۲۰۰ سال جابهجایی قدرت اقتصادی؛ از امپراتوری چین تا هژمونی آمریکا و بازگشت به آسیا

به گزارش سرمایه فردا، در آغاز قرن نوزدهم، چین بزرگترین اقتصاد جهان بود. بر اساس برآوردهای تاریخی، سهم این کشور از تولید ناخالص داخلی (GDP) جهانی در سال ۱۸۲۰ به ۲۸.۶ درصد میرسید. این رقم، بیش از سهم هر کشور دیگری در آن دوره بود و نشان از عظمت اقتصادی امپراتوری چین در دوران سلسلهی چینگ داشت. کشاورزی گسترده، جمعیت زیاد و شبکهی تجاری وسیع، چین را به قدرت اول اقتصادی جهان تبدیل کرده بود. اما این سلطه، با ظهور انقلاب صنعتی در اروپا و تغییرات ژئوپلیتیک، به تدریج رو به افول نهاد.
قرن نوزدهم؛ طلوع امپراتوری بریتانیا
انقلاب صنعتی که از انگلستان آغاز شد، معادلات قدرت جهانی را به کلی دگرگون کرد. بریتانیا با بهرهمندی از فناوریهای نوین، توسعهی صنعتی و شبکهی گستردهی مستعمرات، به قدرت اول اقتصادی جهان تبدیل شد. در اوج قدرت امپراتوری بریتانیا، سهم این کشور از اقتصاد جهانی به حدود ۲۴ درصد رسید. کارخانههای پررونق، کشتیهای بخار و کنترل بر مسیرهای تجاری، بریتانیا را به کارگاه جهان و صاحبامپراتوریای تبدیل کرد که خورشید هرگز در آن غروب نمیکرد.
قرن بیستم؛ هژمونی آمریکا
قرن بیستم، قرن آمریکا بود. جنگ جهانی اول و دوم، اروپا را به شدت تضعیف کرد و ایالات متحده، از دل این بحرانها، به عنوان یک ابرقدرت اقتصادی و نظامی ظهور کرد. اوج این سلطه، پس از جنگ جهانی دوم و در سال ۱۹۴۴ رخ داد، زمانی که سهم آمریکا از اقتصاد جهانی به رکورد ۲۹.۷ درصد رسید؛ بالاترین سهمی که یک کشور در تاریخ مدرن به خود اختصاص داده است. دلار به ارز مرجع جهان تبدیل شد، صنایع آمریکایی موتور رشد جهانی بودند، و مصرفگرایی آمریکایی، الگوی زندگی در سراسر جهان شد.
قرن بیستویکم؛ بازگشت به آسیا
اما قرن بیستویکم، فصل تازهای در تاریخ اقتصادی جهان رقم زده است. داستان دوباره به سمت آسیا در حال چرخش است. چین با تبدیل شدن به قطب تولید جهان، سیاستهای صنعتی و رشد اقتصادیِ بیسابقه، سهم خود را به سرعت افزایش داده است. بر اساس گزارش صندوق بینالمللی پول (IMF)، سهم چین از اقتصاد جهانی (بر مبنای برابری قدرت خرید یا PPP) در سال ۲۰۲۵ به ۲۱.۸ درصد رسیده است. این رقم، در حالی ثبت میشود که هند نیز با رشد اقتصادی پایدار، سهم خود را به ۹ درصد افزایش داده است. امروز، چین و هند در مجموع بیش از ۳۰ درصد از اقتصاد جهان را در اختیار دارند؛ رقمی که کمتر از دو قرن پیش، تنها یک کشور یعنی چین به تنهایی به آن دست یافته بود.
اقتصاد، همیشه در حرکت
تاریخ اقتصاد نشان میدهد که قدرت اقتصادی، هرگز ثابت نمیماند. مرکز ثقل جهان، بارها جابهجا شده است: از چین به بریتانیا، از بریتانیا به آمریکا، و اکنون دوباره به سمت آسیا. این جابهجاییها، حاصلِ ترکیبی از نوآوریهای تکنولوژیک، تغییرات جمعیتی، تحولات ژئوپلیتیک و سیاستهای اقتصادی است. حالا با ظهور هوش مصنوعی، تغییرات اقلیمی و جابهجایی در زنجیرههای تأمین جهانی، پرسش این است که در ۵۰ سال آینده، دوباره این نقشهی قدرت، بازنویسی خواهد شد؟ پاسخ، شاید در دستان کشورهایی باشد که امروز بیشترین سرمایهگذاری را روی نوآوری، آموزش و تولید انجام میدهند. تا آن زمان، مرکز ثقل جهان، همچنان در حرکت خواهد بود.
