پیش‌بینی نیلی از توافق تا تفاهم ژنو

پیش‌بینی نیلی از توافق تا تفاهم ژنو

در این گزارش، مسعود نیلی اقتصاددان به تحلیل عواملی می‌پردازد که محاسبات واشنگتن را تغییر داد و آینده این توافق را بررسی می‌کند.

به گزارش سرمایه فردا، یک سال پیش، مسعود نیلی در نشست هم‌اندیشی اقتصاد ایران، سناریوی «توافق محدود یا درگیری نظامی» را ترسیم کرد. سه هفته بعد، جنگ ۱۲ روزه آغاز شد. اما اکنون، پس از سه دوره درگیری و بسته شدن تنگه هرمز، ایران و آمریکا در آستانه امضای تفاهم‌نامه‌ای قرار گرفته‌اند که می‌تواند نقطه عطف جدیدی در تاریخ اقتصادی و سیاسی کشور باشد.

 

پیش‌بینی یک سال پیش؛ از توافق محدود تا جنگ تمام‌عیار

مسعود نیلی، اقتصاددان برجسته، در ابتدا به پیش‌بینی خود در نشست هم‌اندیشی اقتصاد ایران (اردیبهشت ۱۴۰۴) اشاره کرد و گفت: «من در آن جلسه گفتم که ایران و آمریکا در یک «ناحیه ناپایدار» قرار دارند؛ یا به یک توافق محدود می‌رسند یا اینکه شرایط به درگیری نظامی ختم می‌شود.» سه هفته بعد، جنگ ۱۲ روزه با حمله آمریکا و اسرائیل آغاز شد. نیلی با اشاره به این پیش‌بینی دقیق، افزود: «من در آن جلسه بر «اشتراک منافع» به عنوان عاملی تأکید کردم که می‌تواند از درگیری جلوگیری کند یا آن را به تعویق بیندازد.»

استراتژی آمریکا و اسرائیل؛ ترور و تخریب زیرساخت‌ها

نیلی با اشاره به استراتژی اولیه آمریکا و اسرائیل، گفت: «آنها تصور می‌کردند که با ترور مقامات ارشد ایران و حمله به زیرساخت‌های نظامی، انتظامی و امنیتی، و با تکیه بر نارضایتی‌های داخلی (مانند حوادث دی‌ماه)، می‌توانند ظرف چند هفته، تغییرات بزرگی را در ایران ایجاد کنند.» به‌گفته‌ی او، این استراتژی بر دو پیش‌فرض استوار بود: «تخریب کامل توان موشکی و پهپادی ایران» و «انفجار داخلی به دلیل نارضایتی‌های اجتماعی».

چهار عاملی که معادله را تغییر داد

نیلی تأکید کرد که چهار عامل، محاسبات آمریکا و اسرائیل را به‌کلی تغییر داد:

۱. بازدارندگی موشکی و پهپادی: «برخلاف تصور اولیه، توان موشکی و پهپادی ایران نه‌تنها از بین نرفت، بلکه با قدرت قبلی به کار خود ادامه داد و این موضوع، ضربه‌ای اساسی به پیش‌فرض نظامی آمریکا وارد کرد.»

۲. گسترش جنگ به حوزه خلیج فارس: «درگیری از مرزهای ایران فراتر رفت و کشورهای حاشیه خلیج فارس را تحت تأثیر قرار داد. این موضوع، متحدان منطقه‌ای آمریکا را نگران کرد و آنها را به واکنش واداشت.»

۳. بسته شدن تنگه هرمز: «بسته شدن این گذرگاه استراتژیک، بازار انرژی جهان را تحت تأثیر قرار داد و کشورهای مصرف‌کننده (اروپا، ژاپن و به‌ویژه چین) را به عنوان «آسیب‌دیدگان» وارد معادله کرد.»

۴. عدم وقوع اعتراضات داخلی: «پیش‌فرض دوم آمریکا (انفجار داخلی) نیز محقق نشد. مردم ایران در آن شرایط، وارد فاز اعتراضی نشدند و این موضوع، یکی از مهم‌ترین شکست‌های استراتژیک آمریکا بود.»

