به گزارش سرمایه فردا، در دل جنگلهای هیرکانی، جایی که هزاران سال است درختان کهنسال در سکوت ایستادهاند، دشمنی تازهنفس و بیصدا در حال پیشروی است؛ دشمنی که نه با اره وارد شد و نه با آتش، بلکه با یک انتخاب ساده انسانی: کاشت یک گیاه زینتی. آروجیا، پیچندهای سبز و فریبنده، ابتدا در حاشیه ویلاها جا خوش کرد و حالا با سرعتی نگرانکننده در تار و پود جنگل تنیده میشود. این گیاه مهاجم، برخلاف ظاهر لطیفش، میتواند تاج درختان را خفه کند و اکوسیستمی را که میلیونها سال دوام آورده، در چند دهه دچار فروپاشی کند. امروز دیگر مسئله فقط یک آفت گیاهی نیست؛ مسئله این است که چگونه یک تصمیم کوچک انسانی، میتواند سرنوشت یک میراث طبیعی جهانی را تغییر دهد.
ویلاسازی فقط با اشغال عرصههای طبیعی بلای جان جنگلهای هیرکانی نشده است، بلکه گونهای که زینت بخش محوطه ویلاها بوده، حالا به معضلی جدید برای جنگلهای شمال بهویژه محدوده غربی این اکوسیستم منحصر به فرد تبدیل شده است. گویا دهه ۵۰ نخستین بذرهای آروجیا در محوطه ویلاها و شهرکهای شمال کشور کشت میشود و همین اقدام، آفتی را به جان جنگلها میاندازد که کنترل آن نیاز به صرف وقت و هزینه زیاد است. این گیاه زیبا که از خانواده خرزهره است، گیاهی سمی است که اگر به دور تاج درختان هیرکانی بپیچد، میتواند آنها را خفه کند.
آروجیا گیاهی است که از منشا آمریکای جنوبی و کشورهایی مثل آرژانتین و برزیل به ایران وارد شده و زیبای خفتهای است که به تدریج در حال بیدار شدن و ایجاد بحرانی بزرگ در جنگلهای شمال است.
آروجیا مهاجم خوش خط خالی است که برخی به آن انگور جنگلی هم میگویند. گیاهی پیچنده و زیبا اما مرگآور که فعالان محیط زیست نسبت به بیتوجهی به توسعه آن در اکوسیستمهای طبیعی بارها هشدار دادهاند. یزدانفر آهنگران قائممقام سابق دفتر حفاظت در شمال کشور در گفتوگو با «هفت صبح» درباره میزان توسعه این گیاه در جنگلهای هیرکانی توضیح میدهد که اکنون انتشار این گیاه به عمق جنگل رسیده و یک مقدار نگرانیها درباره توسعه آن بیشتر شده است.
به گفته آهنگران تخریب جنگل و تابش نور امکان توسعه این آفت را در عرصههای جنگلی تشدید کرده و با کنترل فیزیکی میتوان مانع توسعه آن شد. زیرا این گیاه میوهای به اندازه سیب یا فلفل دلمه بزرگ دارد که داخل آن بذر است. این بذرهای ریز به راحتی با باد جابهجا میشود و وقتی به خاک میرسد، به سرعت رشد کرده و دور درختان میپیچد.
به اعتقاد آهنگران، سازمان منابع طبیعی اگر بخواهد به راحتی میتواند این گیاه مهاجم را کنترل کند اما مسئله اصلی خواستن ادارات کل استانی است. باید آموزش در دستور کار قرار گیرد – البته در برخی مناطق، آموزش برای مبارزه با این گیاه شروع شده است-. باید قرقبانها و ماموران جنگل آموزش ببینند و درباره مکانهای درگیر به کارشناسان گیاهپزشکی گزارش برسد تا تعداد نیروها، ابزار و روش مبارزه توسط این کارشناسان تجویز شود.
او بیان میکند: اگر درختچه آروجیا از قسمت طوقه قطع شود، ۱۰ تا ۱۲ سالی طول میکشد که به مرحله رشد تا تاج برسد. بنابراین کنترل این گیاه راحت است و فقط باید کانونهای آلوده شناسایی شده و برنامهای برای کنترل آن داشته باشند.
گویا آروجیا گونه رطوبت دوستی است که در کنار رودخانهها و مناطق دارای رطوبت مناسب توسعه مییابد و خوشبختانه به دلیل کم بودن رطوبت در جنگلهای گلستان، آلودگی به آروجیا در این استان گزارش نشده است. اما آیا سازمان منابعطبیعی برنامهای برای کنترل این زیبای خطرناک دارد؟
علی دهقانی رئیس گروه گیاهپزشکی سازمان منابع طبیعی در گفتوگو با «هفت صبح» از وجود برنامه برای مبارزه با این آفت وارداتی خبر میدهد.
