هدف‌گذاری شاخص بورس در ۱۴۰۵

هدف‌گذاری شاخص بورس در ۱۴۰۵

با توجه به عقب‌ماندگیِ ارزشِ دلاریِ بورس، پتانسیلِ رشدِ نرخِ ارز و الگوهایِ تکنیکیِ صعودی، به نظر می‌رسد که بازارِ سرمایه، در مسیرِ صعودیِ خود، با قدرتِ بیشتری حرکت خواهد کرد. هدفِ ۷.۲ تا ۷.۳ میلیون واحدی برایِ شاخصِ کل در بازه‌ی ۶ تا ۹ ماهه، یک هدفِ منطقی و قابلِ دسترس به نظر می‌رسد.

به گزارش سرمایه فردا، بازارِ سرمایه، صحنه‌ی یک نبردِ تمام‌عیار شده. نبردی که در آن، حقوقی‌ها، با خروجِ ۶۶۰ میلیارد تومانی از بازار، سیگنال‌هایِ متعددی را به سهامدارانِ خرد مخابره کردند. در طولِ روز، پنج بار، شیفتِ تقاضا و عرضه تغییر کرد و نشان داد که بازار، در یک حالتِ تعادلِ شکننده قرار دارد. از یک سو، نمادهایِ ارزنده‌ای مانند تاپیکو و ایران‌خودرو، با پتانسیلِ رشدِ ۵۰ تا ۶۰ درصدی، صف‌هایِ خریدِ سنگینی را تجربه کردند و از سوی دیگر، حقوقی‌ها، با فروشِ گسترده، زنگِ خطرِ یک اصلاحِ موقتی را به صدا درآوردند. تحلیلگران، با اشاره به رشدِ ۴۵ درصدیِ شاخصِ کل در دو هفته‌ی اخیر، بر این باورند که بازار، نیاز به یک اصلاحِ زمانی و قیمتی دارد. اما این اصلاح، به معنایِ پایانِ روندِ صعودی نیست؛ بلکه فرصتی است برایِ بازآراییِ پورتفو و خریدِ سهامِ ارزنده در کف‌هایِ قیمتی.

 پنج شیفتِ تقاضا و عرضه در یک روز

چهارشنبه، بازارِ سرمایه، روزِ پُرنوسانی را پشتِ سر گذاشت. از ساعتِ ۹:۴۸ دقیقه، عرضه از تقاضا پیشی گرفت، اما در ساعتِ ۱۰، تقاضا، دوباره اوج گرفت و سپس، در ساعتِ ۱۰:۲۰، عرضه، بار دیگر، بر تقاضا غلبه کرد. این نوسانات، تا پایانِ روز، پنج بار تکرار شد و نشان داد که بازار، در یک حالتِ تعادلِ شکننده قرار دارد و نه خریداران، توانِ غلبه بر فروشندگان را دارند و نه فروشندگان، می‌توانند بازار را به نفعِ خود، کنترل کنند.

 نمادهایِ ارزنده؛ در صف‌هایِ خرید و فروش

در این میان، برخی نمادهایِ ارزنده، مانند تاپیکو و ایران‌خودرو، چندین بار، صف‌هایِ خریدِ سنگینی را تجربه کردند. تاپیکو، که به نظر می‌رسد از این نقطه، پتانسیلِ رشدِ حداقل ۵۰ تا ۶۰ درصدی را در میان‌مدت دارد، با وجودِ رشدِ ۷۷ درصدیِ پس از جنگ، همچنان ارزنده به نظر می‌رسد. اما نوساناتِ بازار، نشان داد که حتی این نمادهایِ قوی نیز، از تصمیماتِ حقوقی‌ها، مصون نیستند.

 خروجِ ۶۶۰ میلیاردی حقوقی‌ها؛ سیگنالیِ قوی

امروز، کدهایِ حقوقی، حدود ۶۶۰ میلیارد تومان از بازار خارج کردند. این خروجِ نقدینگی، در کنارِ فروشِ گسترده‌ی حقوقی‌ها در ساعاتِ پایانیِ روز، یک سیگنالِ قوی را به بازار مخابره کرد. حقوقی‌ها، که در ساعاتِ اولیه‌ی روز، حدود ۶۲۰ میلیارد تومان خرید کرده بودند، در ساعاتِ بعدی، نه تنها خریدِ جدیدی نداشتند، بلکه همان سهامِ خریداری‌شده را نیز فروختند. این رفتار، نشان می‌دهد که حقوقی‌ها، به دنبالِ نقد کردنِ سودهایِ خود و خارج شدن از بازار، حداقل به صورتِ موقت، هستند.