تغییر تاکتیک آمریکا؛ از فشار حداکثری به محاصره دریایی

نیلی با اشاره به تغییر رویکرد آمریکا پس از شکست پیش‌فرض‌ها، گفت: «آمریکا پس از آن، دو اقدام را در دستور کار قرار داد: «محاصره دریایی» برای محدود کردن تجارت خارجی ایران، و «حمله به زیرساخت‌های انرژی و صنعتی» (مانند نیروگاه‌ها، پتروشیمی‌ها و فولاد مبارکه).» اما در مقابل، ایران تهدید کرد که در صورت ادامه حملات، «زیرساخت‌های آب و انرژی کشورهای منطقه» را هدف قرار خواهد داد. این تهدید، ابعاد جنگ را به‌کلی تغییر داد و کشورهای منطقه را به صف آسیب‌دیدگان اضافه کرد.

شرایط جدید؛ از پیش‌فرض‌های شکست‌خورده تا تفاهم ژنو

نیلی در پایان، با اشاره به تفاهم‌نامه‌ای که قرار است در ژنو امضا شود، گفت: «این توافق، حاصل تغییر محاسبات هر دو طرف است. آمریکا فهمید که استراتژی اولیه (ترور و تخریب) کارایی ندارد و ایران نیز نشان داد که با بستن تنگه هرمز و تهدید زیرساخت‌های منطقه‌ای، اهرم‌های فشار قوی در اختیار دارد.» او تأکید کرد که «پایداری این توافق، به توانایی هر دو طرف در پایبندی به تعهدات و مدیریت «اشتراک منافع» بستگی دارد.» به‌گفته‌ی او، «اگرچه تفاهم ژنو یک نقطه عطف است، اما مسیر آینده همچنان با چالش‌هایی مانند «اختلاف‌نظر در تفسیر برخی بندها» و «رفتار اسرائیل به‌عنوان متغیر ناخواسته» همراه خواهد بود.»

توافقی که در سایه چهار شکست آمریکا شکل گرفت

تحلیل مسعود نیلی نشان می‌دهد که تفاهم ژنو، حاصل «شکست چهارگانه آمریکا و اسرائیل» است: شکست در تخریب توان نظامی ایران، شکست در محدود کردن جنگ به مرزهای ایران، شکست در مدیریت تنگه هرمز و شکست در تحریک اعتراضات داخلی. این چهار عامل، واشنگتن را به سمت مذاکره و پذیرش توافقی سوق داد که یک سال پیش، غیرقابل‌تصور به نظر می‌رسید. اما پایداری این توافق، در گرو مدیریت هوشمندانه چالش‌های آینده و تبدیل «اشتراک منافع» به یک واقعیت پایدار است.

تفاهم ژنو؛ از بن‌بست ترامپ تا چالش اسرائیل و معمای سیاست داخلی ایران

مسعود نیلی از تفاهم ژنو، او به بررسی عواملی پرداخت که آمریکا را به سمت مذاکره سوق داد، از جمله بن‌بست در محاصره دریایی و ناتوانی در اعزام نیروی زمینی. نیلی همچنین به چالش‌های پیش روی این توافق، از جمله نقش اختلال‌آفرین اسرائیل و «آشفتگی سیاست داخلی ایران» اشاره کرد و با یادآوری تجربه برجام، تأکید کرد که «پاشنه‌آشیل» این توافق، نه اقدامات خارجی، که «توانایی ایران در ایجاد نظم سیاسی داخلی» است.

بن‌بست آمریکا؛ از محاصره دریایی تا تهدید نیروی زمینی

نیلی با اشاره به وضعیت آمریکا در ماه‌های اخیر، گفت: «آمریکا در یک بن‌بست واقعی قرار گرفته بود. از یک سو، محاصره دریایی نمی‌توانست تنگه هرمز را باز کند و از سوی دیگر، اعزام نیروی زمینی به ایران، یک پروژه زمان‌بر و پرهزینه بود که با تجربه تلخ آمریکا در عراق و افغانستان در تناقض قرار داشت.» او افزود: «ترامپ از ابتدا اعلام کرده بود که نمی‌خواهد زمان زیادی را درگیر جنگ با ایران کند، چرا که چالش اصلی آمریکا، همچنان چین است.» به‌گفته‌ی او، «اگر آمریکا نیروی زمینی وارد می‌کرد، نه تنها با واکنش متقابل ایران مواجه می‌شد، بلکه کل دوره ریاست‌جمهوری ترامپ را صرف این جنگ می‌کرد.» این بن‌بست، تهران را نیز به این نتیجه رساند که تنها راه خروج از وضعیت فعلی، «مصالحه» است.