به گفته رئیس گروه گیاهپزشکی سازمان منابع طبیعی گسترش این گیاه عمدتا در گیلان و غرب جنگلهای هیرکانی است اما در ارسباران هم گزارش شده است. ساقه گیاه بالارونده و همیشه سبز است اما اگر پایهای برای پیچیدن گیر نیاورد، به صورت تودهای رشد میکند و به حیاتش ادامه میدهد به همین دلیل مبارزه با آن عزمی همگانی طلب میکند.
او با تاکید بر پایش دقیق در سطح ملی برای شناسایی مناطق آلوده، راه دستیابی به هدف را اطلاعرسانی و کار ترویجی معرفی میکند و خانههای محیط زیست سراسر کشور را جزء ظرفیتهایی میداند که میتوان از آن استفاده کرد. ضمن آنکه شهرداریها و دهیاریها هم باید وارد گود شوند زیرا گیاه آروجیا در پارکها هم میتواند توسعه یابد. بنابراین باید یک برنامه همگانی و هم افزایانه بین ادارات وجود داشته باشد.
آروجیا یا همان انگور جنگلی، آفتی است که از دهه ۵۰ با کشت در محوطه ویلاها به قلب جنگلهای هیرکانی راه یافت و اکنون با توسعه و پیچیدن دور درختان هیرکانی، در حال خفه کردن جنگلهای شمال است. کارشناسان بر این باورند که این گیاه رطوبت دوست به دنبال دخالت در جنگلها و افزایش نور، در حال توسعه است و راه مبارزه با آن افزایش اطلاعرسانی و حذف فیزیکی گیاه است. متاسفانه به دلیل فروش بذر گیاه با اهداف زینتی، انسان عامل اصلی توسعه این گیاه است و باید از مسیر اطلاعرسانی از تکثیر این گیاه سمی در منازل جلوگیری کرد
دهقانی از برگزاری وبیناری خبر میدهد که در آن آموزشهای لازم ارائه شده تا در فصل زمستان که کارها کمتر است، افراد نسبت به مبارزه فیزیکی با این گیاه اقدام کنند.
او هشدار میدهد که گیاه آروجیا شیره سمی و خطرناکی دارد که برای پوست و چشم مضر است، در نتیجه باید در زمان مبارزه فیزیکی با این گیاه، حتما از ماسک و دستکش استفاده شود. از آنجا که میوه درشت و پربذر گیاه وقتی میترکد ۲۰۰ تا ۴۰۰ بذر دارای کاکل (پر وَش) را رها میکند که به راحتی تا ۳۰ کیلومتر پراکنده میشود، باید تلاش کرد تا قبل از میوه دهی یعنی در فروردین و اردیبهشت گیاهان نورسته حذف شوند. اگر گیاه میوه داد، قبل از باز شدن میوه باید حذف مکانیکی انجام شود.
رئیس گروه گیاهپزشکی سازمان منابع طبیعی آمار دقیقی از وضعیت پراکنش گیاه آروجیا در جنگلها ارائه نمیدهد اما بر این باور است که این آفت در سطوحی به صورت جسته و گریخته وجود دارد و سال گذشته یک محوطه ۱۵ هکتاری در گیلان پاکسازی شده است.
او انسان را یکی از ناقلان اصلی آروجیا معرفی میکند. زیرا متاسفانه افراد به دلیل زیبایی ظاهری آن را قلمه میزنند، برخی فروشگاهها بذر این آفت را میفروشند و به این ترتیب آروجیا به خانهها راه مییابد. در حالی که این گونه سمی است و نباید در گلدان کشت شود. بنابراین آگاهی رسانی به افراد و ترویج اطلاعات درباره این گیاه زیبا اما پرخطر، میتواند به کنترل پراکنش آن کمک کند.
آروجیا بیش از آنکه یک آفت طبیعی باشد، محصول تصمیمهای نادرست انسانی است؛ از ویلاسازی بیضابطه تا فروش آزاد بذر یک گونه مهاجم. جنگلهای هیرکانی امروز تاوان بیتوجهی دیروز را میدهند و پرسش اصلی این است: آیا قبل از گسترش کامل این زیبای مرگآور، عزمی برای توقف آن شکل میگیرد؟
درختان سوزنی برگ از گذشتههای بسیار دور با اهدافی مختلف به جنگلهای طبیعی و جنگلکاریهای اطراف شهرها و روستاهای کشور وارد شده و امروز کاشت آنها مخالفانی هم دارند. کارشناسان بر این باورند که یک نسخه واحد برای استفاده از سوزنی برگان در جنگلکاریهای شهری نمیتوان پیچید و با توجه به شرایط روی زمین و سرشت گونهها باید نسبت به انتخاب گونه تصمیمگیری کرد.
