برای یک خانواده سهنفره، یارانه نقدی زمستان ۱۴۰۴ معادل ۲ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان است. در کنار آن، کالابرگ الکترونیک نیز برای هر نفر ۶۲۵ هزار تومان در نظر گرفته شده که مجموع آن برای خانواده سهنفره به یک میلیون و ۸۷۵ هزار تومان میرسد. در مجموع، این خانواده حدود ۳ میلیون و ۹۷۵ هزار تومان، یعنی نزدیک به ۴ میلیون تومان حمایت ماهانه دریافت میکند.
اما این رقم در برابر هزینههای واقعی خانوار چه جایگاهی دارد؟ بر اساس برآوردهای اقتصاددانان، میانگین هزینه ماهانه یک خانواده سهنفره در زمستان ۱۴۰۴ بین ۲۴ تا ۳۰ میلیون تومان بوده است. هزینه مسکن بین ۱۲ تا ۱۵ میلیون تومان، خوراک بین ۷ تا ۹ میلیون تومان، حملونقل حدود ۲ تا ۳ میلیون تومان و سایر هزینهها مانند درمان، آموزش و پوشاک بین ۳ تا ۵ میلیون تومان برآورد میشود. بنابراین، حمایت ۴ میلیون تومانی دولت تنها حدود ۱۰ تا ۱۳ درصد از هزینه ماهانه خانوار را پوشش میدهد.
کالابرگ ۶۲۵ هزار تومانی نیز تنها برای خرید کالاهای اساسی قابل استفاده است. با قیمتهای زمستان ۱۴۰۴، این مبلغ برای هر نفر معادل ۴ تا ۵ کیلو گوشت قرمز، یا ۱۰ تا ۱۲ کیلو مرغ، یا ترکیبی از ماکارونی، روغن، تخممرغ و برنج است. برای یک خانواده سهنفره، کالابرگ تنها ۲۰ تا ۲۵ درصد هزینه خوراک ماهانه را پوشش میدهد.
یارانه نقدی ۷۰۰ هزار تومانی نیز با وجود آزادی مصرف، به دلیل تورم بالا قدرت خرید محدودی دارد. این مبلغ برای هر نفر معادل ۱.۵ تا ۲ کیلو گوشت، یا ۳ تا ۴ کیلو مرغ، یا یکسوم هزینه یک قبض گاز، یا یکچهارم هزینه حملونقل ماهانه است. در مجموع، یارانه نقدی برای خانواده سهنفره تنها ۷ تا ۱۰ درصد هزینه خوراک یا حدود ۵ درصد کل هزینه ماهانه را جبران میکند.
در جمعبندی، بسته حمایتی زمستان ۱۴۰۴ برای یک خانواده سهنفره حدود ۴ میلیون تومان ارزش دارد و میتواند ۳۰ تا ۳۵ درصد هزینه خوراک و تنها ۱۰ تا ۱۳ درصد کل هزینه خانوار را پوشش دهد. اثر رفاهی این حمایتها کوتاهمدت و محدود است و بیشتر در حوزه خوراک احساس میشود. این حمایتها قدرت خرید خانوار را حفظ نمیکنند، بلکه تنها سرعت کاهش رفاه را کمی کندتر میکنند.
از منظر کلان نیز این حمایتها اثر ضدتورمی ندارند. یارانه نقدی بهطور مستقیم بر قیمتها اثر نمیگذارد و کالابرگ نیز تنها مصرف را هدایت میکند، نه قیمتها را. اگر منابع این یارانهها از محل کسری بودجه یا استقراض تأمین شود، حتی میتواند به افزایش تورم منجر شود.
در نهایت، یارانه ۷۰۰ هزار تومانی و کالابرگ ۶۲۵ هزار تومانی برای خانواده سهنفره در زمستان ۱۴۰۴ مسکنی موقت است؛ حمایتی که بخشی از هزینه خوراک را جبران میکند اما توان مقابله با تورم ساختاری را ندارد. بدون اصلاحات اساسی در بودجه، نظام یارانهای و سیاستهای پولی، این حمایتها نمیتوانند نقش مؤثری در مهار تورم یا بهبود پایدار رفاه خانوارها ایفا کنند.