انطباق اهداف و ابزارها؛ معماری دو مرحله‌ای توافق

نیلی با اشاره به منطق پشت توافق، گفت: «دو طرف، دو هدف و دو ابزار داشتند که به‌خوبی با یکدیگر تطبیق یافت. برای ایران، «تنگه هرمز» یک ابزار بود و «رفع محاصره دریایی» یک هدف. برای آمریکا، «محاصره دریایی» یک ابزار بود و «بازگشایی تنگه هرمز» یک هدف. این انطباق، زمینه را برای مرحله اول توافق فراهم کرد.» او افزود: «مرحله دوم، یعنی «مذاکره بر سر موضوع هسته‌ای در ازای رفع تحریم‌ها»، پیچیدگی‌های بیشتری دارد و زمان‌بر خواهد بود، اما این دو مرحله، معماری اصلی توافق را تشکیل می‌دهند.»

اسرائیل؛ متغیر اصلی تهدیدکننده توافق

نیلی با اشاره به نقش اسرائیل، گفت: «اسرائیل از ابتدا هدف دیگری داشت و آن، ایجاد تغییرات بزرگ سیاسی در ایران بود. در حالی که این هدف محقق نشده، اسرائیل همچنان یک «عامل اختلال» فعال است.» او تأکید کرد: «اسرائیل ابزارهای زیادی برای تخریب این توافق در اختیار دارد و باید آن را به‌عنوان یک تهدید جدی در نظر گرفت.» با این حال، نیلی گفت که کشورهای منطقه (از جمله کشورهای حاشیه خلیج فارس)، اروپا و چین، از این توافق استقبال کرده‌اند و بعید است که آنها در جهت اختلال، اقدامی انجام دهند.

چالش داخلی؛ آشفتگی سیاسی، پاشنه‌آشیل توافق

نیلی با اشاره به مهم‌ترین تهدید داخلی، گفت: «بزرگ‌ترین چالش پیش روی این توافق، «آشفتگی سیاست داخلی ایران» است. ما در کشور، فاقد نهادهای مستحکم و چارچوب‌های روشن برای تصمیم‌گیری در مورد مسائل حیاتی هستیم و همین موضوع، باعث شده که هر توافقی، در داخل با دوگانگی و تقابل مواجه شود.» او با یادآوری تجربه برجام، گفت: «در آن زمان نیز، دو تفسیر کاملاً متضاد از دستاوردهای برجام ارائه می‌شد. یک گروه، آن را شکست و گروه دیگر، موفقیت می‌دانستند، در حالی که واقعیت، جایی در میان این دو بود.»

درس‌های برجام؛ وقتی کاهش قیمت نفت، توافق را نجات داد

نیلی با اشاره به یک نکته کمتر گفته‌شده درباره برجام، گفت: «در سال ۱۳۹۴، هم‌زمان با اجرایی شدن برجام، قیمت نفت به شدت کاهش یافت. این کاهش قیمت (حدود ۴۳ درصد)، به اندازه تحریم‌های سال‌های ۱۳۹۱-۱۳۹۲ (۴۵ درصد) سنگین بود. اگر برجام نبود، ایران با یک بحران اقتصادی بزرگ مواجه می‌شد، اما به دلیل فضای گشایش و امید ایجادشده، این کاهش قیمت نفت، آثار مخرب خود را نشان نداد.» او تأکید کرد: «این یک درس مهم است که توافق‌های سیاسی، حتی اگر ناقص باشند، می‌توانند به‌عنوان یک «سپر دفاعی» در برابر شوک‌های خارجی عمل کنند.»

آینده توافق؛ در گرو نظم سیاسی داخلی

نیلی، با اشاره به اینکه «پاشنه‌آشیل توافق، سیاست داخلی ایران است»، گفت: «اگر ما نتوانیم در داخل به یک «نظم سیاسی» برسیم که در آن، «حل مشکلات اقتصادی» و «کاهش تورم» به‌عنوان گفتمان غالب پذیرفته شود، هر توافقی، در معرض آسیب خواهد بود.» او تأکید کرد: «اسرائیل هرچه بخواهد اختلال ایجاد کند، اما اگر ما در داخل، به یک اجماع بر سر منافع ملی برسیم، می‌توانیم از این توافق به‌عنوان یک «نقطه عطف» برای توسعه استفاده کنیم.» نیلی با اشاره به اینکه «مردم ایران، تمایل به واقع‌بینی دارند»، ابراز امیدواری کرد که این توافق، زمینه‌ساز حل مشکلات اساسی کشور شود.