سوزنی برگان خیلی در طبیعت ایران گسترش نیافتهاند. آمارهای موجود نشان میدهد که درختان سوزنی برگ کمتر از پنج درصد پوشش جنگلی کشور را شامل میشوند اما بعد از آنکه دخالتهای بشر در این اکوسیستمها افزایش یافته، سوزنی برگان با اهداف مختلف در جنگلهای طبیعی کشت میشوند. این درختان حتی به یکی از اجزای اصلی جنگلکاریهای حاشیه شهرهای بزرگی مثل تهران هم تبدیل شدهاند. کشت این گونهها چه مزیتهایی داشته و چرا پنج دهه قبل، با اقبال عمومی کارشناسی مواجه بوده است؟ چرا تصمیم گذشتگان درباره کشت سوزنی برگ، امروز با هجمههای مختلفی روبرو میشود؟
وحید اعتماد عضو هیئت علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران و جنگلشناس در این رابطه در گفتوگو با هفت صبح تاریخچه ورود سوزنی برگان به کشور را مرور میکند.
او ریشه اصلی تمایل به کشت سوزنیبرگان را تحصیل دانشجویان نخبه ایرانی در دانشگاههای آن سوی مرزها و حضور کارشناسان خارجی در ایران معرفی میکند. وقتی ندیالکوف که کارشناسی اروپایی بود، به ایران سفر میکند یا مهندس حسین سعیدی آشتیانی برای تحصیل در رشته جنگلداری شهری به آمریکا میرود، مجذوب درختان سوزنی برگی میشود که در ایران کم داشتیم. پروفسور تره گوبوف که استاد خارجی دانشگاه تهران بود، با هدف تولید چوب ۱۴ هکتار کاج سیلوستر در پایین جنگل آموزشی خیرودکنار نوشهر میکارد که طعمه جوانه خوار میشود. مدیالکوف در شرکت فریم مشغول به کار میشود و قطعات آزمایشی را در جنگلهای سنگده به کشت پیسهآ اختصاص میدهد زیرا در اروپا راش، کاج و پیسهآ کنار هم رشد میکردند. حتی در گرگان در طرح جنگلداری قپان هم مقدار زیادی سوزنی برگ کاشته میشود.
اعتماد میگوید که امروزه جنگلداری نزدیک به طبیعت نگاه دیگری به قضیه کشت گونههای سوزنی برگ دارد و با ورود هر گونه خارجی به جنگل موافق نیست. زیرا ما در ایران افرا، توسکا، گیلاس وحشی و نمدار داریم که رشد خیلی خوبی دارند و نیازی نیست که به واردات سوزنی برگان غیر بومی بپردازیم.
به گفته اعتماد، با آغاز طرحهای جنگلداری و تخریب جنگلی که حاصل شده بود، بسیاری از اساتید جنگلداری دستورالعملهایی برای واردات گونههای سوزنی برگ غیربومی مثل کاج پیسهآ، آبیس و این چیزها مینویسند اما امروز ما میدانیم که پیسهآ در جنگلهای شمال مغلوب گونههای بومی ایران شده است و نمیتواند مقاومت کند.
او البته کاملا با ورود سوزنی برگان سازگار با اقلیم ایران با انجام مطالعه دقیق و در صورت نبود اثرات منفی، با هدف افزایش تنوع زیستی در کشور مخالفتی ندارد اما یادآوری میکند که ما در ایران از نظر تنوع زیستی مشکلی نداریم و به اندازه کافی گونههای بومی خیلی خوب مثل ارس، سرخدار و زربین داریم. یک بازمانده اقلیمی از فیروزآباد فارس تا کناره کوه تفتان از سوزنیبرگان داریم که سازگاری خود را نشان داده و در تنگه صیدون کهگیلویه و بویراحمد مخلوط بلوط و سوزنی برگ در کنار هم مشاهده میشود.
این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران تمایل شدید به کشت گونههای سوزنی برگ در جنگلکاریهای شهری را به این دلیل میداند که کارشناسان به دنبال نمود کارهای خود هستند و هیچ وقت برای یک محیط شهری، درخت ارس نمیکارند که ۵۰ سال بعد فقط ۴ متر ارتفاع داشته باشند. کارشناسان این حوزه به دنبال گونههایی هستند که سریع رشد میکنند.