سوتیتر: وزیر تعاون اعلام کرده است که با اجرای کالابرگ الکترونیکی و حذف ارز ترجیحی، یارانه مستقیماً به مصرفکننده میرسد و وفور کالا موجب کاهش فشار تورمی خواهد شد. اما دادههای رسمی نشان میدهد تورم خوراکیها در آذر ۱۴۰۴ به بیش از ۷۰ درصد رسیده و نرخ تورم نقطهبهنقطه نیز از ۳۳ سال گذشته به ۴۵ درصد افزایش یافته است که عمدتاً ناشی از انتظارات تورمی و کمبود ارز است.
با وجود وعده دولت مبنی بر حذف رانت و افزایش شفافیت، حذف ارز ترجیحی بدون تأمین ارز کافی برای واردات، تنها به افزایش قیمتها و کاهش عرضه منجر می شود. تجربه سالهای اخیر برای حذف دلار جهانگیری نیز نشان داد حذف ارز ترجیحی همواره تورمزا است و کالابرگ بدون پشتوانه کالایی، تنها صف، سهمیهبندی و فشار بیشتر بر دهکهای متوسط و پایین ایجاد میکند.
احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در برنامه گفتوگوی ویژه خبری اعلام کرد که دولت در اجرای طرح جدید کالابرگ الکترونیکی یارانه کالاهای اساسی را دیگر در ابتدای زنجیره پرداخت نمیشود، بلکه مستقیماً به مصرفکننده نهایی اختصاص مییابد. بر اساس این طرح، از این پس هر فرد ماهانه یک میلیون تومان اعتبار کالابرگ دریافت میکند و این اعتبار بدون نیاز به پرداخت نقدی، امکان خرید کالاهای اساسی را فراهم میسازد.
به گفته میدری، اعتبار چهارماهه معادل چهار میلیون تومان برای هر فرد در حساب مشمولان ذخیره شده است. مردم طبق زمانبندی اعلامشده میتوانند از هفته آینده با مراجعه به فروشگاهها از این اعتبار استفاده کنند. دامنه مشمولان نیز از ۶۰ میلیون نفر در دورههای گذشته به حدود ۸۰ میلیون نفر رسیده و تقریباً ۹۰ درصد جمعیت کشور را شامل میشود.
وزیر تعاون تأکید کرد که« این طرح بهگونهای طراحی شده است که در صورت افزایش قیمت کالاهای اساسی، مبلغ کالابرگ نیز متناسب با آن افزایش یابد تا قدرت خرید خانوارها حفظ شود.» این سیاست در یارانه نقدی گذشته اینگونه بود که در مدلهای قبلی، یارانه ثابت بود و با رشد قیمتها ارزش خود را از دست میداد، اما در الگوی جدید، قرار شده حدود ۱۰ میلیارد دلار یارانه سالانه کالاهای اساسی بر اساس نرخ ارز توافقی مستقیماً به مردم تخصیص یابد. اما با توجه به اینکه این ۱۰ میلیارد دلار فعلا ثابت است عملا نمی تواند با رشد هزینه مردم بیشتر شود و در نتیجه منجر به بالا رفتن ارزش سبد کالا شود. بنابراین دولت برای اینکه جامه عمل بپوشاند به این ادعای خود باید در بودجه هر ساله میزان اعتبار دلاری کالاهای اساسی را افزایش دهد.
در سالهای گذشته بخش عمده یارانه در قالب ارز ترجیحی به واردات اختصاص مییافت که نهتنها قیمت کالا را برای مصرفکننده تثبیت نمیکرد، بلکه موجب ایجاد رانت و اختلال در بازار میشد. این واقعیت برای همه روشن است، اما دولت مدعی است که در الگوی جدید، علاوه بر حذف رانت واردکنندگان، وفور کالا نیز تضمین شده و در صورت افزایش قیمتها، یارانه متناسب با آن تنظیم میشود. در این زمینه وزیر تعاون به تجربه حذف یارانه واردات برنج اشاره کرده و گفته« زمانی که یارانه واردات این کالا حذف شد، قیمت برنج خارجی در بازار بین ۱۵۰ تا ۱۷۰ هزار تومان قرار گرفت که تفاوت چندانی با قیمتهای پیشین نداشت و فشار قابلتوجهی به مصرفکننده وارد نکرد، اما رانت پرداختی به واردکنندگان از بین رفت. این تجربه نشان داد انتقال یارانه از ابتدای زنجیره به مصرفکننده نهایی، هم شفافیت بیشتری ایجاد میکند و هم اثربخشی یارانه را افزایش میدهد.»
