رفتن به محتوای اصلی
شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

محاسبه کرک اسپرد چگونه است؟

۱۴۰۵-۰۵-۲۴ ۰۱:۳۰ modir 0
اشتراک‌گذاری:
پیش از آنکه حتی یک ریال در سهام پالایشی سرمایه‌گذاری کنید، یا یک خط تحلیل بنویسید، یک سؤال ساده از خودتان بپرسید: آیا می‌توانید این عدد را روی کاغذ خودتان دربیاورید؟ بسیاری از فعالان بازار سرمایه، با شنیدن خبر افزایش قیمت نفت، بلافاصله به سمت سهام پالایشی هجوم می‌برند. اما این یک خطای ساده‌انگارانه و رایج است. نفت گران شد، لزوماً به معنای سودآوری بیشتر پالایشگاه‌ها نیست. حاشیه سود این صنعت، نه به قیمت نفت خام، بلکه به فاصله میان ارزش خوراک و ارزش فرآورده بستگی دارد. این فاصله، که با نام «کرک اسپرد» شناخته می‌شود، تعیین‌کننده اصلی سودآوری پالایشگاه‌ها است. در این گزارش، روشی ساده و بدون نیاز به اشتراک‌های پولی را برای محاسبه این شاخص کلیدی آموزش می‌دهیم. در ادامه، این گزارش تفصیلی را مرور می‌کنیم.

به گزارش سرمایه فردا، برای درک مفهوم کرک اسپرد، یک نانوایی را تصور کنید. نانوا آرد می‌خرد، نون می‌پزد و می‌فروشد. سود او نه به قیمت آرد بستگی دارد و نه به قیمت نان؛ بلکه به فاصله میان این دو وابسته است. پالایشگاه‌ها نیز با همین منطق کار می‌کنند، اما با یک تفاوت مهم در ایران: پالایشگاه در اینجا نه نفت خام می‌خرد و نه فرآورده می‌فروشد؛ بلکه بیشتر شبیه یک «حق‌العمل‌کار» است. خوراک نفت را تحویل می‌گیرد، بنزین و گازوئیل تحویل می‌دهد و در ازای آن، یک دستمزد مشخص برای پالایش دریافت می‌کند. همین فاصله میان ارزش خوراک و ارزش فرآورده، همان «کرک اسپرد» را می‌سازد که حاشیه سود پالایشگاه را تعیین می‌کند. هرچه این فاصله بیشتر باشد، پالایشگاه سود بیشتری نصیبش می‌شود.

برای محاسبه کرک اسپرد، نیازی به اشتراک‌های پولی یا سایت‌های ویژه ندارید. فقط با یک جستجوی ساده و چند ضرب و تقسیم، خودتان می‌توانید این عدد را درآورید. برای شروع، این سه عدد را پیدا کنید؛ همه‌ی سایت‌های داخلی و خارجی این اعداد را به‌صورت رایگان در اختیار شما قرار می‌دهند:

· نفت WTI: حدود ۷۰ دلار هر بشکه

· بنزین: حدود ۳ دلار هر گالن

· گازوئیل: حدود ۹۷۰ دلار هر تن

 همه اعداد را به یک واحد تبدیل کنید

یک قانون کلی در صنعت نفت وجود دارد: هر بشکه معادل ۴۲ گالن است. پس ابتدا باید بنزین و گازوئیل را هم به بشکه تبدیل کنیم:

· گازوئیل را از تن به بشکه تبدیل کنید، می‌شود ۱۳۰ دلار.

· ارزش بنزین یک بشکه: ۳ ضرب‌در ۴۲، می‌شود ۱۲۶ دلار.

· میانگین ارزش فرآورده‌ها: (۱۲۶ + ۱۳۰) ÷ ۲ = ۱۲۸ دلار. این عدد، ارزش کل فرآورده‌هایی است که از یک بشکه نفت تولید می‌شود.

