوراک، سودآوری این پالایشگاهها همچنان در سطح بسیار بالایی قرار دارد.
· فولاد مبارکه: با ورود پول حقیقی سنگین و ارزش معاملات خوب، یکی از ستونهای اصلی بازار در روزهای اخیر بوده است. اگرچه برخی شایعات حاکی از ورود کدهای حمایتی به این نماد است، اما تحلیلگر معتقد است که این ورود پول، نشان از ارزندگی این سهم دارد.
تحلیل بنیادی در برابر نگاه تکنیکال؛ کدام را انتخاب کنیم؟
یکی از نکات کلیدی این تحلیل، تأکید بر برتری تحلیل بنیادی در شرایط فعلی است. مظفری میگوید: «در حالی که بازار از نظر ارزش دلاری به بالای ۱۰۰ میلیارد دلار رسیده است، اما نسبت P/E بخش تولیدی و سودآور به ۴.۸ واحد کاهش یافته است. در هیچ برههای از تاریخ بازار، بهجز قبل از جنگ ۴۰ روزه، این عدد به این سطح نرسیده بود.» بهعبارت دیگر، بازار در حالی به سقفهای جدیدی رسیده است که بنیادهای آن، بهمراتب قویتر از گذشته هستند. این موضوع، نشاندهنده آن است که تمرکز بر «ارزش ذاتی» سهام، بهمراتب از پیروی کورکورانه از «ترندهای کوتاهمدت» منطقیتر است.
پیشرو؛ صندوقها را به سهام بنیادی تبدیل کنید
در پایان این تحلیل، مظفری یک توصیه نهایی و عملیاتی برای سرمایهگذاران دارد. او معتقد است که در حال حاضر، تبدیل صندوقهای سهامی به سهامهای بنیادی و جذاب، یک استراتژی هوشمندانه است. چراکه بسیاری از صندوقها، ترکیبی از سهامهای مختلف را در خود دارند و با تبدیل آنها به سهامهای خاص و بنیادی، میتوان بازدهی را بهطور قابلتوجهی افزایش داد. همچنین، او بر این باور است که نگرانی بزرگ و جدی برای بازار در کوتاهمدت وجود ندارد، مگر آنکه یک مصوبه یا اتفاق سیاسی غیرمنتظره رخ دهد که در حال حاضر هیچ نشانهای از آن دیده نمیشود. در مجموع، پیشنهاد نهایی مظفری این است: «سهامهای بنیادی را بخرید و نگه دارید، سهامهای ترندی را با دقت مدیریت کنید و صندوقها را به سمت گزینههای جذابتر هدایت کنید.»
ماهیت صعود؛ فرصت یا تله؟
تحلیلگر در این بخش، با تأکید بر واژه کلیدی «ارزندگی»، این مفهوم را از «امنیت» جدا میسازد. او صراحتاً اعلام میکند: «بازار ارزنده است، اما ارزندگی الزاماً امنیت نمیآورد. ارزندگی فرصت میسازد، اما کنترل ریسک است که تعیین میکند آیا شما میتوانید از این فرصت استفاده کنید یا خیر.» این جمله، کلیدواژه اصلی تحلیل اوست. بهگفته مظفری، در تحلیل دوم مرداد ماه، شاخص از نظر تکنیکالی گارد نزول داشت و احتمال ریزش بسیار بالا بود. اما آنچه در روزهای اخیر رخ داده، نه یک تغییر در بنیادها، بلکه یک تغییر در «ادراک ریسک» بوده است. بهعبارت دیگر، «نه سود شرکتها ناگهان جهش کرده و نه مشکل اقتصادی حل شده؛ تنها چیزی که تغییر کرده این است که بازار هنوز صلح را قیمتگذاری نکرده، بلکه صرفاً احتمال یک شوک فوری را کمتر و ریسک را پایینتر منعکس کرده است.»
مذاکرات شکننده و تهدید نقض تفاهم
مظفری با یادآوری تفاهم اخیر ایران و عمان بر سر تنگه هرمز (البته با این اشاره که مذاکره اصلی با آمریکاست)، یک هشدار تاریخی را به میان میکشد. او میگوید: «مذاکرات پاکستان که مستقیم و رودررو بود، بهراحتی شکسته شد. در این مذاکره غیرمستقیم، پتانسیل نقض تفاهم بهشدت بالاست.» او به صحبتهای اخیر آقای ذوالقدر اشاره میکند که بازگشایی تنگه هرمز را مشروط به چندین عامل کرده است؛ عواملی که هرکدام بهتنهایی میتوانند یک چالش جدی در مسیر مذاکرات ایجاد کنند.
تحلیل روند ورود پول و سیگنال سیستماتیک
از نگاه او، پول هیچگاه منتظر اخبار قطعی نمیماند و با انتظارات پیشرو حرکت میکند. از شنبه دهم مرداد ماه تا امروز (با استثنا کردن دو روز)، شاهد یک شیب صعودی در ورود پول بودهایم. نکته قابلتأمل این است که شاخص کل و شاخص هموزن، هر دو حول و حوش ۹.۵ درصد رشد داشتهاند؛ این یعنی کلیت بازار بهصورت سیستماتیک و هماهنگ خرید شده است، نه فقط در چند نماد محدود. این هماهنگی، نشانهای از ورود نقدینگی هدفمند است.
ارزشگذاری در برابر تورم؛ یک سیگنال قاطع اما ناقص
مظفری با ارائه یک تحلیل آماری، عمق ارزندگی بازار را تشریح میکند. او میگوید: «با تورم سالانه ۶۶ درصد و تورم نقطهبهنقطه نزدیک به ۹۰ درصد، ارزش دلاری بازار در قعر خود قرار دارد.» بهگفته او، از این واضحتر نمیتوان سیگنال داد که بازار دچار یک عقبافتادگی عمیق تورمی و افت ارزش پول شده است. اما او یک هشدار جدی را کنار این سیگنال میگذارد: «ارزانی فقط سوخت است. ماشه و استارت این حرکت، نیازمند کاهش نسبی ریسکهای سیستماتیک و بازگشت با ثبات نقدینگی است. این رالی صعودی از نظر تحلیلی کاملاً قابل دفاع است، اما متاسفانه امن نیست.»
استراتژی نهایی برای روزهای پیشرو
در بخش نهایی، تحلیلگر با نگاهی دقیق و بهدور از هیجان، یک راهنمای عملی برای سرمایهگذاران ارائه میدهد. او تأکید میکند که در شرایط کنونی، «خروج از بازار» توصیه نمیشود و منطقی نیست، اما «سنگین کردن سبد بهصورت هیجانی» ابداً توصیه نمیشود. او پیشنهاد میدهد:
· هسته سهام خود را روی شرکتهای سودساز بزرگ و با نقدشوندگی بالا (لیکوئید) قرار دهید.
· از استراتژیهای آپشن برای کنترل ریسک استفاده کنید.
· اگر در بیرون از بازار هستید، ورود تهاجمی نداشته باشید و ورود را پلهای انجام دهید.
· برای هر پله جدید، شرط «عدم تشدید ریسکهای ژئوپلیتیک» را بگذارید.
«الان زمان انجام کارهای هیجانی نیست. الان زمان مشارکت کنترلشده، مدیریت وزن سناریوهای مختلف و تطبیق پورتفوی با سناریوهاست.» این یک هشدار جدی به تمام سرمایهگذارانی است که ممکن است در هیجان رالی صعودی، اصول مدیریت ریسک را فراموش کنند.