مساله این است که حذف رانت برنج که دولت ادعا کرده عملا منجر نشده که قدرت خرید مردم برای خرید برنج افازیش یابد، یعنی در ۵ ماه گذشته مردم برنج را گرانتر خریدند اما دولت کمکی به آنها در تامین این کالا نکرد و حتی در این زمان یارانه دهک ۸ و ۹ نیز حذف شد. البته دولت تاکید کرده در طرح جدید رویکرد جبران همان هزینه هاست، به همین دلیل این نقد بر دولت وارد است که می توانست این موضوع پرداخت یارانه یک میلیون تومان برای هر نفر را همزمان با حذف یارانه بگیرها می کرد، چراکه قطعا در میان همین دهک ها افرادی هستند که به کالابرگ نیاز دارند. به عبارت دیگر در مقطع کنونی تنها دهک ۱۰ هستند که از یارانه بی نیاز هستند همانطوری که بارها خود دولت نیز مدعی شده که ما برای توسعه چتر حمایت به ۹ دهک یارانه می دهیم، چون واقعیت این است که در شرایط کنونی دهک ۹ در ایران دیگر ثرتمند نیست.
سخنان اخیر احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، درباره تأثیر حذف ارز ترجیحی و اجرای کالابرگ الکترونیکی بر کنترل تورم در حالی مطرح میشود که دادههای رسمی مرکز آمار که تورم ۷۰ درصدی کالاهای اساسی را در آذر ماه نشان می دهد تصویر متفاوتی ارائه میکند. درواقع حذف ارز ترجیحی «وفور کالا» ایجاد نمی کند و همین موضوع نمیتواند فشار تورمی را کاهش دهد،
بر اساس گزارشهای رسمی، نرخ تورم نقطهبهنقطه در ماههای اخیر از حدود ۳۳ درصد سال گذشته به ۴۵ درصد در سال جاری افزایش یافته است که در شرایطی دلیلی جز انتظارات تورمی و حذف ارز ترجیحی نیست. این موضوع نشان میدهد تورم فعلی بیشتر ناشی، نااطمینانی ارزی و شوکهای روانی است و افزایش واقعی قیمت کالاهای وارداتی به تدریج نمایان می شود. اگر تنها با انتظارات تورمی چنین جهشی رخ داده، طبیعی است که با آشکار شدن اثر واقعی حذف ارز ترجیحی، فشار تورمی شدیدتری تجربه شود.
در حال حاضر گرانی ها نشان می دهد که عرضه کالاهای اساسی محدود است، هزینه واردات افزایش یافته، بازار با کمبود مواجه است و این عدم تعادل عرضه و تقاضا عامل گرانی است به همین دلیل وفور کالا وعده داده شده در عمل رخ نداده است. اگر وفور کالا وجود داشت، تورم خوراکیها نمیتوانست به چنین سطحی برسد. بنابراین حذف ارز ترجیحی باعث افزایش عرضه و کاهش فشار قیمتی می شود، در چنین شرایطی دولت باید ارزش کالابرگ را همچنان بالا ببرد.
از طرف دیگر باید توجه داشت که در سال ۱۴۰۴ درآمدهای ارزی ایران به دلیل تحریمها، محدودیت صادرات نفت و مشکلات انتقال پول کاهش یافته است. وقتی ارز کافی وجود ندارد، واردات افزایش نمییابد، عرضه کالا بیشتر نمیشود حال در چنینی شرایطی چرا وعده وفور کالا داده می شود؟ درواقع واردات کالاهای اساسی وابسته به ارز ارزان است و حذف ارز ترجیحی یعنی واردکننده باید در بهترین حالت کالا را با ارز گرانتر یعنی ۸۵ هزار تومانی تالار اول وارد کند؛ موضوعی که قیمت تمامشده را بالا میبرد، واردات را کاهش میدهد و کمبود کالا را تشدید میکند. تجربه سالهای اخیر نیز نشان داده حذف ارز ترجیحی همواره تورمزا بوده است. در سال ۱۴۰۱، با حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی، دولت وعده وفور کالا و کاهش تورم داد، اما نتیجه آن تورم خوراکیهای بالای ۹۰ درصد و چند برابر شدن قیمت مرغ، تخممرغ، روغن و لبنیات و … بود.