حالا تنها کاری که باید بکنید، یک تفریق ساده است: ۱۲۸ دلار منهای ۷۰ دلار = حدود ۵۸ دلار. تمام! همین ۵۸ دلار، همان «کرک اسپرد» است؛ سودی که پالایشگاه از هر بشکه نفت نصیبش می‌شود.

 کرک اسپرد چه چیزی به ما می‌گوید؟

وقتی این عدد را داشته باشیم، دیگر برایمان مهم نیست که نفت ۶۸ دلار است، ۷۰ دلار است یا هر عدد دیگر. چشم ما فقط به همان حاشیه سود است، چون داستان اصلی همان‌جا است:

· بالای ۵۰ دلار باشد، یعنی دوره‌ی خوب پالایشگاه‌هاست. تقاضا برای سوخت بالاست و اقتصاد دارد خوب می‌چرخد.

· زیر ۲۰ دلار باشد، یعنی فشار و رکود. مصرف افت کرده و بازار سرد و در رکود است.

با عدد امروز، یعنی ۵۸ دلار، ما در یک بازار داغ و پرتقاضا هستیم؛ به همین خاطر انتظار از سود پالایشگاه‌ها هم بالا رفته است.

البته این را هم باید در نظر داشت: این اختلاف، غیرطبیعی و موقتی است و در آینده تعدیل می‌شود. حتی اگر این شرایط ادامه پیدا کند، ممکن است دولت در فرمول پالایشگاه‌ها تغییراتی ایجاد کند. به هر حال، نمی‌شود که دولت کسری بودجه داشته باشد اما پالایشگاه‌ها در ناز و نعمت باشند، می‌شود؟

دفعه‌ی بعد که در اخبار شنیدید «نفت گران شد» یا «نفت سقوط کرد»، فریب تیترها را نخورید. گوشی خود را بردارید، سه عدد را پیدا کنید، یک ضرب و تفریق ساده بزنید و از خودتان بپرسید: پالایشگاه‌ها الان چقدر دارند سود می‌کنند؟  

 ایستادگی بازار در برابر موج عرضه و شایعات سیاسی

بازار سرمایه ایران در روزهای اخیر، یک کام‌بک قدرتمند و معنادار را تجربه کرد. در حالی که معاملات با فشار فروش سنگین، به‌ویژه در صنعت پالایشی آغاز شد و درصد نمادهای منفی از مثبت پیشی گرفت، اما با گذشت زمان، روند بازار به‌تدریج متعادل شد. در اواخر زمان معاملات، شایعه تمدید فرمول خوراک و فرآورده‌های صنعت پالایش تا پایان امسال، که از سوی رئیس انجمن درخواست شده بود، بازار را به سمت مثبت سوق داد و کام‌بک تکمیل شد. در این گزارش جامع، نگاهی داریم به نقش کلیدی صنعت پالایش در بازار، تحلیل رفتار معامله‌گران، مقایسه شرایط فعلی با بحران سال ۹۹ و استراتژی‌های سرمایه‌گذاری در روزهای پیش‌رو. در ادامه، این گزارش تفصیلی را مرور می‌کنیم.

بورس یک کام‌بک تجربه کرد. شروع معاملات همراه با فشار فروش، خصوصاً در صنعت پالایشی بود و حتی درصد نمادهای منفی بیش از نمادهای مثبت بود. اما با گذشت زمان، رفته‌رفته بازار متعادل و مثبت شد. در اواخر زمان معاملات، با شایعه تمدید فرمول خوراک و فرآورده‌های صنعت پالایش تا پایان امسال (که البته فعلاً از سوی رئیس انجمن درخواست شده)، کام‌بک تکمیل شد و با ثبت ارزش معاملات ۳۷ همتی و صف خرید ۱۶ همتی در پایان بازار، ۷۲ درصد از نمادها در محدوده‌ی مثبت بسته شدند تا روز سبز به پایان برسد. اما یک نکته‌ی مهم کام‌بک امروز، درصد نمادهایی بودند که قیمت آخرین معامله‌ی آن‌ها بالاتر از قیمت پایانی بود. تقریباً ۶۵ درصد نمادها در پایان معاملات، قیمت‌هایی بالاتر از میانگین قیمت امروز خودشان را تجربه کردند.

