حمیدرضا خالدی:صنعت گردشگری در تمام دنیا به «امنیت» گره خورده است؛ کافی است یک ترقه در یک منطقه توریستی در برود تا رزرو هتلها یکی پس از دیگری کنسل شود. حالا تصور کنید کشوری با پتانسیلهای تمدنی ایران، با چالشهای متعددی مانند جنگ و درگیریهای نظامی اخیر، ناآرامیهای دیماه و بمباران زیرساختها دست و پنجه نرم کند.چالشهایی که باعث شده تا این روزها صنعت گردشگری ما در وضعیتی قرار گیرد که نه میتوان نام آن را تعطیلی مطلق گذاشت و نه رونق همیشگی. گرچه کارشناسان معتقدند این دوره، یک دوره «گذار» است؛ دورهای که در آن نقشه سفرهای ایرانیها عوض شده، سلیقهها از هتلهای چندستاره به سمت خانههای روستایی چرخیده و مدیران دولتی با بودجههای چند ده هزار میلیاردی به دنبال نگه داشتن این کشتی نیمهغرق شده روی آب هستند.
آمارهای رسمی که از زبان انوشیروان محسنی بندپی، معاون گردشگری کشور شنیده میشود، به خوبی نشاندهنده این تغییر وضعیت است. در بازه زمانی ۲۵ اسفند تا ۱۵ فروردین، حدود ۳۰ میلیون مسافر در جادههای ایران جابهجا شدند. در نگاه اول شاید این عدد بزرگ به نظر برسد، اما وقتی آن را با سال گذشته مقایسه میکنیم، متوجه افت ۱۸ درصدی میشویم.اما ماجرا فقط کاهش آمار نیست؛ ماجرا تغییر «جنس سفر» است. محسنی بندپی صراحتاً میگوید که امسال سفرها ماهیت تفریحی نداشتند. با آغاز جنگ در نهم اسفندماه، مأموریت ستاد سفر از خدمات رفاهی به «مدیریت بحران» تغییر یافت. مردم نه برای دیدن جاذبهها، بلکه برای رسیدن به مناطق امن جابهجا شدند. جالب اینجاست که در اوج بمباران مخازن سوخت تهران و حمله به زیرساختها، ایستگاههای پمپبنزین و مراکز توزیع ارزاق عمومی به فعالیت خود ادامه دادند تا این کوچ بزرگ انسانی با کمترین مشکل انجام شود. در این میان، سهم اقامتگاههای رسمی و هتلها به عدد عجیب ۴ درصد رسید؛ یعنی مردم به جای هتل، یا به خانه اقوام رفتند یا در پناهگاهها و روستاهای امن اسکان یافتند.
جنگ فقط اقتصاد را هدف نمیگیرد؛ تمدن را هم نشانه میرود. تمدنی که یکی از اصلیترین دلایل سفرگردشگران است. آمارهای ارائه شده نشاندهنده یک فاجعه ملی در بخش میراث فرهنگی است. ۱۴۹ اثر تاریخی که شناسنامه تمدنی ایران محسوب میشوند، در جریان درگیریها آسیب دیدهاند. برآورد اولیه برای بازسازی این اماکن حدود ۷.۵ همت (هزار میلیارد تومان) است. نصب پرچمهای سفید بر فراز این آثار با هماهنگی یونسکو، نمادی از تلاش ایران برای حفاظت از تاریخ خود در برابر بمبارانها بود، اما حتی این پرچمها هم مانع از آسیب به زیرساختهایی مثل مدرسه میناب نشد.
در بخش خصوصی، فاجعه ملموستر است. شهادت ۱۷ نفر از کارکنان مجتمع بینراهی پاسارگاد زنجان در جریان حملات، زخمی است که به این سادگیها التیام نمییابد. ۶۴ واحد اقامتی و پذیرایی به صورت مستقیم هدف قرار گرفتهاند و خسارت فیزیکی این بخش ۵۶۰ میلیارد تومان برآورد شده است. اگر خسارتهای ناشی از تعطیلی و توقف فعالیتها را هم اضافه کنیم، با عدد ۱.۳ همت روبهرو میشویم که کمر بخش خصوصی را خم کرده است.
