به گزارش سرمایه فردا، غروبهای رمضان همیشه لحظهای میان شتاب و آرامش بودهاند. ساعتی که شهر آهستهتر نفس میکشد و خانهها آماده یک توقف کوتاه میشوند. سالها افطار در ذهن ایرانیان تصویری ساده داشت. سفرهای سبک که هدفش بیشتر جمع شدن دور هم بود تا پر شدن شکم. چند دانه خرما، نان و پنیر، سبزی، چای و اگر امکانش فراهم میشد، کاسهای آش یا حلیم. همین سادگی بخشی از هویت ماه رمضان به شمار میآمد.
امروز همان سفره همچنان پهن میشود، اما با محاسبه دشوار هزینههای دور از دسترس. خانوادهها پیش از خرید، قیمتها را مرور میکنند، مقدارها را تغییر میدهند و گاهی حتی شکل افطار را دوباره طراحی میکنند. افطار هنوز آیینی مشترک است، با این تفاوت که اقتصاد حالا مهمان ثابت آن شده است.
خرما نخستین عنصر افطار است. انتخابی که هم سنتی است و هم تقریباً حذفناشدنی. زمانی خرید خرما سادهترین بخش آمادهسازی سفره محسوب میشد. اکنون یک بسته ۸۰۰ گرمی حدود ۳۵۰ هزار تومان قیمت دارد. اگر مصرف یک خانواده چهار نفره را حدود ۳۰۰ گرم در نظر بگیریم، هزینه همین شروع ساده، به حدود ۱۳۰ هزار تومان میرسد.این رقم نشان میدهد حتی ابتداییترین اجزای سفره نیز از موج افزایش قیمتها دور نماندهاند. بسیاری از خانوادهها مقدار مصرف را مدیریت میکنند تا بسته خرما چند شب بیشتر دوام بیاورد. تغییری کوچک که معنای اقتصادی بزرگی دارد.
نان همیشه پایه افطار بوده است. حضورش آنقدر بدیهی است که گاهی دیده نمیشود، اما حذف آن تقریباً غیرممکن است. برای یک افطار چهار نفره معمولاً یک تا دو نان سنگک یا معادل آن خریداری میشود و هزینه این بخش حدود ۸۰ تا ۱۰۰ هزار تومان خواهد بود. البته میتوان نان ارزانتر هم خرید اما به قیمت مقاومت در برابر فروش اجباری نان سنگک و توقف چند ساعته در صف نان ساده.
نان از آن کالاهایی است که تغییر قیمتش سریعتر از هر چیز دیگری احساس میشود. شاید به همین دلیل افزایش هزینه افطار پیش از هر چیز از همین نقطه به چشم میآید. جایی که سادهترین جزء سفره دیگر چندان ساده به نظر نمیرسد.
ترکیب نان و پنیر یکی از قدیمیترین تصاویر افطار ایرانی است. پنیر ساده کارخانهای ۴۰۰ گرمی حدود ۱۸۰ هزار تومان قیمت دارد و یک تکه پنیر تبریزی برای همین وزن به حدود ۳۰۰ هزار تومان رسیده است. انتخاب میان این دو، برای بسیاری از خانوادهها به تصمیمی اقتصادی تبدیل شده است.پنیر زمانی گزینهای اقتصادی به شمار میرفت، غذایی که همیشه در دسترس بود. امروز اما به یکی از اقلام قابل توجه سبد خوراکی تبدیل شده و مقدار مصرف آن در بسیاری از خانهها دقیقتر تنظیم میشود.
سبزی خوردن همیشه نقش همراه را داشته است. حضوری آرام که کمتر کسی به قیمت آن توجه میکرد. اکنون یک بسته ۲۰۰ گرمی سبزی حدود ۸۰ هزار تومان قیمت دارد. بستههای کوچک چند گرمی نشُسته هم قیمت مشابهی دارند. همین قلم کوچک نشان میدهد افزایش هزینهها فقط مربوط به کالاهای اصلی نیست. مجموع همین هزینههای به ظاهر جزئی است که عدد نهایی سفره را بالا میبرد.
برای بسیاری از خانوادهها، افطار بدون غذای گرم کامل نمیشود. آش رشته یا حلیم همچنان محبوبترین انتخابها هستند. قیمت هر پرس اکنون در نزدیکی دفتر هفتصبح بین ۲۰۰ تا ۲۳۰ هزار تومان است و برای چهار نفر باید حدود ۸۰۰ تا ۹۲۰ هزار تومان پرداخت. البته در شهرها و محلههای دیگر، قیمتها اندکی کمتر است. این تغییر شاید مهمترین نشانه تحول قیمتها باشد. غذایی که زمانی نماد سادگی و دسترسی عمومی بود، امروز بیشترین سهم هزینه افطار را به خود اختصاص داده است. بسیاری از خانوادهها خرید این غذاها را به شبهای خاص محدود کردهاند یا ترجیح میدهند آن را در خانه تهیه کنند.