لازم است بازهم یادآوری کنم که قبلاً در مورد افزایش ارزش معاملات در این روزهای بورس به دلیل عدم تعیین‌تکلیف نتیجه‌ی مذاکرات صحبت شده بود. برخی ابهامات درون‌بازاری مثل فرمول پالایشی‌ها به عنوان مهم‌ترین صنعت بورس در حال حاضر نیز نوسان بیشتری به این شرایط مبهم می‌دهد. حالا سوال این است، آیا کام‌بک امروز تکمیل می‌شود و روند صعودی ادامه پیدا می‌کند؟ به نظر می‌رسد، اولین شرط کاهش ابهام است و مشخص شدن نتیجه‌ی این مذاکرات. نتیجه‌ای که می‌تواند بازگشایی تنگه‌ی هرمز و برداشته شدن محاصره و ادامه‌ی روند صعودی باشد. در هر صورت، تا عدم تعیین‌تکلیف این داستان، بازاری نوسانی، کمی صعودی با ارزش معاملات بالا را می‌توان متصور بود.

 چرا پالایشی‌ها مهم‌ترین صنعت بورس هستند؟

بهار امسال حدود ۳۰ درصد درآمد شرکت‌های بورسی مربوط به شش شرکت پالایشی بود. از طرف دیگر، حدود ۱۶ درصد از سود خالص کل بورس نیز مربوط به این صنعت است که در هر دو مورد، رتبه اول برای این گروه است. از نظر تقسیم سود نیز بیشترین مبلغ سود تقسیم‌شده در بین صنایع، مربوط به این صنعت بوده است. توجه به این نکته ضروری است که در بهار امسال، نرخ‌های دلاری محصولات و نفت با قیمت‌های سال گذشته محاسبه شد. به همین دلیل، در تیرماه که نرخ‌های جهانی برای درآمد و هزینه مورد محاسبه قرار گرفت، درآمد و سود صنعت وزن بیشتری از درآمد و سود ناخالص تیرماه صنایع را کسب کرد. حالا امروز یک نامه در مورد درخواست انجمن از معاون اول رئیس‌جمهور برای تمدید فرمول تا پایان سال ۱۴۰۵ منتشر شد و بلافاصله صنعت صف خرید شد. واقعیت اگر فرمول تمدید شود، حتی با کرک‌اسپرد تیرماه، سود صنعت پالایشی امسال بسیار جذاب خواهد شد. کرک‌اسپرد مرداد ماه (در حال حاضر) نسبت به تیرماه حداقل ۵۰ درصد بالاتر است.

بازار امروز فراتر از انتظارات ظاهر شد؛ هرچند کل بازار کاملاً یکدست سبز نبود، اما جریان پول به جای رفتار توده‌ای، با استراتژی «انتخاب هوشمندانه» اقدام به گلچین کردن سهم‌های مستعد در صنایع مختلف کرد. در این چند روز، تمرکز خریداران روی بزرگان بازار، فراتر از ارزندگی بنیادی، یک «سپر دفاعی» در برابر ریسک‌های سیاسی پایدار است. فعالان بازار وزن سبد خود را به سمت دارایی‌های با نقدشوندگی بالا سنگین کرده‌اند تا در صورت بروز شوک‌های ناگهانی، اسیر صف‌های فروش دارایی‌های کوچک‌تر نشده و امکان خروج سریع داشته باشند. ثبت ارزش معاملات ۲۵.۵ همتی، هرچند نسبت به دیروز افت داشت، اما بازتاب‌دهنده جریانی واقعی‌تر و عاری از هراس بود. تخلیه صف‌های خرید سنگین و روان شدن معاملات نشان داد که بازار به جای رفتارهای هیجانی، به سمت تعادل حرکت می‌کند. شاخص در محدوده زمانی حساس خود قدم بر می‌دارد. امیدواریم همانند امروز، کج‌دار و مریز هم شده، بتواند از این محدوده زمانی مهم عبور کند. فردا احتمالاً عرضه‌ها بیشتر شود. بازار را با دقت بیشتری دنبال می‌کنیم.

 ایستادگی؛ بازار از آزمون سربلند بیرون آمد

چه روزی بود امروز. بسیاری منتظر نتیجه بودند که ببینند بازار چه می‌کند. حتی خود ما فکر می‌کردیم منفی به مثبت می‌شویم، ولی نه مثبت قوی، اما اتفاقات جور دیگری پیش رفت. البته به واقع، بعد از عرضه‌های دیروز، همین که بازار امروز منفی نبست، یک پیروزی بزرگ است و در طول بازار هم انصافاً دو خبر، نامه پالایشی‌ها و رفتن قالیباف و عراقچی به پاکستان، مؤثر بود. ولی انصافاً بازار عجیبی بود و بار دیگر فروشنده‌ها را پشیمان کرد و نشان داد اوضاع می‌تواند متفاوت باشد. نکته بسیار مهم این است که دلار هم به عنوان بازاری هوشمند در حال سقوط در بازار است، ولی دلار نیما در حال افزایش است و این اتفاق مثبتی برای بازار خواهد بود. آتش‌بازی حجم و جریان پول دیروز و سونامی خوش‌بینی امروز، بازار خوبی را رقم زد و دست فروشنده‌ها سوخت.

بازار امروز را در حالی آغاز کردیم که دیروز و امروز پر معامله‌ترین روزهای تاریخ اخیر بازار را تجربه کردیم. به خصوص دیروز، به واقع علاوه بر این تجربه، بازار آزمون ایستادگی را نیز تجربه می‌کرد. ساختمان‌سازها چیزی به نام تست مقاومت دارند که فکر می‌کنیم در بتن و … می‌زنند و گاهی اوقات هم با نرم‌افزارها به شکل آزمایشی یک سازه را می‌لرزانند تا استحکام مقاومت آن تست شود. به نظر بازار در این روزها در حال گذراندن این تست ایستادگی است و صد البته معتقدیم به واسطه بنیاد قوی، پایه‌های این سازه مستحکم بنا شده و همانطور که می‌بینید، حتی با وجود عرضه‌های سنگین، بازار اسیر صفوف فروش نمی‌شود. صفوف فروش نمی‌شود که هیچ، صف خرید مجدد را شکل می‌دهد!

امروز چند بحث را با هم دنبال می‌کنیم که به بازار این روزها مربوط است و یکی از مهم‌ترین آنها این بوده که اسب خوش‌بینی و دور شدن سایه جنگ از سر بازار، از هفته قبل چهار نعل می‌تازید و پیش می‌رفت و روزهای این هفته هم تا حدودی سرعتش نرمال و خوب بود، اما رفته‌رفته خسته شد و انرژی و انگیزه جدیدی هم نرسید و همین شد که فعلاً کمی، فقط کمی سرعتش کم شده، ولی انصافاً باز هم خوب است، اما به نظر بیشتر در حال رصد کردن اتفاقات و رویدادهاست. در روزهای تیر و ابتدای مرداد، بازار با انرژی خوب گزارش‌ها و اصلاحی که صورت گرفته بود، آماده یک رشد بود، اما تحولات سیاسی و تهدیدات زدن زیرساخت، پای او را بسته بود و پر پرواز او را شکسته بود. به محض برطرف شدن آن، این پرنده پرید و اوج گرفت و حالا در این اوج، شاید کمی ارتفاع‌زده شده و کمی در حال مدیریت این ارتفاع است. مدیریت گاهی اوقات به معنی کم کردن ارتفاع نیست؛ همین که حجم خوبی در این محدوده زده شود، کافی است. وضعیت بازار این روزها نیز همین است. دیروز دیدیم که بسیاری از سهم‌ها عرضه شدند و امروز هم این عرضه در ابتدای بازار وجود داشت، بسیاری از سهم‌ها دیگر صف خرید خاصی نداشتند، ولی هر چه پیش رفت، اوضاع بهتر شد. ولی نکته مهم این است که طی این دو روز، حجم معاملات افزایش یافته و جریان پول درگیر شده است. اینجاست که به نظر به نقطه جالبی برای بررسی بازار می‌رسیم.