پس از تفاهم؛ از ضرورت مدارای داخلی تا احیای امید در جامعه فرسوده

در ادامه گفتگو، مسعود نیلی با اشاره به «نشانه‌های بلغ مدیریت سیاسی» در تصمیم‌گیری برای توافق، تأکید کرد که این نقطه، اگرچه مثبت است، اما برای تبدیل شدن به یک «خط پایدار»، نیازمند «نوسازی نظام حکمرانی» و «مدارای داخلی» است. او با یادآوری تجربه برجام و کاهش تورم به تک‌رقمی، هشدار داد که جامعه ایران پس از ۱۱ سال فشار روانی، نیازمند «امید» و «چشم‌انداز مثبت» است و اگر توافق نتواند به اصلاحات اقتصادی منجر شود، ممکن است به یک «توهم» تبدیل شده و زمینه را برای بحران‌های بعدی فراهم کند. در ادامه، مشروح این گفتگو را می‌خوانید.

نشانه‌های بلوغ مدیریتی؛ از تصمیم سخت تا امید به آینده

نیلی در پاسخ به سوالی درباره نشانه‌های مثبت در روند تصمیم‌گیری، گفت: «اینکه نظام حکمرانی ایران، پس از ۴۷ سال، حاضر شده است با بزرگ‌ترین دشمن خود، پای میز مذاکره بنشیند و توافقی را امضا کند، به‌تنهایی یک «نشانه از بلوغ مدیریت سیاسی» است.» او افزود: «حل مسائل داخلی، بسیار ساده‌تر از حل مسائل خارجی است و اگر این بلوغ در سیاست خارجی دیده می‌شود، می‌توان امیدوار بود که در سیاست داخلی نیز، گام‌های مشابهی برداشته شود.» با این حال، نیلی تأکید کرد که «نقطه» باید به «خط» تبدیل شود و این نیازمند «مشاهدات بیشتر» و «تداوم مسیر» است.

برندگان و بازندگان توافق؛ گروه‌های ذی‌نفع در دو سوی میدان

نیلی با اشاره به برندگان و بازندگان توافق، گفت: «هر گروهی که نفعش در جنگ و تنش باشد، طبیعتاً در نقطه مقابل این توافق قرار دارد.» او افزود: «از نظر سیاسی، گروه‌های تندرو که موجودیت خود را بر اساس ادامه تنش تعریف کرده‌اند، بازندگان اصلی هستند. از نظر اقتصادی نیز، کسانی که در کانال‌های غیررسمی و رانت‌های ناشی از تحریم فعالیت می‌کنند، با این توافق متضرر خواهند شد.» در مقابل، نیلی «جامعه فرسوده ایران» را برنده اصلی این توافق دانست و گفت: «مردمی که زیر خط فقر رفته‌اند و تورم سه‌رقمی را تجربه کرده‌اند، نیازمند یک نفس‌گیری هستند و این توافق، می‌تواند این فرصت را فراهم کند.»

تأخیر در تغییر مسیر؛ کشتی به جای دوچرخه

نیلی با استفاده از یک استعاره، به یکی از چالش‌های اصلی پساتوافق اشاره کرد: «اداره کشور، مانند «راندن کشتی» است، نه دوچرخه. وقتی فرمان دوچرخه را می‌چرخانید، مسیر فوراً تغییر می‌کند، اما در کشتی، تاخیر زیادی بین چرخاندن فرمان و تغییر مسیر وجود دارد.» او هشدار داد که جامعه ممکن است انتظار داشته باشد که پس از امضای توافق، شرایط فوراً بهبود یابد، در حالی که «ناترازی‌های عمیق اقتصادی» (برق، گاز، آب، بنزین و کسری بودجه) همچنان پابرجا هستند و ممکن است در ماه‌های آینده، تورم همچنان بالا بماند. نیلی با اشاره به تورم اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ (حدود ۹۵ درصد برای دهک اول و بیش از ۱۰۰ درصد در چهار استان)، گفت: «این اعداد، نشان می‌دهد که زخم‌های اقتصاد، عمیق‌تر از آن است که با یک توافق، فوری التیام یابد.»

توهم خطرناک؛ وقتی توافق، جای اصلاحات را نمی‌گیرد

نیلی یکی از خطرات بزرگ پساتوافق را «توهم» دانست و گفت: «اگر این توافق، به‌جای آنکه مقدمه‌ای برای اصلاحات اقتصادی باشد، به یک «توهم» تبدیل شود که همه مشکلات را حل کرده، خطرناک خواهد بود.» او افزود: «نرخ ارز ممکن است به دلیل انتظارات مثبت، کاهش یابد، اما با فعال شدن تقاضای تجاری (که در دوران محاصره غیرفعال بود)، ممکن است دوباره افزایش یابد. همچنین، تورم ماهانه ۲.۷ درصدی (اردیبهشت) به این معناست که حتی با فرض کاهش تورم از تیرماه، تا مهرماه، تورم نقطه‌به‌نقطه از ۶۰ درصد پایین‌تر نخواهد آمد.» به‌گفته‌ی او، این شرایط، به گروه‌های مخالف توافق، این فرصت را می‌دهد که بگویند: «دیدید که توافق هیچ تأثیری نداشت و تورم بالاتر رفت.»

شرط موفقیت؛ مدارای داخلی و نوسازی حکمرانی

نیلی با اشاره به تجربه برجام، گفت: «در سال‌های ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵، هم‌زمان با کاهش تنش‌های خارجی، یک «مدارای داخلی» نیز در سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی ایجاد شد و همین موضوع، باعث کاهش تورم به تک‌رقمی شد.» او تأکید کرد که «تنها کاهش تنش‌های خارجی کافی نیست» و «نظام حکمرانی باید یک «نوسازی اساسی» را تجربه کند تا بتواند از این فرصت، برای حل مشکلات داخلی استفاده کند.» به‌گفته‌ی او، «شنیده شدن صدای گروه‌های مختلف»، «افزایش مشارکت سیاسی» و «تمرکز بر حل مشکلات معیشتی»، از جمله گام‌های ضروری برای تبدیل این نقطه عطف به یک مسیر پایدار است.

جامعه فرسوده؛ نیاز به امید و چشم‌انداز مثبت

نیلی با اشاره به فرسودگی روانی جامعه پس از ۱۱ سال (از سال ۱۳۹۴ تاکنون)، گفت: «جامعه ایران، تشنه «امید» و «چشم‌انداز مثبت» است.» او افزود: «اگر این توافق، نتواند به بهبود محسوس در زندگی مردم منجر شود، ممکن است ناامیدی عمیق‌تری ایجاد کند.» او با اشاره به اینکه «حرف غالب در رسانه‌ها، باید به مسائل زندگی مردم تبدیل شود»، تأکید کرد که «ادامه حیات ایران، به عنوان یک کشور مستقل و متحد، در گرو «نوسازی حکمرانی» و «ایجاد نظم سیاسی مبتنی بر حل مشکلات اقتصادی» است.» نیلی در پایان، ابراز امیدواری کرد که «این توافق، نه یک نقطه پایان، بلکه آغاز یک مسیر جدید برای ایران باشد.»

 هشدار نیلی درباره تورم سه‌رقمی و ضرورت اولویت‌بندی معیشت

مسعود نیلی با اشاره به آمارهای تکان‌دهنده تورم (۸۳ درصد در اردیبهشت ۱۴۰۵ و بیش از ۱۰۰ درصد در چهار استان)، هشدار داد که «جامعه در یک گذار تورمی خطرناک قرار دارد» و اگر توافق ژنو به اصلاحات اقتصادی و «مدارای داخلی» منجر نشود، ممکن است تنش‌های اجتماعی (این بار از سمت فرودستان جامعه) دوباره شعله‌ور شود. او با تأکید بر اینکه «نظام حکمرانی باید یکپارچه، اولویت خود را حل معیشت مردم قرار دهد»، خواستار «تصمیمات سخت دیگر» برای جلوگیری از تکرار بحران‌های گذشته شد.

گذر تورمی؛ از ۳۰ درصد تا ۸۳ درصد در دو سال

نیلی با اشاره به شتاب فزاینده تورم در دو سال اخیر، گفت: «تا حدود دو سال پیش، تورم در دامنه ۳۰ درصد بود. اما در پنج ماه، به ۴۰ تا ۵۰ درصد، در آذر ۱۴۰۴ به ۶۰ درصد، در اسفند و فروردین به ۷۰ درصد و در اردیبهشت ۱۴۰۵ به ۸۳ درصد رسید.» او تأکید کرد که این «ماندگاری در نرخ‌های تورم بالا» بسیار خطرناک است و نشان می‌دهد که اقتصاد در یک «گذر تورمی» قرار دارد که کنترل آن، روزبه‌روز دشوارتر می‌شود.

