غنا و بوسنی، هر دو با استفاده از فوتبال، به دنبال ایجاد ارزش اقتصادی و ارتقای برند ملی هستند، اما مسیرهای متفاوتی را طی میکنند. غنا با تکیه بر صادرات استعداد و سیستم آکادمیمحور، به دنبال ایجاد یک جریان پایدار درآمد ارزی است. بوسنی اما با تکیه بر رویدادهای بزرگ مانند جام جهانی، به دنبال جهشهای اقتصادی ناگهانی و جذب سرمایهگذاری در زیرساختهاست.
مهدی حاجیوند: در سواحل طلایی غرب آفریقا و کوههای پوشیده از برف بالکان، دو کشور با دو داستان متفاوت، اما یک هدف مشترک: استفاده از فوتبال برای جهش اقتصادی و ارتقای برند ملی. غنا، سرزمین ستارگان سیاه، با اقتصاد مبتنی بر صادرات طلا، کاکائو و نفت، و بوسنی و هرزگوین، کشوری با خاطرات جنگ و اقتصاد در حال گذار، هر دو در جام جهانی ۲۰۲۶ حضور دارند. اما مسیر آنها برای تبدیل فوتبال به یک صنعت اقتصادی، چه شباهتها و تفاوتهایی دارد؟ در این گزارش، به بررسی مدلهای اقتصادی فوتبال در این دو کشور و درسهای آن برای ایران میپردازیم.
غنا با جمعیتی حدود ۳۴ میلیون نفر، یکی از مهمترین اقتصادهای غرب آفریقا محسوب میشود. ترکیب صادرات طلا، نفت، کاکائو و خدمات، ستونهای اصلی اقتصاد این کشور را تشکیل میدهند. با این حال، چالشهایی مانند تورم، نوسانات ارزی و محدودیتهای سرمایهگذاری صنعتی، همچنان بر اقتصاد این کشور سایه انداختهاند. جمعیت جوان و فعال غنا، یک مزیت بزرگ برای توسعه صنایع خلاق و بهویژه فوتبال ایجاد کرده است. در چنین ساختاری، فوتبال به یکی از مهمترین ابزارهای اجتماعی و اقتصادی این کشور تبدیل شده است.
تیم ملی فوتبال غنا با نام «ستارگان سیاه»، یکی از موفقترین تیمهای فوتبال آفریقا در عرصه بینالمللی است. این تیم در جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان برای نخستین بار حضور پیدا کرد و در جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی، تا مرحله یکچهارم نهایی پیش رفت؛ موفقیتی که هنوز یکی از بهترین عملکردهای تاریخ فوتبال آفریقا در جام جهانی به شمار میآید. برای بسیاری از مردم غنا، فوتبال فقط یک ورزش نیست، بلکه یک مسیر برای تغییر شرایط زندگی و ورود به اقتصاد جهانی محسوب میشود.
یکی از مهمترین ویژگیهای فوتبال غنا، سیستم تولید بازیکن است. فوتبال در این کشور برای بسیاری از خانوادهها، فرصتی برای ورود جوانان به بازارهای جهانی فوتبال محسوب میشود. این نگاه باعث شده سیستم استعدادیابی و آموزش بازیکنان در غنا توسعه پیدا کنند. کشور غنا یکی از مهمترین صادرکنندگان بازیکن به اروپا در آفریقا محسوب میشود. آکادمیهای فوتبال این کشور، مانند آکادمی «رایت تو دریم»، نقش مهمی در این مدل ایفا میکنند و توانستهاند بازیکنان را از سطح پایه به فوتبال حرفهای اروپا منتقل کنند. این مدل نشان میدهد که آموزش فوتبال در غنا، به یک زنجیره اقتصادی تبدیل شده است: آموزش، توسعه بازیکن، انتقال به باشگاههای خارجی و ایجاد درآمد ارزی.
لیگ برتر غنا، بالاترین سطح فوتبال باشگاهی این کشور است، اما با وجود محبوبیت بالا، هنوز نتوانسته از نظر اقتصادی با لیگهای پیشرفته آفریقا مانند مصر و آفریقای جنوبی همقدم شود. محدود بودن منابع درآمدی، حق پخش تلویزیونی پایین، اسپانسرینگ توسعهنیافته و وابستگی بسیاری از باشگاهها به منابع سنتی، از مهمترین چالشهای فوتبال باشگاهی غنا هستند. ضعف زیرساختها نیز یکی دیگر از مشکلات اصلی است؛ بسیاری از ورزشگاهها و زمینهای تمرینی نیازمند بازسازی هستند و نبود امکانات استاندارد، توسعه لیگ داخلی و جذب سرمایهگذاری بزرگتر را با محدودیت مواجه کرده است.