 فرصتی شیرین برای بازار

امیدواریم که این اتفاق رخ ندهد، ولی معتقدیم ممکن است چند روزی به بهانه تعطیلات و عرضه‌ها، بازار کمی درجا بزند و عرضه شود. بیشتر حجم بخورد و دست‌به‌دست شود، ولی این اتفاق برای بازار شیرین است. این حجم خوردن، استاپ کردن، نفس گرفتن می‌تواند انرژی جدید بازار برای روزهای پیش‌رو باشد. نکته بسیار مهم دیگر که بارها آن را نوشته‌ایم و از آن به عنوان یک مبنا و پایه استفاده می‌کنیم، این است که اگر اتفاق عجیبی رخ ندهد و در حوزه سیاست‌های کلان اقتصادی اتفاقات تلخی نداشته باشیم و با فرض ادامه فضای فروش شرکت‌ها، حتی در صورت عرضه و اصلاح، بازار کمی پایین‌تر یا با ۷ الی ۱۰ درصد اصلاح، دوباره نقطه جذابی را خواهد دید. قیمت‌ها و سهم‌ها و بازاری که با این حجم اصلاح در نقطه خرید دوباره قرار می‌گیرد، جای ترس ندارد. این کلیت آن چیزی است که باید بدانیم؛ یعنی از این استراحت و ریزش و عرضه‌ها به عنوان فرصت خرید یاد شود و یا اصلاح پرتفوی.

اما نگران بازار نباشیم؟ خوش‌بین و خوش‌خیال؟ خیر. بازار فقط ۳ نقطه نگران‌کننده دارد و به واقع اگر این ۳ نقطه با چالش مواجه شود، می‌توانیم بگوییم که کم‌کم باید کمی از بازار دور باشیم و البته این نقطه نظر ماست و هر کسی ممکن است نظر دیگری داشته باشد.

نقطه اول: نقطه اوج تنش سیاسی است. یعنی اگر دوباره ما در همین روزها، در همین تعطیلات، تنش‌های سیاسی را بالا گرفته شده ببینیم، دوباره تهدید به زد و خورد، به زدن زیرساخت را بشنویم، با توجه به اینکه بازار طی این مدت رشد کرده، نقطه موقت استراحت و اصلاح بازار می‌شود.

نقطه دوم: ادامه وضعیت محاصره اقتصادی است. یعنی در همین حالت، در همین فضا، حتی اگر تنشی رخ ندهد و شرایط همینطور بماند و ما در محاصره دریایی باشیم، به نظر خیلی زود بازار تبعات منفی را در گزارش‌ها نشان داده و عقب‌نشینی خواهد کرد. یعنی اگر افق با چشم‌اندازی از رفع محاصره و تحریم نباشد، بازار هم جای خاصی نمی‌تواند برود و ممکن است حتی سایر بازارها در این نقطه به بعد شرایط بهتری را تجربه کنند.

نقطه سوم: غافلگیری از سوی کدال است. یعنی آنچه تا به امروز به عنوان نوار پیروزی‌های کدالی شرکت‌ها بیان شده، پایه‌های بنیادی بازار بوده است. اگر دچار ترک و آسیب و خدشه شود، خیلی زود این بنا با رشدی که داشته و بازدهی که داشته، فرو می‌ریزد و اصلاً هم نباید این رویدادها را دور دانست، چرا که هر چیزی ممکن است به وقوع بپیوندد. اما در حال حاضر و در این لحظه که با هم صحبت می‌کنیم، کدال گزارش خاصی ندارد، وضعیت دلار و فروش شرکت‌ها نگران‌کننده نیست و چشم‌انداز توافق و رفع تحریم و دور شدن جنگ وجود دارد. پس در فاز فعلی، اگر قصد تصمیم‌گیری دارید، این دو وجه را کنار هم قرار دهید و تصمیم‌گیری نمایید: وجه خوش‌بینی در کنار نقاط احتمالی عرضه.

نکته بعد شاید همین فردا یا هفته بعد، بازار کمی در این نقاط استراحت کند یا درجا بزند یا موج عرضه قوی‌تری را داشته باشد، اما به نظر هنوز به پایان مسیر نرسیده‌ایم. روز گذشته نیز گفتیم که چارتیست‌ها نیز بر این عقیده‌اند که وقتی گذر از شاخص و سقف قبلی آن اتفاق می‌افتد و به خصوص وقتی این گذر با سونامی حجم معاملات بالا همراه است، برای تثبیت آن زمان نیاز دارد. یعنی ممکن است حتی چند روز دیگر هم بازار در همین فضای یکی مثبت و یک منفی قرار گیرد و انرژی لازم برای رشد را نداشته باشد، اما خیلی زود دوباره آن را به دست خواهد آورد.

برخی هم یک سناریوی جالب و جذاب و زیبا را می‌نویسند که می‌تواند محقق شود و دور نیست. بسیاری بر این عقیده‌اند که بازار طی چند روز عادی درگیر این حجم و منفی و مثبت‌ها خواهد بود و حتی یک اصلاح کوتاه را هم ممکن است تجربه کند، اما در نهایت و پس از اصلاح قیمت‌ها، بازار دوباره با ترکیبی از اخبار سیاسی رفع تحریم، برگشت به تفاهم و ادامه روند دلار حواله و گزارش‌های خوب، رالی بعدی را آغاز می‌کند. البته این سکه دو رو دارد و روی دیگر آن سناریویی است که همه از آن واهمه دارند و فرار می‌کنند؛ یعنی نقطه‌ای که دوباره چالش‌های سیاسی اوج می‌گیرد و یا یکی از آن سه رویداد بالا به وقوع می‌پیوندد و آنجاست که فشار فروش با توجه به رشدی که این مدت داشته، بازار را رها نخواهد کرد. البته باز هم این را تاکید می‌کنیم که بازار در نقطه نگران‌کننده نیست و جایی نیست که بخواهد یک نزول عجیب و سریع را تجربه کند. اما این روزها، عده‌ای معدود، برخی از ترس تکرار تاریخ و تجربه سال‌های خاص ۹۹ و با ترس از آن رویدادها و اتفاقات، اقدام به فروش می‌کنند که مبادا دوباره به آن حالت دچار شویم.

در بخش دوم، امروز و فردا به بازخوانی نکاتی می‌پردازیم که در آن سال‌ها وجود داشت و شاید طی این مدت کمتر به آن پرداخته شده است، ولی برای مرور بسیار آموزنده است. ذیل تمام این رویدادهای سال ۹۸ و ۹۹، دو جریان وجود داشت: ۱. جریان طمع و رفتار گله‌وار و جوّزده مردم و ۲. رفتار احمقانه دولت. این دو دست در دست هم، فاجعه و بحران سال ۹۹ را به وجود آوردند. قطعاً در آن مقطع، مردمی که می‌خواستند از تورم فرار کنند و اسیر کرونا بودند، بازار سرمایه و اعتماد به حرف مسئولین و دیدن اینکه این بازار می‌تواند بازدهی خوبی داشته باشد و به اصطلاح آن روز «شغل دوم و درآمد اول» باشد، مردم را تشویق کردند و بعد بدون هیچ برنامه‌ای، آن اتفاقات افتاد.