احمد دیناری، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خراسان شمالی در گفتوگو با «هفتصبح»، وضعیت فعلی را به دوره «نه جنگ و نه صلح» تشبیه میکند. او معتقد است که باید در این دوره آتشبس موقت، «تابآوری» صنعت را بالا برد. او میگوید: «آژانسهای مسافرتی ما اکنون در وضعیتی هستند که نه میتوانند توریست خارجی بیاورند و نه تورهای خروجی گرانقیمت بفروشند. پیشنهاد ما این است که به سمت ایرانگردی محلهای و منطقهای بروند. باید همان پتانسیلهای کوچک شهر و روستای خود را برای بومیها و مردم شهرهای دیگر تعریف کنند.
از طرفی، مدیران نباید نیروهای متخصص خود را تعدیل کنند؛ حفظ این نیروها با کاهش ساعت کاری یا توافق بر سر حقوق، بسیار حیاتی است تا وقتی شرایط عادی شد، دست ما از نیروی ماهر خالی نباشد.» او همچنین به نقش حیاتی تسهیلات بانکی اشاره میکند و میگوید اگر این وامها واقعاً پرداخت شود و به دست فعالان واقعی برسد، میتوان به گذر سلامت از این بحران امیدوار بود. اما او هم مثل بقیه نگران است؛ چون گردشگری اولین جایی است که در بحران آسیب میبیند، هرچند معتقد است که اولین جایی هم خواهد بود که بعد از صلح، دوباره قد راست میکند.
حبیبه نیکنسب، کارشناس حوزه گردشگری نیز، در گفتوگو با «هفتصبح» به لایه دیگری از این بحران اشاره میکند: «وضعیت اقتصادی و تورم». او میگوید حتی اگر جنگ هم نباشد، با بلیت هواپیمای ۱۵ میلیون تومانی برای یک مسیر رفت به ترکیه، دیگر سفرهای خارجی برای طبقه متوسط به یک رویا تبدیل شده است. وقتی فقط برای بلیت رفت و برگشت باید ۳۰ میلیون تومان هزینه کرد و با بقیه مخارج، یک سفر ساده برای هر نفر بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان هزینه برمیدارد، طبیعی است که آمارها سقوط کنند. نیکنسب میگوید: «مردم به خاطر بلاتکلیفی و کاهش توان مالی، دیگر به هتلهای چندستاره فکر نمیکنند. اکنون برنده بازی کسانی هستند که در روستاها خانه دارند یا اقوامی در شهرستانها. ما با پدیدهای روبهرو هستیم که در آن گردشگری از شکل صنعتی و لوکس خارج شده و به شکل سنتی و خانوادگی برگشته است.» این یعنی چرخ هتلهای بزرگ نمیچرخد، اما اقامتگاههای بومگردی به دلیل قیمت مناسبتر و امنیت بیشتر در مناطق دورافتاده، شلوغتر شدهاند.
اما ورای اعداد و ارقام میلیارد تومانی، یک خسارت بزرگتر در حال رخ دادن است که در هیچ ترازنامهای ثبت نمیشود: «تخریب روحیه جامعه». گردشگری در تمام دنیا یک کالای فانتزی نیست، بلکه یک «ریکاوری» حیاتی برای سلامت روان است.به گفته نیک نسب وقتی مردم به دلیل بلاتکلیفیِ ناشی از وضعیت نه جنگ و نه صلح و تورم افسارگسیخته خانهنشین میشوند، باید منتظر موجی از افسردگی و دلمردگی باشیم.نکته عجیب اینجاست که در این شرایط بحرانی، به جای حمایت بیشتر، شاهد حذف چراغخاموش مشوقها هستیم. نیکنسب به عنوان یکی از فعالان این حوزه به ما میگوید: «دولت به جای تشویق، حمایتهای خود را از اقشار متوسط و ضعیف دریغ کرده است. مثلاً بازنشستگان که قبلاً با تخفیف ۵۰ درصدی سفر میکردند، حالا با حذف کامل این تخفیفها روبهرو شدهاند؛ این بود هدیه دولت به این قشر صبور؟»
وی با ذکر مثال دیگری میگوید: «در حالی که مدارس و مراکز رفاهی باید پناهگاه معلمان در سفرها باشند، گزارشهای متعددی وجود دارد که این اماکن به بهانههای مختلف از پذیرش فرهنگیان خودداری میکنند تا اتاقها را با قیمت آزاد به مسافران متفرقه بفروشند. این بیزینس با امکانات رفاهی در شرایطی که مردم تحت فشار روانی جنگ هستند، نه تنها غیراخلاقی است، بلکه باعث میشود صنعت گردشگری به جای فرصت، به یک حسرت برای طبقه حقوقبگیر تبدیل شود.»
