با وجود ظرفیتهای بنیادی شرکتهای بزرگ، بورس در فضای سرد و ساکنِ رکود بهسر میبرد. بسیاری از نمادها به محدوده کف قیمتی رسیدهاند و عمق معاملاتی به شکل قابلتوجهی کاهش یافته است؛ گویی بازار نفسهای آخر را میزند.
اما ریشههای این وضعیت در کجا نهفتهاند؟
در چنین فضای بیثباتی، نرخ بهره حقیقی نیز جهش کرده؛ و پول، بیتابانه از بازار سهام کوچ کرده و به پناهگاه سپردههای بانکی پناه برده است. وقتی سود بانکی از تورم پیشی بگیرد، سرمایهگذاران ترجیح میدهند ریسک را کنار بگذارند و آسودگی را انتخاب کنند.
با این شرایط، آیا بازار سرمایه شانسی برای بازگشت دارد؟ شاید، اما تنها اگر اعتماد بازسازی شود، اطلاعات شفاف شود و سیاستهای اقتصادی و نظارتی در یک مسیر مشخص قرار گیرند.
تا آن زمان، سرمایهگذاران ممکن است نگاه خود را به بازارهای دیگر معطوف کنند:
آنچه مسلم است، سرمایهگذاران باید با چشمانی باز، نگاهی واقعگرا و استراتژیهای مدیریت ریسک، تصمیم بگیرند؛ زیرا آینده، به این زودیها قصد روشن شدن ندارد.
آن روز دوباره حال سیاوش بد بود و بیدلیل درگیری راه انداخت. او حین درگیری…
اکنون از تریبون رسانه ملی نسخههای مختلف میپیچند؛ روزی از جایگاه شورای عالی امنیت تصمیم…
پیش از این هم در مورد نسل طلایی از من پرسیدهاند؛ نسل طلایی یعنی چیزی…
بر خلاف گذشته، غرب قصد دارد با افزایش تولید نفت در مناطق امن خود (دریای…
از دیدگاه سیاستگذاران غربی، مشکلی که با این لابیگری ایجاد شده این است که پول…
هشدار زودهنگام قطعی برق ۱۴۰۵ درحالی داده شده که دولت اعلام کرده مردم برقشان را…