به گزارش سرمایه فردا، خبرها گاهی شبیه وزش بادی سرد از لابهلای درزهای یک خانه قدیمیاند؛ آرام میآیند، اما ناگهان دمای اتاق را تغییر میدهند. خبر رفتن عنایت بخشی از همین جنس بود. انگار یکی از آن صداهای آشنا که سالها در گوشِ تصویر مانده بود، خاموش شد. چهرهای که با ورودش به قاب، هوا کمی سنگینتر میشد و تماشاگر حس میکرد قرار است اتفاقی جدی رخ دهد. عنایت بخشی از آن بازیگرانی بود که حضورشان پیش از دیالوگ اثر میگذاشت. سیمایی جدی، نگاه نافذ، صدایی که خشاش بخشی از شخصیت بود؛ ترکیبی که به نقشها وزن میداد. او بازیگر اغراق نبود. حرکتها حسابشده، لحن کنترلشده و احساسی که بیشتر در چشمها جریان داشت تا در فریاد.
راه بخشی از تئاتر آغاز شد؛ جایی که بازیگر پیش از شهرت، با خودش روبهرو میشود. نوجوانی که در گروه هنر ملی قد کشید، زیر نظر استادانی چون حمید سمندریان آموخت و در روزگاری که امکانات محدود بود، با سماجت تمرین کرد. آن نسل از بازیگران، بدن و صدا را میساختند؛ نقش را زندگی میکردند، نه اجرا. همین تربیت صحنهای، سالها بعد در بازیهایش دیده میشد. میزانسن را میفهمید، ریتم را میشناخت و میدانست سکوت گاهی از هر دیالوگی پرمعناتر است. بازی او اغلب آرام بود، اما این آرامش هیچگاه به بیاثری شباهت نداشت. زیر پوستِ همین خونسردی، تنشی پنهان جریان داشت.
بخشی سالها با نقشهای منفی شناخته شد؛ شخصیتهایی که در دست بسیاری از بازیگران به تیپهایی تکراری بدل میشوند. اما در اجرای او، حتی تلخی و خشونت نیز رنگی از انسانیت داشت. شرارت در بازی بخشی بیشتر سرد بود تا پرهیاهو؛ تهدیدی خاموش که از دل نگاه میآمد. او خوب میدانست نقش منفی قرار نیست کاریکاتور باشد. آدمهای تاریک هم لایه دارند، ترس دارند، ضعف دارند.
شاید همین نگاه بود که باعث شد شخصیتهایش باورپذیر شوند. تماشاگر از آنها فاصله میگرفت، اما نمیتوانست انکارشان کند. سالها بعد، چرخش تدریجی او به سمت نقشهای خاکستریتر و مثبت، نشان داد آن چهره سخت، ظرفیت طیفی گستردهتر از احساسات را نیز دارد. اقتدار، وقار و نوعی اندوه پنهان، به شخصیتهای متأخرش عمق دیگری بخشید.
ورودش به سینما با «آقای هالو» اتفاق افتاد؛ شروعی که به مسیری طولانی انجامید. دههها کار بیوقفه، همکاری با کارگردانهای متعدد و حضور در آثاری که هرکدام بخشی از تاریخ سینمای ایراناند. بخشی از آن دست بازیگرانی بود که حتی در نقشهای کوتاه نیز قابل چشمپوشی نبودند.
او قاب را پُر میکرد؛ بدون هیاهو، بدون تلاش برای جلب توجه. کافی بود وارد صحنه شود. وزن شخصیت به شکل طبیعی شکل میگرفت. این کیفیت، چیزی فراتر از تکنیک بود؛ حاصل سالها تجربه، مشاهده و شناخت دقیق از انسان.
تلویزیون برای عنایت بخشی میدان دیگری بود. مجموعههایی که بارها بازپخش شدند و نسلهای مختلف با آنها خاطره دارند، با حضور او جان گرفتند. نقشهایی که گاه چنان در ذهن مخاطب نشستند که نام شخصیت جای نام بازیگر را گرفت. در آثار تاریخی و درامهای تلویزیونی، چهره او اغلب مترادف اقتدار بود. حضوری که باور میساخت. بازیگری که با کمترین حرکت، بیشترین اثر را میگذاشت. نگاهش کار میکرد، سکوتش کار میکرد، حتی ایستادنش معنا داشت.
در سالهایی که بسیاری از همنسلانش کمکار شدند یا از میدان فاصله گرفتند، بخشی همچنان از شوق بازیگری میگفت. برای او، ایستادن جلوی دوربین عادتی فرسوده نبود. هیجان کار، اضطراب پیش از اجرا، همان حس روزهای نخست را داشت. او بارها تأکید کرده بود که بازیگری بدون تلاش و تمرین معنا ندارد. از نسلی میآمد که برای شناخت یک نقش، ماهها مشاهده میکردند، راه رفتن آدمها را میدیدند، لحن صداها را گوش میدادند. بازیگر در نگاه او، کارگرِ جدیِ احساس و بدن بود.
پیشینه بخشی در نقالی و تعزیه، رد خود را در بیانش باقی گذاشته بود. کلام در دهانش وزن داشت. جملهها با موسیقی ادا میشدند. صدایی که قدرت داشت، اما هرگز به نمایش قدرت تبدیل نمیشد. او کلمه را میشناخت؛ دیالوگ را میفهمید.
رفتن عنایت بخشی، یادآور عبور آرام نسلی است که بازیگری را با انضباط، صبر و احترام به نقش معنا کردند. بازیگرانی که پیش از قاب تصویر، سالها روی صحنه زیستند و هنر را با تمرینهای طولانی آموختند. عنایت بخشی در قابها باقی خواهد ماند؛ در نگاههای سخت، چهرههای جدی، شخصیتهایی که میان نور و سایه ایستاده بودند.
برخی بازیگران با نقشهایشان به یاد میآیند، برخی با سبک بازی و برخی با خودِ حضورشان. بخشی از گروه آخر بود. چهرهای که کافی بود وارد صحنه شود تا فضا تغییر کند. صدایی که هنوز در گوش تصویر میپیچد. حضوری که هنوز از قابهای قدیمی بیرون میآید و تماشاگر را برای لحظهای آرام، در سکوت نگه میدارد.
۱۳ درصد از زنان بزرگسال آمریکایی ترجیح میدهند در روز ولنتاین پیشنهاد ازدواج دریافت کنند.…
افت دلار به زیر ۱۶۰ هزار تومان نهتنها آرامش نیاورد، بلکه موج تازهای از تقاضا…
بسیاری از کارخانههای لوازم خانگی مواد اولیه خود را ابتدای سال با دلار ۷۰ هزار…
گفتوگو درباره آینده پرونده هستهای ایران و تلاش برای جلوگیری از تشدید تنشهای منطقهای، بخشی…
رشد قیمت مرغ، فروش تکههای ریز و باقیمانده را رونق داده است؛ قطعاتی که زمانی…
در روزهایی که هیجانهای مقطعی، نگاهها را از بنیاد شرکتها دور کرده، یک بررسی جامع…