پینوشه در مقابله با تباهی اقتصادی
نتیجه کار دکتر فریدمن که با دعوت ژنرال پینوشه به شیلی دعوت شده بود مشخص است، سیاستهای فریدمن و شاگردانش نهتنها در طی ۱۵ سال، در آمد سرانه مردم شیلی را ۳ برابر کرد، بلکه همانطور که فریدمن در همان سالها در دانشگاه ملی شیلی وعده داده بود، نظام سیاسی شیلی نیز هر روز بازتر شد تا این که در سال ۱۹۹۰ به یک دموکراسی تمام عیار تبدیل شد.
آیا دفاع از بازار، دفاع از حاجیبازاریهاست؟
بر اساس عقل سلیم، نه بر اساس آموزههای ایدئولوژیک، در مورد اقتصاد بازار قضاوت کنیم. پذیرش این حقیقت که «بازار» یک واقعیت انکارناپذیر است ، اولین گام برای اصلاح و بهبود آن است. انکار بازار، فقط آن را به «بازار سیاه» و «بازار رانت» تبدیل میکند.
تئوری انتخاب تا واقعیت مسئولیت
این گزارش به تحلیل دو چارچوب نظری مهم (تئوری انتخاب و تئوری بازیها) و سپس به بررسی ریشههای تصمیمهای اشتباه، اهمیت فرآیند تصمیمسازی، آفتها و در نهایت نقش مسئولیت و پاسخگویی میپردازد.
اهمیت توسعه ارتباطات حرفهای
بیتردید توجه به توسعه ارتباطات حرفهای، تقویت دانش تخصصی در این حوزه و حمایت از جریان گفتوگوی سازنده میان نهادهای مالی ، صنفي و جامعه، میتواند به افزایش اعتماد عمومی و پایداری نظام اقتصادی کمک کند.
تاکتیک دیپلماسی در سایه تفنگ
به احتمال زیاد، شاهد یک «پایان خاکستری» جنگ خواهیم بود: شاید یک «آتشبس اعلامنشده» پس از نبردهایی ویرانگر و دردناک، یا یک «تفاهم حداقلی» برای بازگشایی موقت تنگه هرمز در ازای امتیازات سیاسی و اقتصادی محدود.
شاهنامه برای ایرانیان ملیگرایی است
شاهنامه برای ایرانیان حتی آنها که آن را نخواندهاند و از طریق شفاهی یا بهواسطه خلاصههای منثور از آن باخبرند بخش مهمی از حس ایرانی بودن است
تصمیم سرنوشت ساز صنعت نفت
شاه در سال ۱۳۴۸ در پی آن بود که درآمد نفتی ایران به یک میلیارد دلار برسد که در عمل با ۱۰ درصد افزایش به یک میلیارد و ۹۹ میلیون دلار رسید و برای نخستین بار در تاریخ نفت ایران، درآمد نفتی از مرز یک میلیارد دلار عبور کرد.
سرنوشت ایران چیست؟
تصمیم با خود ماست. سرزمین ایران، هم گنجایش قهرمان را دارد، هم جای خالی قربانی را. تفاوت فقط در یک انتخاب است
برده عادتهای همیشگی؛ روایتی از تمرکز، رها کردن و هزینههای دیروز
تهران پر از آدمهای عجیب و دوستداشتنی است. پر از کسانی که برای رسیدن به رویاهای بیپایانشان به این شهر پا میگذارند و زور میزنند تا سهمی از خوبیهای خیالانگیزش داشته باشند. میگویند خاک تهران دامنگیر است. برای کسانی که توانستهاند لنگه کفش کهنهشان را در این خاک نونوار کنند، دلکندن از این شهر و رفتن به جای دیگر، سخت و سوزناک است. اما شاید خانه مادری، جایی نباشد که در آن متولد شدهایم؛ شاید خانه مادری جایی است که در آن توانستهایم روحمان را نجات دهیم و رشد کنیم. در این گزارش، حامد هدائی از عادتهای همیشگی میگوید، از تمرکزهای زالوصفت و رها کردنهای سریع، و از هزینه سنگینی که آدمها برای یک عمر فرار از واقعیت میپردازند.
