اقتصاد رسانه در فوتبال غنا هنوز به بلوغ نرسیده، اما ظرفیت رشد زیادی دارد. گسترش شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای دیجیتال، فرصت جدیدی ایجاد کرده تا باشگاهها و بازیکنان ارتباط مستقیمتری با هواداران داشته باشند. غنا یکی از پرشورترین جوامع هواداری فوتبال در آفریقا را دارد و باشگاههای بزرگ این کشور میلیونها هوادار بالقوه دارند، اما هنوز این علاقه به درآمد پایدار تبدیل نشده است. فروش کالاهای باشگاهی، عضویت هواداری، اسپانسرینگ هدفمند و استفاده از فضای دیجیتال میتواند منابع مالی جدیدی را برای غناییها ایجاد کند.
بوسنی و هرزگوین با جمعیتی حدود ۶.۴ میلیون نفر و تولید ناخالص داخلی اسمی حدود ۲۷ میلیارد دلار، یکی از کشورهای حاضر در جام جهانی ۲۰۲۶ است. در چنین ساختاری، فوتبال به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای برندسازی ملی، انسجام اجتماعی و خلق ارزشهای اقتصادی ناگهانی تبدیل میشود. محدودیتهای جمعیتی و اقتصاد در حال توسعه، دستاوردهای ورزشی در سطح جهان را به فرصت طلایی برای جذب منابع ارزی و سرمایهگذاری در زیرساختها تبدیل کرده است.
تیم ملی فوتبال بوسنی و هرزگوین، پس از نخستین حضور در جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل، اکنون دومین حضور خود را در این جام تجربه میکند. این دستاورد فراتر از موفقیت ورزشی، به عنوان یک نماد اتحاد ملی در کشوری با ساختار پیچیده قومی و سیاسی تلقی میشود. فیفا به هر تیم حاضر در مسابقات، حداقل ۹ میلیون یورو جایزه نقدی میدهد که شامل یک و نیم میلیون یورو برای هزینههای آمادهسازی و سازماندهی است. این مبلغ، هرچند از نظر کلان اقتصادی زیاد نیست، اما از منظر تزریق مالی به فدراسیون فوتبال و امکان سرمایهگذاری مجدد در این کشور بسیار حائز اهمیت است.
ارزش کل ترکیب تیم ملی بوسنی، حدود ۱۴۵ میلیون یورو برآورد شده است. این ارزشگذاری، نشاندهنده پتانسیل صادرات استعداد از بوسنی به بازارهای بزرگتر اروپایی است. لیگ برتر بوسنی با حضور ۱۲ تیم و میانگین ارزش بازار ۱۸۷ هزار یورو برای هر بازیکن، از نظر مالی فاصله زیادی با استانداردهای بینالمللی دارد. نکته جالب توجه، سهم بالای بازیکنان خارجی در این لیگ (۴۵ درصد) است که نشان از وابستگی نسبی به نیروی کار خارجی و همچنین عدم بلوغ کامل اکوسیستم داخلی ورزش این کشور دارد. عمده نقل و انتقالات در این کشور به صورت قرضی یا پایان قرض انجام میشود و باشگاهها توان مالی کمی برای خرید بازیکن دارند.
غنا و بوسنی، هر دو با استفاده از فوتبال، به دنبال ایجاد ارزش اقتصادی و ارتقای برند ملی هستند، اما مسیرهای متفاوتی را طی میکنند. غنا با تکیه بر صادرات استعداد و سیستم آکادمیمحور، به دنبال ایجاد یک جریان پایدار درآمد ارزی است. بوسنی اما با تکیه بر رویدادهای بزرگ مانند جام جهانی، به دنبال جهشهای اقتصادی ناگهانی و جذب سرمایهگذاری در زیرساختهاست. مهمترین درس غنا برای اقتصاد ورزش، این است که حتی در شرایط اقتصادی محدود، میتوان از سرمایه انسانی ارزش اقتصادی ایجاد کرد. بوسنی هم نشان میدهد که حضور در رویدادهای جهانی، میتواند به یکی از مؤثرترین ابزارهای برندسازی ملی و سرمایهگذاری زیرساختی تبدیل شود. چالش اصلی هر دو کشور، سرمایهگذاری مجدد عواید ناشی از جام جهانی در زیرساختهای پایدار ورزشی، آکادمیهای استعدادیابی و بهبود لیگ داخلی است. ایران نیز با جمعیت ۸۵ میلیونی، بازار داخلی بزرگ و پیشینهای درخشان، در میانه این دو الگو قرار دارد و میتواند از تجربیات آنها برای توسعه اقتصاد ورزش خود بهرهبرداری کند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا