رفتن به محتوای اصلی
شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

بیماری هلندی معمای نقدینگی

۱۴۰۵-۰۵-۲۴ ۰۱:۴۲ modir 0
اشتراک‌گذاری:
بهترین شیوه مدیریت درآمدهای نفتی برای ایران این است که نفت به سرمایه مولد تبدیل شود، نه هزینه جاری. بخش عمده درآمدهای نفتی باید وارد صندوق ثروت ملی شود و در دارایی‌های خارجی و پروژه‌های زیرساختی بلندمدت سرمایه‌گذاری شود.

به گزارش سرمایه فردا، «بیماری هلندی» زمانی رخ می‌دهد که درآمدهای ارزی، معمولاً از محل نفت و گاز، ناگهان افزایش پیدا کند. دولت نرخ ارز را برای سال‌ها پایین نگه می‌دارد و پول ملی بیش از واقعیت ارزشمند می‌شود. نتیجه؟ واردات از تولید داخل به‌صرفه‌تر می‌شود، سرمایه از صنعت و کشاورزی فاصله می‌گیرد، تولیدکننده قدرت رقابتش را از دست می‌دهد، صادرات غیرنفتی تضعیف می‌شود و اقتصاد روزبه‌روز به نفت وابسته‌تر می‌شود. ایران دست‌کم دو بار با شدت این تجربه را پشت سر گذاشت؛ یک‌بار پس از جهش درآمدهای نفتی دهه ۵۰ و بار دیگر در جهش قیمت نفت دهه ۸۰. اما چرا ایران بیشتر از بسیاری از کشورهای نفت‌خیز خلیج فارس آسیب دید؟ در این گزارش تحلیلی، نگاهی داریم به پیامدهای بیماری هلندی، تفاوت ایران با سایر کشورهای نفت‌خیز و راه‌حلی که به چاپ پول بیشتر نیاز ندارد. در ادامه، این گزارش تفصیلی را مرور می‌کنیم.

ایران دست‌کم دو بار با شدت این تجربه را پشت سر گذاشت؛ یک‌بار پس از جهش درآمدهای نفتی دهه ۵۰ و بار دیگر در جهش قیمت نفت دهه ۸۰. اما چرا ایران بیشتر از بسیاری از کشورهای نفت‌خیز خلیج فارس آسیب دید؟ چون ایران فقط یک اقتصاد نفتی نبود؛ یک اقتصاد متنوع با فولاد، سیمان، خودرو، ماشین‌سازی، پتروشیمی، نساجی، صنایع غذایی و کشاورزی داشت. وقتی واردات ارزان‌تر از تولید داخل می‌شود، دقیقاً همین صنایع بیشترین آسیب را می‌بینند. هرچه اقتصاد متنوع‌تر باشد، اگر درآمد نفت درست مدیریت نشود، بیماری هلندی می‌تواند خسارت بیشتری وارد کند.

چرا ایران آسیب‌پذیرتر بود؛ جمعیت، صنعت و مدیریت

ایران با جمعیتی نزدیک به ۹۰ میلیون نفر برای ایجاد اشتغال به یک بخش تولیدی قدرتمند نیاز دارد؛ اما بسیاری از کشورهای حاشیه خلیج فارس جمعیت کمتر، صنایع قابل‌تجارت محدودتر و صندوق‌های ثروت ملی بزرگی داشتند که بخش زیادی از درآمد نفت را خارج از اقتصاد داخلی سرمایه‌گذاری می‌کردند. به‌نظر من بهترین شیوه مدیریت درآمدهای نفتی برای ایران این است که نفت به سرمایه مولد تبدیل شود، نه هزینه جاری. بخش عمده درآمدهای نفتی باید وارد صندوق ثروت ملی شود و در دارایی‌های خارجی و پروژه‌های زیرساختی بلندمدت سرمایه‌گذاری شود.

تنها بخشی از درآمد نفت، آن هم بر اساس یک قاعده مالی مشخص، وارد بودجه شود و منابع داخلی نیز به توسعه زیرساخت، آموزش، فناوری، صنایع با ارزش افزوده بالا و صادرات غیرنفتی اختصاص یابد؛ نه واردات کالاهای مصرفی. مشکل ایران فقط «نفت» نبود؛ بلکه تزریق درآمدهای نفتی به اقتصادی با پایه صنعتی گسترده و مدیریت نادرست نرخ ارز و بودجه بود؛ ترکیبی که بیماری هلندی را بسیار پرهزینه‌تر از بسیاری از کشورهای نفت‌خیز دیگر کرد.

مقایسه‌ای اشتباه؛ نقدینگی ایران و ژاپن

یک عده می‌گویند چون نسبت نقدینگی به GDP در ژاپن از ایران بیشتر است، پس ایران هم باید نقدینگی بیشتری خلق کند. این مقایسه، بدون درنظر گرفتن ساختار اقتصاد، اشتباه است. در معادله معروف اقتصاد کلان MV=PY فقط حجم نقدینگی (M) مهم نیست؛ سرعت گردش پول (V)، سطح قیمت‌ها (P) و تولید واقعی (Y) نیز تعیین‌کننده‌اند. ژاپن نقدینگی بالایی دارد، اما مردم به ین اعتماد دارند، تورم پایین و باثبات است، بازار سرمایه و اوراق بسیار عمیق است و بخش بزرگی از پس‌انداز خانوارها از طریق بورس توکیو، صندوق‌های بازنشستگی و بازار سرمایه به شرکت‌ها و طرح‌های توسعه می‌رسد. در نتیجه پول با سرعت کمتری به سمت ارز، طلا یا دارایی‌های سفته‌بازانه حرکت می‌کند.

چرا نقدینگی در ایران آسیب‌زاست؟

در ایران، بی‌اعتمادی به ریال، تورم مزمن، کسری بودجه و ناترازی بانک‌ها باعث شده سرعت گردش پول بالا باشد. مردم برای حفظ قدرت خرید، طبیعی است که به سمت دلار، طلا، خودرو و ملک بروند. بنابراین مشکل اقتصاد ایران «کمبود نقدینگی» نیست؛ مشکل این است که نقدینگی چگونه خلق می‌شود و به کجا می‌رود.

راه‌حل، چاپ پول بیشتر نیست؛ بلکه باید کسری بودجه ساختاری دولت کاهش یابد، بانک‌های ناتراز اصلاح شوند، اضافه‌برداشت و خلق اعتبار بی‌ضابطه محدود شود و دولت به‌تدریج از بنگاه‌داری خارج شود. درآمد واگذاری شرکت‌های دولتی نیز نباید صرف هزینه‌های جاری شود؛ بلکه باید برای کاهش بدهی دولت، اصلاح شبکه بانکی و سرمایه‌گذاری زیربنایی استفاده شود.

در کنار این اصلاحات، بورس باید به موتور تأمین مالی اقتصاد تبدیل شود. شرکت‌های بزرگ از طریق عرضه اولیه، افزایش سرمایه، صرف سهام و صندوق‌های پروژه، به‌ویژه در نیروگاه‌های خورشیدی، بادی، حمل‌ونقل، معدن، پالایشگاه و صنایع با ارزش افزوده بالا، سرمایه جذب کنند. در این صورت مردم به‌جای خرید دلار و طلا، در دارایی‌های مولد شریک می‌شوند و شرکت‌ها نیز به‌جای اتکا به وام‌های تورم‌زای بانکی، از پس‌انداز واقعی مردم تأمین مالی می‌شوند.

نتیجه چنین مدلی روشن است: کاهش کسری بودجه → کاهش خلق نقدینگی → کاهش تورم و انتظارات تورمی → افزایش اعتماد به ریال → هدایت پس‌انداز مردم به بورس و پروژه‌های مولد → افزایش تولید واقعی و رشد اقتصادی. اقتصاد ایران به چاپ پول بیشتر نیاز ندارد؛ به انضباط مالی، بانک‌های سالم، دولت کوچک‌تر و بازاری نیاز دارد که پس‌انداز مردم را به سرمایه‌گذاری مولد تبدیل کند، نه به سفته‌بازی در دلار و طلا.

برای مطالعه جدیدترین تحلیل‌ها و رویدادهای اقتصادی، به سایت سرمایه فردا مراجعه کنید.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *