کریستین کوپر، بانکدار، فعال اقتصادی و تاجر آمریکاییِ بسیار موفقی است. با درآمد سالانهای نزدیک به یک میلیون دلار، و نوشتههای تحسینشدۀ بسیار در معتبرترین رسانههای جهان و کتابهایی پرخواننده که از غرب تا شرق سیاره خوانده میشود. در نگاه اول، هیچ نشانی از فقر در زندگی امروز او نیست.
حتی اگر بدانیم که در خانواده و محلهای فقیر به دنیا آمده و بزرگ شده، احتمالاً تحسین و تمجیدش میکنیم که توانسته است با موفقیت از چرخۀ فقر بیرون بجهد و برای خودش ثروتی به هم بزند. بااینحال، خودِ او داستان زندگیای را جور دیگری میبیند.
کوپر میگوید از روزهای سخت دوران کودکیاش، میراثی بزرگ در عمق جان او باقی مانده است: «نگرانی دائمی و همیشگی از آینده». احساسی که همواره تو را گوشبهزنگ و محتاط نگه میدارد.
کوپر مینویسد: «بخش زیادی از وقتم را به غور در پرسشهای اساسی میگذراندم. غذای بعدیام از کجا خواهد آمد؟ فردا برق داریم؟ احساس شرمساری مادرم را وقتی جلوی صندوق خواربارفروشی سعی میکرد کوپنهای غذایمان را مخفی کند، خیلی خوب میشناختم. یادم میآید که در هشتسالگی از دورنمای نااطمینانی دائمی دربارۀ هرچیزی از زندگی، از غذا گرفته تا لباس و تحصیلات، دچار هراس میشدم.
میدانستم زندگی ما نمیتواند عادی باشد. یک جای کارِ این ریزجهان کوچکی که من در آن به دنیا آمده بودم میلنگید. فقط نمیدانستم که کجا.»
در سالهای اخیر، تحقیقات جدید در حوزههای مختلف علوم شناختی تصویر تازهای از آثار فقر ارائه کردهاند که کمک میکند آنچه بر کریستین کوپر گذشته است را خیلی بهتر درک کنیم.
برخلاف اسطورهای اجتماعی که میگوید با تلاش و پشتکار میتوان از چرخۀ فقر بیرون آمد، حالا میدانیم که فقر میتواند آثار خود را حتی در الگوهای ژنتیکی ما ثبت کند. دقیقتر بگوییم: شواهد جدید نشان میدهد استرسهایی که بچههای فقیر در اولین سالهای زندگی خود تجربه میکنند، ممکن است در نحوۀ شکلگیری اعضای بدن، انواع سلولهای تشکیلدهندۀ آن و حتی نحوۀ بیان کدهای ژنتیکی ما تأثیر بگذارد.
در واقع فقر، مثل بیماریهای دیگر، مجموعهای از نشانههای رتبطبههم دارد که پیشبینیپذیر، درمانپذیر و حتی وراثتپذیرند.
اگرچه هنوز تحقیقات در این زمینه کمشمارند، اما تصور اینکه آثار فقر میتواند در انواع اختلالات روانی و جسمی، حتی به نسلهای بعدی به ارث برسد، میتواند ساختار سیاستگذاریها برای مبارزه با فقر را کاملاً دگرگون کند.
اگر این تحقیقات را جدی بگیریم، احتمالاً مؤثرترین کاری که برای فقرا میتوانیم بکنیم، اجرای برنامههایی است که سطح استرس آنها را برای مدتی طولانی کاهش دهد. مقالهای در سال ۲۰۰۹ نشان داد اگر کودکان فقیر تنها برای سه سال اول زندگیشان، تحت حمایت برنامۀ جامعی برای رشد جسمی و روانی باشند، میتوانند به شکل بسیار مؤثری در برابر گرداب مشکلاتی که فقر به بار میآورد، مقاومت کنند.
این شاید کلید حل این معما باشد که چرا شمار کسانی که از فقر خلاصی مییابند اینقدر کم است؟
رابطه فقر و ژنتیک در این است که اگر مادر در زمان بارداری استرس داشته باشد در شکلگیری اندامهای جنین تاثیر میگذارد. در واقع رشد جسمی و ذهنی کودک عقب میافتد./دنیای اقتصاد
هنر در عبور از خطوط قرمز خلاصه نمیشود و هنرمند باید بتواند هوشمندانه با آنها…
جنگیرها برای جذب مشتری از مفاهیمی مانند جن عاشق، سحر، طلسم و انرژیهای منفی استفاده…
ناکامی در ایجاد امنیت اقتصادی و رفاه نیز از جمله مواردی بود که مردم را…
سال ۲۰۲۶ نشان داد که «امنیت انرژی و استقلال ملی» اکنون به محرک اول نوآوری…
سالانه حدود ۳۰ هزار پرونده در نتیجه اختلاف مالی ناشی از معاملات ملکی تشکیل میشود…
در سیاست، باخت یک تفکر غلط، یعنی برد یک ملت. اگر یاد نگیریم که «نقد…