او با مرور تاریخچه توسعه کاج تهران در کشور میگوید: ۷۰۰ تا ۸۰۰ سال پیش، کشورهای شمال ایران، جزء مملکت ما بوده است. در دشت الدار گونه کاج ایرانی (تهران یا الدار) را داشتیم که به منطقه خراسان و بجنورد منتقل میشود. این کاج در دوره صفویه در جاهای مختلف کاشته میشود. این گونه مقاوم به خشکی را نمیتوان گونهای وارداتی قلمداد کرد.
البته او بر این باور است که برای جابجایی هر گونهای، حتی در داخل کشور، باید فعالیتهای پژوهشی انجام شده و سازگاری گونه و اثرات آن بر محیط اطراف، حتما مورد مطالعه قرار گیرد.
کامبیز طاهری آبکنار عضو هیئت علمی دانشگاه گیلان و جنگلشناس نیز در گفتوگو با هفت صبح، هرگونه اظهار نظر درباره کشت گونههای سوزنی برگ را منوط به آشنایی با سرشت گونهها میداند و اظهارات غیرکارشناسی درباره کشت گونههای سوزنی برگ را نادرست توصیف میکند.
او نیز دوره صفویه را زمان توسعه کاج تهران معرفی کرده و این گونه را مناسب برای کشت در مناطق خشک و نیمه خشکی مثل تهران، خراسانهای شمالی، جنوبی و رضوی میداند اما کاج تهران برای مناطق شمال کشور گزینه خوبی نیست زیرا با رطوبت مشکل دارد.
طاهری آبکنار مناسب نبودن شرایط این روزهای کاج تهران در پارکهای پایتخت را ناشی از حساسیت این گونه به آفات و آلودگی هوا اعلام میکند. زیرا وقتی کاج تهران در دوره قاجاریه در کشور توسعه مییابد، آلودگی هوا وجود نداشته و این گونه به خوبی رشد میکرده است اما با توجه به شرایط این روزها و واقعیتهای روی زمین، کاج تهران شاید گزینه بسیار خوبی برای تهران نباشد.
به گفته این عضو هیئت علمی دانشگاه گیلان، سرو نقرهای کشت شده در فضای سبز اطراف تهران، به دلیل اینکه این گونه متعلق به مناطق خشک و نیمه خشک آریزوناست و مقاوم به آفت است، گونهای قابل توصیه برای تهران است.
طاهری آبکنار درباره درختان سوزنی برگ وارداتی به جنگلهای شمال مثل کاج رادیاتا و تدا میگوید: این دو گونه سرنوشت متفاوتی داشتند. کاج رادیاتا به خاطر حمله آفت ابریشم باف ناجور نتوانست در شمال کشور باقی بماند و از طبیعت حذف شد اما کاج تدا با مناطق جلگهای شمال ایران همخوان شده است.
به اعتقاد این عضو هیئت علمی دانشگاه گیان، کاج مطبق که در فضای سبز از آن استفاده میشود، گونه مناسبی برای ایران نیست زیرا علاوه بر اینکه بسیار گران است، نسبت به سرما و شکستن شاخهها حساس است. کاج کاشفی هم اگرچه پایههای قدیمی در نیاوران و سعدآباد دارد اما به دلیل آلودگی هوا، دیگر شادابی لازم را در تهران ندارد.
در مجموع، تجربه چند دهه کشت سوزنیبرگان در ایران نشان میدهد که نه میتوان آنها را مطلقا مفید دانست و نه یکسره مضر. آنچه امروز محل نقد است، مبنای کارشناسی دقیقی ندارد اما میتوان گفت جنگلداری نوین و فضای سبز شهری نیازمند تصمیمهای مبتنی بر پژوهش، گونههای بومی و سازگار و پرهیز از نگاه نمایشی است. انتخاب آگاهانه گونهها، چه بومی و چه غیربومی سازگار، میتواند هم به پایداری اکوسیستم کمک کند و هم نیازهای انسانی را پاسخ دهد.
یکی از بازیکنان سابق فوتبال باشگاه استقلال تهران معتقد است که به نظر من ریکاردو…
گزارش عملکرد بیمه دی نشان میدهد اگرچه فروش حق بیمه رشد داشته، اما فشار سنگین…
عملکرد دهماهه بیمه کوثر در ظاهر از رشد فروش حکایت دارد، اما بررسی جزئیات نشان…
پیشبینی بازار رمز ارزها در مقطع کنونی بسیار دسوتر شده چون تمام بازارها خراب شده…
بازارهای مالی ایران در دومین هفته بهمن ۱۴۰۴ با موجی از نوسانات کمسابقه روبهرو شدند؛…
بازار سرمایه میان سایه جنگ و امید به صلح معلق مانده و تنها نوسانگیرها، چه…