شامورتیبازی در تجارت ایران

به گزارش سرمایه فردا، شما یک تاجر هستید. میخواهید تجارت کنید، میخواهید واردات انجام دهید. آیا میتوانید؟ پاسخ مثبت است، اما نه به روش معمول. چرا؟ زیرا رابطه بانکی ما با دنیا، «معمولی» نیست. غیرمعمولی بودن به این معناست که ما از مسیری رفتیم که مجبور شدیم غیرمعمولی شویم. تحریم شدیم و برای دور زدن آن، راهی غیرعادی را پیش گرفتیم. تجارت ما از مسیر معمول خارج شد و اکنون به نوعی «شامورتیبازی» تبدیل شده است؛ انتقال پول از طریق صرافیها، با ریسکهای بسیار بالا و بدون هیچ تضمینی. اما یک صرافی، اساساً برای انجام تجارت بینالمللی طراحی نشده است. نظام بانکی است که باید پول را منتقل کند. بانکهای ما با نظام بانکی دنیا ارتباط ندارند و این یعنی رابطه بانکی ما «معمولی» نیست.
تحریم و دور زدن؛ ریشههای یک بحران
غیرمعمولی بودن ما از کجا نشأت گرفته است؟ پاسخ این است: تحریم. ما تحریم شدیم و برای دور زدن آن، راهی غیرعادی را انتخاب کردیم. این انتخاب، تجارت ما را از مسیر معمول خارج کرد و آن را به یک فعالیت پرخطر و غیرقابل پیشبینی تبدیل کرد. اکنون دیگر نمیتوان تجارت بینالمللی را بهصورت درست و حسابی انجام داد. تجارت ما به نوعی «شامورتیبازی» تبدیل شده است که در آن، صرافیها نقش اصلی را ایفا میکنند. اما صرافیها نه توانایی انتقال پول در حجمهای بالا را دارند و نه ابزارهای لازم برای تضمین امنیت این انتقالات را.
برای درک مفهوم «معمولی بودن»، بهتر است به کشورهای عربی نگاهی بیندازیم. من مدت زیادی در عمان زندگی کردهام. در آنجا، مردم عادی و معمولی هستند. اکثر قریب به اتفاق زنان عمانی حجاب دارند، اما هیچکس به خارجیها کاری ندارد که آیا حجاب دارند یا نه. بخشی از نسل جوان نیز بهسادگی و بدون هیچ فشاری، سبک زندگی خود را انتخاب میکنند. یک عمانی میگوید: «من مسلمانم، اما این خانم مسیحی که به اینجا آمده، چرا باید من به زور لچک سرش کنم؟» این است معنای «معمولی بودن»؛ پذیرش دیگران، بدون تحمیل ارزشها. در عمان، همه چیز معمولی است؛ روابط، تجارت و زندگی روزمره. اما ما در ایران، غیرمعمولی شدهایم. از تحریم تا نحوه تعامل با دیگران، همه چیز در یک مدار غیرعادی میچرخد.
پیامدهای غیرمعمولی بودن؛ از تجارت تا زندگی روزمره
این «غیرمعمولی بودن» فقط به روابط بانکی محدود نمیشود. این وضعیت، زندگی روزمره ما را نیز تحت تأثیر قرار داده است. روابط ما با دیگران، نحوه تعامل ما با جهان و حتی نگاه ما به خودمان، تحت تأثیر این غیرمعمولی بودن است. ما نمیتوانیم با نظام بانکی دنیا ارتباط برقرار کنیم، نمیتوانیم بهراحتی تجارت کنیم و نمیتوانیم مانند سایر کشورها، روابط عادی داشته باشیم. این یک بحران است که ریشههای آن در تحریم و تصمیمات نادرست اقتصادی نهفته است.
مشکل ایران «ناتوانی در برقراری رابطه» نیست؛ مشکل این است که ما مسیری را انتخاب کردیم که ما را از معمولی بودن دور کرد. راهحل، بازگشت به «معمولی بودن» است؛ به این معنا که روابط بانکی و تجاری خود را با دنیا به حالت عادی برگردانیم. این کار نیازمند اصلاحات عمیق در ساختار اقتصادی، مذاکرات مؤثر با شرکای تجاری و بازگشایی مسیرهای ارتباطی با نظام بانکی بینالمللی است. تا زمانی که ما «غیرمعمولی» باقی بمانیم، تجارت، اقتصاد و زندگی روزمره ما نیز در یک مدار غیرعادی و پرخطر خواهد چرخید.