 اصلاحِ موقتی؛ منطقی و قابل‌پیش‌بینی

با توجه به رشدِ ۴۵ درصدیِ شاخصِ کل (معادلِ یک میلیون و ۶۷۵ هزار واحد) در دو هفته‌ی اخیر، به نظر می‌رسد که بازار، نیاز به یک اصلاحِ کوچک و موقتی دارد. این اصلاح، می‌تواند به صورتِ یک حرکتِ ۱۰ تا ۱۵ روزه و حتی تا یک ماهه، خود را نشان دهد. اما این اصلاح، به معنایِ پایانِ روندِ صعودی نیست؛ بلکه یک تنفسِ طبیعی برایِ بازار است تا سودهایِ انباشته‌شده را جمع‌آوری کند و برایِ موجِ بعدیِ صعود، آماده شود.

 استراتژیِ پیشنهادی؛ تقسیمِ نقدینگی، کلیدِ موفقیت

در چنین شرایطی، بهترین استراتژی، تقسیمِ نقدینگی است. سرمایه‌گذاران، می‌توانند حدودِ نیمی از پورتفویِ خود را نقد کنند و با نیمی دیگر، در بازار باقی بمانند. اگر بازار، به رشدِ خود ادامه دهد، با آن نیمی که نگه داشته‌اند، سود می‌برند و اگر بازار، اصلاح کند، با نقدینگیِ در دست، می‌توانند در کف‌هایِ قیمتی، خریدهایِ خوبی انجام دهند.

به عنوانِ مثال، اگر سرمایه‌گذاری، ۵۰۰ میلیون تومان سرمایه داشته باشد و این مبلغ، به یک میلیارد تومان رسیده باشد، می‌تواند ۵۰۰ میلیون تومان را نقد کند و ۵۰۰ میلیون تومان را در بازار نگه دارد. اگر بازار، ۲۰ درصد ریزش کند، با ۵۰۰ میلیون تومان نقد، می‌تواند سهامِ ارزنده را خریداری کند و با بازگشتِ بازار، سودِ بیشتری را کسب کند.

 اهمیتِ سیستمِ معاملاتی؛ خروج، یک تصمیمِ سیستمی

تأکید می‌کنم که تصمیماتِ معاملاتی، باید بر اساسِ یک سیستمِ معاملاتی اتخاذ شوند، نه بر اساسِ احساسات و پیش‌بینی‌هایِ ذهنی. من برایِ ورود به بازار، شش فاکتور را بررسی می‌کنم و برایِ خروج، سه فاکتور. امروز، هر سه فاکتورِ خروج، فعال شده‌اند و به همین دلیل، سیگنالِ خروج، صادر شده است. این، یک تصمیمِ سیستمی است و نه یک تصمیمِ احساسی.

بازارِ سرمایه، در مسیرِ صعودیِ خود قرار دارد، اما در کوتاه‌مدت، با یک اصلاحِ موقتی مواجه خواهد شد. این اصلاح، فرصتی است برایِ سرمایه‌گذارانِ هوشمند تا با تقسیمِ نقدینگی و خریدِ سهامِ ارزنده در کف‌هایِ قیمتی، سودِ بیشتری را کسب کنند. اما به یاد داشته باشید که هیچ‌کس، آینده‌ی بازار را به طورِ قطعی نمی‌داند و تصمیماتِ معاملاتی، باید بر اساسِ یک سیستمِ مشخص و با مدیریتِ ریسک، اتخاذ شوند.

بورس در مسیرِ ۷.۳ میلیون واحدی؛ هدفِ ۹ ماهه‌ی شاخص کل از نگاهِ تکنیکال

گاردِ صعودیِ بازار، بر همگان روشن و مبرهن است. اما سؤالِ اصلی، این است که این صعود، تا کجا پیش خواهد رفت؟ با توجه به نرخِ دلار که مطابقِ ارزیابی‌هایِ ارزشِ برابریِ قدرتِ خرید (PPP)، خود را در بازه‌ی یک‌ساله، به ۲۰۰ تا ۲۲۰ هزار تومان خواهد رساند، بازارِ سرمایه، در مقایسه با سایرِ بازارها، بسیار عقب است. این عقب‌ماندگی، با مقایسه‌ی ارزشِ دلاریِ بورس در سطحِ جاری (حدود ۱۰۰ میلیارد دلار) با سقفِ تاریخیِ آن در سالِ ۹۹ (۴۳۴ میلیارد دلار)، به خوبی قابلِ مشاهده است. اما الگوهایِ تکنیکی، چه می‌گویند؟ پس از بازگشاییِ بازار در بعد از جنگ، هدفِ اولیه‌ی شاخصِ کل، در قالبِ الگویِ اسپایک یا V، حدود ۵.۶ میلیون واحد عنوان شد. حالا، با ارزیابیِ جدید و مشخص‌شدنِ الگویِ جدید در ادامه‌ی حرکتِ صعودیِ بازار، که از نوعِ الگوهایِ صعودیِ قدرتمندِ کلاسیک، یعنی پرچم (Flag) است، هدفِ شاخصِ کل را در بازه‌ی ۶ تا ۹ ماهه، حدود ۷.۲ تا ۷.۳ میلیون واحد ارزیابی می‌کنم

 فاصله‌ی ۳۳۰ میلیارد دلاری تا سقفِ تاریخی

یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها برایِ سنجشِ ارزندگیِ بازارِ سرمایه، ارزشِ دلاریِ آن است. ارزشِ دلاریِ بورسِ تهران، در سطحِ جاری، حدود ۱۰۰ میلیارد دلار است. این رقم، در مقایسه با سقفِ تاریخیِ خود در سالِ ۱۳۹۹ (حدود ۴۳۴ میلیارد دلار)، فاصله‌ی بسیار زیادی دارد. به عبارتِ دیگر، بازارِ سرمایه، نسبت به گذشته، بیش از ۷۰ درصد، ارزان‌تر شده است.

رئیسِ فعلیِ سازمانِ بورس، در ابتدایِ تصدیِ خود، از بورسِ ۳۰۰ میلیارد دلاری سخن می‌گفت. این موضوع، نشان می‌دهد که حتی از نگاهِ مقاماتِ ارشد، بازارِ سرمایه، پتانسیلِ رشدِ بسیار زیادی دارد.

 نرخِ ارز و ارزشِ برابریِ قدرتِ خرید (PPP)

با توجه به نرخِ ارز که مطابقِ ارزیابی‌هایِ ارزشِ برابریِ قدرتِ خرید (PPP)، خود را در بازه‌ی یک‌ساله، به ۲۰۰ تا ۲۲۰ هزار تومان خواهد رساند، بازارِ سرمایه، در مقایسه با سایرِ بازارها، بسیار عقب است. این عقب‌ماندگی، به این معناست که قیمتِ سهام، هنوز خود را با نرخِ واقعیِ ارز، تطبیق نداده است و پتانسیلِ رشدِ قابل‌توجهی دارد.

 الگوهایِ تکنیکی؛ هدفِ ۷.۳ میلیون واحدی

پس از بازگشاییِ بازار در بعد از جنگ، هدفِ اولیه‌ی شاخصِ کل، در قالبِ الگویِ اسپایک یا V، حدود ۵.۶ میلیون واحد عنوان شد. این هدف، با موفقیت، محقق شد و بازار، از آن سطح، عبور کرد.

حالا، با ارزیابیِ جدید و مشخص‌شدنِ الگویِ جدید در ادامه‌ی حرکتِ صعودیِ بازار، که از نوعِ الگوهایِ صعودیِ قدرتمندِ کلاسیک، یعنی پرچم (Flag) است، هدفِ شاخصِ کل را در بازه‌ی ۶ تا ۹ ماهه، حدود ۷.۲ تا ۷.۳ میلیون واحد ارزیابی می‌کنم. این الگو، نشان‌دهنده‌ی تداومِ روندِ صعودی و قدرتِ بالایِ خریداران است.

 نوسانات در مسیر؛ طبیعی و قابل‌انتظار

البته، این مسیر را مستمر و پیوسته صعودی طی نخواهد کرد و در طولِ مسیر و متناسب با تحولات، نوسان را شاهد خواهیم بود. این نوسانات، کاملاً طبیعی و قابل‌انتظار هستند و نباید سرمایه‌گذاران را از هدفِ اصلی، منصرف کنند.

 یک تحلیلِ تکنیکال، نه یک پیش‌بینیِ شهنازی!

تأکید می‌کنم که این تحلیل، یک تحلیلِ تکنیکالِ مبتنی بر الگوهایِ کلاسیک است و نه یک پیش‌بینیِ شهنازی! زیرا من برایِ این هدف، پارامترِ زمان را مشخص کرده‌ام (بازه‌ی ۶ تا ۹ ماهه) و این، تفاوتِ اساسیِ آن با پیش‌بینی‌هایِ غیرواقعی است.

با توجه به عقب‌ماندگیِ ارزشِ دلاریِ بورس، پتانسیلِ رشدِ نرخِ ارز و الگوهایِ تکنیکیِ صعودی، به نظر می‌رسد که بازارِ سرمایه، در مسیرِ صعودیِ خود، با قدرتِ بیشتری حرکت خواهد کرد. هدفِ ۷.۲ تا ۷.۳ میلیون واحدی برایِ شاخصِ کل در بازه‌ی ۶ تا ۹ ماهه، یک هدفِ منطقی و قابلِ دسترس به نظر می‌رسد. با این حال، سرمایه‌گذاران باید همواره نوساناتِ بازار را در نظر داشته باشند و با مدیریتِ ریسک، اقدام به سرمایه‌گذاری کنند.

 

دیدگاهتان را بنویسید