در مقابل این حجم از تخریب و رکود، دولت برنامههای سنگینی را روی میز گذاشته است. بهروز ندایی، معاون توسعه و منابع وزارت میراث فرهنگی، از یک جهش خیرهکننده در اعتبارات حمایتی خبر میدهد. این بودجه از ۵ همت در سال گذشته به ۴۵ همت در سال جاری رسیده است. این یعنی دولت میخواهد با تزریق نقدینگی، مانع از فروپاشی کامل بخش خصوصی شود. ایجاد معاونت سرمایهگذاری برای حمایت متمرکز از سرمایهگذاران و تکمیل پروژههایی مثل فرودگاه قم، از اقدامات زیرساختی در این مسیر است.
صالحیامیری، وزیر میراث فرهنگی هم از تدوین یک «برنامه ویژه پساجنگ» خبر میدهد. او میگوید با وزارت اقتصاد و بانک مرکزی هماهنگ شده تا بلافاصله پس از اعلام وضعیت سفید، طرحهای تشویقی برای رونق دوباره سفرها آغاز شود. آمارهای او هم تایید میکند که مردم به سمت مناطق امن کوچ کردهاند؛ مازندران با ۴.۸ میلیون و گیلان با ۳.۸ میلیون مسافر، در صدر مقاصد نوروزی بودند و ۴.۷ میلیون نفر هم زندگی در روستاها را تجربه کردند.
دولت معتقد است که راه نجات، بازگشت به روستاهاست. صرف ۶ همت بودجه برای اشتغال روستایی و معرفی ۲۹ هزار نفر برای دریافت تسهیلات، نشاندهنده این است که وزارت میراث فرهنگی میخواهد سبک زندگی روستایی، صنایعدستی، پوشاک و خوراک محلی را به عنوان محصول جدید گردشگری به بازار عرضه کند. این استراتژی نه تنها به توزیع ثروت کمک میکند، بلکه در زمان بحران که شهرهای بزرگ هدف هستند، امنیت گردشگر را هم تامین میکند.
با وجود تمام این تلخیها، مدیران دولتی همچنان خوشبین هستند. محسنی بندپی میگوید با وجود تمام ناآرامیهای دیماه و درگیریهای اخیر، ایران در سال ۱۴۰۴ توانست ۶ میلیون و ۲۰۰ هزار گردشگر خارجی را جذب کند. هرچند این عدد نسبت به سال قبل حدود ۱۷ درصد کاهش داشته، اما نشاندهنده این است که تمدن ایران همچنان برای دنیا جذاب است. هدفگذاری برای سال ۱۴۰۵، رسیدن به عدد ۱۵ میلیون گردشگر خارجی است. برای این کار، قرار است سالانه ۱۰۰ هتل جدید به ناوگان اقامتی کشور اضافه شود.
صنعت گردشگری ایران اکنون در یک «مانور بقا» قرار دارد. از یک سو خسارتهای میلیاردی به آثار تاریخی و از دست رفتن جان انسانها در مجتمعهای بینراهی، قلب این صنعت را به درد آورده و از سوی دیگر، بودجههای کلان و استراتژیهای جدید برای توسعه روستاها، امید را زنده نگه داشته است.
سریال با نمایش جاسوسان داخلی درباره تهدیدهای پنهان امنیت ملی و آسیبهای اجتماعی هشدار میدهد…
روانپزشکان معتقدند نمایش جذاب اعتیاد میتواند قبح ناهنجاریها را در ذهن مخاطبان از بین ببرد
جهاد کشاورزی میداند! به این ترتیب و بر اساس توضیح دستگاههای دولتی مختلف، گویا حفظ…
ایران با تکیه بر ۱۵ همسایه، روابط فرهنگی-اجتماعی گسستناپذیر، فعالسازی کریدورهای ریلی برای صادرات فرآوردههای…
لایحه جدید بازنشستگی میخواهد میانگین کل دوران کاری را جایگزین فرمول دو سال آخر خدمت…
نمایش آگنیتاژ به مسئله مهاجرت و پیامدهای آن در روابط خانوادگی میپردازد.