شکاف عمیق استانی؛ تورم سه‌رقمی در استان‌های محروم

نیلی با اشاره به تفاوت فاحش تورم در استان‌های مختلف، گفت: «تورم تهران حدود ۶۹ درصد است، اما در استان‌های کردستان، کرمانشاه، ایلام و لرستان، تورم به بالای ۱۰۰ درصد رسیده است.» او افزود: «جالب اینجاست که همین استان‌ها، بالاترین نرخ بیکاری را نیز دارند. این یعنی «فقر و تورم» در این مناطق، به یک بحران مضاعف تبدیل شده است.» نیلی با اشاره به حوادث دی‌ماه ۱۴۰۴، هشدار داد که «اگر این شرایط ادامه یابد، ممکن است تنش‌های اجتماعی دوباره شکل بگیرد، اما این بار، از سمت «فرودستان جامعه» (و نه طبقه متوسط) خواهد بود.»

ارتباط تصمیمات اشتباه و عقوبت کنونی

نیلی با صراحت گفت: «ما در حال «عقوبت» یک عالمه تصمیمات اشتباه هستیم.» او تأکید کرد که «نظام حکمرانی باید بپذیرد که تنها اولویت کشور، «حل معیشت مردم» است و هیچ مسئله دیگری (سیاسی، امنیتی یا ایدئولوژیک) نباید بر این اولویت، سایه بیندازد.» به‌گفته‌ی او، «اگر این باور در عمل شکل بگیرد و جلسات عالی کشور، به حل ناترازی‌ها و کاهش کسری بودجه اختصاص یابد، می‌توان از این نقطه عطف، برای یک تحول پایدار استفاده کرد.»

تفاوت این نقطه عطف با گذشته؛ فرصتی برای نوسازی حکمرانی

نیلی با اشاره به نقاط عطف قبلی (انقلاب، جنگ، سازندگی، احمدی‌نژاد و برجام)، گفت: «این نقطه عطف، با همه موارد قبلی متفاوت است؛ زیرا نظام حکمرانی، یک «تصمیم بسیار سخت» (مذاکره با آمریکا) را گرفته است و این نشان از بلوغ دارد.» او افزود: «اما اگر این تصمیم سخت، با چند تصمیم سخت دیگر (مانند اصلاحات اقتصادی، کاهش کسری بودجه و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها) همراه نشود، این نقطه عطف، به یک «توهم» تبدیل خواهد شد و موج ناامیدی، بزرگ‌تر از قبل بازخواهد گشت.»

غلبه بر غرور و حفظ پیروزی؛ دعوت به مدارا

نیلی با اشاره به احساس غالب در جامعه (که «ما در این توافق شکست نخورده‌ایم»)، گفت: «این یک سرمایه بزرگ است که غرور ملی ما آسیب ندیده و مردم احساس پیروزی دارند. اما این سرمایه، بسیار شکننده است و ممکن است با رفتارهای نادرست داخلی (مانند تداوم سیاست‌های انقباضی یا بیتوجهی به معیشت)، از بین برود.» او تأکید کرد که «جامعه تشنه امید است و اگر مسئولان، این فرصت را برای شروع یک مسیر جدید استفاده نکنند، هیچ‌کس نمی‌تواند پاسخگوی عواقب آن باشد.»

 از تفاهم تا تحول، مسیری دشوار اما شدنی

تحلیل مسعود نیلی نشان می‌دهد که تفاهم ژنو، اگرچه یک پیروزی دیپلماتیک است، اما برای تبدیل شدن به یک «موفقیت پایدار»، نیازمند یک «جراحی بزرگ در داخل» است. او با اشاره به تورم سه‌رقمی، شکاف عمیق طبقاتی و فرسودگی جامعه، هشدار داد که «اگر این توافق، به بهبود محسوس در زندگی مردم منجر نشود، نه تنها مشکلات حل نخواهد شد، بلکه ممکن است به تشدید تنش‌های اجتماعی منجر شود.» نیلی در پایان، از مسئولان خواست که «با یکپارچگی و بدون نگاه‌های بخشی، تنها اولویت خود را حل معیشت مردم قرار دهند» و از جامعه نیز دعوت کرد که «با حفظ وحدت و امید، از این فرصت برای ساختن آینده‌ای بهتر استفاده کند.»

دیدگاهتان را بنویسید