حال سوال دیگر این است که آیا کالابرگ الکترونیکی قدرت خرید مردم را حفظ میکند؟ زیرا مبلغ آن با افزایش قیمتها تنظیم نمیشود. هرچند وزیر کار مدعی است که ارزش آن با تورم تنظیم می شود. این سیاست جدید دولت در عمل تورم را مهار نمی تواند بکند، بلکه آن را به آینده منتقل میکند. قیمتها بالا میرود، دولت مبلغ کالابرگ را دیر به دیر افزایش میدهد و دوباره قیمتها بالا میروند. این چرخهای در نهایت بتواند تورم را تثبیت کند، نه اینکه کاهش دهد.
دولت نمی تواند به وعده اش عمل کند، چون افزایش مبلغ کالابرگ به معنای افزایش هزینه دولت است و این افزایش هزینه به کسری بودجه بیشتر، چاپ پول و تورم بالاتر منجر میشود. از سوی دیگر، کالابرگ بدون تامین کالای مورد نیاز بیاثر است، زیرا در شرایط کمبود کالا تیز، کالابرگ تنها صف خرید ایجاد میکند، قیمتها را در بازار آزاد بالا میبرد یا منجر به سهمیهبندی میشود.
دولت برای اثبات ادعای خود برای ثبات قیمت ها باید بازار را تنظیم کند یعنی شرایط تامین کالا را تسهیل کند تا قیمتها تغییر چندانی نکند. از طرف دیگر مثال قیمت برنج قابل تعمیم به سایر کالاهای اساسی نیست. برنج کالایی با بازار جهانی گسترده و واردات آسان است، در حالی که کالاهایی مانند مرغ، روغن، لبنیات و نهادههای دامی چنین ویژگیای ندارند. علاوه بر این، برنج سهم کوچکی در سبد خوراکی دهک های پایین جامعه دارد، اما کالاهای دیگر مانند لبنیات، سهم بسیار بیشتری دارند و حذف ارز ترجیحی آنها اثر تورمی بسیار بزرگتری ایجاد میکند.
بنابراین میتوان گفت ادعای وزیر کار درباره کاهش تورم با حذف ارز ترجیحی قابل اتکا نیست. تورم فعلی ناشی از انتظارات است و اثر واقعی حذف ارز ترجیحی هنوز در اقتصاد ظاهر نشده است. از آنجایی که تورم خوراکیها به ۷۰ درصد رسیده که نشانه کمبود کالا است، احتمال تکرار این مساله در سال آینده با وجود کالابرگ یک میلیون تومانی نیز وجود دارد. به ویژه اگر کشور با کمبود ارز مواجه باشد. از این رو قطعا کالابرگ تورم را مهار نمیکند و تنها آن را به آینده منتقل میکند. در چنین شرایطی، قطعا وزیر کار و رفاه اجتماعی باید پاسخگو باشد که چرا به جای مبارزه با رانت و فساد سیاست هایی را برای سفره مردم در نظر گرفتند که کارایی ندارد و هزینه ساز است؟
در حالی که نشانههای افزایش تنش میان ایران، آمریکا و اسرائیل هر روز پررنگتر میشود،…
اخیراً یک ربات هوش مصنوعی در این شبکه اجتماعی نوشته که نمیتوانم تشخیص دهم که…
در شرایط کنونی، سه دسته اصلی از نمادها را برای خرید قابل بررسی اند؛ از…
مردی که پس از آشنایی با یک زن جوان در ترکیه به او اعتماد کرده…
نوسان رمزارزها به صورت روزانه و هفتگی به صورت منفی بوده است این موضوع نشان…
پشتپرده تغییرات فدرال رزرو به سیاستهای ترامپ در ماههای گذشته برمیگردد که مخالف ثبات نرخ…