زولبیا و بامیه بخشی از حالوهوای رمضان است. شیرینیای که حضورش یادآور غروبهای این ماه است. حداقل قیمت آن اکنون کیلویی ۵۵۰ هزار تومان است. اگر مصرف یک خانواده چهار نفره را حدود ۳۰۰ گرم در نظر بگیریم، هزینه این بخش نزدیک به ۱۶۵ هزار تومان خواهد شد.تغییر رفتار خرید در این بخش کاملاً محسوس است. بسیاری از مشتریان به جای خرید کیلویی، مقدارهای کوچکتر تهیه میکنند تا رسم باقی بماند و هزینه نیز کنترل شود.
چای شاید کمهزینهترین بخش افطار به نظر برسد، اما وقتی دقیقتر نگاه کنیم، داستان متفاوت میشود. قیمت هر کیلو چای خشک به حدود یک میلیون تومان رسیده است. برای یک قوری افطار معمولاً حدود ۱۵ گرم چای مصرف میشود؛ یعنی هزینه چای همان وعده حدود ۱۵ هزار تومان خواهد بود.این عدد کوچک نمونهای از هزینههای پنهان زندگی است؛ هزینههایی که در هر وعده ناچیز به نظر میرسند، اما در طول زمان اثر قابل توجهی میگذارند.
اگر اقلام پایه را کنار هم بگذاریم، تصویر روشن میشود. در مجموع، یک افطار ساده چهار نفره به رقمی نزدیک یک میلیون و ۶۴۰ هزار تومان میرسد؛ رقمی که بدون احتساب میوه، شربت، قند یا غذای اصلی محاسبه شده است. اضافه شدن همین اقلام معمول میتواند هزینه را بهراحتی به حوالی ۴ میلیون تومان برساند.
افزایش قیمتها فقط سفره را گرانتر نکرده، بلکه سبک خرید را هم تغییر داده است. خرید کمتر شده، مقدارها کوچکتر شدهاند و تهیه خانگی غذا دوباره رونق گرفته است. برخی خانوادهها افطارهای جمعی را محدود کردهاند و بعضی دیگر برنامه مهمانیها را سادهتر برگزار میکنند.این تغییرات آرام نشان میدهد اقتصاد چگونه بدون هیاهو وارد زندگی روزمره میشود و عادتهای قدیمی را بازتعریف میکند.
تورم در گزارشهای رسمی با درصد بیان میشود، اما مردم آن را در لحظههای شخصی حس میکنند. هنگام انتخاب میان دو نوع پنیر، هنگام کم کردن وزن شیرینی، هنگام تصمیم گرفتن برای دعوت یک مهمان. افطار به همین دلیل تبدیل به یکی از ملموسترین نشانههای وضعیت معیشت شده است. وعدهای که هر شب تکرار میشود و تغییرات اقتصادی را به زبان زندگی ترجمه میکند.
با وجود همه این تغییرات، افطار همچنان لحظهای برای توقف روز باقی مانده است. خانوادهها تلاش میکنند حالوهوای آن حفظ شود؛ حتی اگر سفره کوچکتر شده باشد. چای همچنان دم میکشد، خرما همچنان اولین لقمه است و صدای اذان همان آرامش آشنا را به خانهها میآورد.شاید تفاوت امروز با گذشته فقط در حضور پررنگ عددها باشد. عددهایی که آرام کنار بشقابها نشستهاند و روایت تازهای از زندگی خانوار ایرانی مینویسند. روایتی که هر غروب آغاز میشود و نشان میدهد حتی سادهترین سفرهها هم این روزها داستانی اقتصادی در دل خود نهفته دارند.
جریمه گرانفروشی برای هر پروندهای متفاوت است و بستگی دارد در چه بازه زمانی شرکت…
بازداشت پرنس اندرو در پی افشای ارتباطاتش با جفری اپستین، خاندان سلطنتی را با بحران…
دعای روز سوم ماه رمضان سه حرف اساسی دارد: اول، از خدا عقل بیدار و…
بررسی گزارشهای ۹ ماهه نشان می دهد که شرکتهای صنایع نساجی عملکرد خوبی داشتهاند و…
بسته خبری اسفند ۱۴۰۴ حکایت از این دارد که جامعه ایران چالشهای زیادی پیشروی خود…