اما اگر بخواهیم کمی جلوتر برویم، ماجرا از آنجا آغاز شد که با آمدن کرونا، سیاست‌های مالی و پولی دولت هم تغییر کرد. با کاهش دستوری نرخ بهره، P/E بازارها افزایش پیدا کرد و تمایل مردم به حضور در بازار سرمایه بیشتر شد. ما یک رالی کوتاه منطقی و نسبتاً بر مبنای بنیاد از دی ۹۸ تا انتهای ۹۸ داشتیم و یک نکته بسیار جالب اینکه بسیاری از اهالی بازار در این رالی از اسب قیمت‌ها پیاده شدند و باقی مسیر را خیلی‌ها یا تماشاچی بودند یا جرات خرید سنگین نداشتند.

بخش دوازدهم؛ مراحل جذب جریان پول؛ ما کجا ایستاده‌ایم؟

اگر به گزارش‌های بازار قبل نگاه کنید، به کرات در مورد درگیر شدن جریان پول صحبت کردیم و معتقدیم این جریان سه مرحله دارد:

مرحله اول: مرحله‌ای است که اسمارت مانی‌ها، اهالی بازار، حقوقی‌ها، صندوق‌ها در بازار حضور دارند و روند را شکل می‌دهند.

مرحله دوم: پول‌های بزرگ‌تر، قوی‌تر، برخی نهادها و افراد حقیقی و حقوقی است که به واسطه بازدهی ایجاد شده ترغیب شده و راهی بازار می‌شوند.

مرحله سوم: مرحله‌ای بود که در اردیبهشت تا مرداد ۹۹ تجربه کردیم و هجوم مردم کوچه و خیابان به سمت بازار سرمایه بود. شبیه تبی که همین چند وقت پیش در کریپتوها به راه افتاد و از هر ۱۰ نفر، ۸ نفر تریدر شده بودند. در آن مقطع نیز از هر ۱۰ نفر، ۸ نفر در بازار فعالیت می‌کردند و با گوشی آنلاین به دست، برای شما تحلیل می‌زدند.

 درست در همین روزهای ۱۸ و ۱۹ مرداد بود که سیستم کولر اتاق خراب شده بود و تعمیرکاری با دست‌های پینه‌بسته و قیافه نه‌چندان شیک، با لباس‌هایی خاکی راهی دفتر شده و در حال تعمیر کولر بود که موبایلش چند بار زنگ زد و او هم سیگنال خرید «وساپا» و «دارا» و «پالایش» و «شپنا» و گزینه‌های دیگر را می‌داد. بارها به دوستان خود عرض کردم که او یک نشانه از سمت خدا برای پورتفوی من بود؛ یک هشدار که کار به کجا رسیده.

ما در چنین فضایی سال ۹۹ قرار داشتیم. تعجب می‌کنم از کسانی که در مورد روند فعلی بازار و مقایسه آن با سال ۹۹ صحبت می‌کنند. ما حتی هنوز در مرحله اول جذب جریان پول هم نیستیم و هنوز اهالی بازار به خود این بازار اعتماد و اعتقاد ندارند و جریان پول راهی بازار نکردند. چه انتظاری از تکرار مراحل دوم و سوم دارید؟ پس مقایسه فعلی بازار با توجه به شرایط و فضا با سال ۹۹، مقایسه‌ای نسبتاً احمقانه است که توسط برخی صورت می‌گیرد و مدام نتیجه‌گیری می‌شود و همه حالات نیز غلط است. البته این را هم باید اضافه کرد که عملکرد بسیار بد و ضعیف دولت در آن سال‌ها با مردم و بحث ارزندگی بازار هم وجود داشت که فردا در مورد رفتار دولت و موضوع ارزندگی صحبت خواهیم کرد تا بر همگان اثبات شود که مقایسه این دو مقطع تاریخی با هم، مقایسه‌ای اشتباه و به دور از رویدادهای واقعی است. روی کار خودتان متمرکز باشید و تاریخ را شخم نزنید.

برای مطالعه جدیدترین تحلیل‌ها و رویدادهای اقتصادی، به سایت سرمایه فردا مراجعه کنید.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *